سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فرقهٔ مطلقیه، تهدیدی برای امنیت ملی...

فرقهٔ مطلقیه، تهدیدی برای امنیت ملی

چکیده :نویسنده «تلقی و تعدی» فرقهٔ در حالِ ظهور مطلقیه را، به رهبری یادآور می‌شود و با یادآوری سنت معصومین علیهم السلام در برخورد با غالیان و پیشگیری از شکل گیری «فرقه غالیه» از او می‌خواهد تا نسبت به عملکرد این «مردان فراقانونی، فراشرعی و فرا اخلاقی که خود را منتسب به شما معرفی می‌کنند» بازنگری...


کلمه- داریوش محمدی: چندی پیش سایت جرس اقدام به انتشار نامه‌ای کرد که توسط یکی از فرماندهان ارشد نیروی هوایی سپاه خطاب به رهبری نوشته شده بود. این سردار سپاه، در این نامهٔ «قابل تامل» با «فرماندهی کل قوا» از ظهور فرقهٔ جدیدی با عنوان «فرقهٔ مطلقیه» سخن گفته بود و در معرفی این فرقه، نمونه‌های روشنی را از رفتار‌ها و سیاست‌های آنان آورده بود.

بنا به روایتِ این مقام ارشد نظامی؛ «فرقهٔ مطلقیه» جلوه‌گر گروهی نسبتاً جدید از «حامیان نظام» است که «در باطن اعتقادی به ولی فقیه ندارند» اما در ظاهر «آنقدر به شخص ولی فقیه قداست و ربانیت می‌بخشد» تا هر گونه نقد و بررسی رفتار او را «غیر ممکن و یا پرهزینه» سازد و سپس با انتسابِ خود – و فقط خود – به این «ولی فقیه قدسی و ربانی»، او را به ابزاری برای «پوشش اعمال و رفتار غیرقانونی» خود تبدیل می‌کنند.

هر چند نشانه‌هایی که این سردار سپاه برای «آئین فرقهٔ مطلقیه» بر می‌شمرد، «چندان جدید» به نظر نمی‌رسند و این روز‌ها در تمام سطوح و به وفور قابل مشاهده‌اند، اما «رویکرد این مقام ارشد» به «خطرات و تهدیدهای» این فرقه «بر بستر امنیت ملی» قابل اعتنا و «استدلال آمده» در متن نامه، بسیار شایان توجه است.

آن گونه که در این نامه آمده است: اگر چه «اصل نظام ولایت فقیه از اصول نظام مقدس  جمهوری اسلامی ایران  است» و به عنوان «یک اصل در کنار سایر اصول نظام» قابل طرح است، اما «شخص ولی فقیه بدلیل وجود مکانیزم جابجایی و تغییر جز اصول نظام نبوده و ارکان حقوقی و افراد حقیقی کشور باید این آمادگی را داشه باشند که در مقابل تغییر قانونی ولی فقیه مقاومت و کارشکنی نکنند»؛ لذا «هیچ ارگان و فردی حق ندارد آنقدر به شخص ولی فقیه قداست و ربانیت بخشد که بررسی عملکرد و احتمالا إعمال قانون، برای کشور غیر ممکن یا پرهزینه گردد».

به عبارت دیگر، نویسندهٔ نامه می‌گوید «قدسی کردن ولی فقیه» نه تنها قانونی نیست، بلکه «اعطای این مقامِ ربانی به رهبری نظام» خلاف منافع ملی است. زیرا در این صورت، «بررسی عملکرد رهبری و اعمال قانون در خصوص شخص ولی فقیه» هزینهٔ سنگینی را بر دوش مملکت خواهد گذاشت. مثلاً اعمالِ قانونی نظارت مجلس خبرگان، اخطار به رهبری و یا بر کناری احتمالی او می‌تواند به «تهدید کلِ نظام» تعبیر و یا منجر شود؛ در حالی که حقیقت ِقانون اساسی غیر از این است و واقعیت ِ اعمالِ قانون غیر از این باید باشد.

این مقام ارشد نظامی، بر «همین بستر امنیتی»، خطاب به رهبری نظام می‌گوید «هر گونه دفاع از شما دفاع از فردی قانونی است که با وظایف مشخص برای حفظ و پایداری اصول نظام  جمهوری اسلامی ایران تحت نظارت خبرگان منتخب ملت در حال انجام وظیفه است».

نویسنده در پایان نامه، باز هم «تلقی و تعدی» فرقهٔ در حالِ ظهور مطلقیه را، به رهبری یادآور می‌شود و با یادآوری سنت معصومین علیهم السلام در برخورد با غالیان و پیشگیری از شکل گیری «فرقه غالیه» از او می‌خواهد تا نسبت به عملکرد این «مردان فراقانونی، فراشرعی و فرا اخلاقی که خود را منتسب به شما معرفی می‌کنند» بازنگری کند.

نگارنده – فارغ از نام‌ها و نشانه‌ها – مطالعه و تعمق و تدبر در «محتوای این نامه» را به همهٔ کسانی که «دغدغهٔ امنیت ملی» دارند، اکیداً پیشنهاد می‌کند و به عنوان شاهدی گویا بر محتوای این نامه مخاطبان را به تامل در «بی‌پروایی فرقهٔ مطلقیه در بازی با منافع ملی» جلب می‌کند.


  • محمدجوادِسبز-فرزندجانباز وبرادرزاده ی1 شهید

    بله- کاملاً درست می فرمایند ایشون- سپاسگزاریم- کاش رهبر بتونه اینها رو که کشور و این نظام مقدس رو دارن به ته درّه هل میدن کنترل کنه- ادب کنه- سرجاشون بنشونه- تنبیه دائمی کنه و…

  • sabz

    به نظر من اینها همش بازی سیاسی هست . حالا که گند کاراشون در اومده می خوان بندازن گردن به اصطلاح گروه مطلقیه. خبر ندارن که ما می دونیم که گروه مطلقیه خودشون هستن !

  • ناشناس

    سلام
    البته انتظار این بود که ادمین های محترم کلمه این مطلب را که پیش از این ارسال شده بود بصورت مستقل ارائه می فرمودند لیکن آنچه مهم است انجام وظیفه در قبال جامعه و روشنگری است فلذا این متن را در اینجا می آورم.متنی که در واقع هشداری است که بصورت ناخودآگاه سربازان پیاده نظام فرقه سازان شده اند :
    سربازان ناآگاه فرقه سازی
    درهمین ابتدا عرض شود که فلسفه وجودی مبحث ذیل پیش و بیش از آنکه سیاسی باشد ایدئولوژیک است. نگارنده معتقد است در فرایند تشریح شده در این مبحث ، فاکتورهای سیاسی تنها بعنوان کاتالیزور در اختیار گروهی است که با نیات تقریبا قابل واگشایی می روند تا فرقه ای جدید را بنا کنند .فرقه ای که در هر صورت منافع بیشماری برای ایجاد کنندگان آن متصور است.
    موردی دیگری که لازم است مدّ توجه مخاطب هوشمند قرار گیرد بافت غیر قابل انکار مذهبی است که فرهنگ ایرانی را تشکیل می دهد . رسوخ دین در اعضای جامعه اکثر شیعه ایرانی با اذان و اقامه در گوشهای چپ و راست نوزاد شروع ، و با تلقین میت ، یعنی زمانی که آن عضو جامعه در قبر نهاده می شود پایان می پذیرد.عدم توجه لازم به این بافت مذهبی ، منشاء خطاهای بسیاری در پیش محاسبه رفتارهای ایرانیان بوده است خصوصا توسط کسانیکه جامعه ما را از نزدیک لمس نمی کنند ، بلکه با توجه به دیتاها و فرمول های رایج جهانی قصد دارند تا پیش بینی های خود را در ارتباط با این جامعه سامان بخشند.
    اگرچه جوامع به شدت مذهبی مشخصات مثبت خود را دارند لیکن همین تعصبات است که منافذی جدی برای نفوذ سوء استفاده کنندگان ایجاد کرده است.سوء استفاده کنندگانی که با شناخت این تعصبات به عنوان نقطه ضعف ، نقشه های شیطانی خود را حول محور آن طراحی ، و با موفقیت به سیستم اجرا می سپارند.
    نگرشی واقع بینانه از ساختار حاکمیت در ایران به ما می گوید اگرچه وجود نهاد برتر هماهنگ کننده منحصر به ساختار حاکمیتی کشور ما نیست و هستند کشورهایی دیگر که در آنها ، روابط بین قوای اجرایی ، قانون گذار و قضایی توسط یکی از سه نهاد فوق و یا نهادی مستقل و برتر هماهنگ می شوند ، اما آنچه وجه ممیزه بین نهاد برتر در کشور ما و سایر کشورهای دارای این نهاد است ، در ارتباط این نهاد با بافت مذهبی جامعه دیده می شود. .این ارتباط ضمن تقویت موقعیت نهاد هماهنگ کننده ، پتانسیل اضافه ویژه ای را در اختیار آن قرار می دهد که ارتباط مستقیم با فاکتوری به نام ” مردم ” است.به عبارتی دیگر این نهاد وظیفه هماهنگی بین چهار نهاد مجریه ، مقننه ، قضاییه و مردم را در اختیار دارد.
    حقیقت فوق است که موجب شده تا امروزه گروهی خاص با نیاتی مشخصا مسموم ، این نهاد را محوریت ایجاد یک فرقه جدید قرار دهند.
    آنچنان که از مطالب فوق هویداست و تاریخ تشکیل فرقه ها به ما می آموزد ، نهاد هماهنگ کننده شرط ایجاد این فرقه در دست تاسیس نبوده ، بلکه شرایط خاص جامعه و حاکمیت ما باعث گشته است تا این نهاد بعنوان ابزاری مناسب و در دسترس مورد توجه فرقه سازان قرار گیرد فلذا ناگفته پیداست که در صورت عدم همراهی و همرآیی ، اولین قربانی فرقه سازان می تواند کسی باشد که بر کرسی این نهاد تکیه دارد.
    در اینجا قصد آن را نداریم تا به منافع بیشماری که فرقه سازی برای فرقه سازان به ارمغان می آورد بپردازیم چرا که تاریخ فرقه های مختلف به خوبی مشروح کاملی از چنان فهرستی را در اختیار ما می گذارد ولیکن با توجه به ذهنیت خاص بخش قابل ملاحظه ای از جامعه که نا آگاه از اصل وقایع ،رخت سربازی بی مزد و مواجب این فرقه سازان را بر تن کرده اند ما را بر آن می دارد که حجت را بر این پیاده نظام بی خبر تمام کرده تا در محضر الهی جای هیچ عذر و بهانه ای برای ما و ایشان نماند.
    چنانکه عرض شد بافت جامعه ما مذهبی است و بالاتر از آن این که سربازان نا آگاه فرقه سازان ، نه با هدف تشکیل و اضافه کردن یک فرقه جدید و افزایش تفرقه بیشتر در جامعه مسلمانان ، بلکه با پاک ترین و خالص ترین نیت به جهت خدمت به دین خود اسباب آسایش خیال فرقه سازان را محیا می کنند.
    این جاست که روشنگری در باب جاده ای که پیش روی آنان است و مقصدی که انتظار آنان را می کشد موجب بیداری خواهد بود و در ضمن اگر پس از روشنگری و تبیین لازم کسی عامدا و عاملا در این راه ادامه مسیر داد دیگر مسئولیتی بر دوش تذکر دهند گان نیست که خداوند فرمود :
    فذکر ان نفعت الذکری و یا فرمود : فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر.
    بحث در باب استراتژی و تاکتیک های مورد استفاده فرقه سازان را به یادداشتی دیگر موکول می کنیم ولو آنکه اخیرا در نامه ای منسوب به یکی از مسئولین بخش قابل توجهی از موارد آن ذکر شده است اما این گفتار را با این هشدار روشن و بیدریغ به پایان می بریم که :
    ای دوست بزرگوار که با نیت حمایت از اسلام و ولایت فقیه در مورد غلوّ ها و زیاده روی های تلقین شده به تو در مورد این جایگاه اعتراض نمی کنی !
    اولا بدان که یکی از مصادیق ” دفاع بد ، بدتر از دشمنی است” همین است که در قبال نسبت های غیر عادی ، مبالغه آمیز و پر از اغراقی که در باب ولایت فقیه ارائه می دهند خاموش مانده ، انکار نکرده ، و با گزافه گویان برخورد نکنی.
    ثانیا حدداقل به تاریخ یکی از فرقه های موجود در اسلام ( مثلا بهاییت یا بابیت) توجه کن و ببین آیا تشابهاتی بین روزگار تشکیل این فرقه ها با شرایط امروز جامعه ات می بینی یا خیر .البته همچنانکه در فوق شرح داده شد ، توجه داشته باش که لزومی ندارد همواره سنگ بنای یک فرقه جدید خود مدعی باشد بلکه آن سنگ بنا می تواند مورد استفاده ابزاری دیگران قرار گرفته باشد.
    ثالثا اگر نیت تو دفاع از دین خداست توجه داشته باش که آیا براستی در مسیر دفاع از دین خدا هستی یا خیر ؟ چرا که خدواند در قران کریم فرموده است : ” و می گویند از ما پیروی کنید و ما بار گناهان شما را به دوش می کشیم حال آنکه آنان هرگز بار گناه دیگری را بردوش نخواهند کشید” .معیار عقل توست و آنچه با عقل تو ناسازگار بوده و به خاطر گفته دیگران تبعیت کرده ای را خودت پاسخگو خواهی بود ، نه او.
    و چهارم و از همه مهمتر اینکه اگر براستی قصد داری تا از دین خود حمایت کنی مراقب باش تا آن را اسیر تفرقه حاصل از یک فرقه جدید نکنی!
    مهرداد نصرتی مهرشاعر

  • محمد امی

    به نام خدا
    سلام
    اون بخش “بازنگری ” به عملکرد این افراد خیلی معنا دارد اینطور نیست؟ بازنگری یعنی دوباره بررسی کردن یک موضوع تا مشخص شود با اهداف مطابقت میشود.البته این امکان هم وجود دارد که نگارنده نامه صرفا از جهت احترام گذاشتن و “قدرت بخشیدن” به مافوقش از این کلمه استفاده کرده است و در عمل این فرقه مطلقیه کارها را در دست گرفته است. …

  • حسین سبز اندیش

    قدسی کردن ولی فقیه» نه تنها قانونی نیست، بلکه «اعطای این مقامِ ربانی به رهبری نظام» خلاف منافع ملی است. زیرا در این صورت، «بررسی عملکرد رهبری و اعمال قانون در خصوص شخص ولی فقیه» هزینهٔ سنگینی را بر دوش مملکت خواهد گذاشت. مثلاً اعمالِ قانونی نظارت مجلس خبرگان، اخطار به رهبری و یا بر کناری احتمالی او می‌تواند به «تهدید کلِ نظام» تعبیر و یا منجر شود؛ در حالی که حقیقت ِقانون اساسی غیر از این است و واقعیت ِ اعمالِ قانون غیر از این باید باشد.

  • سرباز سبز

    تعداد اين نامه ها بيشتر هم خواهد شد.

    اندكي صبر سحر نزديك است.

  • امیر

    باسلام به کلمه عزیز…..میخواستم بگم داشته باشیداین اقای فرمانده راکه فرداروزی که ازکجاهاسردربیاره.طفلک خبرنداره تمام کسانی که الان درزندانهاوزیرشکنجه هستندهمین چیزهارامی دونستندوحالاایشون خیال کرده چیزجدیدیروکشف فرموده اند

  • محمد موسوي

    افرادي كه در اين نامه به نام غالي ازشون اسم برده شده را در ديدار رهبر و بسيجيان هفته قبل ديديم كه براي رهبر يك ربع شعر ميخوندن و رهبر هم با ذوق زياد نظاره مي كرد. البته يادم هست وقتي اين اتفاق براي امام مي افتاد امام دستشو بلند مي كرد و اجازه نمي داد غاليان كارشونو جلو ببرن.درود بر سه سيد فاطمي سد حسن و موسوي و خاتمي

  • حبیب تبریزیان

    امروزه بنام ولایت فقیه تندروی کردن ِحساب شده و به قصد مرعوب سازی دیگران برای بالا رفتن از نردبان قدرت و شاید هم توطعه سازی رسم شده است. انسان میتواند بنام ولایت تا میتواند قافله استبداد را تند براند. چون جو ارعاب و فرصت طلبی حاکم است کسی زحمت اینرا بخودش نمیدهد تا ته و توی قضیه این نوع تند روی را در آورد. وقتی این تندروان برکرسی نشستند اهنگ خودشان را مینوازند و رهبری هم باید خود را با آهنگ این تندروان فرضت طلب دمساز و همساز کند چونکه تنها مانده است! و انگاه است که فریاد غریب ماندگی را کسی نمیشوند چون ناله دست و پا شکستگان را زیر قافه تند رفتگان کسی نشنیده است

  • زهرا

    والا الان دیگه صحبت بر سر برداشت یا نوع ولایت فقیه نیست .صحبت بر سر کلیات مسله هست .این را که نمیشه انکار کرد.

  • علی

    چه عجب یکی حرف حساب زد. بابا این ملت اصلا ولی نمی خواد. شما که اینو خوب می دونید چرا الکی بحث می کنید.
    کلمه با این محافظه کاریها فقط مخاطبانتو کم می کنی.

  • داوود

    دوستان عزیز حداقل لطف کنید و اول نامه رو بخونید بعداً افاضات بفرمایید. واقعاً ننگ آوره که در مورد موضوعی با این جسارت نظر میدین که حتی یک بار سرسری هم نظری بهش ننداختید!
    در ضمن ایشون رو انگار به ماموریت خارج از کشور فرستادن تا مانع اجرای برنامه ها نباشند.

  • ناشناس

    خوب بود متن نامه را انتشار میدادید

  • سبزعلوي آري سبزاموي نه

    به ايشون دردست گفتند من هم موافقم ولي اي كاش شما صحبت هاي اين فرمانده ارشدرو تفصير به راي نمي كرديد چون مصداق عيني حرف ايشان امثال منتظري هاست؟…

  • محمدم

    از منظر دين هم قداست دادن به افراد عادي مصداق شرك است.

  • behesht

    با سلام . احتمال میرود این نامه برای فرافکنی و نیز خارج دانستن اقدامات پس از انتخابات از اراده و کنترل مقام رهبری ، انتشار یافته است . لذا درخواست مینمایم پس از ریشه یابی و تحقیق اقدام به انتشار و تحلیل نوشته های اینچنینی بنمائید. با تشکر.

  • ناشناس

    ترس گریز اسب رام قدرت از زیر پای حاکمان سبب می شود که هیچ ندای حق گویی را نشنوند.گفتنش خوب است شاید سبب بیداری دیگران شود اما امیدی به شنیدنش نیست.شاه ایران واخیرا بن علی تونس را به یاد آوریم….