کاش همه دولتهای زورگو به مردم برگردند
چکیده :کروبی در این پیام، ریشه تحول بزرگ در نگرش دولتمردان کشور شیلی به کرامت و شان انسانی را تغییر در ساختار نظام حقوقی آن کشور از دیکتاتوری به دموکراسی دانست و با یادآوری کودتای ۱۹۷۳و سرنگونی دولت مردمی سالوادور آلنده، به دو دهه سیاه آن کشور اشاره کرد که در آن مقطع جان، مال و حیثیت و شان انسانی از سوی دیکتاتور وقت به راحتی نادیده گرفته می شد....
مهدی کروبی در پیامی به آقای سباستین پینیرا، رئیس جمهوری شیلی، نجات ۳۳ معدنچی آن کشور از اعماق زمین را تبریک گفت.
به گزارش سحام نیوز، رئیس اسبق مجلس ایران در این پیام تاکید کرد که خبر مسرت بخش نجات ۳۳ معدنچی آن کشور بعد از ۶۹ روز از اعماق زمین، موجی از خوشحالی در میان تمامی ملل جهان از جمله مردم بزرگ ایران ایجاد کرد.
کروبی در این پیام به دنبال کردن لحظه به لحظه اخبار مربوط به معدنچیان اشاره کرد و آن را نشان از توجه ویژه افکار عمومی جهانیان به شان و کرامت ذاتی انسان ها دانست.
وی با اشاره به آیه شریفه وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ( و در او (انسان) از روح خود دمیدم)، کرامت انسان را ناشی از رابطه زیبا و با ارزش خدا با انسان دانست؛ یکتایی که پس از خلقت انسان، خود را ستایش کرد و سپس او را شایسته سجده فرشتگان دانست و گرفتن نامشروع نفس یک انسان را برابر با کشتن همه مردم و نجات جان یک انسان را برابر با نجات جان تمامی انسانها تلقی کرده است.
رئیس مجلس ششم در این پیام همچنین ریشه تحول بزرگ در نگرش دولتمردان کشور شیلی به کرامت و شان انسانی را تغییر در ساختار نظام حقوقی آن کشور از دیکتاتوری به دموکراسی دانست و با یادآوری کودتای ۱۹۷۳و سرنگونی دولت مردمی سالوادور آلنده، به دو دهه سیاه آن کشور اشاره کرد که در آن مقطع جان، مال و حیثیت و شان انسانی از سوی دیکتاتور وقت به راحتی نادیده گرفته می شد.
کروبی در پایان ابراز امیدواری کرد که دولتهایی که تاکنون مطالبات مشروع ملت های خود را نادیده گرفته اند و یا با زور به آن پاسخ می دهند، با درس گرفتن از این حادثه به مردم بازگردند و لذت با مردم بودن را تجربه کنند.














karrobie ba gheyrat…….. beres be dade mellat
یاد اول انقلاب میافتم که شعار میدادیم ” …. پینوشه ایرا شیلی نمیشه” منظورمون به بنی صدر بود . ولی نمیدونستیم که میشه خوبم میشه بدتر از شیلی هم میشه.
هدف آمريكا و همه ي خودكامگان و سلطه طلبان سركوب جنبشهاي مردمي و دولتهاي مليست از طريق كودتا و تجاوز .
مثلا كودتاهاي بيشماري كه در آمريكاي لاتين آمريكا مرتكب شد مثلا كودتاي 28 مرداد .
هربار كه ميبينيد آمريكا با شكل يك حكومت مشكل ندارد بدانيد كه آن سياستهاي آن حكومت در راستاي منافع آمريكاست .
آمريكا تلاش ميكند همه ي جنبشهاي مردمي و شورشهاي خودجوش در سراسر جهان عليه نظام سرمايه داري را سركوب كند.
حالا بايد حكومت فعلي را در بوته ي آزمايش ونقد در نسبت با آمريكا بررسي كرد.
اگر حاكميت فعلي مردمي باشد و سياستهايش در جهت رشد وتسعه ي صنعتي و فرهنگي وعلمي وسياسي و اجتماعي باشد
قطعا براي آمريكا قابل قبول نيست .البته كه نبايد در بازيها و جنگهاي زرگري حكومتهائي كه از طريق جنگ افروزي و رجز خواندنهاي نمايشي وبحران آفريني گردش سرمايه و رانت خواريهاي خود و گسترش تسليحات نظامي را ادامه ميدهند تا از اين طريق بر بحران مشروعيت و اقتصادي خود غلبه كنند گرفتار شد .
تا انجائیکه من میدانم در دنیای سیاست معمولا هر کسی به همتای خود تبریک و یا تسلیت میگه
میشه بفرمائید این سینه چاک دمکراسی چطور به رئیس جمهور کشور دیگر تبریک میگه و ارزوی برقراری دمکراسی برای همه دنیا هم داره.
پس زنده باد دمکراسی و حامیان خدوم دمکراسی که اصلا ذره ای به قدرت فکر نمیکنند مگر خدمت به دمکراسی و مردم
تبریک گفتن به خاطر یک عمل انسانی دیگر نیازی به همتا بودن ندارد انچه شما میگویید برای مسائل سیاسی و دیپلماتیک است
اگه منظورتون احمد نژاد هست تا اونجايي كه منم مي دونم يك رئيس جمهور منتخب مردم براش افت داره يك …بهش تبريك بگه..
دوما دوست من توهم زدي ؟ رئيس جمهور قانوني ايران ككه احمدي نژاد نيست ///…فكر كردي با غصب اين منصب صورت مسئله پاك مي شه ؟
سوما شما مطمئن باشديد توي جهان پيام كروبي و موسوي هست كه احترام داره و شنيده مي شه.اگه غير از اين فكر مي كنيد توهم هست ديه كايش نمي شه كرد
سلامتی آقای مهدی کروبی صلوات. دوستت داریم کروبی
همين فردا هم آقاي 63 درصدي با تقليد از كروبي پيام تبريك يه شيلي ارساي مي كنه و اونا رو به دين و مذهب فرا مي خونه … چوم نه اين كه كا ايشان و اطرافيانشون نه نو آوري بلكه شبيه صنعت چيني مونتاژه از روي كار ديگرون تقليد مي كنه مگه همين چنر روز پيش مثل آقاي خيامين به پاپ نامه ننوشت البته 1 ماه بعد……….
درود به همراه جنبش سبز ……. یا مهدی شیخ مهدی.
کروبی هر چه بود وهرچه هست حالا در دامان ملت ایران هست.دورود بر شرفش
سلام ودرود خدا برکروبی عزیز که خدمات ایشان به مردم ایران از دهها سال مبارزه علیه ظلم وخفقان ، بالاتربوده وایمان دارم که ازمنیت و آز بدور است!
مهدی داریم از گرسنگی می میریم.چرا ساکتی،زندان را میشود تحمل کرد اما نگاه مظلومانه بچه یمان را که هزار آرزو برای گفتن دارد اما چون وضع پدر را میداند ساکت مانده.ساکت مانده که چرا مادر دیگر دو هفته یکبار گوشت میپزد یا هفته ای یکبار میوه میخرد…. خدایا خودت کمک کن.هیچ کس دیگر برایمان نمانده جز خودت ای عزیزترین
حالا اگه همین اتفاق در جمهوری اسلامی میافتاد همان روز اول بعد از اجرای سینه زنی برای مدفونین سرافراز میگفتند: اجرشون با آقا ابی عبدالله و میرفتند پی کارشون
درود
كاش روزي بشه كه دركشور ما نيز به انسانها ارزش داده بشود نه خرافات . كه البته مقصر خودمانيم
درود بر ايشان
زنده باد مکراسی…
به مناسبت سی و هفتمین سالگرد کودتای خونین ۱۱سپتامبر ۱۹۷۳ در شیلی از سوی وابستگان و گوش به فرمانان دولت ایالات متحده، که در جریان آن دولت ترقی خواه و مردمی سالوادور آلنده به سقوط کشانده شد و دیکتاتوری نظامی بر کشور حاکم گردید
در عصر روز ۴ سپتامبر سال ۱۹۷۰ تودههای مردم برای جشن پیروزی سالوادور آلنده، رییس جمهور سوسیالیست شیلی در مرکز شهر ساندیاگو گرد آمدند. در میان شرکتکنندگان در این جشن ویکتور خارا، خواننده چپگرا، و همسرش نیز حضور داشتند.
خانم جووان خارا در کتابش به نام: ترانه تمام نشده، در بازگویی آن روز، از صحنه های سرشار از شادی، به آغوش کشیدنها و اشکها یاد میکند. مردم هیجانزده برای تهنیت گفتن به سوی آلنده هجوم میآوردند. هنگامی که جووان خارا به نزدیک رییس جمهور منتخب رسید، به یاد میآورد، که او را سخت به آغوش کشید. آلنده به او گفت: ”رفیق، مرا محکمتر در آغوش بگیر! زیرا اکنون زمان ترس و کوتاه آمدن نیست!“
امیدهای آن روز درست سه سال بعد در کشتاری به پایان رسید. در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ آلنده در کودتایی با پشتیبانی ایالات متحده به زیر کشیده شد. پینوشه، دیکتاتور نظامی قدرت را به دست گرفت و حکومت ترس و وحشت را بر کشور مسلط کرد، حکومتی که در شیلی هزاران کشته، شکنجهدیده و پریشانحال بر جای نهاد. آلنده و ویکتور خارا در میان قربانیان این کودتا بودند.
نیروهای انتظامی در سرکوبهای خود خانه پابلو نرودا، شاعر بزرگ شیلیایی، را مورد تفتیش قرار دادند. نرودا به سربازان گفت: ”به دوروبرتان نگاه کنید، در این جا تنها یک چیز است که برای شما خطر دارد – چکامه.“ او چند روز بعد، در ۲۳ سپتامبر، بر اثر ایست قلبی جان سپرد.
هرچند پینوشه مستبد و بسیاری از همدستانش از عدالت گریختهاند (پینوشه در سال ۲۰۰۶ در سن ۹۱ سالگی درگذشت)، اما جنایتهای حکومتش به طور گستردهای مستند شدهاند. نویسنده کلمبیایی، گابریل گارسیا مارکز، داستان بازگشت لیتین به شیلی در ۱۹۸۵، که از زمان کودتا در تبعید بسر میبرد، در کتاب : ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی، را بازگو میکند.
در بازنگری به دوران حکومت پینوشه، لیتین مبارزه بیامان سباستیان آسودو، کارگر معدن ذغالسنگ، برای خاتمه بخشیدن به شکنجههای دختر ۲۲ ساله و پسر ۲۰ سالهاش را به یاد میآورد. سباستیان آسودو از روی ناگزیری سرانجام به کارگزاران دولت، خبرنگاران و رهبران مذهبی هشدار داد: ”اگر برای خاتمه یافتن شکنجه فرزندانم دست به کاری نزنید خود را با بنزین آغشته و در تالار مرکزی کلیسای کانسپسیون (مقر اسقف شیلی) به آتش خواهم کشید.“ او سرانجام به این هشدارش جامه عمل پوشاند و به نمادی شایسته و فراموش نشدنی در پیکار بر ضد دیکتاتوری تبدیل شد.
در پیامد مرگ سباستیان آسودو، تظاهرات صلحآمیزی بر ضد تبهکاریهای پنیوشه به راه افتاد. لیتین، رودرویی تظاهرکنندگان با نیروهای انتظامی را چنین شرح میدهد: ” پلیس با گشودن لولههای آب با فشار زیاد به پراکندن گروهی از تظاهرکنندگان پرداخت. در این میان بیش از ۲۰۰ تن از آنان که سراپا خیس شده بودند توانستند با تحمل و خونسردی در کنار دیوار به مقاومت و خواندن سرودهای مذهبی در ستایش از انساندوستی ادامه دهند.“
سربازان پینوشه همهی کتابهای لیتین را پیش از ترک کشور در ۱۹۷۳، در حیاط خانهاش به آتش کشیدند. یک دهه بعد، در ۱۹۸۶، کتاب سوزان هنوز درحکومت پینوشه ادامه داشت. به دستور شخص پینوشه، ۱۵ هزار نسخه از کتاب ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی، به دست آتش سپرده شد.
روز ۱۱ سپتامبر۲۰۱۰، بیش از ۶ هزار نفر در همایشی به مناسبت سالگرد کودتا، شرکت کردند. شرکتکنندگان علاوه بر بزرگداشتِ قربانیان دوران استبداد پینوشه، خواهان اجرای عدالت و احترام به حقوق انسانی در دولت کنونی آقای ”سباستیان پینیرا“ شدند. ”سباستیان پینیرا“، رییس جمهور راستگرا، که یکی از ثروتمندترین افراد کشور است، در هیچکدام از مراسم یادبود سالگرد آغاز دوران استبداد حضور نیافت.
میرهیا گارسیا، معاون رییس سازمان ”خویشاوندان و خانواده بازداشتشدگان و ناپدیدشدگان“، در مصاحبه با خبرگزاری تلهسور، گفت: ”ما در رژیمی بسر میبریم که در دوران استبداد سهم داشت و امروز هم پایمالی حقوق انسانها را در آن زمان توجیه میکند.“
برخی از کارگزاران دولت کنونی در استخدام رژیم استبدادی پینوشه انجام وظیفه میکردند، و هنوز برای پاسخگویی به جنایتهای خود به دادگستری فرا خوانده نشدهاند. ”پینیرا“ در سخنرانی خود به مناسبت سی و هفتمین سالگرد کودتا گفت:“ مردم شیلی باید کشمکشهای خود را با گذشته پشت سر بگذارند.“ او همچنین گفت: ”ما دیگر نباید در دام همان ستیزها و اختلافات پس بمانیم.“
سالوادور آلنده در آخرین پیام رادیوییاش، در مورد بیدادگریِ سکوت و فراموشی به مردم شیلی هشدار داد، و پس از محکوم کردن توطئهگران کودتا اعلام کرد:“من به شما اطمینان میدهم آن بذر امیدی که در هشیاری هزاران شیلیایی جوانه زده است هیچگاه پژمرده نخواهد شد. بیتردید آنها زورمندند، میتوانند ما را به بند بکشند، اما هرگز نمیتوان روند اجتماعی را با تبهکاری یا زور از تکوین بازداشت. تاریخ به ما تعلق دارد و این خلق است که آن را میسازد.“