چرا مسئولان زندانها تناقضگویی میکنند
چکیده :اگر آنطور که رییس سازمان زندانها در مصاحبه ای مدعی شده، نامه هایی همچون درخواست تشکیل کمیته حقیقت یاب را زندانی ها از داخل زندان ننوشته اند و این نامه ها و بیانیه ها در دوران مرخصی نوشته شده، و اگر ادعا می کنند که امکان بیرون آمدن نامه ای از داخل زندان وجود ندارد، معنای این فشارها و بازجویی ها و تهدیدها و تبعیدها...
کلمه – گروه سیاسی: در حالی که فشارها بر نویسندگان نامه ها و بیانیه ها از داخل زندان اوین در حال افزایش است، رییس سازمان زندانها در مصاحبه ای مدعی شده است که اطمینان وجود دارد این نامه ها را زندانی ها از داخل زندان ننوشته اند و این نامه ها و بیانیه ها در دوران مرخصی نوشته شده است!
چندی پیش ۱۴ زندانی سیاسی زندان اوین، در واکنش به درخواست محمود احمدی نژاد برای تشکیل گروه مستقل حقیقت یاب بین المللی برای بررسی حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر، طی بیانیه ای خواهان تشکیل یک کمیته ی مشابه داخلی و ملی برای رسیدگی به وقایع انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و برخوردها، سرکوبها و دستگیری های متعاقب آن شده بودند. این زندانیان در نامه خود خواسته بودند مطابق همان منطق ادعایی آقای احمدی نژاد عمل شود (که درباره آمریکا گفته بود: «آنها با درست کردن یک ماجرای مبهم به افراد بسیاری اتهام وارد کردند، به هر کشوری که خواستند حمله کردند و با هر کس که خواستند برخورد کردند» و در جای دیگری افزوده بود: «اگر ریگی به کفش آمریکا نباشد طبعاً این پیشنهاد را می پذیرند.») و این پیشنهاد هم پذیرفته شود.
این زندانیان خواسته بودند که در کنار این مسائل مهم بین المللی، به مسائل مهم داخلی ای نیز پرداخته شود که در جریان آنها «با درست شدن یک ماجرای مبهم به افراد بسیاری اتهام وارد شده» و به هر کسی که خواسته اند حمله و با او برخورد کرده اند. این زندانیان انتظار داشتند مشابه ادعای مطرح شده درباره آمریکا، اگر به کفش مسئولان داخلی انتخابات و وقایع متعاقب آن نیز ریگی نیست، با تشکیل این کمیته مستقل حقیقت یاب مخالفتی نکنند، بلکه از آن استقبال کنند.
جان کلام این زندانیان این بود که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، و اگر قصدی جز ماجراجویی و فرافکنی و فرار از سوالها و مسائل داخلی در ادعاهای سیاست خارجی دولت دهم وجود دارد، پیش از آن که به سراغ مسائل بین المللی بروند (یا دست کم به اندازه آن)، با همان منطق ادعایی به مسائل و مشکلات داخلی کشور نیز رسیدگی کنند، تا مصداق منطق یک بام و دو هوا در برخورد با افراد و کشورها و مسائلشان نشوند.
اما پس از صدور این بیانیه، به جای این که شاهد تشکیل کمیته حقیقت یاب برای راستی آزمایی ادعاهای دولتمداران باشیم، تنها فشارها بر این زندانیان شدت گرفت. ماجرایی که البته چندان عجیب یا غیر قابل انتظار نبود، و مورد مشابه پیشین را متاسفانه در ماجرای برخورد با اعتراض کنندگان به اظهارات مسئول امنیتی-اطلاعاتی (موسوم به سردار مشفق) دیده بودیم، به جای این که برخورد با گوینده این سخنان را، که صریحا به دخالت در انتخابات اعتراف می کرد، شاهد باشیم.
این بار نیز، مشابه مورد پیشین، که اعتراض کنندگان به مداخله جویی های امنیتی و اطلاعاتی و نظامی به زندان بازگردانده شدند، شاهد بازجویی های غیرقانونی از نویسندگان این بیانیه متعاقب نگارش آن بودیم.
مسئولان زندان در این بازجویی های غیرقانونی از زندانیان خواسته اند که امضایشان را پس بگیرند، اما زندانیان به رغم فشارها و بازجویی ها به این خواسته غیرقانونی تن نداده اند. از نویسندگان این نامه، مجید دری چند روز پیش از تبعید به بهبهان و علی پرویز پیش از آزادی از زندان مورد بازجویی قرار گرفته اند. کوهیار گودرزی نیز چند روز پس از این بازجویی ها به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد و اکنون بیم تبعید یا پرونده سازی های جدید برای سایر نویسندگان این بیانیه می رود.
سوالی که از رییس سازمان زندانها – و باقی مسئولان دستگیری و برخورد با زندانیان سیاسی- پرسیده می شود، این است که اگر امکان بیرون آمدن نامه ای از داخل زندان وجود ندارد – امری که مدام بر آن تاکید می شود – معنای این فشارها و بازجویی ها و تهدیدها و تبعیدها چیست؟ همچنین اگر این نامه ها از نظر مسئولان امنیتی، نظامی و قضایی بی ارزش است – چیزی که مدام در گفتار مسئولان و رسانه هایشان تکرار می شود – چرا زندانیان برای تکذیب این نامه ها و بیانیه های «بی ارزش» این همه تحت فشار گذاشته می شوند و به تبعید تهدید می شوند و زندانیان نیز به جای تکذیب این اظهارات بی ارزش و بی اهمیت خود، در عوض، رنج ماندن در زندان و بازگردانده شدن به زندان و محرومیت از مرخصی و دیدار و تماس تلفنی و فرستاده شدن به زندانها و مناطق دورافتاده را به جان می خرند؟ و مگر این بیانیه های «بی ارزش» چیزی جز تکرار درخواست حقیقت یابی رییس دولت است، اما این بار در عرصه داخلی؟ پس چرا این نامه های بی ارزش افراد بی ارزش برای مخاطبان بی ارزش و ناچیزشان، این قدر اسباب دردسر دستگاه زندانها و مسئولین قضایی و امنیتی و دولتی شده است و آنها را به تکاپو واداشته است؟!
از این تناقض در گفتار و ادعاها که بگذریم (که لابد چیزی است شبیه به تناقض ها و دوگانگی های معمول در اظهارات دولتیان و رسانه هایشان، که به آنها خو کرده ایم: این که قطعنامه را ورق پاره بخوانند یا اثر تحریمها را مثبت تلقی کنند، یا این که حقیقت یابی و احترام به حقوق مردم را تنها از دیگران بخواهند یا حق اعتراض را تنها برای فرانسویان قائل باشند و صبح و شب نمایش دهند، و …)، مشکل دیگری هم در ادعاها و اظهارات مسئولان در این باره به چشم می خورد.
مسئولانی که ادعا می کنند این نامه ها از داخل زندان ها نوشته نشده و از داخل زندان به بیرون فرستاده نشده است و محصول نگارشها و ابداعات بیرون از زندان است، چه طور نامه نگاری های مجید دری را توجیه می کنند در حالی که او هرگز از زمان زندانی شدن تا کنون به مرخصی نیامده است؟ یا ضیا نبوی را، که چندین نامه نوشته است و در یک سال و نیم و گذشته هرگز به مرخصی نیامده است؟ درباره همین بیانیه اخیر هم، پیداست که این نامه در دوران مرخصی و در بیرون از زندان نمی توانسته نوشته شده باشد، چرا که موضوع و زمان آن مربوط به برهه ای است که ماه ها از بازگشت برخی از امضا کنندگان بیانیه به زندان پس از مرخصی می گذرد.
از این تناقض در اظهارات و ادعاها و تناقض در داده ها و وقایع هم که بگذریم، نقض قانون و نقض حقوق زندانیان را در این موارد چگونه نادیده بگیریم؟ این که دادستان و رییس سازمان زندان ها بارها گفته اند ارسال نامه از زندان به بیرون غیرقانونی است، بر کدام قانون مبتنی است و آیا نقض حقوق بدیهی زندانیان به شمار نمی آید؟ آیا زندانی حق ندارد برای خانواده خود و برای دوستان و آشنایان خود در بیرون از زندان نامه بنویسد و دست کم از این طریق با آنها در ارتباط باشد؟ به چه حقی، و با توسل به کدام قانونی، دفترچه خاطرات زندانی را می گیرند و به او باز نمی گردانند؟ آیا زندانی حق ندارد دست کم در دوران زندان خود با نوشتن در دفترچه خاطرات خود اوقات خود را پر و ظلم و بی عدالتی را، دست کم با تسکین نوشتن، قدری تحمل پذیرتر کند؟
دست آخر امید داریم مسئولان قضایی و آمران امنیتی – نظامی ایشان، به جای این نوع پندار و این طرز گفتار و این شیوه کردار با زندانیان سیاسی، قدری در نحوه رفتار خود بیندیشند و به جای این که فرافکنی و وارونه نمایی کنند و حقایق را بپوشانند و وقایع را جور دیگری جلوه دهند، به این بیندیشند که چرا این نامه ها و بیانیه های به قول ایشان بی ارزش، برای جامعه و مخاطبان آنها این همه ارزش پیدا می کند و این قدر خوانده می شود و کلمه هایشان این قدر تاثیرگذار می شود، تا آنجا که خود مسئولان نیز به طور وارونه مجبور به اذعان به اهمیت و تاثیرگذاری شان شده اند.
کاش مسئولان امور زندانی ها، به جای این که به فکر درز نامه و بیانیه به بیرون از زندان هایشان باشند و تمام هم و غم شان تهدید و تحدید زندانی ها برای بازگشت از عقایدشان و پس گرفتن امضاهای شان باشد، لحظه ای به فهرست اسامی امضاکنندگان همین بیانیه نگاه کنند، تا کارنامه رفتارهای حذفی و انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه و سرکوبگرانه شان را در آن ببینند؛ در اینکه چطور نظامی که ادعای اسلامی بودن و مردمی بودن دارد، پس از سی سال از عمر خود، مجموعه ای کامل از عزیزترین فرزندان و سرمایه های خود را در زندان هایش دارد: مجموعه ای نمونه و نمادین از نسل های گوناگون پس از انقلاب، از اقشار و سنین مختلف، از جوان تا پیر، از دانشجویان و روزنامه نگاران تا مدیران و اساتید. کسانی که صدای اعتراض و انتقادشان را بیرون از زندانها تاب نیاوردند و کوشیدند خاموش کنند، و حالا درون زندانها تلاش می کنند حضور و فریادشان را انکار و حاشا کنند.














عالی بود!مرسی!
اصلا فقط بزارن تا درمورد این موضوع صحبت بشه(کمیته حقیقت یاب پیشکش)
چون اینها ریگی به کفششون هست و این ریگ اتفاقا خیلی هم درشته .بنابر این بایدم بترسند و به تکاپو هم بیفتند.
کسی نمیخواد به این تناقض جواب بده که چطور کسانی که در زندان و تحت شرایت سخت و به قول خودتان تحت فشار هستند از درون زندان نامه و بیایه میدن؟؟ این که نشان دهنده ازادی زندانیان هست نه فشار و خفقان!!!
اگر فشار و سختی هست پس چطور نامه میدن؟
و اگر نیست پس این همه عجز و ناله چیه؟
مجید جون شما مثل اینکه خوشی زده زیر دلت.
اگر نامه نوشتن از داخل زندان یعنی آزادی(!) پس این حرص و جوش خوردن های مسئولان زندان و دادستان و بقیه ی افراد منتسب به اونا چیه؟ چه معنی میده آخه که بی سوادایی مثل شما بیان و نظر بدن.؟؟ شما فقط گوش کن و… نظر نده!
حرف ملت اینه که این آمثال نبوی و دری و مخصوصا محمد نوری زاد چرا و برمبنای کدوم بند و تبصره از کدوم قانون اینها مجمرم اند؟؟برمبنای قانون نانوشته ی “جرم سیاسی”؟؟؟؟؟؟ همون قانونی که هنوز نوشته نشده؟؟
…
جناب ماه سبز
الان فکر میکنی جواب من رو دادی؟
من یک تضاد خیلی ساده رو رو کردم
گفتم تحت فشار بودن با بیانیه دادن از تو زندان با هم معنی نداره
تازه جدیدا هم که کلمه خبر زده دیگه بهشون میوه نمیدن یعنی تا حالا… :دی
بعد جواب من رو اینجوری میدی که نظر نده و فقط بخون؟؟
واقعا این منطق همتونه یا منطق تو تنها؟؟؟
کلمه: دوست عزیز لطفا خبر میوه ندادن به زندانیان بند 350 را با دقت بیشتری بخوان که احیانا تحریفی صورت نگیرد.
اقا مجید جون مادرت نگو کی هستی فقط بگو شغلت چیه به امام حسین راست بگو.چون مشخصه خیلی سیر هستی ایقد که شب و روز پای سیستم تو رو میبینم .شاید هم سرباز گمنام هستی …….
سلام
بارها اعلام شده که این نامه ها چطور به بیرون منتقل میشه ولی شما نمیخوای بفهمی !
همینجوری از راه میرسی و یه کامنتی میزاری . هدفت مخالفت هست . خداحفظت کنه!
جناب سبز مرتضی
والا ما که هر بار فقط میشنویم از طریق عواملی بیرون میاد یا یک منبع موثق یا از این حرف ها
اخه توی سلول انفرادی و تحت فشار کاغذ و خودکار کجا بود که اینها بنویسن؟ تا برسه به بیرون اومدنش
خوب واقعا برام سواله!!!
خداوکیلی اینها تحت فشارن؟؟
شاید تعریف ما از فشار با هم فرق میکنه نمیدونم
آقا من یه عرض کوچیک داشتم.
اول اینکه باید از آقای مجید بابت توهینی که کردم معذرت بخوام و از طرز کلامشون تشکر کنم. چون گاهی اوقات آدم با دوستانی که دچار بصیرت حکومتی شدند اونقدر سروکله میزنه و تحلیل منطقی میاره اما اونا گوششون رو میگیرن که صداتو نشنون و این زمانیه که دقیقا معنای متفاوت “فشار” خودشو نشون میده و آدم مغزش سوت میکشه و ناشایست یه حرفی میزنه که بعدش عذرخواهی واجب میشه.
اما خداوکیلی اگه یه ذره به دور و برت نگاه کنی جواب سوال اولت رو خواهی گرفت. امیدوارم شما و ما با چشم باز و با ایمانی شفاف تر به خدایی که عقل و شعور رو در ما قرار داد بتونیم ایرانمون رو آباد کنیم. یا حق
آقا مجيد عزيز اولا شرايط با ” ط” است و نه “ت” دوما آيا شما مطابق با آيه قرآن مجيد ” چشم و گوش و قدرت تحليل ” خود را تعطيل فرموده ايد؟
دوست عزیز فریب این غلطهای املایی را نخور !!!!!!!!!
کسی را میشناسم که در سخنرانیهایش چندین اشتباه عمدی انجام میدهد ایشان را میشناسید؟!!!
جناب جعفر خان ممنون که تذکر دادی
بله میدونم با ط هست
اشتباه از من بود!!! دیگه اینقدرا سواد دارم بابا
من فارسی نویسیم خوب نیست ، لکلکی تایپ میکنم
اما شما که به نوشتار من دقت کردی ای کاش جوابی هم به صحبت من میدادی تا از این تناقض در بیام
جوابی که به من دادی فکر کنم جواب سوال یکی دیگه بوده چون ربطی به صحبت من نداشت
یا علی
قرار نیست ما جواب پس بدهیم
قرار است شما اول نیرنگ لباس شخصیها را کالبدشکافی کنید
که چگونه با پشتیبانی نیروی انتظامی !!!!! رتوش کاری انجام میدهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام آقا مجید
بله فشار اونها با فشار ما فرق می کنه
برای یکی گرفتن غذا، برای یکی گرفتن آب, برای یکی گرفتن حق اندیشیدن و برای یکی گرفتن حق دوست داشتن فشاره. مثلا اگر یکی به شما فحش ناموسی بده بهت بیشتر فشار می آد یا یک هفته از غذا محروم باشی. برای خیلیها همین که این آقا رئیس جمهوره از هر فشاری تحملش سختتره
پس جناب طاها شما با این حرفی که زدی باید قبول کنی که فشار جسمی و سلول انفرادی و اون قضیه تجاوز و شیشه نوشابه دروغه
و زندانی های شما فقط تحت فشار روانی ناشی از قبول نکردن حرف های اونها توسط حکومته و بس
و خبری از شکنجه جسمی نیست
تا جایی که نرسیدن میوه به زندانیها هم مورد اعتراض همین سایت کلمه قرار گرفته
درست میگم؟
دوستان عزیز! زندانیهای سیاسی در ابتدای بازداشت و بازجویی های وحشتناکی که عوامل امنیتی انجام داده وطبق گفته خودشون چون حفظ نظام از حفظ اسلام و احترام معصومین هم بالاتره وباز بنا به حرف خودشان، نظام ترک برداشته، از هیچ جنایت وشکنجه ای ابا نداشته ونمونه های شدید وغیر انسانی رفتار با زیدآبادی و زبان روزه را با فرو کردن سر در کاسه دستشویی به افطار باز کردن و…گواه اینست. پس از اینکه یا اعتراف زورکی کرده ویا زیر بار نرفته و مقاومت کنند،هرچند قانون واسه اونها فقط دستاویز ی در برخورد با مخالفین بوده وبعدش میشه یک مشت کاغذ پاره که رعایتشون در زمان بحران در نظام اسلامی تعطیل میشه، وبلالخره پس از مدتها شکنجه و زدن وتحقیر کردن، صدای حق طلبی مردم ونهادهای حقوق بشری اینقدر بلند میشود که نظام در صحنه های جهانی تاوان سنگینی داده ومجبور میشه زندانیها رو به بندهای عمومی ببره که اونجا هم امکانات اولیه مانند قلم وکاغذ اگر بهشون ندهند هم، میتونند تهیه کنند و بنویسند وبصور مختلف به بیرون بفرستند. وقتی کیلو کیلو مواد مخدر طبق اعتراف خودشون و از راههای مختلف وارد زندان میشه وپولهای هنگفتی خارج میشه، یک کاغذ رو بیرون دادن که آسونه! حالا مجید جان! امید دارم که از روی کنجکاوی پرسیده باشی ومرام سبز ها رو دیده باشی. دوستمون هم که عذر خواستند. عزیز ، خدا روشاهد میگیریم که در دیکتاتوری ترین کشورها که دیگه وجود ندارند ونابود شده اند هم اینگونه روشها، مثل توهین ناموسی به زندانیان ومزاحمت واسه خانواده هاشون، سرشون رو در ماه رمضان و با زبون روزه در توالت کردن و شلاق زدن در حین بازجویی و جنایات اینچنینی در حالیکه جنایتکاران واقعی ودزدان بیت المال آزادانه در پستهای مهم دولتی مشغول پول جمع کردن هستند! طبق گفته خودشون مرتضوی جرم کرده، رحیمی معاون رییس جمهور شما، مجید جان، دزدی کرده و هزاران مورد دیگه، اونوقت دانشجو وروزنامه نگار ووزیر و سفیر و نماینده قبلی مجلس و… در زندان و سلول های وحشتناک انفرادی! میبینی؟ لطفا” کمی و فقط کمی بیاندیش دوست بی خبر من! ما تو وامثال تو که صادقانه میپرسی رو دوست داریم. مرسی
جناب موسوی
خیلی سعی کردید با مظلوم نمایی همه چی رو به هم ربط بدی ولی باز سوال من سر جاشه
کل متن شما فقط یک خطش در جواب سوال من بود
که گفتی در زندانی که کیلو کیلو مواد میاد بیرون یه کاغذم روش
که باید بگم شما یا فرق زندان عادی با زندانی سیاسی رو نمیدونی
یا تعریف درستی از انفرادی نداری
تا الان که هر کس از همین زندانیا اومدن بیرون یک نخ مو هم از سرشون کم نشده
اینقدر در شعار شکنجه بعضی سایتا کم اوردن که عکس 14 سال پیش ابطحی رو گذاشتند کنار عکس الانش گفتند این تو همین چند وقته اینقدر پیر شده
اخه یه تار مو از کدومشون کم شده که ادعای شکنجه میکنید؟
ابطحی که تازه گفت من با بازجو دوست بودم
بعد گفتن این بیاد بیرون همه چی رو انکار میکنه ولی…
نه دوست من ، من با این وضعی که از زندانیای ازاد شده شما میبینم برام مسلمه که شکنجه دروغی بیش نیست
اگه دلیل قانع کننده ای داری میشونم اما امیدوارم مثل الان کلی موضوع بی ربط رو وسط نکشی و به سوالم جواب بدی
یا علی
سلام
به آقا مجید و همه بزرگواران
راستش من هنوز زندان نرفتم ولی در هر صورت می دونم انسان در شرایط سخت سعی می کنه یک راه حل پیدا کنه. با خوندن کتاب ویا دیدن فیلم و یا تحقیق می شه فهمید که در هر صورت راه حل هایی برای خارج کردن نامه هر چند سخت وجود خواهد داشت و اما در مورد اینکه آیا زندانی ها تحت فشارند یا نه ؟ مجید عزیز نمیدونم فیلم بازجویی از زن سعید امامی را دیدید یا نه فقط بگم که دیدنش هم هر آدمی را ناراحت می کنه من به اینکه این خانم مجرم هست یا نه کاری ندارم حتی اگه مجرم هم باشه اینصورت بازجویی کردن کاملا وحشیانه است از قدیم هم گفتتند مشت نشانه …….شما خودت قضاوت کن به نظرت با این وجود زندانی ها تحت فشار هستند یا نه ؟!!!
البته چرا راه دور بریم اگه شما تو تهران زندگی می کنید قطعا نحوه برخورد با مردم را در حوادث سال گذشته دیدید واگر در تهران زنگی نمی کنید از کسی که اعتماد دارید بپرسید وقتی تو روز روشن و جلوی چشم همه با ماشین از روی مردم عبور می کنند و به راحتی زیرش می زنند فکر می کنید تو زندان که کسی نمی بینه و دستشون هم که حسابی بازه کاری نمی کنند ؟!!!!!
برادر من چه فشاری بالاتر از اینکه تو زندان آنقدر زندانی را تحت شکنجه قرار بدهند تا جان به جان آفرین تسلیم کنه نمونش فرزند آقای روح الامینی وخیلی های دیگه حالا هر جرمی که داشته باشند برای آنها حکمی صادر نشده بود و فقط زندانی بودند.
نمونه دیگه زندان کهریزک . اولش کتمان کردند بعدش که دیگه گندش رو نمی شد پوشاند در یک حرکت نمایشی تعطیل شد و گفتند که مسئولینش منفصل از خدمت شدند !!!!!!!!!!!!!!!!! باز هم دلیل نیاز داری برای اینکه باور کنی زندانی ها تحت فشارند ؟
آقا مجید گل ،همیشه لازم نیست که ببینیم و خیلی وقتها با دیدن نشانه ها باید نتیجه گرفت .
موفق باشید.
سلام به همه دوستان و آقای مجید که ادعا می کنند هیچ فشاری روی زندانیان سیاسی نیست.من از نزدیک با چند نفر هم فکر های شما برخورد داشتم آقا مجید که خودشون به خدا قسم می گفتند:”اگه به ما بگند ماست سیاهه ما هم می گیم ماست سیاهه”درسته که باور کردنش سخته اما کم نیستند آدمهایی مثل شما که پول و مقام و زندگی دنیوی تون که هدف تون هست وسیله رو براتون توجیه می کنه من اصلا طرفدار هیچ کدوم از کاندیداهای ریاست جمهوری نیستم اما به عنوان یه ایرانی همه قلبم سوخت و آتش گرفت از دیدن فیلم ها و عکس ها و بعضا مشاهدات خودم در خیابان درباره ظلمی که به هموطنانم شد و چه بسیار جوانان باهوش این مملکت به خاطر نقض حقوق بشر نابود شدند و عده ای از هموطنان ما هنوز در زندان های سیاسی محبوسند اگه باور ندارید توی youtube پره از این فیلم ها اگه از نظر شما نداشتن کتاب برای خواندن و هیچ گونه سرگرمی برای زندانیان در محیط بسته زندان شکنجه نیست پس شکنجه چیه؟ اگه به جای همه اینها مواد مخدر فراوانه پس شکنجه چیه؟ اگه ندادن ملاقات حضوری به زندانی شکنجه نیست پس چیه؟اگه قطع کردن تلفن ها به مدت حدود 4 ماه هنوز ادامه داره شکنجه نیست چیه پس؟ اگه زندانی از دیدن و در آغوش کشیدن فرزند محرومه شکنجه نیست پس چیه؟ اگه رسیدن چندتا میوه به مدت محدودی به زندانی خاری در چشمان شما و امثال شما و قطع آن روند کوتاه مدت شکنجه نیست پس چیه؟ اگه دادن مرخصی ماهی 10 روز به زندانیان دزد قاتل قاچاقچی مال مردم خور و متجاوز به عنف میسر میشه و برای زندانیان سیاسی کوچکترین مرخصی داده نمی شه شکنجه نیست پس چیه؟تازه همه اینها رو ول کن برادرم وقتی بعد از گذشت بیش از یک سال و اندی از انتخابات و آرام شدن فضای مملکت باز هم زندانی سیاسی داریم و باز هم از این همه فشار و رنج و این دست و پا بسته های دربست در خدمت شما و هم کیشانتان ادامه داره شکنجه نیست پس چیه؟ اگه شما یک ذره وجدان داری و به آخرت و خدا اعتقاد قلبی داری بعد از دیدن این همه نقض حقوق بشر از خدا نمی ترسی و به فکر عاقبتت نیستی مشکل چیه؟ اصلا بگو ببینم وقتی هیچ جوابی برای این همه ظلم نداری منظورت از طرح این سوالا چیه؟؟؟؟
پدرم برام تعریف می کرد که در زندان ساواک روغن را داغ می کردند و پای زندانیان سیاسی را در روغن داغ می سوزوندن
وقتی پدرم تعریف می کرد مو به تنم سیخ میشد . یادمه وقتی اولینبار تیتر خبر شکنجه زندانیان را در زندانهای حال را دیدم دقیقا همون حس بهم دست داد
وقتی صفحه را باز کردم و متن را خوندم مغزم داشت دود می کرد
بیشتر شبیه شبهای برره بود
من با هر نوع شکنجه ای مخالفم اصلا با نفس زندان هم مخالفم
کیه که با زندان موافق باشه
در زندانهای شاه شکنجه می دادند که پدرم تعریف می کرد وقتی زندانی از زندان بیرون میومد فقط چندتا استخون بود که به زور می تونست سر پاش وایسته
حالا زندانیان سیاسی حالا روی تخت فنری میشینند با یک خودنویس خوشرنگ و یک برگ کاغذ سفبد زیر تلویزیون و مظلومانه می نویسند که آآآآی مردم بنده الآن در حال شکنجه شدنم
البته من به این نامه هایی که که از طرف زندانیان سیاسی از طرف سایتهای سبز منتشر میشند کاملا شک دارم
ولی اگه حقیقت داشته باشه که چه زندان با حالیه که صبح به صبح مطلب می نویسند واسه سایتها
بابا اینا که وقتی از زندان بیرون میان ترگل ور گل چاق چله اند که
پس شکنجشون کجاشونه؟
تمام استناد سبزها به youtube و facebook و بالاترین و امثالهم هست
فکر کنم موسوی هم که ملاقات با آقای خامنه ای داشت رفت گفت آقا تقلب شده باور نداری ویدیوش تو youtube هست
سربازان گمنام همه اش تو کار سفسطه هستند
زندانی های عادی فرق دارند با خواص که شما شکنجه یک زندانی عادی را با حبس “قائم مقام وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران” را “در زندان جمهوری اسلامی ایران “یکی میکنی.
…
زندانیهای مشهور حتما نباید با شکنجه وادار به اعتراف شوند و شدنی هم نیست چون هم مشهورند (که ذکر شد) هم خودشان جزو بدنه نظام هستند.ملتفتی.همین نظام مکارم الاخلاقی ! . (بگذریم از اینکه اکثرشان خانواده شهید هستند).ملتفت میشوی .
مشاهیر رابا اولتیماتوم مثل گروگان گرفتن فرزندان و اهل و عیال که اینها (یعنی همکاران شما) درش استادند مثل گروگانگیری زن و بچه وکیل مصطفایی همه شان اعتراف میکنند (مثل اعترافات ابطحی و عطریان فر و ….) که گفتی یک مو از سرش کم نشده
امیدوارم یک روز “شما” را گروگان بگیرند بعد به “پدر” شما اجبار کنند که چنین و چنان .البته بنده را ببخشید اگر وادار به اعتراف به …. و …. شدند چون بنده بیگناهم بلکه این بازجوها دست ظالمان تاریخ را از پشت بسته اند.
آنجا که گفتید بازجویان با فلانی دوست بودند بروید خاطرات عبدالعلی بازرگان را بخوانید که با زندانبان از فرط با وجدان بودنش دوست صمیمی بودند.پس میبینی به صرف سفسطه و تخطئه و تفکرات التقاطی و وصله پینه ای نمیتوان با حقیقت مسجل چندین ساله گلاویز شد.یا موارد دیگر مثل دن کیشوت بازی و یا احساساتی بودن و ….
هر قضیه ای که عنوان کردی مثل همان قضیه متضادش هم وجود داشت حتی شاید شدیدتر
به کسی که حقایق را ول کند به جزئیات بچسبد میگویند سفسطه گر
چرا طبرزدی برادر 2 شهید شلاق بخورد و زندانی شود
چرا مومنی برادر شهید شکنجه و تهدید به بطری و….. بشود
چرا پسر شهید سردار باکری تهدید به گناه کبیره (العیاذ بالله)شود
چرا عاقبت بازمانده های شهدا به این وضع کشیده شود
“اینا رو ول کردی میوه رو چسبیدی”
“میگردید ببینید کجای کامنتها شکاف داره راه نفوذ پیدا میکنید”
صم بکم عمی فهم لا یرجعون
دوست عزیز یعنی شما می گی باید پاشون و می کردن تو روغن داغ یعنی فقط و فقط این رو شکنجه می بینی؟؟؟ پس این همه شکنجه ای که دوستان ما گفتند برای شما هتله؟؟؟ دوست داری به همه چی تهدیدت کنند و از همه احتیاجات ضروری ات هم منع بشی؟؟خوب البته رسم این روزگار همینه آقا سلمان گهی زین به پشت و گهی پشت به زین امیدوارم از این هتل ها در آینده ای نه چندان دور نصیبت بشه تا ما بیاییم و ازت بپرسیم که تو هتل بهت خوش می گذره یانه؟تازه اگه اون همه شکنجه خوب بود کسی دیوانه نبود که رژیم شاه عوض بشه؟ مادرها و پدرهای ما این همه از خود گذشتگی کردند از جون خودشون گذشتند چه خطر ها را به جون خریدند تا آزادی تو این مملکت پا بگذاره تا دیگه کسی به خاطر طرز تفکر به زندان نیوفته تا دیگه کسی این روزها رو نبینه مثلا .خوب همون ها می موندند دیگه حداقل با اسم خدا و پیغمبر و دین و امام علی و شرافت ائمه و دین و دنیای مردم بازی نمی شد نه مثل الان که همه واسه خودشون یه پا علامه دهرند و دینداری و خداداری و مردم داری ادعاشونه این و از جای مهری که رو پیشونی هاشون می سوزونند لااقل می شه فهمید شما چی فکر می کنید خدای من.؟واقعا دوستمون درست می گه شما هنوز هم می گید ماست سیاهه! از نظر شما و امثال شما بهترین چیز نفهمیدن مردمه تا بعضی ها مثل شما تا می تونید از این سفره وسیعی که براتون پهنه متنعم بشید باشه نوش جونتون هرکی زیادی خورده یه روز یه جا بد جوری نم پس داده… فقط به بخور بخورتون ادامه بدید دست از سر این زندانی های بدبخت و این مردم بدبخت بردارید بگذارید به درد خودشون بمیرند خدا با صابرین است اگه هیچکی ندید خدا این روزهای ما و شما رو دید واگذارتان به همون خدا که بهترین انتقام گیرنده است