آقای طائب! کار از جاسوسی موشک و این حرفها گذشته است
چکیده :كار از جاسوسي موشكي و اين حرفها گذشته است، آنچه كه به حكومت لطمه ميزند در درجه اول رسمی شدن و رواج دروغ است که چون خوره تمامی تاروپود اجتماع را خورده و از درون پوک کرده است و به علت شیوع و آشکار بودن نیازی هم به جاسوسی برای اطلاع از کم و کیف آن نیست. همچنین قضاياي كهريزك و کوی دانشگاه است که حیثیت ها را برباد می دهد و نه اطلاع از موشك و...
عباس عبدی در واکنش به دروغ گویی طائب در مورد وی که گفته بود: «یکی از کسانی که اطلاعات موشک های دور برد را به بیگانه داده بود عبدی بود» در وبسایت خود نوشت: اگر دستگاه قضايي در شرايطي بود كه به اينگونه اتهامات واهي و بيپايه، کاملا بيطرفانه رسيدگي ميكرد، در اين صورت شاهد چنين اظهاراتي نبوديم. متأسفانه بنده تبعه آمريكا و فرانسه نيستم تا مورد لطف مقامات قرار گيرم، و رييس دولت همچنان كه از همسر آقاي ساركوزي دفاع كرد و مدير كيهان را مستحق مجازات دانست، از بنده نيز به عنوان يك شهروند دفاع كند.
به گزارش کلمه این فعال سیاسی در بخش دیگری از پاسخ خود به طائب با ابراز نگرانی از رواج علنی دروغ در نهاد های رسمی کشور تاکید کرد: قدرت انفجاري موشكهايي كه مورد نظر شماست در برابر موشكهاي اتمي و فوق پيشرفته اتحاد جماهير شوروي چيزي شبيه اسباببازي است، اما روزي كه حيات شوروي به علت اشباع دروغ و ظلم و ستم سر آمد، آن موشكها هم نتوانست آنها را از فروپاشي نجات دهد. نه تنها نتوانست، بلكه اين موشكها پس از فروپاشي، وبال گردن رژيم روسيه شد. امروز هم موشكهاي كرهشمالي از نوع اتمي است و فاصلهاش با ژاپن فقط يك درياي كوچك است، اما شاهد آنیم که سالانه بايد هزاران نفر از مردم آن از گرسنگي بميرند و تنها فرد چاق و چله آن حكومت، رييس جمهور مادامالعمر آن است و بقيه مردم گويي كه رژيم سخت (البته از نوع غذايي) گرفتهاند.
متن جوابیه عباس عبدی درباره اظهارات طائب به شرح زیر است:
روز (دوشنبه 29/6/1389) نزديكيهاي ظهر يكي از دوستان تماس گرفت و خبر داد كه در يكي از سايتها، متهم به تحويل اطلاعات موشكهاي دوربرد شدهاي. مثل هميشه خنديدم و گفتم اهميت نده، گفت كه آقاي طائب اين ادعا را كرده است. با شنيدن اين اسم تا حدي ناراحت شدم و گفتم پيگيري ميكنم، زيرا ميدانستم كه آقاي طائب از جزييات پرونده من اطلاع دارد و بيان چنين دروغ آشكاري معناي ديگري خواهد داشت.
عین متن منتشره چنین است:
«در زمان آقای خاتمی سپاه متوجه شد که اطلاعات مربوط به موشکهای دوربرد لو رفته است. پیگیری کردند و دیدند یکی از کسانی که در این ماجرا دخالت داشته،آقای عباس عبدی بوده است. این موجب شد که بیشتر بررسی کنند. بعد متوجه شدند که دشمن به ما خیلی نزدیک شده است. تحقیقات نشان داد که آقای ابطحی با موضوعات سری سروکار دارند و این اطلاعات به ایشان میرسد. ایشان هم با همین جریانات ارتباط داشتند. اسناد و مدارک این ماجرا که منتشر شد. آقای عبدی هم که دستگیر شدند. این جریان هم در قالب اطلاعات سری مطرح شد و به ما رسید. آقای ابطحی و عباس عبدی با هم ارتباط داشتند. یعنی آقایی که اطلاعات هستهای ما را داشت با ایشان ارتباط داشتند. اما من نگفتم که آقای ابطحی این حرفها را به کسی زده است .»
در آن لحظه من امكان ديدن سايت مذكور را نداشتم، اما وقتي با يكي از دستاندركاران پرونده تماس گرفتم و گلايه كردم، گفت احتمال نميدهد كه وي چنين چيزي را گفته باشد. قرار شد پيگيري كند، بعداً با برخي ديگر از افراد تماس گرفتم و سايت را هم ديدم معلوم شد كه اتهامزننده برادر آقاي حسين طائب به نام مهدي طائب از روحانيون قم است و چندان اطلاعی هم از امور اینچنینی ندارد. با آقاي ابطحي تماس گرفتم كه قضيه چيست، او هم گفت كه چند ماه پيش اين حرف را زده بود كه من اعتراض كردم و جمله آخر نقل شده در متن را براي اصلاح صحبت قبلی اش گفته است. گفتم چرا شكايت نكردي كه پاسخ او هم قابل انتظار بود. قبل از آن نیز پاسخي را در 6 بند براي سايت تابناك فرستادم كه تا لحظه كنوني منتشر نشده است. در تماس های بعدی قرار شد با آقای مهدی طائب تماس بگیرند و غلط بودن اتهامات را متذکر شوند تا به نحو مناسبی اصلاح کند از آنجا که این روش را بهتر می دانستم انتشار پاسخ زیر را سه روز به تاخیر انداختم و تاكنون که اقدامی انجام نشده است اجمالا اشارهاي به نكات مطرح شده ميكنم.
1ـ در سراسر پرونده بنده كه براي مهم جلوه دادن آن را به چند صد صفحه رساندند و حتي دو حكم صادره آن بيش از دويست صفحه است، فكر نميكنم حتي يك بار هم كلمه موشك آمده باشد. اگر ايشان دسترسي به حكم دارند آن را منتشر كنند، در غير اين صورت اجازه انتشار آن را از مقامات قضايي بگيرند من خودم موارد را منتشر خواهم كرد.
2ـ به ياد دارم كه در پرونده كلمه پايلوت را (كه نوعي روش تحقيق تجربي است) به خلبان ترجمه كرده بودند!! و در دادگاه مطرح با این ترجمه مطرح کردند كه نشان از بيدقتي و عجله قاضي پرونده داشت و موجب سخره گرديد. لذا فكر كردم كه نكند كلمه انگليسي ديگري بوده كه ايشان به اشتباه به موشك دوربرد ترجمه كرده باشد، اما به اين نتيجه رسيدم كه چنين چيزي هم نبوده است و بعید است که اصولا اجازه داشته باشد که پرونده را ببیند.
3ـ بنده در دوران مسئوليت آقاي ابطحي هيچ ارتباطي با ايشان نداشتهام، ممكن است حداكثر 3 يا 4 بار در محيطهاي عمومي يكديگر را ديده باشيم. حال چگونه بنده را به آقاي ابطحي وصل كردهاند خدا ميداند.
4ـ بازداشت من در رابطه با نظرسنجي بود و هيچ ربطي به اين مسايل نداشت و در پرونده هم مطلقاً چنين چيزهايي نبوده، و اگر اين ادعا درست است، چرا همان موقع بازداشت من آقاي ابطحي را احضار يا بازداشت نكردند؟
5ـ واقعيت اين است كه اگر دستگاه قضايي در شرايطي بود كه به اينگونه اتهامات واهي و بيپايه، کاملا بيطرفانه رسيدگي ميكرد، در اين صورت شاهد چنين اظهاراتي نبوديم. متأسفانه بنده تبعه آمريكا و فرانسه نيستم تا مورد لطف مقامات قرار گيرم، و رييس دولت همچنان كه از همسر آقاي ساركوزي دفاع كرد و مدير كيهان را مستحق مجازات دانست، از بنده نيز به عنوان يك شهروند دفاع كند، اما چندان هم نگران نبايد بود، زيرا عليه شهروندان بيگناه آن قدر اتهامهاي بيپايه زدهاند كه اگر فرداي روزگار كسي هم واقعاً مرتكب جرمي يا جاسوسي شود و صريحاً هم اعلام كند كه چنين كرده است، كسي باور نخواهد كرد.
6ـ به حجتالاسلام آقاي مهدي طائب بايد متذكر شوم كه نگراني اصلي بنده از بيان چنين اتهامات واهي عليه خودم در نشريات و سايتها نيست. ضمن اينكه داشتن و نداشتن موشك اعم از دوربرد و نزديكبرد را هم براي حفظ ثبات و امنيت يك كشور لازم و كافي نميدانم. قدرت انفجاري موشكهايي كه مورد نظر شماست در برابر موشكهاي اتمي و فوق پيشرفته اتحاد جماهير شوروي چيزي شبيه اسباببازي است، اما روزي كه حيات شوروي به علت اشباع دروغ و ظلم و ستم سر آمد، آن موشكها هم نتوانست آنها را از فروپاشي نجات دهد. نه تنها نتوانست، بلكه اين موشكها پس از فروپاشي، وبال گردن رژيم روسيه شد. امروز هم موشكهاي كرهشمالي از نوع اتمي است و فاصلهاش با ژاپن فقط يك درياي كوچك است، اما شاهد آنیم که سالانه بايد هزاران نفر از مردم آن از گرسنگي بميرند و تنها فرد چاق و چله آن حكومت، رييس جمهور مادامالعمر آن است و بقيه مردم گويي كه رژيم سخت (البته از نوع غذايي) گرفتهاند. بنابراين هيچ فرد آگاهی به آنچه كه در ذهن شما مهم تلقی می شود، اهميت اصلي را نميدهد. اما آمريكاييها اگر از موشكهاي ايران اطلاعي نداشته باشند، حتماً از سخنان آشكار شما مطلع ميشوند. فرض كنيد كه اين اظهارات شما روي ميز مسئول ايران در سازمان اطلاعاتی آمریکا یعنی سيا قرار گيرد، او كه ميداند چه كساني براي آنان جاسوسي ميكنند با ديدن گزارش اظهارات شما، در حاشیه آن چه خواهد نوشت؟ روشن است كه مينويسد، كساني كه عليه شهروندان بيگناه خود آشکارا دروغ ميگويند، قابل اعتماد نيستند و گزارشهاي آنها در زمینه های مورد اختلاف يا هر مورد ديگر فاقد اعتبار خواهد بود.
نكته ديگري كه آقاي طائب بايد بدانند اين است كه كار از جاسوسي موشكي و اين حرفها گذشته است، آنچه كه به حكومت لطمه ميزند در درجه اول رسمی شدن و رواج دروغ است که چون خوره تمامی تاروپود اجتماع را خورده و از درون پوک کرده است و به علت شیوع و آشکار بودن نیازی هم به جاسوسی برای اطلاع از کم و کیف آن نیست. همچنین قضاياي كهريزك و کوی دانشگاه است که حیثیت ها را برباد می دهد و نه اطلاع از موشك و هواپيما.
اميدوارم تاریخ برای ما تکرار نشود. موشکهای عراق نتوانست مانع بروز وضعیت فعلی آن شود و تمام موشکهای آن (بالاتر از برد 150 کیلومتر) قبلا به دست خودشان اوراق شده بود و سوخت آن برای پختن دیزی و جوش آوردن کتری چای در دخمه ای استفاده شد که بهتر است نشانی اش را ندهم. در باره استفاده از مواد منفجره و آهن قراضه های موشک های اوراقی اجازه دهید فعلا حرفی نزنم.
اگر آقای طائب با علم به کذب بودن، این اتهامات را وارد کرده اند در این صورت حرفی نیست حتما دلائل لازم برای قانع کردن خود جهت ایراد چنین اتهاماتی دروغی را دارند، ولی اگر چنین نبوده و تصور می کرده اند که این اتهامات واقعی است در این صورت پیشتهاد می کنم با دست اندرکاران پرونده و اخوی خود که در دسترس هستند تماس بگیرند و سپس اگر شجاعت سیاسی یا ترس از آخرتی بود از همان طریق گفته های خود را اصلاح کنند.
نكته پاياني اينكه نشريات و سايتهايي كه اينگونه اتهامات واهي را منتشر ميكنند آيا شهامت آن را دارد كه مواردي ده برابر رقيقتر از اين اتهامات را عليه افراد صاحب قدرت منتشر كنند؟ اگر بلي، اشكالي ندارد بنابه اصل آزادي مطبوعات، آنها را چاپ كنيد، اما اگر نميتوانيد كه قطعاً نميتوانيد، حتي اتهامات واقعي عليه آنان را هم نميتوانيد، منتشر كنيد، پس بهتر است اندكي به وجدان خود مراجعه كنيد، شايد گوشهاي از وجدانتان بيدار و تغييري در خطمشي شما ايجاد كند.
عباس عبدي ـ30/6/1389














زنده باد عبدی!!! می بینم روزی رو که امثال طائب ها چجوری حساب پس می دن!!!!
درود بر شما
اصلا نگرانی به خودتون راه ندهید آقای عبدی،گوش ما از این حرفا پره و ما بیشتر با شنیدن این حرفا میخندیم!!
جناب آقای عبدی
نیک اندیشیدم، در باب سخنان طائب و در باب تذکر شما برای ترس از قیامت. بیتی خطور کرد که شایسته یادآوری است
اشک بر چشم، توبه بر لب، دل پر از شوق گناه // معصیت را خنده می آید بر استغفار ما
جناب طائب روزگاری است که از دروغ کاخی ساخته به ارزش پایمال کردن آبروی گلگون کفنان میهن. متاسفم بگم که بوی معنی داری از این گفته ها به مشام می رسه. باید کم کم خود را برای رفتن به دار الحریین اوین اماده کنی. اوین حالا نمایشگاه فرزندان آزاده ایرانه.
سفر خوش
كسي براي حرفاي اين گروه بيمار تره هم خرد نميكنه!
نوشته جالبي بود.
جناب عبدی ما از شما حمایت می کنیم.
شما خوبان برای ما جوانان سبز افرادی متشخص هستید.
این آقایون چنین ادعاهای مسخره ای می کنند، در حالی که خودشون 100 تا گند کاری کردند در زندان ها و همان جریان 18 تیر و …
من به عنوان یک جوان سبز، صحبت های امثال طائب رو یک توهم و در عین حال آخرت فروشی می دانم.
درود به شما جناب عباس عبدی.
معضلات بعدازانتخابات جامعه را سرطانی بدخیم کرد و باعث شد نسلها طول بکشد تا حقیقت بتواند جامعه سرطانی را درمان کند. مسئله دوم از دست رفتن مشروعیت نظام بود که از ابتدا از سرطان خوشخیم تضاد دررنج بود.از بعد آکادمیک انتظاراست گفتگو های مثبتی شروع شود که چه باید کرد. بلاخره این مرحله هم درعقل تاریخ خواهد ماند ولی آینده سرطانی قابل تصور نیست.
آقاي عبدي بهر حال شما هم روزي بايد حساب همکاريتان با آقايان در سرکوب بخشي از حامعه را در دوران طلايي را پس دهيد
مطمئن باشيد آن روز دير نيست
خیلی خوشگل نوشته اید .متشکرم
چه عجب جناب عبدی به حرف آمد
مبارک است و زنده باد آزاد اندیشی
مملکت شده سراسر دروغ.کی به حرفهای طائب اعتماد میکنه؟اینها برای همون بسیجی نماها مصرف داره.
کاشکی هر روز یک نفر علیه عبدی بنویسه و بگه تا عبدی هم هر روز یک جواب بده . این جوری عبدی هم خواسته یا نا خواسته همراه جنبش خواهد بود :)
—————–
امیدوارم آقای عبدی این پیام بنده را حمل بر توهین نکند . ما فراموش نکرده ایم که بر سر ایشان دور از « وصال » یاران چه آوردند و فراموش نکرده ایم هزینه هایی که او برای اصلاحات پرداخت و حتی « بی وفایی هایی » که در حق ایشان شد را فراموش نمی کنیم و به خوبی می دانیم با همه ی تبعیض ها « جلای » جامعه ایشان اند نه کسانی که خود را به هر فرصتی « جلا» می دهند .
ما آقا عبدی را فراموش نمی کنیم حتی اگر هنوز هم از ماجرای گروگان گیری در سفارت دفاع کند .
روزگاری از همه ی نازی آبادی ها مجسمه هایی در میدان های شهر خواهیم ساخت تا برای نسل جوان شهامت را معنا کنیم . روزگاری که دور نیست .
فرض کنید که این اظهارات شما روی میز مسئول ایران در سازمان اطلاعاتی آمریکا یعنی سیا قرار گیرد، او که میداند چه کسانی برای آنان جاسوسی میکنند با دیدن گزارش اظهارات شما، در حاشیه آن چه خواهد نوشت؟ روشن است که مینویسد، کسانی که علیه شهروندان بیگناه خود آشکارا دروغ میگویند، قابل اعتماد نیستند و گزارشهای آنها در زمینه های مورد اختلاف یا هر مورد دیگر فاقد اعتبار خواهد بود.