مشکل اینجاست که آقای جلیلی درک درستی از ماموریتش ندارد
چکیده :ما در مذاکرات استانبول، یک گام به عقب رفتیم. آقای جلیلی درک درستی از ماموریت خود ندارد. ماموریت ایشان به عنوان سرپرست تیم مذاکره کننده ایران، حل معضل هستهای است که هزینههای سنگینی را به نظام تحمیل کرده است و نه حل مسائل جهان. نتیجه شکست مذاکرات و یک بعدی نگری تیم مذاکره کننده ایران، این خواهد شد که کمندی که از طریق قطعنامهها و تحریم ها به دور ما پیچیده اند، تنگ تر خواهد شد و با این روند، هر روز اجماع جهانی علیه ما بیشتر و لاجرم هزینههای کشور بیشتر خواهد شود...
او نمیدانست که باید به جای حل مسائل جهان، دنبال حل معضل هستهای ایران باشد
جاويد قربان اوغلى، مدير کل سابق آفريقای وزارت امور خارجه، معتقد است که علت اصلی شکست مذاکرات ایران و 1+5 نبود درک مشترک از موضوع مذاکره است. او میگوید: شکست مذاکرات، تشدید فشارها و افزایش تحریمها را در پی دارد.
این کارشناس سیاست خارجی در گفتوگو با دیپلماسی ایرانی، تاکید میکند: آقای جلیلی درک درستی از ماموریت خود ندارد. ماموریت ایشان به عنوان سرپرست تیم مذاکره کننده ایران، مذاکره و حل معضل هستهای است که هزینههای سنگینی را به نظام تحمیل کرده است و نه حل مسائل جهان.
وی نبود توافق و درک مشترک از موضوع مذاکره را مهمترین دلیل شکست مذاکرات استانبول میداند و میگوید: خانم کاترین اشتون و تیم 1+5 با برنامه ای مشخص به استانبول آمده بودند، یعنی مذاکره درباره پرونده هستهای ایران و مشخصا مبادله سوخت. ولی آقای جلیلی و هیئت مذاکره کننده ایران با برنامه و دیدگاه دیگری به مذاکرات وارد شدند و آن تلاش برای پذیرش حق غنی سازی و لغو تحریم ها بود.
جاويد قربان اوغلى با اشاره به اینکه “سیاست دولت نهم در مساله هستهای، بازگشت پرهزینه پرونده هستهای به نقطه اول بود ولی در استانبول ما از این نقطه هم عقب تر رفته ایم”، تصریح میکند: رویکرد تقابلی 5 سال گذشته مشکلات مساله هستهای ما را پیچیده تر کرده که حاصل آن ارجاع پرونده به شورای امنیت، تصویب پنج قطعنامه ظالمانه و از دست دادن دوستان و متحدانمان شده است.
مشروح این گفتوگو را بخوانید:
آقای جاوید آن طور که در خبرها آمده، مذاکرات ایران و 1+5 که در روزهای گذشته در استانبول انجام شد، به نتیجه و توافقی منتج نشده است. به نظر شما علت اصلی شکست این مذاکرات چه بوده است؟
علت اصلی شکست مذاکرات این بود که چارچوبی برای این مذاکرات تعیین نشده بود. خانم کاترین اشتون و تیم 1+5 با برنامه ای مشخص به استانبول آمده بودند، یعنی مذاکره درباره پرونده هستهای ایران و مشخصا مبادله سوخت. ولی آقای جلیلی و هیئت مذاکره کننده ایران با برنامه و دیدگاه دیگری به مذاکرات وارد شدند و آن تلاش برای پذیرش حق غنی سازی و لغو تحریم ها بود. این یعنی عدم توافق و درک مشترک از موضوع مذاکره. طبیعی است که نتیجه چنین مذاکراتی جز شکست نمیتواند باشد. نتیجه شکست مذاکرات هم چیزی جز تشدید فشار و تحریم و صدور قطعنامه جدید نیست. واضح است که این روند به ضرر ماست. اگر آقای جلیلی به تبعیت از آقای احمدی نژاد منکر مسئله ای به نام مسئله هستهای ایران باشد پس از نظر ایشان این مسئله موضوعی پایان یافته است و اصلا چه ضرورتی به مذاکره با 1+5 است؟
من تصور میکنم آقای جلیلی درک درستی از ماموریت خود ندارد. ماموریت ایشان به عنوان سرپرست تیم مذاکره کننده ایران، مذاکره و حل معضل هستهای است که هزینههای سنگینی را به نظام تحمیل کرده است و نه حل مسائل جهان. از نظر من تمرکز ما در مذاکرات ما باید برمسئله ای هستهای خودمان باشد.
حتی اگر هدف از طرح مباحث طرح شده در این نشست، تاکتیکی برای مدیریت مذاکرات است، نتیجه این تاکتیک در عمل عمیق تر شدن بحران، تشدید تحریمها و فشارها به ایران است و به یقین کمکی به رفع ابهاماتی که غربی ها در مورد فعالیتهای صلح آمیزهستهای ایران مطرح کرده اند نمیکند.
من فکر میکنم رویکرد تقابلی 5 سال گذشته مشکلات مساله هستهای ما را پیچیده تر کرده که حاصل آن ارجاع پرونده به شورای امنیت، تصویب پنج قطعنامه ظالمانه و از دست دادن دوستان و متحدانمان شده است.
در حالی که ماموریت خانم اشتون و تیم 1+5 در حوزه برنامه هستهای ایران کاملا مشخص است، طی یک سال گذشته ما در مذاکرات از مشارکت در مدیریت جهان و مشکلات کنونی اداره جهان صحبت میکنیم. مگر خانم اشتون مسئولیت دارد (و یا میتواند) مسائل دنیا را حل کند که ما در این مورد با او صحبت میکنیم. اگر ما میخواهیم در مورد مسائل جهانی و مشکلات کنونی جهان صحبت کنیم جای آن 1+5 نیست.
ایران به هر حال ایراداتی را به مناسبات کنونی جهان و خصوصا رویکرد کشورها قدرتمند جهان از جمله 1+5 دارد و به دنبال ارائه راه حلهایی برای این وضعیت است. اگر 1+5 جای طرح این بحثها نیست پس کجا باید مطرح شود؟
مناسباتی که شما به درستی به آن اشاره میکنید مربوط به امروز نیست. فکر میکنم بیشتر کشورهای جهان سوم حتی اگر بر زبان هم جاری نکنند نسبت به آن معترضند؛ ولی سوال این است که چرا ما باید آن را به مشکلات خودمان گره بزنیم و مسائل را بغرنج تر کنیم و رویکرد ماجراجویانه ای که با طرح مساله “محو اسرائیل و هولوکاست” گرفتاریهای پرونده هستهای را بیشتر کرد ادامه دهیم. طرح این مسائل نقش انکارناپذیری در ارجاع پرونده ما به شورای امنیت، اعمال تحریمها و تحمیل هزینههای گزاف و غیر ضروری بر کشور داشت. ما باید این مباحث را از هم تفکیک کنیم.
زمانی که دکتر مصدق در سال 1330 برای استیفای حقوق ملت در قضیه ملی شدن نفت به شورای امنیت رفت، با وجود نظام ظالمانه حاکم بر جهان در آن زمان، او از بین بردن روابط غیرعادلانه جهان را شرط استیفای حقوق مردم کشورش قرار نداد. تمرکز او بر موضوع اصلی، دفاع حقوقی قاطعانه و به کار گیری ادبیاتی فاخر که شایسته ملت کهن ایران است، رمز موفقیت تاریخی این مرد بزرگ بود.
جایگاه بحث در مورد مدیریت جهان که حرف بسیار خوبی هم هست مذاکرات هستهای ما با 1+5 نیست. در دنیا ساز و کارهای بسیار زیادی برای طرح این گونه مباحث هست. مجمع عمومی سازمان ملل که همه ساله آقای احمدی نژاد در آن حضور دارد، جنبش عدم تعهد که 125 کشور عضو آن هستند و ایران از کشورهای فعال در این گروه است، بلوک های منطقه ای و یا سازمان کشورهای اسلامی که ما عضو آن هستیم از جاهایی است که این موضوعات میتواند در آنجاها مطرح و تبدیل به مطالباتی جمعی و نیرومند شود.
این که ما موضوعاتی را که به مسئله هستهای ما مربوط نمیشود به این موضوع سنجاق کنیم و موجب پیچیده تر شدن حل آن شویم، خطای فاحشی است.
با این وضعیت آینده مذاکرات ایران با 1+5 چه خواهد شد؟
برخلاف نشست ژنو که گفتگوهای استانبول دستاورد مذاکرات ایران با 1+5 بود، این بار در استانبول هیچ یک از دو طرف بر ادامه دیدارها اشاره ای نکردند. نتیجه این میشود که ایران به کار خود و غنی سازی ادامه میدهد و طرف دیگر نیز به دنبال تشدید فشارها و تنگ کردن کمندی که به دور ما پیچیده اند میرود. یعنی آنها به دنبال تصویب قطعنامه ای دیگر برای توسعه تحریمها علیه ایران در شورای امنیت خواهند رفت و اگر نتوانستند تحریمهای چندجانبه را اعمال کنند، تلاش خواهند کرد کشورهای بیشتری را به اعمال تحریمهای سخت علیه ایران قانع کنند. پنج شنبه گذشته سوئیس که در جهان و اروپا یک کشور بی طرف است به تحریمهای اروپايی ها پیوست.
بنابراین نتیجه شکست مذاکرات و یک بعدی نگری تیم مذاکره کننده ایران، این خواهد شد که کمندی که از طریق قطعنامهها و تحریم ها به دور ما پیچیده اند، تنگ ترخواهد شد و با این روند هر روز اجماع جهانی علیه ما بیشتر و لاجرم هزینههای کشور بیشتر خواهد شود. مضافا اینکه شرایط حصول توافق از طریق مذاکره را برای ما دشوارتر خواهد کرد.
آنچه مردم از تیم مذاکره کننده میخواهند برطرف کردن ابهامات و حل مشکلات سر راه فعالیت های صلح آمیز هستهای است. بحث مدیریت جهان را آقای احمدی نژاد در سازمان ملل مطرح کنند.
یعنی به نظر شما این مذاکرات بی فایده بوده؟
به نظر من ما در این مذاکرات یک گام به عقب رفتیم. سیاست دولت نهم در مساله هستهای بازگشت پرهزینه پرونده هستهای به نقطه اول بود ولی در استانبول ما از این نقطه هم عقب تر رفته ایم.
در مذاکرات ماه گذشته در ژنو حداقل در مورد ادامه مذاکرات در استانبول توافق شد ولی در حال حاضر هیچ افقی برای مذاکرات آینده ترسیم نشد. یعنی دو طرف به نوعی مذاکرات را رها کردند. به نظر من اروپا و آمریکا همانطور که اعلام کرده اند از مذاکره کناره گیری نخواهند کرد و حداقل ژست آن را برای ادامه اجماع جهان علیه ایران ادامه خواهند داد ولی روز به روز شرایط برای ما سخت تر خواهد شد حتی در مذاکرات آتی.
گفته میشود در مورد برخورد با نماینده ایالات متحده رویکرد ایران در این مذاکرات با مذاکرات قبلی تفاوت داشته است. این تفاوت از چه نظر مطرح میشود؟
در مذاکرات سال گذشته در ژنو آقای ویلیام برنز و آقای جلیلی 45 دقیقه با هم مذاکره کردند. اگرچه این مذاکرات از سوی جناحی از اصولگرایان مورد شماتت قرار گرفت ولی آقای احمدی نژاد به صراحت از این ملاقات و مذاکره حمایت و اعلام کرد: “این ملاقات یک مذاکره بود و اتفاقا مذاکره خوبی هم بود”. اگر آقای جلیلی تابوى ملاقات و مذاکره با آمریکا را شکست، چرا در استانبول که نماینده آمریکا درخواست ملاقات کرده بود آن را اجابت نکرد و بدون اعلام دلیل خاصی آن را رد کرد؟ چه تفاوتی بین خانم اشتون و آقای برنز در این مورد وجود دارد که ما با یکی مذاکره میکنیم و با دیگری نه. ما با هیئت چینی و روسیه که به قطعنامهها رای مثبت دادند و برخی تحریمها را اجرا کردند و دیگر هیئتها مذاکره میکنیم. نماینده آمریکا هم جز تیم مذاکره کننده 1+5 است.
اتفاقا موضع آمریکایی ها در مسئله هستهای در حال حاضر از موضع اروپا نرمتر است. از یاد نبرده ایم که موضع خانم کلینتون در پذیرش غنی سازی خشم اروپا را در پی داشت. این رویکرد ما سازنده نیست. هوشمندی سیاسی ایجاب میکند که ما از همه ابزارها برای حل مسئله هستهای مان استفاده کنیم. ملاقات با برنز هم در این راستا قابل تفسیر است. آقای جلیلی با حمایتهایی که پشت سر خود دارد چه باکی از مذاکره دارد؟ اگر تابویی که مانع حتی احوالپرسی آقای خاتمی با کلینتون شد همچنان وجود دارد اساسا چرا دور میزی مینشینیم که نماینده آمریکا هم در آن حضور دارد و اگر دیگر آن تابو نیست چرا از این ظرفیت برای حل مشکل استفاده نکنیم.














سلام به شما
ای کاش دیگران نیز کمی عقل گرا بودند و بدنبال حق ایران میرفتند و نه دیگرانی که بجز هزینه کردن منابع مالی ما هیچ سودی جز زرر نداشته است.
اما چه کنیم که حاکمان برای ماندن در اریکه قدرت به دشمن نیاز دارند و حتا اگر دشمنی وجود نداشته باشد انرا ایجاد میکنند.!!!!
باید دشمنی وجود داشته باشد تا در سایه ان بتوانند به سرکوب منتقدان دلسوز به منافع ملی و روزنامه نگاران اگاه کننده را به زندانهای تویلل مدت محکوم کنند بنام وابسته به دشمن.
اقایان گمان میکنند میتواند این حربه تا ابد ادامه داشته باشد. اما این خیال باطلیست بلاخره روزگار ان به پایان خواهد رسید و روابطی که مخفیانه با دشمن دارند اشکار خواهد شد و مردم اگاهتر به هربه دشمن تراشی پی خواهند برد.از ان میترسم که دیگر ان زمان دیر شده باشد و هیچ نتواند جلوی انفجاری چون تونس را بگیرد و همه چیز را با جایش ببرد.
بخود ائید
چون برای تداوم فریب و فرافکنی ضعفها، هنوز به دشمن نیاز داریم. اگر همه دوست شوند که میفهمند چقدر… در کار بوده!
به نام خدا
سلام
این مقاله صرفا از این جهت که ایرادات خود را بهتر بشناسیم مفید بود ولی اشاره ای به ضعف اروپا در تصمیم گیریهای جهانی نکرد. طبق پیمان تهران کشورهای اروپایی تعهد دادند که ظرف 2 (یا 2/5) سال مشکل پرونده هسته ای ایران را در آژانس رفع و رجوع کنند و ایران تعهد کرد غنی سازی را متوقف کند. ما در آن دوره به تعهد خود عمل کردیم( ما یعنی دولت آقای خاتمی و نه کس دیگری !) ولی اروپا فقط به آفرین گفتن به خود و هورا سر دادن برای ما وقت را تلف کرد. مشکل اصلی ما عدم تفاهم با آمریکاست.( زورگوئی آمریکا و ناشیانه عمل کردن ماست)
شنيده اي ميگن فلاني گيج وسر در گمه؟ مصداقش حاكميت فعليه!
شعارهايي داده اند ،مردم را فريب داده اند_ حالا نه راه پيش دارند نه راه پس!مذاكره بكنند به مردم چي بگن!مذاكره نكنند تو سري ميخورند!
چرا عاقل كند كاري كه باز ارد پشيماني
تجربه سیاسی به کنار, شما به تجربه کاری آقای جلیلی نگاهی بیاندازید. ایشان پیشینه ای قابل قبول برای این سمت فوق العاده حساس و مهم ندارد.
هوش سیاسی ترکیبی است از هوش عمومی و تجربه سیاسی. یک نگاه گذرا به کارنامه تحصیلات و تجربه ایشان نشان میدهد که ایشان نه آدم با فراستی است و نه مجرب. نتیجه اش را هم داریم می بینیم .
چرا همیشه میگید شکست بابا ایران از موضع قدرت برخورد میکنه چرا نمیخواهید این را بفهمید .
شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؛ پوششی است بر سوء مدیریت و بعضا” عدم شفافیت بر هزینه و در آمدهای دولت است
1-اگرهزينه وخسارت از بابت انرژي هسته اي كه بر ملت تحميل شده .روزي اجازه بدهند كارشنا سان ان را تحليل كنند نشان داده خواهد شد
چه فا جه اي اتفاق افتا ده اما ديكتا تورها در همه جا فكر ميكنند خودشان خوب مي فهمند .با اين همه درامد دلار هاي نفتي ما بايد يكي از بهتر
ين كشورها بوديم اما امروز به قدري ايزوله شده ايم كه كشور جنگ زده مثل افغا نستان به ايران ميگويد اينجا كابل است نه تهران يك نمونه از خسارت قرار داد نفتي كشور اذر بايجان كه بنا بود از ايران به اروپا برود به علت مسئلي تحر يمها از ميليون ها دلار خسارت به ايران وارد گرديد
ضمنا اقاي جليلي كاره اي نيست ما نند همه ديكتا توري ها ديكتا تور بايد تصميم بگيرد ..
سخنان ایشون مثل حرفهایی بود که در زمان جنگ بعضی ها امام را محکوم می کردند که حالا که تمام جهان با کمک به صدام و همراه صدام به جنگ با ایران آمده اند چرا می گویی جنگ جنگ تا پیروزی
و باید با صدام کنار آمد و صلح کرد
واقعا برای این افراد متاسفم که هنوز این افکار پوسیده خود را از سر بیرون نکردند
با توجه به عدم اطلاعرسانی شفاف، من نمیتونم قضاوتی داشته باشم درباره ی تیم ایرانی. ولی قضیه اینه که در زمان آقای خاتمی ما با حسن نیت برخورد کردیم ولی اونا خلف وعده کردند. به عبارتی دور خوردیم. راه حل چیه؟
اقای سلمان
شما هم دیگاه اقای جلیلی را دارید یعنی درک صحیحی از دیگاه امام ندارید
امام نه معتقد به جنگ و نه اعتقاد به خون ریزی داشتند
اولاامام معتقد بودکه به کشور ما حمله شده پس دفاع حق مسلم ماست
ثانیا :کشوری که به ما حمله کرده باید در مجامع جهانی محکوم و بعنوان متجاوز شناخته و صدام محاکمه شود شوند تا عبرتی باشد برای دیگر کشورها
ثالثا: نظر امام که همان زمان توسط سید میرحسین موسوی اعلام شد این بود که هر گونه اتش بس با توجه به روحیات صدام در تجدید قوا وحمله مجدد کاملا مردود است
امام به دنبال احقاق حق ایران اسلامی بودند (ایرانی که در ان قوانین اسلامی محمدی جاری و ساری شود ) امام هیچگاه معتقد به جنگ و جهانگشایی نبوده این صفت ظلم بزرگی بر امام است
و در نهایت خواسته های امام در خصوص صدام تحقق یافت
ایکاش سخنرانیهای امام در خصوص جنگ را گوش فرا دهیم
هر چیزی قیمتی دارد که بهای ان را باید پرداخت : انرزی هستی حق مسلم ماست که از راهکارهای دپیلماتیک در حال پیگیری بود در خصوص سوخت 20درصد غنی شده راکتور تحقیقاتی دانشگاه تهران در زمان ایت الله هاشمی شما اصلا خبری شنیدید چون براحتی و به دور از هر گونه گنده گویی تهیه و در اختیار مرکز تحقیقات قرار گرفت
به نظر می رسد که تیم جدید مذاکره کننده هسته ای از دانش و درک صحیح برای حل مسئله پیچیده ای مانند موضوع هسته ای کشورمان برخوردار نیست. آقای جلیلی به واسطه آقا مجتبی ، آقای باقری به واسطه آقای کنی آقای … همه از شاگردان ضعیف دانشگاه های خود و با استفاده از رانت های خانوادگی و باند بازی به این مناصب رسیده اند. کافی است این آقایان فقط یک تست زبان بدهند تا همه هنر نهفته ایشان بر ملا گردد. تا روزی که کار به کارشناسان واقعی سپرده نشود همه شکست ها عزت و پیروزی و همه عقلانیت ها سازش و… محسوب می گردد . توصیه اول من به آقای جلیلی بجای نماز شب استعفا از مسئولیتی است که نه به دلیل توانایی بلکه بدلیل اطاعت بی چون و چرا قبول کرده است. ادامه حضور وی در این منصب جز فساد و زیان منافع ملی چیزی ذر بر نخواهد داشت و من بعنوان خانواده دو شهید از وی که زمانی با یکی از برادرانم همرزم بوده نخواهم گذشت.
آقای جلیلی نام شما نیز به فهرست کسانی که موجب سخت تر کردن زندگی مردم شده اند اضافه شده و من از شما در این زمینه در آخرت نخواهم گذشت.
تعجب من از آقای باقری است که از طریق مشارکت در این موضوع، آن هم با تجربه بسیار کم ،موجب زیر سوال بردن پدر محترم و عابد خود نیز می شود.
خانم کاترین : آیا آمادگی دارید تا نسبت به رفع ابهاماتی که در مورد فعالیتهای صلح آمیزهستهای شما مطرح است پاسخ مستدلی ارائه دهید ؟
جلیلی : عملیات هسته ای ما کاملا شفاف است و در چهارپوب NPT می باشد و مورد تایید آژانس انرؤی اتمی نیز هست !
خانم کاترین : سازمان انرؤی اتمی فقط در حوزه عملیات معرفی شده اظهار نظر خواهد کرد . در حالیکه ما نیازمند اطلاع کامل از همه عملیات پیش رو و حد و حدود آن و تضمین های لازم جهت عدم عدول از شرایط می باشیم .
جلیلی : ما فعلا غیر از برنامهای کلی اعلام شده زیر نظر آژانس برنامه دیگری در دست اجرا نداریم .
خانم کاترین : چگونه می شود به قول شما اطمینان حاصل کرد .و چه تضمینی برای صحت گفتار شما وجود دارد که در آینده نزذیک شاهد یک چرخش 100% و غافل گیر کننده نباشیم ؟
جلیلی : سکوت .
خانم کاترین : ظاهرا این مذاکرات نتیجه ای در بر ندارد . لذا ما کماکان به تحر یمات ادامه داده و هیچ گونه تبادل سوختی نیز نخواهیم داشت . والسلام
همشهری عجب فرمایشاتی می فرمایید، مشکل اینجاست که افرادی مانند جلیلی و سلطانیه و متکی و صالحی و… اینها که ازخود اختیاری ندارند، تصمیم گیرنده که نیستند. به اینها می گویند آنجا که رسیدی یک کلمه راجع به انرژی اتمی صحبت نخواهید کرد. میگویید ما خواستار برداشتن تحریم ها هستیم وغنی سازی را هم ادامه خواهیم داد. این بابایی که ….فکر میکنید 5+1 هم مردم ایران هستند که هر چه …. خودتان که دراین کارها بودید و شاهد هستید. پس نفرمایید که ایشان درک درستی از ماموریتش ندارد. این عده را اصطلاکحا اره به…. میگویند. تا اینجا آمده اند و حال نه راه پس دارند. نه راه پیش. حتی جرات استعفا هم ندارند که بیم جان در او درج است. مگر یادتان رفته در زمان شاه میگفتند وزیری که استعفا بدهد نداریم. هرموقع اعلیحضرت اراده فرمودند مرخص میفرمایید. این مسئولین امر بدبخت هایی هستند که نه در غربت دلی شاد و نه رویی در وطن دارند. فردا هم که دری به تخته بخورد. آنها میفرارند واینها را…
نظر این دیپلمات با سابقه این است که ما باید خودمان را با نظر آنها هماهنگ کنیم. به کدام دلیل و استدلال. جلیلی پس از مذاکرات ژنو رسما اعلام کرد ما حاضر نیستیم برسر مسله هسته ای مذاکره کنیم. وی با اشتون اعتراض کرد که چرا مدعی است در ترکیه برسر غننی سازی مذاکره خواهد شد. جلیلی تصریح کرد در ترکیه برسر همکاری ها صحبت خواهیم کرد. این طرف غربی بود که می خواست با فریبکاری وارد مذاکره شده و برخلاف دستور توافق شده بر سر غنی سازی که مساله ای حل شده است مذاکره کند. وجلیلی به خوبی جلسه را مدیریت کرد. آقای جاوید اوغلو دقت کنید تمام تلاش غرب شکست مذاکرات بود. چرا که این مذاکره کاملا در زمین آنها بود. علت ناراحتی اشتون نیز فشارغرب برای شکست این مذاکرات بود. وگرنه به کدام دلیل منطقی اشتون باید از شکست مذاکرات که به قول شما به ضرر ایران است این همه عصبانی باشد. کاش به اندازه یک صدم یک لیبرال دمکرات غربی جناب جاوید به منافع ملی می اندیشید
با سلام
قطعا ایشان هیچ اختیاری از خودشان ندارند و برای همین هم هست که اقای احمدی نژاد از ایشان که هم جانباز است هم حد اقل یک تیپی داره که در مجامع بین المللی آبروریزی نیست از ایشان استفاده ابزاری میکنه و حتما در ته دل این اقای جانباز با این خائنین به مردم واسلام نیست چون درچهره ایشان پلیدی و نفرتی که در چهره بسیاری از این…. تازه بدوران رسیده به چشم می آید وجود ندارد. کسانی که به گفته مهندس موسوی نشان دادند که طرفدار چگونه اسلامی هستند.
یا حسین میر حسین
محمد.ت
مقامات ایران میگویند تحریمها تاثیری د ر پیشرفت کشور ندارند. ولی در زمان مذاکره مهمترین خواسته اشان رفع تحریم میباشد. و این بیانگر اینست که هر دو طرف میدانند که تحریم مضاعف , بحران مضاعف را بدنبال دارد.
بابا شماها دیگه کی هستین!
موضوع این است که وقتی آنها تحریم میکنند و حق ما را به رسمیت نمی شناسند و سیاست چماق و هویج را به کار میگیرند دیگر چه فایده ای از مذاکره لذا اگر 5+1 اول این حقوق را که از ان تعبیر به پیش شرط کردند بپذیرند و اماده باشند در چارچوب همکاری و نه تقابل با هم گفتگو کنیم ما حاضریم در مورد مسائل مشترک و از جمله موضوع هسته ای با انها مذاکره کنیم تا مثلا نگرانی های آنها برطرف شود که می دانیم که لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع عن ملتهم و تا ما دست از دین و مسیر استقلا ل طلبی خود برنداریم آنها دست از سر ما بر نمی دارند.لذا حرف آقای جلیلی تاکید بر این موضع حق و هدایت موضوع به سمتی است که نهایتا نتیجه بخش باش ان هم نتیجه ای که هم نافی حقوق ما نباشد و هم به اصطلاح نگرانی های 5+1 برطرف شود.
سلام بر حسين
مير حسين
و خاتمي و كروبي از اصحاب حسين
آقا وقتي رئيس جمهورمون بجاي حل معضلات كشور خودش دنبال…. گوئي و حل مشكلات جهان هست از اين … چه توقعي دارين
بابا اينها اگه ادم بودن الان وضع زندانها اقتصادو…… اينقدر افتضاح نبود
مردم فقط بدونيد كه اين ….جوابگوي ما ايراني ها نيستند .رهبر كومور .لبنان .عراق و ديگران هستند
و كشتارشون با ماست
…
در جواب اقای vcدیپلمات پر سابقه باید بگویم . علم دیپلما تیک علمیست که انسان برای رسیدن به هدف کم هزینه ترین راه را انتخاب میکند . ایا شما مدیریت و درایت اقایان روحانی و لاریجانی که را انها نیز نظرات خود را با رهبری هماهنگ می نمودند دقت فرمائید نظرات خود را با رهبری هماهنگ می نمودند نه صرفا دستوراتی را اجرا نمی نمودند با ایشان را یکی میدانید متاسفانه اگر توجه کنیم امروزه تمام محاورات و گفتگوها با یک کلمه (نظر مقام معظم ) ثبت و هرگونه نظرات تکمیلی و یا جایگزین با انک مخالفت با ایشان منتفی میشود بهمین جهت تمام بزرگان و صاحب نظران کشور جهت دوری از انکهای ضد ولایت که مساوی با ارتد و ….. است وارد این مقوله حساس و پرهزینه نمیشوند . البته این یکی از هزاران معضل کشور است که هیچکس حتی شخصیتهای قوی و تاثیر گذار جهانی در ایران وارد ان و بعضا هیچ مقوله ای نمیشوند
na inkeh in shoaar amali shod ke shoma darid oon ro tekrar mikonid, magar ba hamin sadam solh nakardand va yek shabeh baradar shod?
در هر جنگی هم شکست هست ،هم پیروزی.حتی پیامبر خدا هم در تمام غزوه ها
پیروز نشدند.اگر نخبگان جامعه دوربین بودند.و اسیر شعار نمی شدند.و شعار
نمی دادند:جنگ ،جنگ،تا رفع فتنه در عالم ،چیزی که محال ممکن است،فعلا حال و روزمان
بهتر از این بود……ظلم و بی عدالتی از وقتی
که انسان بوده هست ،و تا وقتی که انسان هست هم باقی خواهد ماند.ولی یکی مثل
امام حسین (ع) میجنگد ولی برادر ایشان صلاح را در صلح میبیند.
فرق بین “صلاح “و “سلاح “در نوشتن فقط یک حرف است .ولی در واقعیت
جان صد ها هزاران انسان میتواند باشد.عصر ما عصر خرد است،و نه شمشیر.
با احترام
کاش در جوالدوز فروشی اصلاح طلبان سوزن هم می فروختند.!
جناب آقای جاوید قربان اوغلی مشکل آقای سعید جلیلی و یا هر کس دیگری نیست.
مشکل آن است که در این مملکت تظاهر ،رنگ و ریا نهادینه شده است .و بر تمام منافع
ملی ما سایه انداخته و می چربد.و اصلاح طلبان هم در این مساله دخیل بوده اند.وقتی
تمام منافع ملی ما در این خلاصه میشود،که عزت و شرف و سر بلندی ما فقط این است.
که،در مذاکرات تیم ایرانی با خانمها دست ندهد.خوب نتیجه همین خواهد شد.
برای ایران فقط همین کافی است.که،خانم اشتون لباس پوشیده ای داشته است و این
عمل به خاطر ایران بوده است و این یعنی قدرت.آقای لاریجانی گفتند:ما حتی حاضریم
با شیطان در قعر جهنم هم مذاکره کنیم….تمام خبر گذاری های
معتبر دنیا به عنوان خبر مهم و عجیب نوشتند:خانم اشتون در تمام مدت سعی میکرد تا دستان اش
را پشت کمر حلقه کند.تا مبادا با آقای جلیلی دست بدهد.خوب این برای ایران بزرگترین دستاورد بشمار میآید.
و منافع ملی ما در این خلاصه می شود.در ثانی نمایندگان کشور ها باید از خود اعتماد بنفس و قدرت تصمیم گیری
نشان دهند.در این شکی نیست که،آمریکا نقش مخرب ای در ایران قبل از انقلاب بازی کرده است.
ولی عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد .همین آمریکا دو دشمن خونی ایرانیان را از سر راه برداشت.
چیزی که با هزاران شهید و مجروح و معلول عملی نبود و نشد .یکی صدام و دیگری طالبان .
پس چرا ایران اوایل هم در عراق و هم در افغانستیان به آمریکا کمک کرد؟
…مساله این است که،قالب خراب است.
حال فرقی نمی کند. چه کسی در این قالب ریخته شود.این نمایانگر این واقعیت است که،
مقامات در جمهوری اسلامی از خود استقلال رای ندارند.
با تشکر و احترام