سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » زندان،زندان است چرا من پیرزن را به جای پسرم مجازات می کنند...
» گفت و گو با مادر احمد کریمی، زندانی در تبعید

زندان،زندان است چرا من پیرزن را به جای پسرم مجازات می کنند

چکیده :فقط اميدوارم صدای ما به گوش مسوولان برسد و بدانند که من به عنوان یک مادر پیر و بیمار نمی توانم هر بار برای ملاقات با پسرم این همه راه را تا گنبد بروم. برای احمد که فرقی ندارد در كجا زنداني باشد بالاخره زندان، زندان است. اما با این تبعيدها فقط و فقط خانواده ها را عذاب می دهند. منِ پیرزن، من مادر را دچار عذاب و رنج مي كنند . خواهش می کنم صدای ما را بشنوندو راهي بيانديشند...


کلمه :احمد كريمي، زنداني سياسي چندي پيش براي گذراندن پانزده سال دوران محكوميتش از زندان اوين به زندان گنبد كاووس استان گلستان تبعيد شد . احمد اين روزها در ميان زندانيان با جرايم غير سياسي روزهاي سختي را مي گذراند اما با اين همه به عقيده خانواده احمد، اين خانواده هستند كه بيشترين زجر را از تبعيد احمد مي كشند چرا كه با وجود فقر مالي و دوري راه مجبورند براي ملاقات با احمد هر بار ساعتها راه را طي كنند تا فرزندشان را چند دقيقه اي در زندان ببينند. مادر احمد خطاب به مسوولان به ويژه دادستان تهران تاكيد مي كند :« من به عنوان یک مادر پیر و بیمار نمی توانم هر بار برای ملاقات با پسرم این همه راه را بروم. برای احمد که فرقی ندارد در كجا زنداني باشد بالاخره زندان، زندان است. اما با این تبعيدها فقط و فقط خانواده ها را عذاب می دهند. منِ مادر را دچار عذاب و رنج مي كنند . خواهش می کنم صدای ما را بشنويد .»

احمد كريمي ابتدا محكوم به اعدام شد و سپس در دادگاه تجديد نظر حكمش از اعدام به پانزده سال حبس در تبعيد تغيير يافت گفتگوي كلمه را با مادر وی می خوانيد :

خانم كريمي آخرين باري كه احمد را ديديد چه زماني بود؟ آيا او هنوز در زندان گنبد كاووس نگهداري مي شود ؟

احمد هنوز در زندان گنبد كاووس است و دوران پانزده سال زندانش را مي گذراند . از دو هفته پیش قانون جدیدی در اين زندان گذاشته شده است که تلفن ها يك روز درمیان باشد. آخرین ملاقات مان هم به دو ماه پیش برمی گردد. حقیقتا برایم سخت است که این همه راه را با این وضعیت جسمی و روحی خودم و سردی هوا و نداشتن وسیله نقیله شخصی به ملاقات برویم. از طرفی خود احمد هم خيلي دوست ندارد ما با اين شرايط سخت از اسلام شهر تهران تا گنبد را به ملاقاتش برويم بنابراين تاریخ ملاقات های حضوری را به ما نمی گوید و یا اشتباه می گوید. اصرار زیادی دارد که تا در تبعيد است به ملاقاتش نرویم. می گوید وقتی شما می آیید و بر می گردید حالم بدتر می شود.چون مدام نگران است كه نكند در جاده براي ما اتفاقي بيفتد، تصادف كنيم يا من كه بيمارم در راه حالم بد شود . به خاطر همين بيشتر نگران مي شود و مي گويد به ملاقاتم نياييد .اما بالاخره دل ما هم طاقت نمي آورد و هر يكي دو ماه سري به او مي زنيم .

از نظر روحی و جسمي چه وضعیتی دارد ؟شنيده بوديم كه مسوولان زندان مدام و به بهانه هاي مختلف او را از ديگر زندانيان جدا مي كنند ؟

بله، اوايل مسوولان زندان خیلی اذیت اش می کردند. مثلا اجازه نمی دادند با کسی در زندان حرف بزند. هیچ کدام از وسایلی را که برایش مي فرستادیم تحويل نمي دادند تا مدتها فقط با یک پیراهن و شلوار زندگي مي كرد .ما هم كه مي رفتيم و اعتراض مي كرديم كه چرا اين چنين مي كنيد و وسايل پسرم را تحويل نمي دهيد مي گفتند به ما گفته اند هیچ وسیله ای را به اين زنداني ندهيد . اما اين روزها آن طور كه خود احمد می گوید اوضاع بهتر شده است يعني ديگر اجازه دارد با ديگر زنداني ها حرف بزند. اما به هر حال همه ي هم بندي هاي احمد يا مرتكب قتل شده اند يا قاچاقچي مواد مخدرند و خيلي نمي تواند با آنها ارتباط برقرار كند يعني حرف خاصي با آنها ندارد اما احمد به هر حال تمام سعي خود را مي كند كه خود را با محيط انطباق دهد ولي خيلي سخت است .گاهي هم مسوولان زندان با حركات و حرفهايشان آزارش مي دهند .

چه حرفهايي ؟

مثلا پسرم حدود یک ماه پیش به خانه زنگ زد .خیلی ناراحت و غمگين بود .وقتي پرسيدم چه شده، گفت مسوولان زندان صدايش زده اند و گفته اند که تو مواد مصرف می کنی و می خواهیم از تو آزمایش بگیریم. گفتم مادر جان تو که معتاد نیستی اشکال ندارد آزمايش مي گيرند و خودشان مي فهمند، ناراحت نباش. كه به من گفت از این ناراحتم که به من تهمت می زنند و نمی دانم از اين حرفها و اعمال چه برنامه ای را دنبال مي كنند .البته بعد از آن هم دیگر دنبال ماجرا را نگرفتند ولي خب اين طوري روزهاي سخت زندان آن هم دور از خانواده و بدون ملاقات را برايش سخت تر مي كنند .


در مصاحبه قبلي تان با ما، گفتيد كه در روز ملاقات ماموران زندان آزارتان مي دهند و با اينكه زودتر از همه براي ملاقات در زندان حاضر مي شويد آخرين نفر شما را براي ملاقات مي فرستند هنوز هم چنين برخوردهايي با شما مي كنند ؟

يکشنبه ها ملاقات کابینی خانم ها و سه شنبه ها ملاقات کابینی آقایان است و هر چهارهفته یک بار هم ملاقات حضوری ما چون به خاطر دوري راه نمی توانیم هر هفته به ملاقات برویم ملاقاتهاي كابيني را نمي رويم و هر ماه برای ملاقات حضوری می رفتیم که الان هم بخاطر مشکلاتي که براي تان توضيح دادم هر دو ماه یک بار شده است .ما وقتی برای ملاقات حضوری مي رويم ، چون صبح خیلی زود می رسيم برای نوبت گرفتن هم خيلي زود در سالن ملاقات حاضر مي شويم . اما احمد هميشه آخرین زندانی هست كه براي ملاقات آورده مي شود. فكر كنيد ده ساعت راه را براي يك ملاقات بيست دقيقه اي مي رويم اما آنجا هم بايد از صبح تا ظهر معطل بمانيم .در حالی که خود احمد هم می گفت اولین نفر او را صدا مي كنند اما عمدا پشت در نگه اش مي دارند تا همه ملاقات كنند و بعد او بيايد يعني يك زجر دو طرفه براي ملاقات را تحمل مي كنيم و از وقت ملاقات هم كم مي شود. چون هميشه گروه آخر كمترين زمان را براي ملاقات دارند چون ماموران مي خواهند زود همه چيز را جمع كنند و براي نماز و ناهار بروند . دفعه آخر هم که رفتيم به برادر احمد گفتند قانون جدیدي آمده که آقایان حق ملاقات حضوری ندارند و فقط من و دخترانم را به ملاقات حضوری فرستادند. پسرم این همه راه برای دیدن برادرش آمده بود اما اجازه ندادند حتی پنج دقیقه احمد را ببیند.

فضاي ملاقات چگونه است آيا مثل تهران ملاقاتها با حضور ماموران انجام مي شود ؟

در سالن ملاقات، مامور مراقب هست. اما زمان ملاقات ما یک مامور اختصاصی بالای سر احمد می ایستد. احمد کلی خواهش کرد مسوولان زندان نامه هایی را که برای مسوولان قوه قضاییه نوشته مهر و امضا کنند تا بتواند بفرستد، اما این کار را نكردند . نامه هایی برای قوه قضاییه، دادستانی و… که بایستی مهر و امضای زندان را داشته باشد اما در اوين اين نامه ها امضا مي شد .

چرا اين نامه ها را امضا نکردند؟

نمی دانم . حتی یک نامه درخواست انتقالی برای دادستان نوشته بود كه آنرا بدون مهر و امضاي زندان به ما داد تا برای دادستانی ببریم. اما سرباز مامور او را صدا زد و گفت نامه را تحويل ما بده، ما خودمان امضا مي کنیم اما این کار را نکردند.

چه در خواستي از مسوولان قضايي به ويژه دادستان تهران داريد ؟

فقط اميدوارم صدای ما به گوش مسوولان برسد و بدانند که من به عنوان یک مادر پیر و بیمار نمی توانم هر بار برای ملاقات با پسرم این همه راه را بروم. برای احمد که فرقی ندارد در كجا زنداني باشد بالاخره زندان، زندان است. اما با این تبعيدها فقط و فقط خانواده ها را عذاب می دهند. منِ پیرزن، من مادر را دچار عذاب و رنج مي كنند . خواهش می کنم صدای ما را بشنوندو راهي بيانديشند .


4 پاسخ به “زندان،زندان است چرا من پیرزن را به جای پسرم مجازات می کنند”

  1. ناشناس گفت:

    سلام و درود به تو مادر دردمند،فرزند غیور تو به خاطر وجود چنین بی رحم هایی در بطن این نظام بود که پرچم حق بر دست و سخن حق بر زبان آورد و با وجود خود در زندان ،ظالمان را به همه آنطور که هستند معرفی میکند.

  2. فضولباشی گفت:

    مادرجون ببخششون نمی فهمن. اینا جوونا رو میکشن، پیرارو مجازات می کنند. شما به بزرگی خودت ببخششون.

  3. نیایش سبز گفت:

    خدایا خودت انتقام مظلومیت این انسانهای خوب را از ظالمان بگیر.

  4. م ق-مشهد گفت:

    اين اقايان به اسير ي حضرت زينب نوحه سراي مكنند وسينه چاك ميدهند اما هزاران جوان رامي كشند.وبه بند مي كشند.وهزاران خواهر ومادر
    راسر گردان ميگذارند انگار نه انگار اينقدر مادران را عزا دار كرده اند .حتي جنازه فرزندان انها را تحويل نداده اند زره اي هم ماننديزيد ناراحت ونگران نيستند .باز مجلس عزا براي حضرت زهرا
    ميگيرند وبه سرو صورت ميزنند.روحا نيت اصيل نبا يذ ساكت بنشينند وكر نه پيش حدا مسئو ل هستند در نزد خداوند طبق ايه هاي قران وگفته
    امامان ظلم به هر انسان چه به خا ندان پيامبر باشد يا ديگر انسا نها فرقي ندارد .حضرت علي ذر جريان در اوردن خلخا ل از پاي دختر يهوذي ميگو يد
    اگر از غصه دق كنيم وبميريم جا دارد …