انتخابات دهم، کودتا بود / ماموران امنیتی مانع برگزاری جلسات حزب میشوند
چکیده :واژه کودتاچی که از سوی معترضین به نتیجه انتخابات به کار برده شد، از نقطه نظر مفهومی انطباق کاملی با آنچه سردار مشفق بیان می کند و نظامیان انجام داده اند، دارد. / چندین مرتبه دبیرکل و اعضای حزب اعتماد ملی تلاش کردند که خارج از حزب جلسه داشته باشیم، اما مامورین امنیتی مانع از برگزاری جلسات شدند. / انحلال دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب از ریشه جنبه قانونی ندارد، این دو حزب هیچ عمل غیر قانونی را در مدت فعالیت خود مرتکب نشده اند. / با وجود مخالفتهای شورای نگهبان و برخی از اصول گرایان سنتی با مشایی، احمدی نژاد بر مطرح شدن او در دوره ی آینده اصرار دارد و به خوبی می داند که اگر با فرماندهان سپاه و رهبری به تفاهم برسد، رد صلاحیت مشایی دیگر موضوعیت نخواهد...
اسماعیل گرامی مقدم، نماینده مجلس و سخنگوی حزب اعتماد ملی، معتقد است که بر مجموعه آنچه در انتخابات دهم ریاست جمهوری و پس از آن رخ داد، نامی جز کودتا نمیتوان نهاد. او در گفتوگو با سایت حزب اعتماد ملی، در بیان مصادیق کودتا به “قطع ارتباطات، خارج کردن نمایندگان دو نامزد اصلاح طلب از شعب اخذ رای، بازداشت عناصر موثر ستادهای انتخاباتی، بازداشت بیش از ۴۰۰۰ نفر در سه ماه اول بعد از انتخابات، توقیف چندین روزنامه ی پر تیراژ از جمله اعتماد ملی، فیلتر سایت های منتقد، برگزاری دادگاه های فرمایشی به انگیزه ی اعتراف گیری، صدور احکام سنگین بازداشت عناصر برجسته احزاب سیاسی، متمرکز کردن و انتقال نیروهای نظامی و شبه نظامی در تهران و کلان شهر ها برای ممانعت از راهپیمایی آرام معترضین به نتیجه ی انتخابات، بستن دفاتر احزاب اصلاح طلب و کشته شدن دهها نفر، حادثه کوی دانشگاه، محدود کردن رهبران اصلاح طلب و دهها مورد دیگر که همگی دلالت بر به کار گیری خشونت با ابزار نظامی دارد” اشاره میکند.
گرامی مقدم همچنین با اذعان به اختلاف نظرهای حزب متبوع خود با دو حزب اصلاح طلب مشارکت و مجاهدین انقلاب، در عین حال انحلال این دو حزب را غیرقانونی میخواند و به آن اعتراض میکند. وی میگوید: “انحلال این دو حزب از ریشه جنبه قانونی ندارد، این دو حزب دارای شناسنامه، اساسنامه و مرامنامه قانونی هستند و هیچ عمل غیر قانونی را در مدت فعالیت خود مرتکب نشده اند و دادگاه هم تاکنون به جز اتکا کردن به برخی از کلیات، دلیل محکمه پسندی اعلام نکرده است.”
سخنگوی حزب اعتماد ملی همچنین به ممانعت نیروهای امنیتی از فعالیت حزب اعتماد ملی اشاره و خاطرنشان میکند: “در تاریخ ۱۷ شهریور ماه سال ۸۸، همزمان ماموران اطلاعاتی و امنیتی وارد ساختمان حزب و دفتر آقای کروبی شدند و پس از پلمپ آن اسناد و مدارک را نیز با خود بردند و عملا از آن تاریخ تاکنون فعالیت رسمی حزب تعطیل شده و تنها به انتشار اطلاعیه و بیانیه اکتفا شده است. چندین مرتبه هم که دبیرکل و اعضا تلاش کردند که خارج از حزب جلسه داشته باشیم، مامورین امنیتی مانع از برگزاری جلسات شدند.”
وی همچنین در خصوص سابقه واژه فتنه، میگوید: “به کار گیری واژه فتنه … اولین بار در آستانه ی انتخابات مجلس چهارم از تریبون نماز جمعه تهران توسط مقام رهبری صورت گرفت که ایشان اظهار داشتند مردم مراقب باشند و به فتنه گرها رای ندهند، این در حالی بود که نیروهای خط امامی در مجلس سوم دارای اکثریت مجلس بودند.
وی همچنین به اشاره به اینکه صاحبان قدرت پس از انتخابات ۸۸ بار دیگر کلمه فتنه را به کار میگیرند، ادبیات مسئولان کشور را با مسئولان کشور افغانستان مقایسه میکند و میافزاید: “از دیدگاه حکومت، منتقدین فتنه گرند، در حالی که کرزای در مقابل گروه تروریستی طالبان به جای استفاده واژه فتنه گر و غیره از واژه ی “برادران ناراضی” استفاده می کند!”
متن کامل مصاحبه گرامی مقدم با سایت سحام نیوز در ادامه می آید:
سؤال: جناب آقای گرامی مقدم ضمن تقدیر و تشکر از اینکه وقت مناسبی را برای مصاحبه اختصاص داده اید اولین سؤال پیرامون نحوه فعالیت سیاسی خود جناب عالی است؟
جواب: ابتدا از تمامی دست اندر کاران سایت سحام نیوز تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم پیروز و سر بلند باشید. اما در مورد سؤال اول، باید عرض کنم که فعالیت سیاسی همه اعضای شورای مرکزی و دیگر احزاب محدود شده و یا به معنی دیگر متوقف هم گردیده بنابراین فعالیت سیاسی من هم بی تاثیر از این فضا نبوده و مسلما کارسیاسی ما هم محدود شده است.
سؤال: گفتید فعالیت سیاسی متوقف شده یا محدود آیا می توانید در مورد منحصرا” شرایط حزب اعتماد ملی بیشتر توضیح بدهید؟
جواب: مستحضرید که در تاریخ ۱۷ شهریور ماه سال ۸۸، هم زمان ماموران اطلاعاتی و امنیتی وارد ساختمان حزب و دفتر آقای کروبی شدند و پس از پلمپ آن اسناد و مدارک را نیز با خود بردند و عملا” از آن تاریخ تاکنون فعالیت رسمی حزب تعطیل شده و تنها به انتشار اطلاعیه و بیانیه اکتفا شده است. چندین مرتبه هم که دبیر کل و اعضا تلاش کردند که خارج از حزب جلسه داشته باشیم مامورین امنیتی مانع از برگزاری جلسات شدند و ادامه این روند شرایط فعالیت را برای جریان خط امام سخت کرده، از حملات وحشیانه به دبیر کل محترم حزب ، در جلوگیری از شرکت ایشان در مراسم ها ، تیر اندازی به اتومبیل ایشان در قزوین، حمله به منزل آیت الله العظمی صانعی هنگامی که آقای کروبی آنجا حضور داشتند و یک شب و یک روز در محاصره بودند، و سرانجام زشت ترین حرکت درشب های احیا توسط لباس شخصی ها به منزل ایشان صورت گرفت که در نوع خود بی سابقه بود، بی سابقه از این جهت می گویم که حتی حرمت شب های قدر را نیز نگه نداشتند.
شما ببینید اگر کسی از اعضای احزاب سیاسی اصلاح طلب فوت کند حتی اجازه برگزاری مراسم ختم را نمی دهند هنگامی که مرحوم اسماعیل ططری نماینده دو دوره مجلس و عضو اعتماد ملی دار فانی را وداع گفت اجازه برگزاری ختم نه در تهران بلکه در کرمانشاه هم به حزب اعتماد ملی و خانواده ایشان ندادند، و حتی از مراسم ختم بستگان اعضای حزب ما ودیگر اصلاح طلبان جلوگیری می کنند به عنوان نمونه به آقای دکتر ابراهیم امینی نماینده دوره ششم مجلس اجازه داده نشد که مراسم ختم والده خود را در تهران برگزار کند. مسلم است که در یک چنین فضایی به خودی خود فعالیت سیاسی حزب اعتماد ملی و دیگر احزاب محدود می شود.
سؤال: نظر شما در خصوص واژه هایی که بعد از انتخابات از سوی دو طرف مانند براندازی نرم یا انقلاب مخملی، کودتاچی، فتنه گر و غیره مطرح شد چیست؟
جواب: من فکر می کنم اگر بدون آنکه فاعل این واژه ها را فهم کنیم موقعیت هر یک یعنی تعریفی که از آن واژه ها می شود وزمان کاربرد هر یک را بپردازیم بیشتر کمک مان خواهد کرد تا روشن شود کدام واژه برخوردار از محتوای حقیقی و یا خالی از محتوا است؟!
در مورد اتهام براندازی نرم همانگونه که طی یک یادداشت ، یک ماه پس از انتخابات سال ۸۸ عرض کردم اساسا” ریشه یک چنین حرکتی در نزد صاحبان قدرت شکل می گیرد و نمونه نداریم که انقلاب مخملی از ناحیه ی جریانات فاقد قدرت فوران زده باشد، حال گیریم به استناد سخنان سردار مشفق از یک سال قبل شخصیت های سیاسی جریان اصلاح طلب به دنبال برنامه ریزی برای حضور در راس قوه مجریه اقدام کرده باشند اشکال این اقدام سیاسی کجاست ؟این که گروهی یا حزبی این اقدام سیاسی رابرای تغییر رئیس دولت ،ازمسیرانتخابات رقم زده باشند بدیهی است و خلاف آن کاری عبث وبیهوده برای گروه های سیاسی خواهد بود . بنابراین ضمن اینکه این واژه در سی سال گذشته بکار بردن آن تجربه نشده بود اما زمان آن خواص و با برنامه ی قبلی بود .
اما واژه کودتاچی که از سوی معترضین به نتیجه انتخابات به کار برده شد به لحاظ زمانی ضمن اینکه در سی سال گذشته برای اولین بار به کار گرفته شد اما از نقطه نظر مفهومی انطباق کاملی با آنچه سردار مشفق بیان می کند و نظامیان انجام داده اند دارد. برآیند همه تعاریفی که از واژه کودتا شده است عبارت است از “یک اقدام نظامی برعلیه روند عادی نظام سیاسی اداری یک کشور” اینک شما می توانید عملیات امنیتی که درست ازروز انتخابات تاکنون صورت گرفته وواژه هایی که به هر کدام از آنها اطلاق می گردد یک به یک مقایسه نمایید. ببینید آیا بکاربرندگان این واژه تاچه میزان دردرستی و نادرستی آن، جانب انصاف را درنظر می گیرند.
آنها می گویند روند یک انتخابات سالم که نتیجه آن نادرست است منجربه خروج مسیر عادی نظام انتخاباتی ،اداری وسیاسی کشور شده است، این اقدام با ابزار قطع ارتباطات ،خارج کردن نمایندگان دو نامزد اصلاح طلب از شعب اخذ رای ،بازداشت عناصر موثر ستادهای انتخاباتی ، بازداشت بیش از ۴۰۰۰نفر درسه ماه اول بعد از انتخابات ،توقیف چندین روزنامه ی پر تیراژاز جمله اعتماد ملی ،فیلتر سایت های منتقد، برگزاری دادگاه های فرمایشی به انگیزه ی اعتراف گیری ،صد ور احکام سنگین باز داشت عناصر برجسته احزاب سیاسی ،متمرکز کردن وانتقال نیروهای نظامی و شبه نظامی در تهران و کلان شهر ها برای ممانعت از راهپیمایی آرام معترضین به نتیجه ی انتخابات ، بستن دفاتر احزاب اصلاح طلب و کشته شدن ده ها نفر ،حادثه کوی دانشگاه ،محدود کردن رهبران اصلاح طلب وده ها مورد دیگرکه همگی دلالت بر بکار گیری خشونت باابزار نظامی دارد صورت گرفته است.
از این رو به لحاظ نظری و عملی دو نکته ی کلیدی در تعریف کودتا برجسته است یعنی خارج شدن از روند عادی نتیجه ی یک انتخابات ودوم اقدام نظامی و امنیتی مشهود است، این استدلال استفاده کنندگان ازاین واژه است. حال اقدام کنندگان و یا عاملین این تحرکات نظامی خودشان بگوینداگرمجموعه ی این شیوه های نظامی در منظومه ی فکری آنها نمی شود نام کودتا برآن نهاد ، چه نامی مناسب آن است ؟
درباب بکارگیری واژه فتنه باید عرض کنم که دردومقطع این اتهام زده شده است یک باردرآستانه ی انتخابات مجلس چهارم از تریبون نماز جمعه تهران توسط مقام رهبری صورت گرفت که ایشان اظهارداشتند مردم مراقب باشند و به فتنه گرها رای ندهند ،این در حالی بود که نیروهای خط امامی یا اصلاح طلبان کنونی در مجلس سوم دارای اکثریت کرسی های مجلس بودند و نقد های جدی را نیز بر برخی از ارکان حکومت از جمله دولت سازندگی داشتن و شورای نگهبان دریک اقدام بی سابقه ، سه سال بعد از رحلت امام خمینی (ره) نزدیک به ۵۰ نفر ازنمایندگان مجلس سوم را که همگی منتصب به خط امام بودند رد صلاحیت کرد و بیشترواژه ی فتنه گر درآن روزها از سوی جریان محافظه کار به مجموعه ی نامزدهای مورد حمایت مجمع روحانیون مبارز اطلاق گردید و بعد از انتخابات سال ۸۸ نیز این واژه از سوی نهاد های قدرت به حامیان ورهبران جنبش سبز بکارگرفته شد.
نهایت استدلال نهاد های قدرت این است که آقای موسوی و کروبی هواداران خود را به خیابان ها ریختند و به نتایج انتخابات معترض اند وآقای احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی نمی دانند. اولا” اگر شخصی یا گروهی هواداران خود را به خیابان ها بیاورد براساس کدام قانون فتنه بر پا کرده است در حالی که اگر این چنین باشد آقای احمدی نژاد نیز با تبلیغات رسانه های دولتی از هواداران خود رسما” خواست در میدان ولی عصر تجمع کنند و ایشان در آن روز برای معترضین واژه ی خس و خاشاک را به کار برد حال اگر بخواهیم اقدام رهبران جنبش را فتنه گر بنامیم، رئیس دولت دهم که اقدامی به مراتب شدید تر کرده ودر حقیقت معترضین خود را تحریک کرده است اگر فتنه گرتر ننامیم باید چه بنامیم؟
سؤال : شما می دانید که بجز گروه های اصلاح طلب در داخل ایران بسیاری از گروه های خارج از کشور نیز خود را همراه این جنبش می دانند چه تفاوتهایی میان آنها وجود دارد و در چه مواضع ای باهم مشترک هستند ؟
جواب : ما قبل از اینکه به تفاوتها و یا مشترکات اشاره کنیم خوب است به سر آغاز این جنبش و اهداف آن ازهر دو دیدگاه بپردازیم پرواضح است که که در اعتراض به نتیجه انتخابات سال ۸۸ هواداران دو نامزد اصلاح طلب به خیابانها آمدند ورفته رفته جنبش شکل گرفت و هم زمان برخی از گروهای خارج از کشورهم، که البته من به نقل از خودشان می گویم، بین بد و بدتر که بد را انتخاب کرده بودند، یعنی مطلوب آنها آقای موسوی یا کروبی نبود بلکه بین احمدی نژاد واین دو نامزد آنها آقایان کروبی و موسوی را انتخاب کرده بودند وبرای آنها فعالیت می کردند .می بینیم که مخرج مشترک گروه های داخل وخارج که معتقدا”که بایستی در انتخابات شرکت کنند حول محور اعتراض به نتیجه انتخابات می گردد .البته دراین میان گروه هایی هم بودند و هستند که از بنیان انتخابات را تحریم کرده بودند و هم اکنون هم رسما”اعلام می کنند که جنبش سبز ایران منفک از اعتراض به نتیجه انتخابات است و آن را منحصرا” منسوب به خود می دانند.
در برشمردن تفاوتها میان گروه های داخل و خارج برای روشن شدن مسئله اگر نگاه این گروه ها را به اهداف آنها از جنبش مد نظر قرار دهیم تفاوتهای آشکاری هم به لحاظ شکلی هم به لحاظ محتوایی مبین است. آقایان کروبی و موسوی به عنوان دو رهبر برجسته این جنبش بارها اعلام کرده اند که هدف ما براندازی و یا تغییر حکومت نیست و همچنان وفاداریی خود را به امام، انقلاب وآرمانهای شهدا اعلام کرده اند و در همین چهار چوب خواستار اجرای تمامی مفاد قانون اساسی هستند و بارها دبیر کل محترم حزب اعتماد ملی سریعا” اعلام کردند: من به اصلاحات برای رسیدن به آزادی های تصریح شده در قانون اساسی معتقدم و مشی و منش من خارج از اصلاحات نیست. به اعتقاد من ایشان به درستی کلیدی ترین رمز موفقیت خواست ملت ایران را یعنی اجرای قانون اساسی کلید زدند چرا که اگر بر طبق همین قانون اساسی هم انتخابات ها خارج از اعمال سلایق سیاسی وآزادانه و سالم برگزار گردد آنچه خروجی صندوقهای رای باشد در حقیقت بارزترین مصادیق جمهوریت به وقوع خواهد پیوست .
سؤال : هم اکنون شاهد آن هستیم دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی توسط دستگاه قضایی منحل گردیده اند نظر شما به عنوان یک شخصیت حزبی چیست ؟
جواب : خوب شما می دانید که من در مقاطعی نقد ، بر برخی از عملکردهای این دو حزب داشته ام البته آنها هم در پاسخ به نقد من در انتخابات مجلس هشتم با اینکه از ۱۹ گروه حاضر ۱۶ گروه به قرار گرفتن نام من در لیست ائتلاف رای داده بودند ولی این دو حزب در آستانه شروع روز تبلیغات اعلام کردند به شرطی ما در ائتلاف می مانیم که گرامی مقدم از لیست ائتلاف خارج شود. و به خوبی خاطرتان است که عملا”این شیوه دمکراتیک توسط آنها نقض شد.
با وجود این، انحلال این دو حزب از ریشه جنبه قانونی ندارد، این دو حزب دارای شناسنامه ،اساسنامه و مرام نامه قانونی هستند و هیچ عمل غیر قانونی را در مدت فعالیت خود مرتکب نشده اند و دادگاه هم تاکنون بجز اتکاء کردن به برخی از کلیات دلیل محکمه پسندی اعلام نکرده است!؟ شما ببینید یکی از اعضای کمسیون امنیت ملی مجلس و مسئولین ارشد قضایی اعلام می کنند این حزب معتقد به ولایت فقیه نیستند و بر ضد آن عمل کرده اند و به همین دلیل این دو حزب قانونا”منحل شده اند.
در بررسی عملکرد این دو حزب تاکنون اعلام نشده است که آنها با اصل ولایت فقیه مخالفند ویا بر علیه آن اقدام می کنند اما آنچه مسلم است این دو حزب دیدگاه هایی بر خلاق نظرات مقام رهبری دارند به عنوان مثال رهبری انتخابات سال ۸۸ را سالم اعلام کرده است اما این دو گروه بر خلاف آن نظر دارند و حتی از دستگاه های امنیتی نیز به دستگاه قضایی شکایت کرده اند پس این اقدام آنها اقدام علیه ولایت فقیه نیست بلکه آنها نظری بر خلاف نظر رهبری دارند.
اگر قرار باشد که هر کسی نظر مخالفی با برخی از نظرات رهبری داشته باشدنمی شود آن را ضد ولایت فقیه دانست!؟ خوب آنگاه چند نفر در ایران ممکن است وجود داشته باشند که در همه شئون ذهنی و فکری مثل مقام رهبری فکر کنند! اما مسلم است که حکم رهبری به لحاظ قانونی قابل اجرا است و منتقدین هم از مجاری قانونی به دنبال به کرسی نشاندن مواضع خود هستند.
آقایان توجه ندارند که وقتی می گویند این دو حزب هیچگونه نظری را بر خلاف نظرات رهبری بیان نکنند در حقیقت به نوعی با آفرینش خدا مخالفت می کنند، روشن است که اگر در آفرینش مطلوب خدا این بود که دید گاه مخالف مطرح نشود خداوند یک فرد را شعور انسانی عطا می کرد ودیگر خلق الله را فارغ از این شعور به تبعیت ازیک شعور واحد انسانی فرا می خواند، ذات مقدس باری تعالی نعمت اندیشیدن را در تنوع و تکثر کامل به همه انسانها ارزانی بخشیده تا در همکاری، تقابل و تضادها راه کمال را در پیش گیرد. اینکه از افراد و یا احزاب و یا از این دو حزب بخواهیم که شما نه فکر کنید و اگر فکر می کنید آن را بیان نکنید آیا در مقابل رحمت و نعمت خداوند نیست و به عبارت دیگر آیا جرم ضد خدابودن از جرم خلاف نظر رهبری نظری داشتن بالاتر نیست؟
هر کسی که الفبای کار سیاست رامی داند از منظر سیاسی و حکومتی به انحلال این دو حزب که اعضای تشکیل دهنده آن همگی از مدیران سی ساله ی انقلاب بوده اند، هزینه های فراوانی هم جهت حفظ آن پرداخته اند می نگرند فایده ای را برای آن متصور نمی دانند. حال این اقدام غیر قانونی با کدام استدلال سیاسی صورت گرفته نمی دانم!
در همین جا خوب است به باز داشت جناب آقای دکتر علی شکوری راد اشاره کنیم ایشان بعد از حادثه انتخابات بازداشت نشده اند پس این نشان می دهد که او جرمی را از دیدگاه دستگاه قضایی حداقل تا چند روز قبل از انحلال حزبش انجام نداده است چه اتفاقی افتاده که به یکباره او باز داشت شد تنها جرم آقای شکوری راد می تواند آن باشد که او به عنوان عضو شورای حزب مشارکت از مواضع حزبی خود دفاع کرده است و تا روز آخرین دفاع نیز حزب متبوعش قانونی بوده است و دفاع از مواضع حزبی اش نیز قانونی قلمداد می شود پس به کدام گناه او باز داشت شد و با وثیقه ی سنگین سپس آزاد شد.
سوال : به نظر شما دربرنامه های رهبران جنبش سبز تفاهم با حکومت می تواند وجود داشته باشد و یک راه میانه ای را در پیش بگیرند ؟
جواب : بارها آقایان کروبی و موسوی اعلام کردندکه کف مطالباتشان اجرای درست قانون اساسی است و حتی آقای موسوی با بزرگواری و نجابت اعلام کردند که اگر ما فتنه گر، عامل بیگانه و از این دست بر چسب ها به ما نسبت می دهند هستیم! خود حاکمیت مطالبات مردم را پاسخ گو باشد.
اما بحث تفاهم، زمانی می تواند عینیت واقعی به خود می گیرد که طرف مقابلی که قدرت اجرایی و حکومتی را در اختیار دارد باید به ضرورت رسیدن به وحدت ملی برسد و آنگاه می شود نشست و خواستهای طرفین را بر روی یک میز گذاشت و بر روی آن به تفاهم رسید. اما مادامی که یک طرف گوش چشم خود را بر همه واقعیات بسته است و از رسانه ی ملی خود به طور مستمر هر آنچه پخش می کند گویا کشور در بهترین شرایط اقتصادی سیاسی و اجتماعی به سر می برد، و اتفاقا” وجود احساس نا امنی سیاسی به تداوم در حضور قدرت می انجامد برایش همین شرایط راضی کننده است از این رو پیدا کردن راهی برای تفاهم سخت و دشوار خواهد بود.
برای من سخت است که بجای الگو ها ی مدرن با سوابق ۴۰۰ ساله در دنیا به الگو های نو پا که در نزدیک ما در حال وقوع است اشاره کنم لاجرم به یک نمونه آن یعنی تشکیل شورای صلح در کشور افغانستان بسنده می کنم. شما ببینید گروه طالبان ۱۱ سال است مسلحانه بر علیه حکومت مرکزی و قانونی عملیات نظامی انجام می دهد اما رئیس جمهور کرزای تمامی راه ها برای مذاکره را در پیش گرفته و در حالی که قوای نظامی پنتاگون پشت سر او و همچنین پشتوانه ی بخش عظیمی از رای مردم پشتش قرار گرفته در افتتاحیه جلسه شورای صلح به جای واژه هایی نظیر فتنه گر، وابسته به خارج و غیره برای گروه طالبان از واژه ی “برادران ناراضی” استفاده می کند.
گمان نمی کنم این کار در جمهوری اسلامی که همه نیروهای اصلاح طلب و اصول گرا از صدر تا ذیل ۳۰ سال کنار هم مدیریت کشور را بر عهده داشتند و به سهولت هیئت، کمیته و یا هر شورایی از معتمدین دو طرف می تواند تشکیل شود، امری دشوار باشد .
سوال: به نظر شما اختلاف میان دولت و مجلس و یا دیدگاه های احمدی نژاد و سپاه پاسداران بر سر آقای مشایی تا چه اندازه ای جدی است و آیا اختلاف آنها صرفا بر سر آینده قوه مجریه است یا خیر؟
جواب: این اختلافات می تواند برای جریانات مذکور فرصت یا تهدید تلقی گردد، بدین معنا می توانیم این اختلافات را فرصت منظور کنیم که جای خالی جریان اصلی منتقد یعنی اصلاح طلبان را خود اصول گرایان پر کرده اند و بدین ترتیب می توانند فضای دو قطبی در میان خود ایجاد کنند. از سوی دیگر اگر این اختلافات سامان داده نشود و هر کدام از آنها تا آخر بر روی دیدگاه های خود از جمله تصاحب قدرت در قوه مجریه بر سر مواضع خود بایستد مسلما منجر به تهدید خواهد شد.
به اعتقاد من نمی شود هر کاری که آقای احمدی نژاد انجام می دهد فی البداهه آن را مردود تلقی نماییم مثلا چون با ذاقه جریان ما ناسازگاری دارد، آنچه مسلم است آقای احمدی نژاد از روز اول به قدرت رسیدن با حزب مخالفت کرده و تا جایی پیش رفت که گفت: ما فقط یک حزب داریم و آن هم حزب ولایت است. بله، ایشان به حزب اعتقادی ندارد اما نمی شود هم کتمان کرد که آقای احمدی نژاد دارای فرقه و باند ساسی اقتصادی نیست، از این جهت که ایشان برای همین فرقه و باند خود آینده ای را متصور است از نظر تشکیلاتی کاری درست و آینده نگری است، جدای از اینکه در برنامه ی آینده ی فرقه ی ایشان آقای رحیم مشایی چه جایگاهی خواهد داشت و یا اساسا ما با شخصیت صوفی گرایی و سیاسی آقای رحیم مشایی مشکلی داریم یا خیر، مهم نیست بلکه مهم آن است که آقای احمدی نژاد برنامه ی دقیقی را برای استمرار اندیشه های خود در دولت آینده مفروض دارد جای اشکال وجود ندارد و شاید در یک نقد جدی بر عملکرد دوره ی اصلاحات همین مسئله باشد که اگر در آن دوران برای مجموعه ی بزرگ اصلاح طلبان که از چندین حزب قدرتمند تشکیل می شد برنامه ای برای حضور در قدرت وجود داشت و تلاش می شد با یک نامزد به طور منسجم در انتخابات ریاست جمهوری نهم وارد عرصه می شد، امروز شاهد این نبودیم که با برنامه بودن فرقه ی احمدی نژاد مخالفت یا موافقت نماییم!
معتقدم با وجود همه ی مخالفتهایی که اعضای شورای نگهبان و برخی از اصول گرایان سنتی با مطرح شدن آقای رحیم مشایی برای نامزدی در دوره ی آینده انجام می دهند آقای احمدی نژاد اصرار بر برنامه ی خود خواهد داشت و او از این مسیر عقب نشینی نخواهد کرد، در همین راستا باید عرض کنم که مشکل آقای احمدی نژاد برای جانشینی مشایی؛ با شورای نگهبان و یا سایر گروه های اصول گرا نخواهد بود او به خوبی می داند که اگر با فرماندهان سپاه پاسداران و مقام رهبری به تفاهم بر سر آینده قوه مجریه دست یابد؛ رد صلاحیت آقای رحیم مشایی دیگر موضوعیت نخواهد داشت.
به عنوان آخرین سوال، شما تا چه اندازه ای معتقد هستید که جنبش سبز متوقف شده و مدیریت کشور در شرایط عادی است؟
جواب: اگر منظور از فعال بودن جنبش سبز در سطح خیابانها باشد جواب من هم مثبت است. یعنی سرکوب باعث جمع شدن اعتراضات از خیابانها شده است، ولی اگر منظور متوقف شدن اندیشه و اثر گذاری جنبش و همچنین توسعه آن باشد نظر مخالف دارم و معتقدم شرایطی که حکومت در کشور ایجاد کرده و با همه پدیده ها با ابزار نظامی برخورد می شود و حتی از مشکلات اقتصادی بعنوان فتنه اقتصادی یاد می شود، همه و همه نشان دهنده ی فعالیت ذاتی جنبش و توسعه آن به دیگر لایه های مردم است، و باید عرض کنم که کشور شرایط عادی را ندارد، زیرا در یک شرایط طبیعی روزنامه های منتقد و احزاب سیاسی فعالیتهای خود را بدون ممانعت نیرو های امنیتی انجام می دهند. بنابراین اینکه تصور کنیم شرایط فعلی برای جمهوری اسلامی راضی کننده است می توان از عکس العمل های ارکان حکومت به خوبی فهمید که نامطلوب و نادرست است.














پس باید منتظر بازداشت این عزیز باشیم
بابا افغانستان کجا ما کجا حالا حالا مانده ما افغانستان شویم
امروز حضور مردم در جنبش هویداتر از همیشه در بین خودی ها و اتش زیر خاکستر است و جنبش مطالبه محور ادامه دارد و این را ما هر روز در تاکسی و اتوبوس و… می بینیم
با سلام
رهبر انقلاب ،امروز ۱۲ آبان :سالها بعد توطعه نهفته در پشت “فتنه ۸۸”مشخص میشود.
ولی سوال این است که :اگر مدرکی نبود واین در آینده ای که نامعلوم میباشد و قرار است مشخص بشود ،پس چرا این همه بی گناه که حتی یک خط در مجرم بودنشان پیدا نشد و نشان داده نشد کشته و زندانی شده اند؟این همه خانواده را پاشیده اید و ملیونها نفر را خس و خشک و میکرب خطاب شده اند…..
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.برادر عزیز اقای اسماعیل گرامی مقدم نماینده محترم سابق بجنورد ایا دلایل شما برای تقلب در انتخابات بیشتر شبیه بهانه نبود اگر نمایندگان اصلاح طلب ها را از پای صندوقها بیرون انداخته اند خواهشمیکنم نام حوزه و ان شهری که این کار در ان صورت گرفته را بگویید تا ما هم بدانیم اخر عقل سلیم ادعایی که ثابت نشده را نمیپذیرد ما همچنان منتظر اثبات ادعای جنبش سبز مبنی بر تقلب هستیم اگر مارا روشن کنید ممنون میشویم اقای گرامی مقدم نظر شما در مورد حمایت ضد انقلاب و سران استکبار از جنبش سبز چیست؟ایا امام نفرمود که اگر دیدید اینها از شما حمایت میکنند بدانید که راه را اشتباه رفته اید؟نظر شما درباره اعتراف اقایان تاجزاده و گنجی چیست ایا اینها هم به گمان شما کودتا چی بودند؟نظر شما درباره ادعای رییس حزبتان در مورد تجاوز به زندانیان چه است؟اول ایشان با قدرت این موضوع را بیان کردند سپس که دروغ ادعایشان ثابت شد گفتند من هم زیاد مطمئن به این امر نبودم اقای گرامی مقدم نظر شما درباره کشته سازی های جنبش سبز چیست؟چرا اسامی کسانی مانند ترانه موسوی را اوردید که زنده بود؟ایا اینها نشان دهنده نیت سران جنبش سبز برای ضربه زدن به نظام مقدس جمهوری اسلامی نبود؟ایا شماها که بر خلاف نظرات رهبری عمل کردید میگویید طرفدار نظام هستید لابد نشنیده اید که امام راحل فرمودند مترقی ترین اصل قانون اساسی اصل ولایت فقیه است ویا پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما اسیب نرسد ان هم ولی فقیهی که امام راحل اورا شایسته رهبری میداند و خبرگانی به او رای مثبت دادند که بعضی از انها در حال حاضر جز مراجع بزرگ تقلید هستند ایا شماها پشتیبان ولی فقیه بودید یا شمشیر را از رو بستید و به او خیانت کردید خدا همه ما را هدایت کند امیدوارم سانسور نکنید.یا حق.
دوست عزیز بسیجی سلام
1- دلایل فراوان است و قبلا بارها بیان گردیده است. اگر از نظر شما قانع کننده نیست، دیگر مشکل شماست که بیش از حد به طرف خودتان اطمینان دارید. اساسا بگویید از نظر شما به چه چیز می گویند “””مدرک””” تا ما همان را رو کنیم. چون هر چه بگوییم می گویید شبهه است و دلایل ضعیف است و … . بگویید چگونه یک چیزی برای شما “””اثبات””” می شود تا ما همان گونه وارد شویم.
2- در دنیایی که متاسفانه قانون جنگل حاکم است، هر دولتی و کشوری می جنگد تا منافع خودش را ببرد، خاه می خواهد تانزانیا و جزایر فیجی باشد، خواه امریکا، انگلیس و فرانسه. این که فلان کس از بهمان کس حمایت می کند و فلان کس با کس دیگری دشمن است، نشان دهنده حق و باطل نیست. آن ها وقتی آب گل آلودی می بینند، قلاب می اندازند تا منافع خودشان را ببرند و سواستفاده خودشان را بکنند. بارها از همان اول آقای موسوی ارتباط با بیگانگان و حمایت آنان را تکذیب کرده بود. این که فکر کنیم اگر آن ها از کار ما عصبانی شدند پس کارمان درست است یا اگر به به و چه چه کردند روشمان اشتباه است، در دنیای سیاسی پیچیده امروز و بعد از سی سال انقلاب یک مقدار ساده لوحانه است. ار کجا می دانید، شاید از این حربه علیه خودتان استفاده کنند. یک موضع درست و اصولی را ببینند و بعد شروع به تعریف کنند تا شما خیال کنید دارید اشتباه می کنید و از موضعتان دست بردارید! آن ها بارها با این روش تفرقه افکنی کرده اند و باز هم خواهند کرد.
بنابراین اساسا موضع دشمن نمی تواند ملاکی در جهت تعیین حق و باطل باشد.
3- لطفا در مورد اعترافات “”تاجزاده”” اگر منبعی دارید نقل کنید. ما اگر از سنگ اعتراف شنیده باشیم، از “””تاجزاده””” نشنیده ایم.
4- گنجی از اول هم نه سر پیاز بود و نه ته پیاز. چطور آن اوایل تمام حرف هایش دروغ و مهمل بود، حالا که ظاهرا یک حرفی زده که به مذاقتان خوش آمده شده حجت و سند؟ واضح است که آن ها می خواهند از جنبش سبز به نفع خویش و اهدافشان بهره برداری کنند، ولی خوشبختانه همراهان آگاه تر از آنند که بیش از این بهانه به دستشان بدهند و آن ها پروژه عبور از جنبش سبز و موسوی و کروبی را کلید زده اند.
5-ترانه موسوی؟؟؟!! یک بار می گویید در بیمارستان مرده است، یک بار می گویید بیمار سرطانی بوده است. یک روز می گویید چنین شخصیتی وجود خارجی ندارد، یک بار می گویید در ایران سه نفر بیشتر چنین نامی ندارند. یک بار می گویید صاحب این عکس زنده است. بالاخره ما نفهمیدیم چی شد! اول مواضعتان را هماهنگ کنید بعد شروع به داد زدن کنید. مثل ندا: یک بار گفتند منافقین کشتند اش، یک بار گفتند آرش حجازی وی را کشته، یک بار گفتند خودش داشته فیلم بازی می کرده و نمرده بوده، یک بار گفتند نامزدش کشته حالا هم گفتند یک زن از داخل کیف به وی شلیک کرده است. آخرش اگر فهمیدید چه شد به ما هم بگویید! بلکه ندا را زنده کردید و خانواده ای را از غم نجات دادید.
6-چه کسانی به نظام ضربه میزنند؟! سرانی که خودشان همه کاره ی نظام بوده اند؟ یا تازه به دوران رسیده هایی که فریاد ولایتشان و ادعای اسلامشان گوش فلک را کرده ولی از همه نسبت به اسلام دورترند؟ فرمان رهبری را که ادعای پیروی اش را دارند یک هفته معلق می گذارند؟ چه کسانی ضد نظامند؟ موسوی، خاتمی، کروبی، هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی؟ فقط احمدی نژاد طرفدار نظام است و آن مشایی لابد!
7-اساسا “”ولایت فقیه”” با “”ولی فقیه”” فرق دارد. ما پشتیبان “”ولایت فقیه”” هستیم و خواهیم بود. ولی پشتیبان آن فقیهی هستیم که جانشین بر حق و نایب شایسته ای برای امام عصر (عج) باشد. …. ولی فقیه زاهد عادل خداترس مدیر و مدبر آگاه و دانا مورد قبول همه خواهد بود در این شک نکنید.
برای روایات در مورد شایستگی افراد لطفا سند بیاورید.
8-موافقم خدا همه ما را هدایت کند.
9- و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم با اسم مستعار ایرانی سلام مدرک تقلب ان است که بگویید در چه شهری و در چه صندوقی به رای مردم خیانت شده این که میگویید پیامک ها قطع شده که نشد دلیل خوب الان که پیامکها وصله الان ثابت کنید تقلب رو در جواب 2 شما هم باید بگویم با نظر شما تا حدودی موافقم اما امام راحل فرموده اند اگر دیدید اجانب از شما حمایت میکند بدانید دارید به بیراهه میروید حالا شما چرا از بیگانگان اعلام انزجار نمیکنید نمیدانم در مورد اعتراف تاجزاده بهتر است یک جستجوی ساده اینترنتی انجام دهید فیلم ان را پیدا میکنید در مورد گنجی حرفهای او مهمل است ولی اگر از طرف خودمان بگوییم شما قبول نمیکنید برای همین اعتراف یک سبز را برای شما اوردیم تا دیگر نگویید حکومت دروغ میگوید در مورد ترانه موسوی به سایت های سبز مثل خودنویس بروید و اعتراف کسی که قضیه ترانه موسوی را علم کرد ببینید تا حقیقت برایتان روشن شود بنده طرفدار احمدی نژاد نیستم ولی خود بگویید ایا کسانی که شعار جمهوری ایرانی را میشنوند ولی به جای تقبیح ستایش هم میکنند طرفدار نظامند اقای رفسنجانی هم با اینکه اوایل مواضعی دو پهلو میگرفت ولی الان از نظر من ولایی است وایشان را ما قبول داریم در مورد ولی فقیه این ولی فقیه که شما ان را قبول ندارید مورد تایید مجلس خبرگانی است که اعضای ان هم اکنون از مراجع بزرگ شیعه هستند مانند ایت الله جوادی املی ایت الله یوسف صانعی را هم که قبول داری حتما ودر ضمن امام هم ایشان را شایسته رهبری میدانست(این را ایت الله هاشمی رفسنجانی به نقل ازحاج احمد اقا خمینی گفته که ان شا الله از نظر شما مزدور رژیم نیستند) در ضمن صلاحیت ولی فقیه را من و شما تایین نمیکنیم بلکه علمای دین در مجلس خبرگان تایین میکنند خدا همه ما را به راه راست هدایت کند.یا حق.
لطفا اسم بسجی را لکه دار نکنید.بسیجی ما بودیم که درس را رها کردیم و به جبه رفتیم و چون بازگشتیم درس را ادامه دادیم و حتی گرد منافع حکومتی نرفتیم.ما هنوز به عهد خود با همرزمانان پایبندیم.در کنار ملت و با ملت علیه دیکتاتوری مبارزه میکنیم.
به نام خدای رسوا کننده منافقین
برادر بیایید ریشه ای به این قضیه نگاه کنیم
پس شما اول توضیح بده چرا روز انتخابات ارتباطات قطع شده بود
به نام خدای امام بر حق ما خامنه ای.دوست عزیزم با اسم مستعار کابل برگردان سلام به فرض حرف شما قبول و تقلب شده و چون ارتباطات قطع بوده شما نتوانستید ان را بیان کنید خوب الان چه ایا ارتباطات قطع هست چرا الان دلایل خود را رو نمیکنید اینها بهانه است ان طور که شماها اوایل ادعای تقلب میکردید حتما دلایل محکمی داشتید ایا اگر همین دلیل را طرف مقابل بگوید قبول میکنید.یا حق.
برادر بسیجی مثل اینکه خیلی از اوضاع و اخبار دوری. یا اینکه شاید دسترسی به اینترنت آزاد نداری. در همین اینترنت اگر جستجو کنی یک کتاب با فرمت پی دی اف پیدا خواهی کرد که بیش از ۳۰۰ دلیل برای آنچه خواسته ای در آن درج شده است. کمی مطالعه کن بد نیست.
انتخابات دهم کودتا بود