وضعیت بحرانی نسرین ستوده و غلامحسین عرشی از اعتصاب کنندگان اوین
چکیده :خانواده ستوده به شدت نگران حال او هستند چرا که اخبار رسیده از زندان اوین بسیار نگران کننده است اما به دلیل تعطیلات رسمی هیچ یک از مسوولان قضایی در این باره پاسخگو نیستند .آرش صادقی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و غلامحسین عرشی،از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از دیگر اعتصاب کنندگان زندان اوین هستند که وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی دارند اما مسوولان زندان اوین بی توجه به خواسته هایشان، آنها را در سلول هایشان رها کرده اند...
کلمه :وضع جسمانی زندانیان اعتصاب کننده زندان اوین وخیم گزارش می شود . طبق اخبار رسیده از زندان اوین به کلمه نسرین ستوده، وکیل دادگستری که در اعتصاب غذای خشک به سر می برد، به دلیل وخامت حالش به بهداری زندان منقل شده است.ستوده حاضر به شکستن اعتصاب غذایش نیست.
این سومین باری است که ستوده در صد روز بازداشتش دست به اعتصاب غذا می زند و این بار با توجه به تحلیل رفتن قوای جسمانی اش، وضعیت بسیار خطرناکی را پشت سر می گذارد .
رضا خندان همسر ستوده و دو فرزند خردسالش به شدت نگران حال او هستند چرا که اخبار رسیده از زندان اوین بسیار نگران کننده است اما به دلیل تعطیلات رسمی هیچ یک از مسوولان قضایی نیز در این باره پاسخگو نیستند .
به گزارش خبرنگار کلمه، نیمای سه ساله فرزند نسرین روزها است که مادرش را ندیده و هر لحظه منتظر بازگشت اوست، او اضطراب پدر و خواهرش را نمی فهمد و مدام می پرسد مادر کی باز می گردد ؟مهراوه که فقط دوازده سال دارد.این روزها نیمای کوچک را آرام می کند .
آرش صادقی، دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و غلامحسین عرشی،از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری از دیگر اعتصاب کنندگان زندان اوین هستند که وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی دارند اما مسوولان زندان اوین بی توجه به خواسته هایشان، آنها را در سلول هایشان رها کرده اند .غلامحسین عرشی که مبتلا به دیسک کمر است با شرایط جسمانی بسیار نامناسب در اعتصاب غذا به سر می برد .
خانواده عرشی که در شهر کرج زندگی می کنند درباره وضعیت او بسیار نگرانند و در این شرایط دشوار با توجه به تعطیلی همه نهادهای رسمی نمی دانند باید چه کنند.
غلامحسین عرشی از زندانیان گمنام حوادث پس از انتخابات است . او یکی از زندانیانی بود که در مرداد ماه امسال نیز همراه ۱۶ زندانی دیگر بند ۳۵۰ دست به اعتصاب غذا زد .این زندانیان در اعتصاب غذایی دو هفته ای به شرایط نامناسب بند ۳۵۰ زندان اوین اعتراض کردند .
او که ۱۷ بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد، روزهای زیادی را تحت شدید ترین فشارها در بند های ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین به سر برد .
گفته می شود رضا شهابی، کارگر زندانی و محمد نوری زاد کارگردان سینما و روزنامه نگار نیزاز دیگر اعتصاب کنندگان زندان اوین هستند که شرایط جسمانی بسیار نامناسبی دارند و به بیمارستان منتقل شده اند. محمد نوری زاد در پی خونریزی معده به بیمارستان رفته و رضا شهابی نیز در شرایط بسیار نامناسب جسمی اعتصاب غذای خشکش را به تر تغییر داده اما همچنان مسوولان به خواسته او که تعیین تکلیفش است بی توجهی می کنند.














نسرین ستوده افتخار زنان ایران است
همه زندانیان و اعتصاب کنندگان قهرمانمان را که بار همه ما را بدوش می کشند بخدا میسپاریم.
آیا نباید یک مقدار از توجهی را که جامعه جهانی به “مسئله ای” بنام ( خانم سکینه آشتیانی ) داشت را به طرف این ” زندانیان سرافراز ” برگرداند ؟ از همان روشها و همان گروهها می توان استفاده کرد تا صدای مظلومیت این ” اسرا ” به گوش دنیا برسد . شاید از این راه بتوان کمکی به این ” آزادگان دربند ” کرد.
خدایا کمکشون کن…
گله ای از سایت کلمه دارم چرا هیچوقت خبری در مورد زندانیان کرد نیست ایا مسلمان نیستند؟ایرانی نیستند؟مظلوم نیستند؟برای انقلاب و جنگ 8ساله شهید نداده اند؟ایا در این سایت هم شهروند درجه اول ودوم و…. داریم؟مثل همه جای ایران ؟اینجا هم خودی وغیر خودی داریم؟خواهشا جواب دهید
کلمه: دوست عزیز کلمه هیچگاه تفکیکی بین هموطنان ایرانی خود قایل نمی شود و نشده است. قطعا از اخبار مربوط به قومیت ها به عنوان یک ایرانی استفاده شده و می شود.
من چه بگویم که تو خود ستوده ای …
نسرین جان، اینها برای انسان و انسانیت ارزشی قائل نیستند.
زنده مانده تو برای ما بس پربها تر است. خواهش میکنم فکر ما و رو هم بکن. اگر بلایی به سر تو بیاد!!!! من بیشتر از خودم ناامید میشوم. چون از انیکه من نتوانستم کاری برایت بکنم، تا آخر عمر خودم را ملامت میکنم.
نکن عزیز جان، نکن. این … را رفتن خودت خوشحال نکن.
خداوند هرچه زودتر شر این ابن زیادها را از سر این مردم کم کند به حق عاشورای حسین(ع)
کاش سایه ای بودم که می کوچید به دیگر سوی دیوار اوین
پس در آن سو ، دست مهر مادری ، اشک شوق همسری
یا صدای خنده شیرین طفلی می شدم .
شانه می کردم ، به دل انگشت مهر مادری ، جعد شوریده
ز زلف دختری یا پسری
یا به سیل اشک شوق ، می زدودم ، رنج هجران را ز چهر همسری
یا به وجد خنده طفلی ، می گشودم غنچه اندوه و دلتنگی
ز لب های خموش مادری یا پدری
یا که آتش می شدم می سوختم ، می دوختم
ظلم و ظالم را به طومار اوین