سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ژیلا بنی یعقوب به همسر زندانی اش :تو با لبخندت آنها را شکست خواهی داد...

نامه ژیلا بنی یعقوب به همسر زندانی اش :تو با لبخندت آنها را شکست خواهی داد

چکیده :بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار و نویسنده چند کتاب اقتصادی، با استناد به مقاله هایی که در روزنامه های اصلاح طلب و یا سایت شخصی اش در نقد دولت احمدی نژاد نوشته به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.سردبیری وب سایت خرداد نو که یک سایت منتقد دولت بود و تنها دو ماه فعالیت کرد یکی دیگر از اتهامات وی...


ژیلا بنی یعقوب، روزنامه نگار که همسرش بهمن احمدی امویی از سی ام خردادماه سال گذشته و پس از انتخابات پرمناقشه سال گذشته بازداشت و روانه زندان شد، در نامه ای که در وبلاگ شخصی اش منتشر کرده، خطاب به همسر زندانی اش نوشته است که«تو با لبخندت آنها را شکست خواهی داد، با لبخند و صبوری و استقامت ات.»

بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار و نویسنده چند کتاب اقتصادی، از سوی دادگاه انقلاب تهران با استناد به مقاله هایی که در روزنامه های اصلاح طلب و سایت شخصی اش در نقد دولت احمدی نژاد نوشته به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.سردبیری وب سایت خرداد نو که یک سایت منتقد دولت بود و تنها دو ماه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فعالیت کرد، یکی دیگر از اتهامات وی است.

به گزارش کلمه، متن کامل نامه ژیلا بنی یعقوب به بهمن احمدی امویی به نقل از وبلاگ شخصی اش به شرح زیر است:

سال پیش در چنین روزی برایت نوشتم امروز سالروز ازدواج مان است و تو در گوشه سلول انفرادی هستی و لابد امسال باید خوشحال باشم که می نویسم امروز در سالروز ازدواج مان تو در سلول انفرادی نیستی و در یکی از سلول های عمومی بند 350 هستی.اما همچنان از هرگونه تماس تلفنی محروم هستی و حتی نمی توانیم در چنین روزی با هم صحبت کنیم، همچنان که ماههاست از ملاقات حضوری محروم هستیم و ماههاست که من تو را فقط از پشت شیشه ی کابین می بینم و صدایت را از پشت سیم تلفن می شنوم و من همچنان نمی فهمم که به چه کسی در این کشور بر می خورد اگر موقع ملاقات بتوانم بدون واسطه ی آن شیشه لعنتی و مات، درست روبرویت بنشینم و بتوانم برای چند دقیقه ای دستهایت را در میان دستهایم بگیرم و بگویم همچنان دوستت دارم.

همیشه با خودم می گویم گیرم که تو یک مجرم خطرناک هستی!خب،چه اشکالی دارد که بتوانی دست همسرت را در میان دستهایت بگیری؟مگر آنها که به جرم قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف در زندان اند از این حق محروم اند که تو به جرم اینکه در یک سایت و چند روزنامه مقاله های انتقادی علیه دولت احمدی نژاد نوشته ای،از این حق محروم باشی؟

من نمی فهمم چرا حتی با اینکه در آیین نامه سازمان زندان ها تصریح شده که حداکثر برای تنبیه یک زندانی می توان یک ماه او را از ملاقات حضوری محروم کرد، تو و خیلی دیگر از زندانیان سیاسی را ماههاست که از این حق محروم کرده اند؟همچنان که نمی فهمم چرا وقتی در همین آیین نامه سازمان زندان ها آمده است که زندانی حق دارد در زندان کامپیوتر شخصی و موبایل خودش را داشته باشد، تو و دوستانت از حق تلفن زدن با تلفن های عمومی زندان هم محروم هستید.

نمی دانم چه کسی تازگی ها نوشته بود که تصمیم هایی که زندانی را از ملاقات حضوری و تلفن زدن به عزیزانش محروم می کند مبتنی بر کینه ورزی است و نه بر اصلاح.

بهمن عزیزم،

در سالروز ازدواج مان این چند جمله را به عنوان هدیه ای کوک از من بپذیر،جملاتی که درست چند روز بعد از پایان اعتصاب غذایت برایت نوشتم و نمی دانم چه وقت خواهی توانست این جمله ها را بخوانی، اما هروقت که خواندی یادت باشد من امروز و در سال روز ازدواجمان این کلمات را برایت در صفحه وبلاگم نوشته ام.

عزیزم،

چون تو آنجا سرفراز و محکم ایستاده ای، من اینجا مصمم و مقاوم ایستاده ام.

همیشه دوستت داشتم، اما این روزها بیشتر از همیشه دوستت دارم.صبوری ات را، ایمان ات را به اعتقادت، مقاومت و مهربانی ات را بیش از همیشه ستایش می کنم.مثل همیشه آرامش و لبخندت را به رخ شان بکش.آنها نمی توانند مثل تو آرام باشند و لبخند بزنند و به همین خاطر عذاب می کشند.آنها به لبخندهای ما حسادت می کنند، به لبخندهای من و تو.

و من چقدر دلم می سوزد که آنها نمی توانند مثل ما با وجود این همه سختی که می کشیم، لبخند بزنند.

عزیزم،

هیچ وقت خشمگین نشو، آنها از خشم شما احساس قدرت می کنند. تو !با لبخندت آنها را شکست خواهی داد،با لبخند و صبوری و استقامت ات. نیاز به هیچ سلاح دیگری نداری.

بهمن جانم،

لبخند بزن، به همه سختی ها و نامهربانی ها لبخند بزن.تو من را داری،من تو را دارم.ما لبخندهای یکدیگر را داریم.ما امیر مهدی کوچولو و باهوش را داریم که آگاهی و فهمش ما را به فردای ایران امیدوار می کند.ما امیر کوچولوهای زیادی در ایران داریم!همه اینها برای لبخند زدن کافی نیست؟پس لبخند بزن.


12 پاسخ به “نامه ژیلا بنی یعقوب به همسر زندانی اش :تو با لبخندت آنها را شکست خواهی داد”

  1. n گفت:

    dorood bar to banooye moghavem .vjoode to navidbakhe fardaye zibaee baraye mihan ast.

  2. milad گفت:

    omidvaram khoda in zendani siasi bi gonah ro be kenar hamsaresh va farzandesh bargarde khaharam hamsafere to baese eftekhar mast room siah k kari joz doa baraye azadi in dalir mardan az dastam bar nemiayad

  3. کیمیا گفت:

    زنده باشید،عشقتان جاودان،پیروزی و آزادی نصیبتان باد!

  4. علی گفت:

    خواهرم برای شما و همه خانواده های زندانیان طلب صبر و استقامت از درگاه الهی دارم و از خدا عذاب الهی را برای همه ظالمان خواستارم
    فراموش نکنید که : الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظم

  5. آذر ایرانی گفت:

    خواهر خوبم آفرین؛ در کلاس درس عشق و معرفت شما و جناب آقای بهمن امویی نکته ها باید آموخت. روز آزادی خواهد آمد

  6. ناشناس گفت:

    خانم ژیلا بنی یعقوب در هیچ زندانی زندانی حق استفاده از کامپیوتر و موبایل را ندارند مگر از ما بهترون باشند این قانون را کجا خواندید خانه خاله نرفتند این بدبختها زندان هستند همینکه لبخند بزنند کافی است شما هم هی گیر ندهید ملاقات حضوری حضوری اینها لج می کنند اجازه نمی دهند ایشان بالاخره ازاد می شوند عجله نکنید وقت برای اینکه مثل دوعاشق دست بک دیگر را بگیرید زیاد است کمی دوری شوهر خود را تحمل کنید افرین که مقاوم مصمم ایستادید بایستید ..بایستید فقط باید ایستاد

    • jafar گفت:

      باسلام.بخدا هرکئ وهرکسئ میخواهئ باش .من اصلا ادم سیاسئ نیستم ویک حقوقدان منطقئ هستمو بس.ولئ خیلئ دوس داشتم دوستانم چون شما فردئ ازاده ومنطقئ باشند.هرکجائید شادو سالم وسربلند باشید.با تشکر افشار

  7. اميد رسا گفت:

    ژيلا وبهمن عزيز
    صبرتان را مي ستايم ومي دانم که پيروز واقعي شماييد
    ما دوباره سبز مي شويم

  8. حسین جعفری گفت:

    ژیلا جان ما به تو افتخارمی کنیم. آفرین برشرف تو که احمد زیدآبادی شرف اهل قلم از قبیله مردان است وتو هم شرف اهل قلم از قبیله زنان. آفرین به تو ودیگر شیرزنان که این رژیم را به زانو درآورده اید.

  9. اسفندیار گفت:

    خواهرمهربانم بازهم برایش بنویس که دوستش داری که بدون شک اوبه این نامه هااحتیاج دارد امانورچشم برادربدانکه به خداوندی خدا000خداهم انهارادوست دارد باورداشته باش که بسیاری از زندانبانها نیزانهارادوست دارند که این نیزاز عجایب این ملت است
    نورچشم برادرخدامی داند دیگر اشکهایم اجازه نوشتن نمی دهد شمارا بخدامی س

  10. مرتضي گفت:

    گريه نكن خواهرم در خانه ات درختي خواهد روييد ودرختهايي در شهرت.و باد پيغام هر درخت را به درخت ديگر خواهد رسانيد ودرختان از باد خواهند در راه كه مي امدي سحر را نديدي؟//واپسين پاراگراف سووشون

  11. مهراد گفت:

    سلام به شما و بهمن
    من زمانیکه این نوشته شمارو خوندم تحت تاثیر قرار گرفتم سالروز ازدواجتون رو تبریک میگم به امید روزی که هیچ اسیری در بند این دژخیمان … نباشه . . .