نامه هم بندان ضیا نبوی از اوین :ما سبز و بيشمار، تو را تكثير مي كنيم
چکیده :حالا زنده به روياي آب و نان و دمکراسی و آزادي گريه مي كنيم، اما نه به حال خودمان، به حال اوليای ظلمت كه آرزويشان مرگ لبخند ماست و مي خوانيم:گمان مبر كه به پايان رسيده كار ضحاك / هزار باده ناخورده در رگ تاك است /ما سبز و بيشمار. ما تو را تكثير مي كنيم كه فردا از آن...
کلمه : ضيا نبوي از دانشجويان ستاره دار و عضو شوراي دفاع از حق تحصيل كه از سوي قاضي پيرعباس به 10 سال حبس تعزيري و همچنين تبعيد به زندان خوزستان محكوم شده بود، در اقدامي غيرمنتظره از سوي دادستان تهران صبح روز 5 شنبه اول مهر به زندان کارون اهواز تبعيد شد. پس از تبعید وی ،فضای غمباری بر بند 350 اوین حاکم شده است. جمعي از هم بندي های ضيا نبوي از جمله هم اتاقی هاي وی در بند 350 زندان اوين به مناسبت تبعید این فعال دانشجویی و شرح رنج ها و امیدهای خود پس از این هجران نامه ای نوشته اند .
به گزارش خبرنگار کلمه ،متن این نامه که از زندان اوین به بیرون ارسال شده ،به این شرح است :
به نام او که اگر تنهاترین تنهاها شویم ،باز هم با ماست
دست نوازش آفتاب مهر تازه برتن مان نشسته بود كه دخترك هرزه گرد باد پاييز ،خبر رفتن پسر بهار را كنار خستگی و كسالت ما نشاند و فهميديم ريشه هايمان بناست روي ابر پا بگيرد. حالا زنده به روياي آب و نان و دمکراسی و آزادي گريه مي كنيم، اما نه به حال خودمان، به حال اوليای ظلمت كه آرزويشان مرگ لبخند ماست و مي خوانيم:
گمان مبر كه به پايان رسيده كار ضحاك / هزار باده ناخورده در رگ تاك است
ما سبز و بيشمار. ما تو را تكثير مي كنيم كه فردا از آن ماست.
صد ها نفر اين مكتب صد ساله نوشتند / صد هاي ديگر با همه آحاد سازيم
ما انتقام مي گيريم، ما لبخندمان و پوسيدگي شان را به رخشان مي كشيم ، كه يك ديار هرگز به ظلم و جور نمي ماند
اسامی امضا کنندگان :
عبدالله مومني / بهمن احمدي امويي / علي مليحي / ميلاد اسدي / علي جمالي / كيوان صميمي / حميدرضا محمدي / علي پرويز / امیرخسرو دليرثاني / محمد داوري / كوهيار گودرزي / عباس كاكايي / علي اكبر عجمي / مهدي اقبال














ما انتقام می گیریمبا لبخندمان و پوسیدگیشان را به رخشان میکشیم .
جالب اینه که نوشتند با لبخند زدنشون انتقام می گیرند.آفرین
زنده باد اسیران سبز ایران
ما هستيم تا زماني که خنده هاي سرد و بي روح و مزورانه شان را از لب هايشان بگيريم. ما هستيم تا روزي که ببينيم به حال خودشان مي گريند. و ما هستيم تا آن روز به روي هم لبخند بزنيم.
به راستی که ایران فردا از آن ماست
ما سبز و بیشمار. ما تو را تکثیر می کنیم که فردا از آن ماست
مرگ و نيستي سهم ديكتاتور و سبزي و سبز بودن سهم تمام آزاديخواهان
يا حسين ميرحسين
یکصد گل سرخ/صد گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
viva green movement
ضیا همیشه در دانشگاه چهره سر به زیر اما حق طلبی بود..با اینکه رابطه ای با هم نداشتیم به همدانشگاهی بودن باهاش افتخار میکنم