سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سید مهدی شجاعی: انحطاط اخلاقی، همه سطوح جامعه را فرا گرفته / سازمانهای فرهنگی، گزارش‌های دروغ می‌دهند...

سید مهدی شجاعی: انحطاط اخلاقی، همه سطوح جامعه را فرا گرفته / سازمانهای فرهنگی، گزارش‌های دروغ می‌دهند

چکیده :به اعتقاد من این انحطاط اخلاقی که دامن همه سطوح جامعه را گرفته، مشخصا معلول فقدان ادب با مفهوم عام و گسترده آن است. در جامعه امروز ما تعریف حقیقی ادب، مطلقا ناشناخته است. در حالی که سابقا ادب برای مردم ما نه فقط یک فضیلت که یک ضرورت به شمار می‌رفت. / بعضی از سازمان‌ها و مراکزی که کار نشر هم می‌کنند، از تیراژ برخی کتاب‌ها گزارش‌ها و آ‌مارهایی می‌دهند که هم دروغ است و هم غیرطبیعی. دروغ است به این معنا که نه تعداد دفعات چاپ، نه تیراژ مورد ادعا و نه خرید و استقبال مردم، هیچ‌کدام اتفاق نیفتاده. غیرطبیعی است به این معنا که همان رشد محدود هم به ضرب و زور کود شیمیایی و تزریق هورمون و صدور بخشنامه‌های گوناگون و اختصاص بن‌ها و بودجه‌های ویژه و اجرای سیاست‌های حمایتی و خریدهای عمده و... صورت گرفته. چون مردم سازوکار نشر را نمی‌شناسند، این آمار و ارقام غیرواقعی را باور می‌کنند و آن سازمان‌ها هم این فریفته شدن عوام را موفقیت در کار فرهنگی به شمار...


سید مهدی شجاعی، نویسنده، با انتقاد از آمارهای غلط و دروغین برخی مراکز و سازمانها در زمینه کتاب و محصولات فرهنگی، می‌گوید: متاسفانه اخیرا بعضی از سازمان‌ها که کار نشر هم می‌کنند، از تیراژ برخی کتاب‌ها گزارش‌ها و آ‌مارهایی می‌دهند که هم دروغ است و هم غیرطبیعی. دروغ است چون نه تعداد دفعات چاپ، نه تیراژ مورد ادعا و نه خرید و استقبال مردم، هیچ‌کدام اتفاق نیفتاده. غیرطبیعی است چون همان رشد محدود هم به ضرب و زور کود شیمیایی و تزریق هورمون و بودجه‌های ویژه و… صورت گرفته است.

مجله «کتاب» در شماره هفتم خود علاوه بر گفت وگو با فریدون فریاد درباره ترجمه‌های اخیرش از شعر یونان، گفت‌وگو با دکتر محمد بهشتی درباره معماری ایرانی به بهانه انتشار کتاب «مسجد ایرانی»، مصاحبه‌ای کوتاه با محمد یعقوبی درباره نمایشنامه «خشکسالی و دروغ»، گفت‌وگو با سید مهدی شجاعی درباره آخرین اثر منتشر شده‌اش «سقای آب وادب»، گفت و گو با فرید جواهر کلام درباره ترجمه کتاب« تاریخ سیاسی هخامنشی» و … با سید مهدی شجاعی نیز گفت و گویی انجام داده که بخشهایی از آن را به نقل از خبرآنلاین می‌خوانید:

* این دو مقدمه یا دو اصل، مسلم و تشکیک‌ناپذیر است: یکی عشق و ارادت مردم ما به اهل بیت(ع) و دیگری تجلی این عشق و ارادت، در ادبیات ما اعم از کهن و معاصر. اما نکته ظریف و حائز اهمیت این است که ما شاکله ادبیات را یک بنای منسجم و به هم پیوسته ببینیم که دارای یک هارمونی و هماهنگی است، نه اجزای منفصلی که هر کدام در هر مقطع از زمان، ساز و نوایی مستقل از دیگری دارند.

* در ادبیات معاصر به گمان من از فرد یا اثر مشخصی به‌عنوان آغازگر رمان مذهبی نمی‌توان نام برد، در عین حال که نقش تک‌تک ادبا و فضلای معاصر و کهن را هم در شکل‌گیری رمان مذهبی امروز نمی‌توان نادیده گرفت یا منکر شد.

* متاسفانه اخیرا بعضی از سازمان‌ها و مراکزی که کار نشر هم می‌کنند، از تیراژ برخی کتاب‌ها گزارش‌ها و آ‌مارهایی می‌دهند که هم دروغ است و هم غیرطبیعی. دروغ است به این معنا که نه تعداد دفعات چاپ، نه تیراژ مورد ادعا و نه خرید و استقبال مردم، هیچ‌کدام اتفاق نیفتاده. غیرطبیعی است به این معنا که همان رشد محدود هم به ضرب و زور کود شیمیایی و تزریق هورمون و صدور بخشنامه‌های گوناگون و اختصاص بن‌ها و بودجه‌های ویژه و اجرای سیاست‌های حمایتی و خریدهای عمده و… صورت گرفته؛ یعنی همان تیراژ محدود هم در سیستم طبیعی نشر ـ یعنی عرضه توسط ناشر و خرید توسط مشتری ـ‌ محقق نشده چون مردم سازوکار نشر را نمی‌شناسند، این آمار و ارقام غیرواقعی را باور می‌کنند و آن سازمان‌ها هم این فریفته شدن عوام را موفقیت در کار فرهنگی به شمار می‌آورند و جالب اینجاست که وقتی به آنها اعتراض می‌کنی و این شیوه را مورد نکوهش قرار می‌دهی، با دفاع و مقاومت مواجه می‌شوی و می‌فهمی که باید بحث را از اثبات وجود خدا و قبر و قیامت شروع کنی و… .

* استقبال از کشتی پهلو گرفته نشان می‌دهد که عطش و نیاز و اشتیاق برای کسب معارف اهل بیت(ع) در میان مردم ما عمیق و گسترده است و اگر زبان آشنا و قالب متناسبی برای بیان این حقایق پیدا شود، مردم از کنار آن بی‌تفاوت نمی‌گذرند.

* من تلاش می‌کنم که از همه قابلیت‌های نثر برای انتقال مفاهیم و ارتباط با مخاطب استفاده کنم. وقتی شما به این قابلیت‌ها عنصر ایجاز را هم اضافه کنید، طبیعتا به شعر نزدیک می‌شوید، ولی فقط نزدیک می‌شوید. وارد عرصه نمی‌شوید به این دلیل که بنا دارید در افق تفصیل حرکت کنید و افق شعر، افق اجمال است. برای اینکه کلمه و ترکیب و جمله و عبارت، به اوج شکوه خود برسد، باید از منابع شعری تغذیه بشود، به این دلیل که استعداد بالقوه کلمات در شعر به فعلیت می‌رسد. وقتی کلمات و جملات، به حد ارجمندی از غنا و قابلیت برسد و در عین حال به خاطر رسالت داستان‌گویی‌اش از ورود به عرصه شعر پرهیز داشته باشد، نثری پدید می‌آید که از شکوه و ظرافت و زیبایی شعر بهره‌مند و برخوردار است ولی بنا ندارد که در عرصه شعر متوقف شود. بناست که به سمت اهداف از پیش تعیین شده، حرکت کند.

* اگر «سقای آب و ادب»، مزیتی بر آثار پیشین داشته باشد، شاید ناشی از تاثیر از نثر قرآن باشد. این نوع نگاه و شیوه روایت به طور ناخودآگاه در «سقای آب و ادب» عینیت بیشتری یافته است. تاکیدم بر کلمه ناخودآگاه به این دلیل است که نه قصد تقلید از سبک و شیوه قرآن وجود داشته و نه اصولا تقلید از معجزه امری محقق‌شدنی است. آنچه آرمان و آرزو به شمار می‌رود همین است که انسان در وجوه مختلف، به صبغه الله مفتخر شود و رنگ خدایی بگیرد. اگرچه فاصله ما با این قله زیاد است اما همین‌قدر که رسیدن به آن در نهایت محال نیست؛ اسباب امیدواری و دلخوشی هم هست.

* به اعتقاد من این انحطاط اخلاقی که دامن همه سطوح جامعه را گرفته، مشخصا معلول فقدان ادب با مفهوم عام و گسترده آن است. در جامعه امروز ما تعریف حقیقی ادب، مطلقا ناشناخته است. در حالی که سابقا ادب برای مردم ما نه فقط یک فضیلت که یک ضرورت به شمار می‌رفت. اصولی که مردم خود را ملزم به آموختن و به کار بستن آن می‌دیدند و هرکس لااقل در صنف و طیف و سنخ خود تلاش می‌کرد که آدابش را بیاموزد.

* آنچه صفت بارز و ویژه حضرت عباس(ع) محسوب می‌شود و ایشان را نسبت به دیگران ممتاز می‌سازد، تأدّب به چنین ادبی است با همه وسعت و عمق و وجوه مختلف و متنوع آن. به این ترتیب، هیچ شأنی از شئون زندگی نیست که از ادب، تهی و فارغ باشد و کتاب در تلاش برای تبیین این معناست که حضرت عباس(ع) نه تنها خود مودب و متخلق به این آداب است که در این باب، از شأن و جایگاه سقایت برخوردار است.

* برای نوشتن رمانی حول شخصیت حضرت عباس(ع) تصور یا پیش‌بینی یا توقع من این بوده که قلم در همان فصل اول از زمین کنده شود و به سیر و صعود در آسمان بپردازد. به زعم من علی‌رغم تلاش‌های مکرر، این اتفاق نیفتاده و این ناکامی‌های چند باره مرا به این نتیجه رسانده که مدتی از باند فاصله بگیرم تا زمان صعود قلم فرا برسد. احساس یا تلقی من این بوده که در آخرین رجوع به کار- پس از چند سال- اتفاقکی افتاده و از فصل هفت، کندن قلم از زمین و صعود در آسمان آغاز شده. اگر این اتفاق در وجود مخاطب نیفتد یا به چشم مخاطب نیاید، پیداست که تصور و تلقی بنده اشتباه بوده و انتشار اثر، دستخوش شتابزدگی شده است.


5 پاسخ به “سید مهدی شجاعی: انحطاط اخلاقی، همه سطوح جامعه را فرا گرفته / سازمانهای فرهنگی، گزارش‌های دروغ می‌دهند”

  1. ناشناس گفت:

    از عمر این سخنان غلامعلی رجایی زیاد نمیگذرد که به خوبی امروز ما را نشان میدهد و مقصود وی از این سخنان راهی است که امروزه ” بزرگان” و” آقایان” با اعمال و سخنان خود به ملت مسلمان نشان میدهند که مضمون آن چنین میباشد که :هم میتوان مسلمان بود و هم به سادگی به دیگران تهمت و افترا زد .هم میتوان ظالم بود و همزمان قیافه مظلوم گرفت.هم میتوان فتنه آفرید و همزمان دیگران را به فتنه متهم کرد.و در آخر هم میتوان روز و شب قران خواند و به سادگی از آیات نورانی ان در مورد مذمت دروغ و دروغگویان گذشت .امیدوارم همگان بتوانند این مقاله خوب را بخوانند.در آخر بگویم که اجر های ساختمان این دینی که امروز از طرف آقایان تبلیغ میشود سراسر از فساد و رانت خواری و تظاهر و دروغ ساخته شده است و دیر یا زود ملت ما را یا بیزار از دین مبین ما میکند و یا بنیان فرقه ای بد تر از فرق ضاله را میگذارد .کافی است سری به تکایا و مساجدی که تحت نظر مداحان میباشد بزنیم تا ببینیم چه فرهنگی در آنجا تبلیغ میشود .در آخر دعایی برای آزادی زندانیان بی گناه جنبش پاک سبز را از همگان خواهانم.

  2. AMIR گفت:

    براي مقايسه ادب مسئولين ايران با سايركشورها ميتوانيد به مورد اخير تونس توجه كنيد كه مردم آن كشور بر ضد دولت تظاهرات كردند و خواستار استعفاي رييس جمهور شدند ولي هيچ كس مردم معترض را خس و خاشاك و بزغاله و گوساله و ميكرب نام نداد. بلكه به مردم قول داد به خواستهايشان رسيدگي كند.

  3. اشکان گفت:

    منشا این دروغها دولت است

  4. سعیدا مسعودا گفت:

    بزرگی فرموده است: «مردم به امرایشان بیشتر شبیه‌اند تا به پدر و مادرشان».
    نتیجه می‌گیریم که انحطاط اخلاقی فعلی ریشه‌های احمدی‌نژادانه دارد. دیدیم که با تهمت و دروغ و نسبت‌های نادرست به افراد و بعد تقلب و زدن و زندانی کردن و کشتن مردم سر کار آمد. یکی هم سفت پشت سرش ایستاد و تمام اعتباری را که فکر می‌کرد دارد را خرج او کرد. ناچار الان مردم عادی لابد فکر می‌کنند حق با کسی است که روی آن صندلی‌های غصبی نشسته است و خودشان هم می‌خواهند از این‌ها تقلید کنند تا شاید زودتر به مقصد برسند. این جوری می‌شود که فساد و انحطاط اخلاقی و تقلب و دزدی و غیره الان سکه رایج بازار است و درستکاران و پرهیزگاران و صاحبان اخلاق خفقان گرفته‌ و در گوشه‌ای شاهد اوضاعند.

  5. آزاد گفت:

    همانطور كه آقاي موسوي گفتند ادب مرد به ز دولت اوست .