سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی...
» سید محمد خاتمی با انتقاد از نحوه بازنگری در علوم انسانی مطرح کرد

با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی

چکیده :سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از استادان, مدیران و مسئولان اسبق دانشگاه ها و آموزش عالی، در بحث بازنگري در علوم انساني اين نكته كه با کدام جهان بینی و با کدام مشخصات انتظار داریم که علوم انسانی عوض شود، را مورد تاكيد قرار داد و در عين حال مصونیت یك جريان سياسي در عرصه اطلاع رساني برای اینكه هر چه می خواهد بگوید و القاء كند،تهمت بزند؛دروغ به مردم تحویل دهد و طرف دیگر حتی حرفهای عادیش را نتواند بزند را نيز مورد انتقاد قرار داد و با يادآوري اين‌كه نظام هزينه‌هاي اين مساله را مي‌پردازد گفت : عدل از جمله در عرصه علم آموزی و اطلاع رسانی بسیار مهم...


جمعی از استادان, مدیران و مسئولان اسبق دانشگاه ها و آموزش عالی با حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار ابتدا چند تن از حاضران به بیان دیدگاه ها و تجارب خویش در فرایند انقلاب و طرح و پیشبرد توسعه علمی و تحول علوم انسانی پرداختند و نسبت به عواقب رویکردها و برخوردهای امنیتی و سیاسی با دانشگاه ها و نهادهای علمی و اندیشمندان و دانشمندان کشور ابراز نگرانی کردند.

پس از آن رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسائل مطرح شده به طرح ضرورتهای فکری و سیاسی که پیش روی همه متفکرانی که دلهایشان برای اسلام و ایران می تپد؛پرداخت.

سید محمد خاتمی در این ديدار با تاكيد بر اين‌كه جریان های جاری نباید اهل فکر، نظر و خیرخواهان را از اندیشیدن؛ نظردادن و راه گشائی کردن به نفع کشور و انقلاب باز دارد، گفت: هنوز امکان اینکه این تفکرها لااقل در بخش هایی از نظام مورد توجه قرار گیرد و جاری شود هست. وي از ميزان جايگاه علم و گسترش آن به عنوان معيار تخمين عادلانه بودن حكومت‌ها ياد كرد و ايجاد تنگنا برای اهل علم را ظلم دانست.

وي در عين حال مصونیت یك جريان سياسي در عرصه اطلاع رساني برای اینكه هر چه می خواهد بگوید و القاء كند،تهمت بزند؛دروغ به مردم تحویل دهد و طرف دیگر حتی حرفهای عادیش را نتواند بزند را نيز مورد انتقاد قرار داد و با يادآوري اين‌كه نظام هزينه‌هاي اين مساله را مي‌پردازد ، گفت : عدل از جمله در عرصه علم آموزی و اطلاع رسانی بسیار مهم است.

خاتمي در اين ديدار همچنين در بحث بازنگري در علوم انساني اين نكته كه با کدام جهان بینی و با کدام مشخصات انتظار داریم که علوم انسانی عوض شود، را مورد تاكيد قرار داد و تصريح كرد: بهتر است بدانيم با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی.

به گزارش وب سایت سید محمد خاتمی، متن كامل اظهارات رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگها و تمدن ها بدین شرح است:

این انقلاب و نظام متعلق به همه ماست

بالاخره این انقلاب و نظام متعلق به همه ماست. این حوادثی که پیش می آید حوادثی است که هست البته اگر حوادث بد جریان پیدا کند كه متاسفانه می كند فکر می کنم هم نظام و هم ایران لطمه می بیند. ان شاء الله که چنین نخواهد شد.

بالاخره جریان های جاری نباید اهل فکر و نظر و خیرخواهان را از اندیشیدن، نظردادن و راه گشائی کردن به نفع کشور و انقلاب باز دارد. باید فکر کرد و من فکر می کنم این گونه جمعها می تواند هنوز موثر باشد و نظرها و پیشنهادهای خود را به مجامع و نهادهایی که هست ارائه دهد. حتی پروژه هایی را بپذیرد و روی آن کار کند.  هنوز امکان اینکه این تفکرها لااقل در بخش هایی از نظام مورد توجه قرار گیرد و جاری شود هست. این گونه جمعها می توانند به صورت نهادهایی کارآمد و مدنی نقش موثری داشته باشند.

صحبت از علوم انسانی شد، اجازه بدهید سخن خود را با آیه ای از قرآن کریم آغاز کنم و ببینیم آیا از این آیه می توان از آنچه در حوزه کار و فعالیت شما یعنی آموزش عالی جاری است استفاده کرد.
در سنت فلسفی ما عقل را به نظری و عملی تقسیم کرده اند که خیلی معروف است. زمینه این تقسیم بندی درمباحث ارسطو هم هست ولی کسی که بصورت خیلی منظم و روش مند این کار را انجام داد بو علی سینا بود. بر اساس آن هم تقسیم بندی در فلسفه و حکمت صورت گرفت.

آنچه مورد نظر من است آیه ای از قرآن کریم در سوره لقمان است، لقمان در قرآن به عنوان حکیم معرفی می شود و کسی که حکمت به او داده شده است حکمت هم اجمالا آنچه محکم است چه نظریه وذهنیت محکم چه تدبیر و پیداکردن راهبردها و راهکارهایی برای اداره زندگی های فردی و اجتماعی، حکمت آن چیزی است که محکم و استوار باشد، لقمان حکیم وقتی پسرش را موعظه می کند می گوید “یا بُنَی لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ” در تقسیم بندی های عقل نظری و عملی توحید از بارزترین مصادیق موضوعاتی است که در عقل نظری مورد بحث قرار می گیرد و ظلم و عدل از بارزترین مصادیقی است که در عقل عملی مورد توجه قرار می گیرد.

ولی حضرت لقمان که خداوند حکمتش را تایید کرده است می گوید شرک به خدا نداشته باش چون شرک ظلم عظیم است. در اینجا عقل نظری و عملی در هم آمیخته می شود و شاید بتوان گفت که در حکمت قرآنی عقل یکی است. همانکه درست و نادرست را تشخیص می دهد درباره خوب و بد هم داوری می کند. این تعبیر قرانی خیلی مهم است یعنی مهمترین موضوعی که در اصطلاح فلسفی در “عقل نظری” مورد بحث قرار می گیرد که توحید است مصداق عدل است و چون شرك، ظلم عظیم است نباید مشرك بود یعنی مبنا می شود “عدل” .

توحید مصداق عدل است

توحید مصداق عدل است. پیامبران هم امده اند تا انسان به عدل قیام کند. توحید با ان عظمتش چون مصداق عدل است باید پذیرفته شود و ضد توحید که شرک است چون ظلم عظیم است مردود است. یعنی ملاک و معیار هم در نظر و هم در عمل عدل است.

در اینجا به اجمال به نکته ای اشاره می کنم که مربوط به روزگار ما می شود و حدیث تلخ این روزها است و آن اینکه اگر انسان دارای استعداد و ظرفیتی است که خدا او را با این ظرفیت آفریده است زمینه سازی برای رشد ان و بروز و ظهور این ظرفیت از بارزترین مصداق های عدل است یعنی با این ظرفیت حقی پیدا می شود و عدل اعطای حق هر ذیحقی به اوست.

فکر می کنم از جمله مهمترین شاخصه های بشر خردورزی و علم اندوزی و کنجکاوی برای دانستن و معرفت است. عدل این است كه این حق و ظرفیت بدون برخورد با مانعی شکوفا شود.
اگر برای اهل علم تنگنا ایجاد شد؛ این ظلم است

اگر ما بخواهیم در مورد عادلانه بودن یک حکومت و مدیریت جامعه قضاوت کنیم از جمله این است که چقدر به علم و گسترش علم و زمینه سازی برای فراهم شدن علم و زمینه سازی برای این که هر کسی که طالب معرفتی است بتواند بدون مانع به ان معرفت دست یابد اهتمام دارد بنابراین اگر برای اهل علم تنگنا ایجاد شد یا امتیاز علم اموزی و مهارت اموزی پاداشی در برابر خواسته های گروه یا جریان ویژه ای شد یا بازداشتن از تحصیل و علم مجازات و کیفری شد برای کسانیکه به هر حال سلیقه و روش انها مورد پسند نیست این ظلم است.

من می خواهم از این دیدگاه به امور نگاه کنم و آنچه را در دستگاهها و مراکز آموزشی ما می گذرد ببینیم. نظام ما اسلامی است و نظام اسلامی با حرف هاوآموزه های امام و آنچه در قانون اساسی آمد و بزرگان هم گفته اند،نظام فضیلت بنیاداست. به طور خاص امروز هم می گویند گفتمان حاکم گفتمان عدالت محور است.
دلمان می خواهد عدالت همه جا جاری باشد

ما دلبسته و دلسوز این انقلاب هستیم بالاخره دلمان می خواهد این وجه معینی که وجه امتیاز حرکت انبیاء در تاریخ و نیز نهضت اسلامی ما هم بوده و معتقدیم در قانون اساسی ما تجلی پیدا کرده است امروز هم بعد از امام دائما در عالی ترین سطوح روی مساله عدالت تکیه می شود. دلمان می خواهد این عدالت همه جا جاری باشد. بگذریم از اینکه اغلب تحت تاثیر ادبیات مارکسیستی حتی در سطح رسمی، عدالت به گونه ای معنی شده است که گویا منحصر در عدالت اقتصادی است که اولا عدالت فقط عدالت اقتصادی است ثانياً از عدالت اقتصاد هم گاه اقتصاد یکبار مصرف در نظر گرفته می شود یعنی عدالت توزیعی واقتصاد صدقه ای!در حالیکه عدالت بسیار گسترده تر از اینها است.

حال سخن ما در عدالت علمی، آموزشی و پژوهشی است و عدالت خردورزی، عدالت فضیلت، عدالت رشد معرفت در جامعه بسیار مهم است. به هر حال وقتی می بینیم گروه گروه از اساتید بازنشسته می شوند یا کنار گذاشته می شوند و بعضا دچار محدودیت و حتی زندان می شوند به خاطر گرایش های سیاسی که دارند نه انحرافات فکری و عقلانی و اعتقادی، بعضا حتی اتهام گرایش سیاسی خاص هم موهوم است. یعنی کسی که کار دستش است متوهم می شود که دیگری سازگار با روش ها و منش های او نیست, همین کافی است که مجازات شود و از عرصه بیرون رود. اگر اینطور باشد و این روند ادامه پیدا کند خیلی خطرناک است. یا اینکه دانشجو مجازات شود به خاطر گرایش های سیاسی یا به خاطر انتقادی که می کند و اعتراضی که دارد یا به خاطر احتمال این که ممکن است نسبت به بعضی مسائل منتقد هم باشد.
منع ها ثمری برای منع كنندگان ندارد، بلكه مخاطبان را بیشتر و كنجكاوتر و افزون تر می كند

با دیدگاهی که از اسلام و نیز از متن انقلاب ما قابل استنباط است می توان ملاک و معیار عدل و ظلم را از جمله در حوزه دانشگاهها و آموزش عالی ما که حوزه کار و تخصص شماست پیدا کرد. همچنین است در عرصه اطلاع رسانی؛ گشاد دستی و مصونیت در یك طرف برای اینكه هر چه می خواهد بگوید و القاء كند، تهمت بزند، دروغ به مردم تحویل دهد و… و طرف دیگر حتی حرفهای عادی را نتواند بزند, برای رسانه های اندک و حتی وبلاگ های مشخص و سایت هایی كه جنبه سیاسی هم ندارند محدودیت های عجیب ایجاد شود. اینها ظلم است، البته درباره ایجاد این محدودیت ها و بستن ها و منع كردن ها حرف و حدیث بسیار است كه به نظر من هزینه اش را نظام می پردازد و عملا با توجه به وضع ارتباطات و پیشرفت های ارتباطی، این منع ها اثر و ثمری برای منع كنندگان هم ندارد، بلكه مخاطبان را بیشتر و كنجكاوتر و افزون تر می كند. این مطلبی است كه امیدوارم در آینده بیشتر بتوانم درباره آن صحبت كنم.
بهر حال عدل از جمله در عرصه علم آموزی و اطلاع رسانی بسیار مهم است. به نظر من آزادی هم از دل عدل بیرون می آید در صورتی که عدل را وسیع تر از عدل مارکسیست ها و ماتریالیست ها در نظر بگیریم. آیا آزادی مرزی دارد؟ می گویند مرز آزادی, آزادی دیگران است؛ آیا ما نمی توانیم در بینش الهی بگوییم مرز آزادی هم عدالت است؟در صورتی که عدالت را به معنی وسیع خودش در نظر بگیریم.
اما در باب علوم انسانی، به نظرم تردیدی وجود ندارد که علوم به معنی جدید آن و علوم انسانی به طور خاص هنگامی در دنیای جدید به وجود می آید که عالم ادم غربی عوض می شود یعنی این انسان وارد جهان دیگری می شود نگاه دیگری به هستی میکند نگاه دیگری به پیرامون خود و انسان می کند و در اثر همین نگاه جانش چون چشمه های جوشان منشا پیدایش نظام های معرفتی، اجتماعی، علمی و سیاسی می شود. البته این تحول در خواص به وجود می آید و بعد در عرصه حیات اجتماعی جاری می شود.

جهان مدرن با عوض شدن دنیای انسان در غرب پدید آمد, این جهان جهانی است در مقابل جهانی که در قرون وسطی وجود داشت.

حال كه سخن از تحول در علوم انسانی است اولا باید مشخص کنیم ماهیت جریانی که ما مدعی ان هستیم و می خواهد مبنای علوم انسانی باشد ماهیت قرون وسطی است یا چیز دیگری است. اگر آن ماهیت باشد بصورت طبیعی در دل آن، جهانی نظیر جهان دنیای امروز غرب پدید خواهد آمد و لوازم آن جهان که علوم مهارت ها و فناوری و تکنولوژی و البته تبعات منفی آن است نیز پدید خواهد آمد.
معتقدم و باز هم تاكید می كنم جهان موحدان و مسلمانان با جهانی که دنیای مدرن در آن تحقق پیدا کرده متفاوت است، طبعاً جهان شناسی موحدان و به خصوص ادیان وحیانی و بالاخص مسلمانان هم متفاوت خواهد بود و طبعا علوم، بخصوص علوم انسانی متاثر از مبانی و جهان شناسی خاص است.

گر چه بخصوص در این یکی دو قرن گذشته ما دارای جهانی آشفته و طبعاً جهان بینی از هم گسسته ای هستیم که در آن سنت جایگاه خود را لاقل در بخش های مهمی از جامعه از دست داده و جامعه به جهان مدرن هم وارد نشده است (لااقل بخش های مهمی از آن). در گذشته این آشفتگی نبود, هر چند که آنچه در متن تمدن اسلامی ظهور و بروز کرد به شدت تحت تاثیر جهان و جهان بینی بود که از غرب یعنی یونان و بعد اسکندریه آمده بود و شریعتمداران هم که موثرترین بخش جامعه بودند و آنان که حقیقت و تمام حقیقت را در شریعت می دیدند، کوس مخالفت با فلسفه ای که در متن تمدن اسلامی شکل گرفته بود می زدند و فریاد بر می آوردند که “قفل اسطوره ارسطو را بر در احسن القصص نزنید”. هر چند احسن القصص را نیز بر اساس ذهنیت های ویژه خود که یا عوام زده بود و یا صوفی مآبانه می فهمیدند. به هر حال می گفتند قران احسن القصص است وآنچه از غرب آمده و میراث ارسطو و افلاطون و نظایر آنها است, اسطوره های جهان کفر و شرک است.

باری با اینكه باید پذیرفت كه اجمالاً مبانی جهان شناسی توحیدی و اسلامی و وحیانی با مبانی جهان و جهان شناسی کنونی متفاوت است، ولی پرسش اصلی این است که این اجمال چگونه تفصیل می یابد و دقیقا با کدام جهان بینی و با کدام مشخصات است که انتظار داریم علوم انسانی عوض شود. جهان بینی متاثر از ابن عربی، ابوسعید ابوالخیر، مشاء، اشراق، حکمت متعالیه یا آنچه امروز به عنوان مکتب تفکیک مطرح می شود و یا … ؟

با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی

بهتر است بدانیم با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی. بهتر است بحث کنیم که دنیای مدرن چگونه پدید آمد و چگونه از دل آن علوم و تکنولوژی و علوم انسانی جدید بروز و ظهور یافت.

جهان مدرن از دل جهان سده های میانه بر آمد. وقتی جهان بینی دنیای قرون وسطی پاسخگوی پرسش ها و نیازهای انسان نبود, ذهنیت هایی پیدا شد و انسان غربی کوشید به دنبال راهکار هایی برود که به پرسش هایش پاسخ دهد و مشکلاتش را حل کند.

نهاد متولی اندیشه و عمل در قرون وسطی نیز به جای انکه خود را اصلاح کند به شدت عمل روی اورد و در برابر موجی که لحظه به لحظه سهمگین تر می شد ایستاد. اندیشه و اندیشیدن جرم شد. انسانها فقط و فقط آزاد بودند در هر مساله علمی و غیر علمی مقلدانه از نهادی پیروی و اطاعت کنند که خود را نماینده خدا در زمین و صاحب انحصاری حق و معیار مطلق زیبایی و درستی می دانست.

بشر آزاد افریده شده و آزادی می خواهد

بشر آزاد افریده شده و آزادی می خواهد؛ اگر به این آزادی جواب داده شد یا اگر جایی باید محدود شود با منطق و پذیرش واقعی خود او باشد, به این وضع دلبسته خواهد شد. دیگر لازم نیست بخشنامه کنیم. اما اگر دیدگاهی محدود و نارسا را عین حقیقت دین دانستیم و به زور خواستیم آنها را بر جامعه تحمیل كنیم, اثر عكس خواهد داشت.

آزادی نیاز تک تک انسان هاست ولی اینکه توجیه ذهنی و منطقی آزادی در صورت لیبرالیسم باشد آن را نفی می کنیم. لیبرالیسم یک نوع توجیه آزادی است. بنده معتقدم با رجوع به آموزه های الهی (البته در صورتی که ذهنیت های تاریخی زمانی _ مکانی را به جای ان حقیقت نهفته در متن دین نگیریم) می توان لطیف ترین وجه آزادی را یافت و گرفت, بی آنکه در بند لیبرالیسم گرفتار شویم.

اگر آن ذهنیت های ما طوری بود که جوابگوی نیازهای عینی بشر امروز باشد, ما دیگر اصلا نباید نگران باشیم که دینمان از بین می رود یا علوم انسانی دینمان را نابود می کند. اما اگر ان را نداشتیم, با زور و بخشنامه کار درست نمی شود و اگر خدای ناکرده گرفتار وضعی شدیم که انسان در قرون وسطی دچارش بود، آنگاه آن حادثه ای رخ می دهد كه در تاریخ غرب رخ داد؛ وقتی قرون وسطی امر مقدس را به همه چیز و همه جا تعمیم داد در مقابل انسان عاصی نیز امر قدسی را یکسره کنار گذاشت. چراکه اموری که مقدس نبودند در آن زمان مقدس شده بودند.

فکر کنید و آنچه را به نظرتان رسید به بزرگان خردمندند ارائه دهید تا کار به دست کسانی که خردشان در بی خردی است نیفتد

حال به شما توصیه می کنم که از ظرفیت های خود استفاده کنید، بحث ها را جدی بگیرید و نظرات کاربردی ارائه کنید. از جمله راجع به همین علوم انسانی, واقعا فکر کنید و آنچه را به نظرتان رسید به بزرگانی که در این جمهوری اسلامی خردمندند ارائه دهید تا کار به دست کسانی که خردشان در بی خردی است نیفتد.

همه ما دلمان برای اسلام و انقلاب و نظام می سوزد

به هر حال همه ما دلمان برای اسلام و انقلاب و نظام می سوزد و اگر حرف و انتقاد و اعتراضی هست, از سر دلسوزی است. باید همه دست به دست هم بدهیم و از فضای نفس گیر و خسارت بار امنیتی به فضایی آرام و در پناه قانون و موازین اسلامی و ملی گذر کنیم. در عرصه سیاست هم اگر اساس کار را انتخابات سالم و آزاد قرار دهیم, در این صورت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
امروز باید وضع صنعت، اقتصاد, کشاورزی و روابط خارجی را بررسی علمی کرد و نتایج آن را در اختیار مسؤولان عالی رتبه نظام و جامعه قرار داد.


38 پاسخ به “با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی”

  1. ناشناس گفت:

    درود بر خاتمي، نماد انسان مومن و آزاد انديشي

  2. بابك گفت:

    درودبرسيدخداخاتمي

    • محمد امی گفت:

      به نام خدا
      سلام
      دوست عزیز . منظور شما سید خدایی بود ؟ (یعنی سید مورد تایید خدا ؟! البته از بعد احساسی قابل درکه ولی جمله مکتوب شما کاملا غلط است. سید برابر با آقا در زمان عربی است. یک کنترل بی زحمت بکن. ممنونم.) آقای خاتمی عزیز. علوم انسانی به معنای غربی آن ابزار بسیار خوبی است. اگر ما به سیر تحول علم در غرب نگاه کنیم میبینیم دانشمندان علوم انسانی قرن 19 و نیمه اول قرن 20 بسیار خوبی وجود داشته اند. البته از نیمه دوم قرن بیستم میلادی با کمال تاسف دانشمندان این حیطه بیشتر رسانه ای و رسانه ها بیشتر با گرایش سیاسی شدند به همین دلیل دانشمندانی مطرح شدند که بنابر هدفهای استراتژیک سیاسیون مورد تایید بودند( البته استعداد این گروه را ندیده نگیریم) و یا از نبوغ بسیار خارق العاده ای برخوردار بودند که کتمان آن تبعات بیشتری داشت تا ساقط کردن آن از طریق کم توجهی به مسائل مطروحه توسط این گروه که پیشرفت علم را در نظر داشتند. به عنوان مثال ماکس وبر پدر علم جامعه شناسی است که نظریات آن تا زمانی که انسان مفهوم پرداز بر روی زمین زندگی میکند ارزش اندیشیدن دارد.

  3. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی که این بار با شیوائی و شفافیت بسیار بیشتری اندیشه های اصلاح طلبانه ( و به نظر اکثریت ملت ایران درست و بر حق و آینده ساز) خود را مطرح کردند متاسفانه فرصت عملیاتی کردن نظریات خود را از دست داده اند – به تعبیر دقیق تر “مخالفین یا حسودان” فرصتی را که ملت با آراء بیست میلیونی در اختیار ” اسلام ” قرار داده بودند با ظرافت و سیاسی گری به تدریج و با برنامه ریزی از دست ایشان خارج کردند و با تقلب ( یا بدتر از آن – بدون تقلب!) دیدگاه دیگری را به ملت” تحمیل” کردند که درست در مقابل اندیشه اصلاحات و پیشرفت و سازندگی قرار داشت. این مخالفین یا حسودان بعد از اینکه بر خبط خود سوار شدند و خیالشان از “تاج و تخت” راحت شد اعلام کردند که طرح اندیشه اصلاح طلبی کار دشمن بوده و از مصادیق بارز “جنگ نرم” محسوب میشود. به عبارت دیگر گفتند که لزومی به اصلاحات نیست – چون در همه ابعاد در حالت بهینه و مطلوب قرار داریم. تا آنجائی که به ملت ایران و تحصیلکرده ها و نسل جوان و آگاه ایران مربوط میشود این مجموعه خودخواه و خودمحور مهمترین و کارسازترین بخت تاریخی را که برای بازسازی اسلام مهیا شده بود از آن گرفتند و ایران را در همان مسیری قرار دادند که منجر به وقوع “رنسانس” در اروپا گردید. آقایان را به درسهائی که خوانده اند ارجاع میدهیم که : امر الله کان مفعولا و بخت “نظام” در مقابله با آنچه در راه است مثل بخت گلوله برف در جهنم است. شما کار خود را بکنید و ما هم کار خود را.

  4. ناشناس گفت:

    خاتمی آقاست با یادش لذت برایم معنا پیدا میکند خیلی دوستش دارم امید ایران و مبلغ اسلام واقعی

  5. سلمان گفت:

    سلام
    این ماجرای علوم انسانی سابقه دیرینه ای دارد
    از مدتها پیش علمای دینی ایران و رهبر تذکرات زیادی داده بودند که مبنای دروس علوم انسانی در دانشگاه ها بر پایه دین و اسلام و حتی ایرانیت نیست
    و بر گرفته از طرز تفکر دانشمندان غربی و غیر اسلامی است
    و بارها علمای دینی و رهبر و حتی اندیشمندان هم به دولتها تذکر داده بودند که دروس علوم انسانی باید بازبینی شوند و هماهنگ با مبانی و طرز فکر اسلامی ایرانی باشد
    ولی گوش دولتها بده کار نبود
    حالا دولت کنونی اهمیت داده به این هشدار
    و افراد دولتهای قبل کاملا قد علم کردند که جلوی این بازبینی که خواسته تمام علما و اندیشمندان بزرگ علوم انسانی است بایستند
    همانطور که دولتها غربی مانند فرانسه و انگلیس و همگام با صهیونیستا قد علم کردند در مقابل این اتفاق
    که خوب دستاوردشم در مورد یونسکو و برگذاری روز جهانی فلسفه در ایران دیدیم
    چند وقت پیش در 4 آبان خانوم پيلار آلوارز معاون اجتماعی سازمان یونسکو از ایران دیدن کرد و اعلام کرد که ایران کاملا شرایط برگذاری روز فلسفه را دارد
    بعد از یکسری تحرکات کشورهای غربی و صهیونیستها مجدد یونسکو به این نتیجه رسید که ایران شرایط برگذاری روز جهانی فلسفه را ندارد
    اصلاح طلبها هم خوشحال تلاش دارند تا تمام بار این قضیه رو به دوش نظام و دولت بندازند
    همانطور که همیشه تلاش کردند که این مغالطه را ایجاد کنند که بازبینی علوم انسانی حذف آن است
    چون این تصور را در ذهن دارند که اگر علوم انسانی با مبانی غربی و غیر اسلامی حذف و علوم انسانی با مبانی و تفکر اسلامی ایرانی حاکم شود یعنی علوم انسانی حذف شده و چیزی از این علوم باقی نمی ماند
    چون نه به اسلامیت اعتقادی دارند و نه به ایرانیت

  6. نیک گفت:

    سلام به همه
    ایکاش مسولین فهم -درک حرف های این مرد بزرگ و افتاده را داشتن و حتما در این صورت راه نجات ملت ایران بدون انتظار یک منجی ویا قهرمان بلکه با مردم عادی باز می شد و تمدن کهن ما به تمدن بزرگ – موفق و الگو ی برای جامعی بشری تبدیل می شد.
    نیک باش و به امید روزگار نیک

  7. سبز حسینی گفت:

    …با بخشنامه و دستورالعمل نه جهان عوض می شود و نه جهان بینی…
    درود بر سید بزرگوار…این فرق یک اندیشه سبز و پاک و خدایی با اندیشه طالبانی و شیطانی کسانی که جامعه رو در آینه پر از زنگار و آلودگی ذهن خودشون میبینند، هست.و انعکاس این دیدگاه زشتشون در رفتار زشتشون با جامعه دیده میشه.وگرنه یک اندیشه سبز چون خودش از آلودگی و زشتی سعی میکنه دور باشه به جامعه هم با همین دید نگاه میکنه و افراد جامعه رو از جنس خودش میدونه.اون وقت زور نمیگه بلکه می آموزه.با رفتارش با گفتارش و با زندگیش.و مطمئنا جامعه هم به این اندیشه اقبال داره.ولی اونهایی که در مرامشون زور و فشار و تهدید و زدن هست فکر کنند که چرا جامعه سعی میکنه برعکس دستورات و بخشنامه هاشون عمل کنه و حتی به ورطه لج بازی بیفته؟؟؟این تمام ماجرا نیست.بلکه این افراد در محکمه وجدان جامعه محکوم شده هستند و باید روزی پاسخگوی اعمال زشت و ظلمهاشون باشند.

  8. saboor گفت:

    zendeh bad Khatami,chon bozorge ba kheradist

  9. IRANE MAAAAAAAAAAAA گفت:

    Dorood bar ostoore sedaghato azadi, khatami ……..CHERA khoban, delsuzan, godrate ejraee baraye sazandegi nadarand? amma baadan ta aberooye Dino Irano ra kamel az beyn nabarand, hamanande mikroob tolide zaman mikonand, moteasefane az azadio edalat, faghat vazheash mande, dorood bar Hajarian, va kasanike baraye nejate Iran az jane khod gozashtand

  10. مختار سلیمانی گفت:

    سران سبز مردمی
    کروبی,موسوی,خاتمی

  11. افسر جوان گفت:

    جناب آقای سید محمد خاتمی،

    اگر انتقادی هست و اگر طرحی و برنامه ای دارید لطفا آن را به مراجع رسمی ارائه دهید.

    مشکل شما چیست؟

    • سبز مرتضی گفت:

      سلام

      خدا پدرت را بیامرزد دوست عزیز !

      منظورت کدوم مرجع رسمی هست ؟ دولت ؟ مجلس ؟
      اینا از اسم خاتمی هم وحشت دارند و میخوان ایشون را به یه نحوی از چشم مردم بندازن !

      یه جوری حرف میزنید که انگار تازه وارد ایران شدید !

      • سلمان گفت:

        شما نه دولت و نه مجلس را نماینده مردم و ملت نمیدانید
        میشه بگید نماینده مردم کی هست پس؟
        نکنه شیخ کروبی؟

    • ارتفاع سبز گفت:

      سلام افسر جان. شما ميخواي مشكل گشايي كني كه ميپرسي مشكل شما چيست؟ يا جهت خالي نبودن عريضه اينو نوشتي؟
      مراجع رسمي رو خوب اومدي. اگه ديدي سلام ما رو برسون يه مجوز راهپيمايي هم برامون بگير. دستت درد نكنه

  12. امير گفت:

    كاش خاتمي حرف هايش را واضح تر ميزد

  13. سبزاندیش گفت:

    ایجاد محدویت برای خاتمی محبوبیت او را مضاعف نموده است .

  14. زنده باد سبز گفت:

    درود بر خاتمی نجیب و با اخلاق ،الهی پاینده باشی‌ ،خیلی‌ دوستت داریم.

  15. hamed گفت:

    چقدر در اين چند سال از چشمه سار تفكر ونظريات نازنين اين سيد خدا سيراب ميشويم ؛ وهنوز زمزمه زيباي اين گفته خاتمي :منطق در گفتگو ؛آزادي در انديسه وقانون در اجرا وعمل جان انديسه ما را نوازس ميدهد ؛درود بر او

  16. mehdi گفت:

    .
    درود بر سید محمد خاتمی

  17. ارتفاع سبز گفت:

    واي كه ميخوام براي علوم انساني خون گريه كنم. هر دم از اين باغ بري ميرسد. هر روز اخباري ميشنوم كه ديوانه كننده است و در سايتها هم درج نميشود.

  18. ایران سبز گفت:

    با سلام به ایرانیان سبز اندیش
    اقای خاتمی امیدواریم با تعامل بیشتر با اقای کروبی و موسوی دوباره ایران را بسازید

  19. hedayat گفت:

    ما داریم هر روز بیشتر به شرایط قرون وسطی نزدیک می‌‌شویم. باز سازی قرون وسطی در قرن ۲۱

  20. amir گفت:

    میگن امیرکبیر عامل نفوذ سکولاریزم!!!در زمان ناصرالدین شاه بوده،امروز هم خاتمی را عامل استکبار می نامند.
    گفته های امام رو راجع به اسلام ماکیاولی خوب بخوانید .نظراتشون را دقیقا در مورد نیرو های مسلح بسیج وسپاه بخوانید.در مورد مجلس نظراتشون را کاملا مطالعه کنین.امام میگفت حفظ نظام از اوجب واجبات است.اما در مورد نظام و خصوصیاتش هم توضیحاته مبسوطی داره که نقش مردم توش خیلی شفافه اونها رو دقیق بخوانید.
    آقایان خانمها
    کسانی که نعوذباالله قرآن را تفسیر به رای میکنند برایشان کاری ندارد در سخنان پیر خمین مغلطه کنند.

  21. خود شناس گفت:

    با سلام
    در پاسخ به گفته (سلمان ) از قول یه دوست سرمایه دار جریانی رو نقل میکنم .
    یه روز داشتم نماز می خوندم که این دوست از من پرسید چرا نماز می خونی ؟ چرا مسلمان شدی ؟ چرا دین اسلام کامل ترین دینه ؟
    چرا شیهع شدی؟ چرا اهل سنت رو قبول نداری ؟و….
    من از روی کتابهایی که خونده بودم یک سری جواب دادم . در ادامه حرفاش گفت : تو از اصل به اصل نمی رسی باید از دید مخالف ببینی نه از دید موافق .
    موافق همیشه تکه کلامی از مخالف رو که به نفعش هست رو نقل می کنه؟ اسلام برای غرب خطرناکه اما بزرگترین مرکز پژوهش
    اسلام و قرآن فرانسس ؟!

  22. ناشناس گفت:

    برای این مردم دل نسوزان که لیاقتی بیش از این ندارند

  23. پیر سبز گفت:

    درود برخاتمی این انسان وارسته ودانشمندبابینش درست اسلامی(متاسفانه بسیارندکسانیکه درحدراهنمایی سوادندارند وخودشان را دانشمند وفیلسوف میدانند ودر این سالهای اخیر باحرفهای نسنجیده ،ضدعلمی،غیرمنطقی و … موجب بدبینی نسل جوان به اسلام گشته انند).

  24. یاسر گفت:

    خاتمی محکمتر باش و محکمتر سخن بگو مگر ندیدی چه بلایی دراین انتخابات بر سر مردم اوردند ایا فراموش کرده ای !!!!

  25. حمیده گفت:

    خاتمی درمقابل ظلم و جور محکمتر بایست مگر اینهمه قتلهای مخفیانه را ندیدی و نمیبینی خاتمی شماها نماینده قشر معتدل و روشنفکر هستید با ایستادگی در مقابل ظلم حاکمان فردای محشر در مقابل جدت روسفید باش

  26. محمد گفت:

    Khatami dooset darim

  27. میکروب سبز گفت:

    می دانید چرا خاتمی مغضوب حکومت است ؟چون گلهای یاس هم زیبا هستند هم خوشبو .

  28. علی گفت:

    افسر برادر منظورت از مراجع رسمی کیه ما هم یک نظراتی داریم اصلا مراجع رسمی مثل انسان هایی که در علوم انسانی دود چراغ خورده باشن گوش و فکر وجدان دارن نه بخدا اگر داشتن می شنیدن وضع ما این نبود جوانهای ما بیکار بیچاره دربه در آوره این کشور وآن کشور برای چی ،
    یک نفر رو شما نام ببر ماهم خیلی حرفا ها داریم همه ماها هم خاتمی هستیم هم موسوی هستیم و هم شیخ هستیم جانه مادرت یک نفر رو نام ببر که هم گوش داشته باشه هم انصاف هم یک آدمی باشه که اصلا بدونه علم انسانی یعنی چی ممنونتم

  29. ناشناس گفت:

    قوه قضاییه بی عرضه ای داریم که هنوز بعد از مدتها و بعد از میلیونها درخواست برای محاکمه شما سران فتنه هنوز بیکار نشسته

  30. حسن عابد گفت:

    قوه قضاییه بی عرضه ای داریم که هنوز بعد از ن همه مدت و این همه درخواست نتونسته 4 نفر رو به نام سران فتنه محاکمه کنه

  31. سلمان گفت:

    درود بر خاتمی

  32. بی نام گفت:

    سالیان سال باید بگذرد تا مردم ایران گوهر تابناکی مثل خاتمی را بشناسند
    کاش قدر تو و اندیشه تو را بهتر می دانستیم

  33. سید نبی-مشهد گفت:

    خاتمی، انسانی مومن و آزاد اندیش است

  34. ناشناس گفت:

    دورود و صد درود بر خاتمی