مــــــــــا تونسیهـا…
چکیده :بنعلی که تا دیروز به 90 درصد رأی کسبکرده در آخرین انتخابات ریاستجمهوری مینازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد میزدند. بدینقرار، پیامهای تبریکی که ایرانیها در شب واقعه برای یکدیگر میفرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر بهثمررسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچکس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود...
کلمه-مسعود شریف: تحولات تونس این روزها ذهن همه را به خود مشغول کرده. میپرسند: چه شد که به این سرعت دولتی خودکامه فروریخت؟ چگونه پایههای استبداد نظامی بنعلی در عرض کمتر از یک ماه لرزید؟ آن مخالفان و معترضان چه داشتند که دیگران نداشتند؟ یا شرایط اجتماعی و سیاسی تونس چه شباهتها و تفاوتهایی با دیگر کشورها دارد؟ در همین اثناء تردیدهای جدیتر نیز رخ مینماید: نکند دیکتاتوری نظامی صرفاً رنگ عوض کند و در لباس مبدل ظاهر شود؟ نکند محمد الغنوشی، همو که دو دهه دستِ راست رئیسجمهور مخلوع نشسته بود، به بنعلیِ دیگری بدل شود؟ چرا چهار وزیر مهم کابینه ابقا شدهاند؟ اینها تردیدهایی جدی است، اما در خلالِ واکنشی شتابزده و عجولانه.
آنچه از چنین تحلیلهایی حذف شده خودِ «انقلاب تونس» است. انقلابی که صرفاً نمیتوان آن را در فرار رئیسجمهور و تغییر صوری رژیم سیاسی کشور خلاصه کرد. فروپاشی دیکتاتوری بنعلی در ضمن یک نشانه است. نشانهای که پسلرزههای آن در همین چند روزه از مصر و الجزایر و سودان و کشورهای عربی به گوش میرسد. هر قدر هم که نسبت به جانشینی دموکراسی مطلوب مردم تونس تردید بورزیم، لحظة اعلام فرار بنعلی همة ما غرق آزادی بودیم؛ حسی از رهایی را تجربه کردیم. همة ما تونسیها، الجزایریها، مصریها، ایرانیها. همة ما آزادیخواهان. همة ما آنهایی که لحظهای از تاریخ در یک فرایند جمعی مشارکت کردهایم. همة ما جوانان و دانشجویان تونسی و ایرانی و انگلیسی که با طعم باتوم و گاز اشکآور دیرآشناییم. همة ما که امید گره خوردن دوبارة دستهایمان به یکدیگر را در سر میپرورانیم. بیجهت نیست که بلافاصله پس از این اتفاق مقایسهها شروع شد. حتی اگر کسی دست به مقایسه هم نمیزد تصاویر خود گویا بود. «صدای مردم تونس را شنیدم» جملهای بود که بنعلی خیلی دیر بر زبان آورد، درست چنانکه محمدرضاپهلوی دیر بر زبان راند، درست چنانکه دیگرانی در آیندة نه چندان دور، دیر بر زبان خواهند راند. خودکامگان حتی ناخودآگاه زبان مشترکی اختیار میکنند. پس نیازی به مقایسه نیست. لحظة پیروزی تونسیها لحظة پیروزی ما نیز بود. آزادیخواهان تمام جهان امروز در مصر و سودان و ایران در غم و شادی تونسیها شریکاند.
دلیل اینکه پیروزی مردم تونس چنین شور و شوقی را برانگیخت نه قدرت گرفتن گروهی خاص، چنانکه تبلیغات رسمی صدا و سیما در بوق و کرنا میکند، و نه حتی پیروزی واقعی و عینی مردم تونس بود، بلکه فرار بنعلی و پیروزی تونسیها امکان وقوع چنین اتفاقاتی را متحقق کرد. این پیروزی نشان داد، بهرغم تمامی تبلیغات انحصاری علیه مردم تونس و «تروریست»خواندن معترضان، پایههای حکومت حقیقتاً فرو میریزد. درست است که همه ما تصور میکنیم هیچ حکومتی با زور پایدار نمیماند و هیچ دیکتاتوری به گواه تاریخ فرجامی جز دربهدری نداشته است (چنانکه بنعلی سرگردان بر فراز آسمان فرانسه به عربستان پناه آورد و محمدرضا شاه آواره مصر شد) با اینهمه حتی ما نیز باور نداشتیم خودکامگان بهراستی سقوط میکنند. فرار بنعلی و پیروزی تونسیها ثابت کرد واقعاً چنین چیزی قابل تحقق است. این نکته در مورد تمامی جنبشهای مردمی تاریخ صادق است. انقلاب فرانسه را در نظر بگیرید. زندان باستیل تخریب شد، این انقلاب تصورنکردنی رخ داد و «آزادی، برابری و برادری» را فریاد کرد. یا فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود. قبول که همه ما شنیده بودیم فساد و ناکارآمدی دولتها را از پای در میآورد اما این فروپاشی با وقوع خود ثابت کرد که بهواقع و در عمل (نه صرفاً در نظر) چنین اتفاقاتی روی میدهد. هر جنبش و انقلابی فضایی باز میکند تا در آن روح امید و آزادی دمیده شود، تا آزادی نه به چیزی در دوردست که به آرمانی تحققیافتنی بدل شود، و امید به تغییر واقعی در زندگی واقعی مردم زنده شود.
پیروزی مردم تونس بهویژه در پسزمینة جنبش سبز برای ما ایرانیها معنای دیگری یافت. بنعلی که تا دیروز به 90 درصد رأی کسبکرده در آخرین انتخابات ریاستجمهوری مینازید مشروعیت خود را در برابر مردمی از دست داده بود که در کوچه و خیابان ناکارآمدی و دروغگویی او را فریاد میزدند. بدینقرار، پیامهای تبریکی که ایرانیها در شب واقعه برای یکدیگر میفرستادند چیزی بیش از یک خبر بود. گواهی بود بر بهثمررسیدن مبارزه در راه آزادی و سرنگونی ظلم و استبداد. شاید مردم هیچ کشوری به اندازة مردم ایران از این پیروزی خوشحال نشدند، و شاید هیچکس به اندازة جباران و خودکامگان عرب و عجم به خود نلرزید.
در فرهنگ عامیانه مشهور است «چوب را که برداری گربهدزد فرار میکند». حکام و امرا و شیوخ و سلاطین بر نفت نشسته عرب سخت هراسان شدهاند. همین امروز (29 دی، 19 ژانویه) حسنالترابی سرسختترین مخالف کهنهکار عمرالبشیر، رئیسجمهور مادامالعمر سودان بازداشت شد. او تهديد کرده بود مردم سودان براى انقلابى مشابه تونس آمادهاند و در صورتيکه خارطوم افزايش قيمتها را بازبينى نکند، انقلابى مردمى در اين کشور ايجاد میشود. از سوی دیگر، مصر، الجزایر، اردن و دیگر کشورهای عربی سعی در کاهش قیمتها و جلوگیری از گسترش اعتراضات به کشور خود دارند. عمرو موسی دبیر کل اتحادیه عرب از کشورهای عربی خواسته از سرنوشت تونس درس بگیرند. بدینترتیب، تونس حتی اگر خود در رسیدن به دموکراسی مسیر درازی را در پیش داشته باشد نوید دهنده راهی ناگزیر است که در نتیجه مقاومت حاصل میآید؛ گردننهادن به خواست مردم. آیا پندگیرندهای هست که پند گیرد؟














آیا اسلامی که برادر”انقلابی” مراد کرده است رفتار و منش سیاسی “اموی” است؟ از دوست “انقلابی” ام (که دوست دارم بدانم در زمان انقلاب و دفاع مقدس کجا بوده و چکار می کرده) می پرسم که آیا از منظر اسلام به این حکومت می نگرد یا از منظر این حکومت به اسلام می نگرد؟ به عبارت دیگر آیا مرادش از اسلام ، این منش و رفتار این حکومت است؟ آیا در اسلام برادر “انقلابی” دروغ گفتن مجاز است؟ آیا شکنجه و فحش و ناسزا و توهین به ناموستان مباح است؟ آیا والی حکومت اسلامی به دزدان بیت المال تا زمانی که به حکومت او انتقادی نکنند برخوردی نخواهد کرد؟ آیا علی عدالت قنبرش را به خاطر اینکه ضربه ی شلاقی را اضافه زده بود بلافاصله قصاص نکرد؟ برادر “انقلابی” همه ما دم از اسلام میزنیم اما کدام اسلام؟
جالب اینجاست مردم تونس طرفداران غرب و دستنشانده های آنان را فراری دادند بعد جنبش سبز که زائیده تفکر کا÷یتالسیم و غرب است انرا علم کرده و برای خود و طرفدارانش یک کور سوی امیدی باز میکند تاسف انگیز است که ماهیت سبزهای اموی هنوز برای برخی ها ÷وشیده است.
آیا سایت کلمه از انتشار نظراتی که از خارج از ایران در اینجا قرار داده میشوند جلوگیری میکند؟ من چند روز پیش مطلبی ارسال کردم که میبینم گذاشته نشده است
چرا؟؟
کلمه: دوست عزیز نظر شما منتشر شده است.
طرفدارای حکومت به جز وقاحت و دروغگویی چیزی واسه عرضه ندارن…ما وقتمون رو صرف امثال تو نمی کنیم که می خواین همه چیز رو وارونه نشون بدین.
مردم از خنده…پس واسه اسلام قیام کردن :))))))
تغببرات دموکراتیک و تحولات عمیق سیاسی در تونس و کشورهای عربی منطقه به نفع سیاست خارجی ایران، و به ضرر هژمونی خواهد بود
دوستان خودتان را خسته نکنید دلیل اصلی حکومت این …بر ما مردم این جهل ماست . تا وقتی که جهل و نادانی هست این دیکتاتور ها هم هستند آقا محمد خان قاجار جمله زیبایی دارند: اگر می خواهی بر ایرانیان حکومت کنی آنها را در جهل و نادانی نگه دار. این حکومت و نظام از ریشه و بنیان …است ولی 1 روکش به نام اسلام ودین روی آن کشیده شده و نادانان و جاهلان فقط این روکش را می بینند و از زیر آن بی خبرند یا به خاطر منافعشان چیزی از آن نمیگویند . فرقی هم نمی کند که موسوی باشد یا احمدی نژاد .. باید ریشه را زد. به امید آزادی و طلوعی دیگر .
کامبیز جان نظرت منتشر شده:
یه کم بالاتر،این هم لینکش:
https://www.kaleme.com/1389/10/30/klm-44296/#comment-188201
این چرخه قیامهای بر ضد استبداد سر باز ایستادن ندارد.از جنبش سبز ایرانیان شروع شد و اکنون در تمام مناطق خاورمیانه در حال گسترش است.الگوبرداری از جنبش سبز ایران با استفاده از موبایلها و شهروندخبرنگاری و اینترنت در مقابل دستگاه تبلیغاتی استبداد اکنون بیشتر از هر چیز ابتکارات جنبش سبز را در اذهان تداعی میکند.تونس مصر و …نشانه برحق بودن جنبش سبز ایران است.جالب اینجاست که دستگاه تبلیغاتی کودتاگران در ایران همین شیوه ها را که در ایران مبتکرانه آغاز شد را از سوی ایرانیها به انقلاب مخملی و رنگی و مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله! و میکروب و… تعبیر کرد ولی برای کشورهای دیگر را موج بیداری!!!بله چه راهی جز این کتمان حقیقت هست که ترس و وحشت کودتاگران و مستبدان ایران را پشتش مخفی کنند؟
راستش گاهی که با خود می اندیشم از اینکه دستگاه دروغ زن و فحاش و تهمت زن کودتاگران هر روز بکار خود است و بیدادگاهها هر روز ستم و ظلمشان ادامه دارد و پولهای نفت هر رور به حسابشان واریز میشود و کودتاگران هر روز بر بدبختی و مصیبت این مردم که حاصل حکومت مستبدانه شان است خنده تمسخرآمیز سر میدهند و به تداوم پایه های دروغ و فسادشان مطمئن هستند گرد ناامیدی بر ذهنم و روانم مینشیند.ولی… انعکاس جنبش سبز را وقتی در بیرون از کشورم میبینم امیدم دوچندان میشود که به زعم تمامی زورگوییها و تبلیغات فریب و دروغ کودتاگران، صبح آزادی نزدیک است.به این فکر میکنم که تمامی مستبدان تا ثانیه های آخر زندگی آلوده شان مست قدرت بوده اند.آنچنان غرق در دروغ و فریب بوده اند که باور ندارند به پایان رسیده اند!آری جنبش سبز و میرحسین موسوی کابوس استبداد هستند و ایمان داریم به پایان آورنده این دوره سیاه در تاریخ سرزمین آزادیخواهان و سبزاندیشان.آزادیخواهانی چون مصدقها و ستارخانها و باقرخانها و…
و مطمئنیم که مردم ما از تاریخ عبرت گرفته اند.که برای ساختن ایرانی سربلند و زندگی پیشرو و سزاوار کرامت انسانی به تمامی اندیشه های ایرانیان نیاز هست.عبرت گرفته ایم که هر نوع انحصارطلبی دیگر و به هرنامی ما را در چرخه استبدادی دیگر می اندازد.ایرانیان باید به هم اعتمادی دوباره داشته باشند و همانقدر که ما خودمان را دلسوز میهن و سرنوشتش میدانیم دیگر ایرانیان را نیز اگر نه بیشتر حداقل به اندازه خودمان دلسوز ایران بدانیم.به همدیگر انگ نزنیم و به راحتی دیگران را از دایره ایراندوستی خارج نکنیم. همچون بسیاری از کشورهای پیشرفته دست در دست همدیگر آنجا که نام میهنمان می آید یک صدا باشیم و یک هدف داشته باشیم.برخلاف آنچه کودتاگران کرده اند و اکنون ایرانیان را دسته دسته کرده اند و شکافها را بیشتر میکنند به تاسی از سخن سبز میرحسین موسوی و به تبعیت از زنجیره سبز جنبش آزادیخواهانمان یکایک ایرانیان را هم سرنوشت با خود بدانیم و برای آزادی و پیشرفت ایران بکوشیم.چرا که ایمان داریم استبداد رفتنی است و جنبش سبز پیروز…
ما هم پیروز خواهیم شد.
زنده باد جنبش سبز.
چرا خبری از قیامهای مردمی اعراب نمیگذارید
برای دیکتاتور متاسف باش و برای خودت که به قول شاملو فجر رو از نیمه شب تشخیص نمیدی برادر!