سارا با شیوا برابرتر است!
چکیده :تناقضات رفتاری حاکمیت چنان بالاست که درست هفتهای قبل از آزادی سارا شورد پرچمهای آمریکا در سراسر ایران توسط تظاهرکنندگان روز قدس به آتش کشیده میشود و یک هفته بعد هیات بدرقه با تبعه آمریکایی آزاد شده "بای بای" میکنند و قرار آزادی برای کوهنورد آمریکایی متهم به جاسوسی از قرار آزادی فعالان حقوق بشر در کشورمان نه مساوی بلکه مهمتر و فوری تر است. در کشوری که اگر متهم امکان پرداخت وثیقه را نداشته باشد باید در زندان بماند و هیچ "ضمانتی" هم جوابگو نباشد اما وقتی یک تبعه آمریکایی، نه خانواده و نه دولتش حاضر به پرداخت مبلغ تعیین شده نیستند با هواپیمای خصوصی بدرقه...
جرس: آیدا قجر
سارا شورد آزاد شد.
سارا شورد آزاد شد؟ هواپیمای خصوصی؟ فرش قرمز؟ هیات بدرقه؟ و لابد دست تکان دادن پایانی برای تبعه آمریکایی؛ اما “مرگ بر آمریکا”؟
سارا شورد، تبعه آمریکایی، به اتهام جاسوسی بیش از 13 ماه در ایران بازداشت بود اما روز گذشته پس از یک هفته جنجال رسانهای، آزاد شد.
جنجال رسانهای از وقتی آغاز شد که رامین مهمانپرست، خبر آزادی شورد را با حضور نمایندگان دولتی در هتل استقلال و در روز عید فطر اعلام کرد، اما دولتآبادی، دادستان تهران کمی بعد از انتشار این خبر، صحت این ادعا را تکذیب کرد و تصریح کرد که دلایل و مستندات موجهی برای اتهام جاسوسی این خانم و دو همراه دیگرش وجود دارد و “پرونده در دست بررسی است”.
دو روز بعد، قرار وثیقه 500 میلیون تومانی صادر شد اما خانوادهاش اعلام کردند که توان پرداخت این مبلغ را به دولتی که دختر کوهنوردشان را بازداشت کرده ندارند، در ادامه آمریکا نیز حاضر به پرداخت این مبلغ نشد اما به استناد حرف دادستان تهران “ضمانت”، موجب شد تا بدون دریافت وثیقه، سارا شورد آزاد شود و ایران را به مقصد عمان و بعد وطنش ترک کند.
خبر آزادی همیشه امیدوار کننده است؛ چه ایرانی و چه غیر ایرانی، چه از زندان وطن چه از زندانهای دنیا؛ که آزادی، همان کرامت انسان و حق ذاتی اوست.
اما گویا حق با جرج اورول، نويسنده داستان “قلعه حيوانات” است که “همه با هم برابرند ولی بعضی ها با هم برابرترند”!
تناقضات رفتاری حاکمیت چنان بالاست که درست هفتهای قبل از آزادی سارا شورد پرچمهای آمریکا در سراسر ایران توسط تظاهرکنندگان روز قدس به آتش کشیده میشود و یک هفته بعد هیات بدرقه با تبعه آمریکایی آزاد شده “بای بای” میکنند و قرار آزادی برای کوهنورد آمریکایی متهم به جاسوسی از قرار آزادی فعالان حقوق بشر در کشورمان نه مساوی بلکه مهمتر و فوری تر است.
در کشوری که اگر متهم امکان پرداخت وثیقه را نداشته باشد باید در زندان بماند و هیچ “ضمانتی” هم جوابگو نباشد اما وقتی یک تبعه آمریکایی، نه خانواده و نه دولتش حاضر به پرداخت مبلغ تعیین شده نیستند با هواپیمای خصوصی بدرقه میشود.
ممکن است پاسخ حاکمیت در قبال این پرسش این باشد که ما با دولت و سیاستهای آمریکا مشکل داریم نه با مردمش.
آن وقت سوال من این می شود که تعدادی از همان مردمی که شما با آنها مشکل ندارید بر خلاف میل دولتی که با آن مشکل دارید قرآن سوزانده اند؛ چرا امروز کفنپوشان همیشه آماده و همیشه در صحنه شما علیه آن چند شهروند آمریکایی به خیابانها آمدهاند یا در حال برنامه ریزی برای بر سر کوفتناند؟
مگر نه آنکه دولت آمریکا از رئیسجمهور تا وزیر امور خارجه، قرآن سوزی و بیاحترامی به دین دیگر را تقبیح کردند؟
پس مسئله نه دولت آمریکاست نه مردم آمریکا، نه اتهام جاسوسی مهم است نه فعالیت حقوق بشری، نه سوزاندن قرآن و نه مخالفت با آن، نه سارا مهم است نه شیوا…
آنجا که “در بوق و کرنا کردن قرآن سوزی” که دوست و دشمن، همه محکومش کرده اند، به نفع وحدت اسلام طالبانی در سراسر جهان است و جبهه شما علیه غرب را محکم می کند نگرانی برای “دامن زدن به نفرت از قرآن” چه اهمیتی دارد؟
آنجا که ویترین بینالمللی، بدرقه خانم آمریکایی با هواپیمای خصوصی، تشکر او از احمدینژاد در فرودگاه ایران و وجود منشور کوروش در سرزمینی مدعی حقوق بشر در دستور کار دولت قرار می گیرد حقوق انسانی شیوا، کوهیار، سهراب، ندا، محرم، امیر، بهمن و صدها اسم دیگر چه اهمیتی دارند؟
آنجا که گروگانگیری میکنند تا صندوق ذخیره ارزی خالی شده توسط این کابینه را دوباره پر کنند و برای بدرقه دستتکان میدهند دیگر چه اهمیتی دارد که ما عزیزانمان را بر تابوتی از بغض و حیرت، بیآنکه کسی برای بدرقه آمده باشد به خاک سپرده ایم.
آنجا که فرش قرمز پهن می کنند و از هتلها و همایشهای شان با هزار عکاس و خبرنگار “جاسوسان” را به وطن می فرستند، دیگر چه اهمیتی دارد که ما خواهر و برادرهایمان را از خیابانهای تهران بر فرشی از خاک به وطن حقیقی و آغوش حق فرستاده ایم.
کلوتید ریس و سارا شورد شاید اسامی متفاوتی داشته باشند و برای دولتمردان ما “برابرتر” باشند اما آنها در کشور خودشان فرقی با خواهرها و برادرهای ما ندارند. جرم برادر و خواهر من چیست؟ فعال حقوق بشر و روزنامهنگار و اعتراض؟ یا ایرانی بودن و افتخار شهروندی آمریکا را نداشتن؟!
بگذریم؛ ما آزادی هر دو را جشن می گیریم حتی اگر شما آزادی شیوا را برای بستن دهان ما پس از بدرقه باشکوه سارا صدقه داده باشید… اما نمی گذاریم سارا با شیوا برابرتر باشد؛ مطمئن باشید!














salam be aghayane modaee sedaghat edalat ba barabary
aghayani ke hata be shoarhayeshan ham eteghady nadarand va az shedate tars va kasbe mashroeyat dast be har kary mizanad
rasty che tafavoty beyne in zendany ba sayere zendaniha ast
eishan ke motaham be jasossy bodand va sayerin faghat be khatere hozor dar yek rahpeymaee sade va ya barkhi be khatere eteraz be kasi ke teghad darand be melat tphin karde dar daneshgah tajamo kardand va lan mahast ke na madareshan va kasi ra dideh and taze tahdidi ham shodand va be anvao aghsame amraz ham mobtala na haghe pyade ravye rozane va havakhory va na pezeshke makhsoso va na …pas in edalat koja rafte vaghean kapitolasion mnaish chye?aslan hast ya na?begzarim ke ma be shakhse aslan motaghed be zendani hsodane hich bee gonahi nistim khah irani va ya khareji ama soale bozorg dar zehen ma daneshjoyane khaje nasir in ast ke baba agar eishan jasoso bodeh chera azad shodeh va gar nabodeh chera in hame modat ba negah dashtanesh baraye elat hazizeh sakhtid?agar marg bar amrikaee ke migid be an eteghad darid va az sare kasbe manafe baraye khod nistid va zaher sazi nist ta an teorye marofe eijade bohran baraye hayat dorost pendashte shavad chera eishan ra ba badraghe moavene raeis jomhor ferstaadid an ham yek jasoso ra ra be ghole khodetan?chera vasighe eishan ra be yek zemanat name banki tabdil kardidi baraye digar zendaniha irani ham in kar ra kardidi?ta anja ke ma midanim parvazhaye khareji az forodgahe emam ast am eishan z mehra bad an ham salon tashrifat feretade shodand chera?
vaghean ke ma mafhom edalat barabary az beyn raftane kapitolasyon va ya hata shoare marg bar amrika va ya eteghade shoma ra ne an danestim mardom ra be yek kodake bee khabar engashtid
ashkam ra dar avardid.che ruzgare badi…cheghadr ria..cheghadr tazahor..cheghartanaghoz…va che eslami baraye jahanian!!!!.
…
من هيچ وقت طرفدار جنبش سبز نبودام ، ولي اين بي عدالتي كه دولت هم داره نسبت به جنبش سبز مي كنه واقعا مظهر يك ديكتاتوريست . كاش در جامعه اي زندگي مي كرديم كه همه مي تونستيم صداي هم رو بشنو يم و به حرفهاي هم فكر كنيم .نه اينكه صداي يك گروه رو به شكل خاصي خاموش كنند. من مطمئن هستم روزي اين جنبش سبز در صدر تمام امور كشور قرار ميگيره . چون حقيقت جنبش سبز حقيقت بدنه جامعه است .
من اين متن را انقدر خواندنم تا حفظ شدم، ولي چه فايده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به نام خدا
سلام
این شبیه سریالهای غربیه ؟! عنوان “بازگشت لولو”
خیلی عالی بود. آفرین! حرف دل همه ما ملت مظلوم و آزادیخواه و سبز ایران همین است. “برابری نه برابرتری!!”
ایدا جان!مانند همیشه سنجیده و پر از نکته و زیبا!
باميد روزي كه اين ملت فريب اين روباههاي مكار را نخورند
اینبار دیگه بساط ظلم را باید در هم پیچید راهش اشغال مراکز بسیج و مسلح شدن مردم است یا مرگ یا پیروزی
مرگ بهتر از این زندگی است
درود به جنبش سبز
این دولت کودتا احتمالا شین باوئر و جای جک باوئر اشتباه گرفتند.
اندکی صبر سحر نزدیک است.