hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی...

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

چکیده : برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام میدارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهی اند.


کلمه: محمد نوری زاد جهادگر و مستند ساز آزاده که بیش از ۱۲۰ روز است که به علت چند نامه انتقادی و دلسوزانه و نیز انتقاد از ریس قوه قضاییه در زندان به سر می برد در نامه ای مشفقانه از زندان اوین دغدغه های خود را برای نظام و انقلاب و کشور با رهبر انقلاب در میان گذاشته است.

متن نامه که در اختیار”کلمه” قرار گرفته است به شرح زیر است:

به نام خالق آزادی

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم. شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمه ی این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام که اگر قرار باشد تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیه ی شما بسیار شدنی تر و پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک و از نزدیک مرا می شناسید.

در این ماه های زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار کوتاهی که فقط یک بار، گذرا، با خانواده ی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب من آقای مهندس موسوی و حجج اسلام خاتمی و کروبی با خانواده ی من دیدار کرده اند. نمی دانم چرا، اما بسیار دوست می داشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونی اش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میدان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بی سواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطه ی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمی شود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.

رهبر گرامی، چشم انتظاری خانواده ی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نماینده ی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند. اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنه ای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افق های گمشده ی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماه ها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنه ای، به خدای خامنه ای پناه می برم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز! چرا که دانستم شما از محاصره ی آدم های جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید. من می خواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشه ی من آگاه بودند. همین آقای حسین محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربه الی الله از شما میترسم. ترس او، از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان درافتاده به آشنا سخن گفتم.

اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه می نویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که: شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمی بینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچ گاه قابل استناد نبوده و نیست. امروز شما بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونه ی چه کنم های بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگی اش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده. نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان می دهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم می شدید. اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره ببرید.

رهبر گرامی، می دانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانه ی کسانی که شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید. جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همه ی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما می نوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونه ی امتحان به در می برد. امتحانی که در این سی سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام می کنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحه ای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه می خواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور می کنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه می خواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعه ی خویش اشاره کنم.

رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!

برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام می دارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهی اند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت میکند. خدایی که دست خود و دست مردم را در دست شما می نهد. یاعلی!

فرزند شما: محمد نوری زاد. اوین بند۲۴۰- سلول۵۷

  • ناشناس

    جالب بود….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱:۵۵ ب.ظ  

  • f

    آفرین به این نامه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱:۵۷ ب.ظ  

  • طفلان سبز

    بهتر است نظر سنجی در رابطه با این نامه ها وراههای اعتراض مدنی بگذارید وبهترین شعار وراه را برگزینید. وکمی هماهنگ تر پیش بروید زنده باد جنبش سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۰۶ ب.ظ  

  • مهدی

    به خدا حرف دل مارو زدید ما کشورمون انقلاب ورهبرمون رو دوست داریم ولی نه این حکومت و دولت رو اگه رهبری کاری نکنه شایدد یگه اونم…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۱۲ ب.ظ  

  • ناشناس

    ای کاش شخصیتهای دیگر هم نامه ای به رهبری ومراجع مینوشتند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۱۵ ب.ظ  

  • ناشناس

    خداوند به آقای نوری زاد و دیگر زندانیان به ناحق دربند صبر و اجر عظیم دهد. برای آزادی همه آنها صلوات

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۱۹ ب.ظ  

  • هومان

    عالی بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۱۹ ب.ظ  

  • علی علوی

    جمع صورت با چنین معنی ژرف/برنیاید جز ز سلطان شگرف. آفرین بر این قلم توانا و فصیح که از ذهن و ضمیری منصف و بصیر تراویده. تبریک به مادری که او را زاییده و در دامان خویش تربیت نموده. مایه فخر و مباهات است شجاعت چنین رادمردانی در عرصه قلم و اندیشه. خدایا بر طول عمر و توفیقاتش بیفزا. او را روز به روز عزیزتر بگردان. لسان مشفق و ناصح او را در مخاطب عالی‌مقدار و گرانقدرش، که مورد علاقه همگان است، کارگر بفرما. ای خدای بزرگ! حال این ملت را که از نعمت چنین فحول و پهلوانانی برخوردار است، بهترین حال بگردان. ای پروردگار بزرگ! همه اهل هنر و قلم و فکر و فرهنگ را چنین شهامتی در اظهار حق و استقامت بر آن اعطا بفرما. بار الها! رهبر گرانمایه انقلاب اسلامی، جناب مستطاب، حضرت آیت الله آقای حاج سید علی خامنه‌ای دام ظله العالی را تا ظهور منوب عنهش، وجود مبارک حضرت ولی عصر ارواح من سواه فداه از گزند هر آسیب و خطری مصون و محفوظ بدار. عاقبت امر همه بشریت را به خیر و صلاح و فلاح رهنمون باش. آمین یا ربّ العالمین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۲۱ ب.ظ  

  • ناشناس

    حرف حق را باید پذیرفت هر قدر که تلخ باشد. البته پذیرفتن آن کار هر کسی نیست.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۲۶ ب.ظ  

  • اسلام رحمانی

    این نامه نشان می دهد که شاید بتوان جسم را برای مدتی به بند کشید، اما هرگز نمی‌توان اندیشه را اسیر کرد.
    درود بر آزاد مردان و زنان جنبش سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۲۹ ب.ظ  

  • شهروند سبز

    بی نظیر بود. حقا که ادب مرد به زدولت اوست. از جنبش سبز جز این نیز انتظار نمی رود. شجاعت در عین ادب. شرم باد هر که را که خیرخواهی نویسندۀ این نامه را نبیند و نفهمد. ولی خداوند خود نوری زاد عزیز را در پناه خود دارد که خدا می داند تنگ نظران پس از این نامه بر او بسیار بیش از گذشته سخت خواهند گرفت.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۳۳ ب.ظ  

  • زهرا

    درود بر محمد نوری‌زاد. درود بر شرف و شجاعت‌اش.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۳۳ ب.ظ  

  • ناشناس

    احسنت به تواضع این مرد شریف

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۳۵ ب.ظ  

  • ناشناس

    :((((((((((((((((((((((((

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۳۸ ب.ظ  

  • هموطن سبز

    بی صداتر ز سکوتیم ولی گاه خروش/ نعره ی ما ست که در گوش شما می ماند
    بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ی ما / مرد با هر چه ستم هر چه بلا می ماند
    « سال صبر و استقامت »

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۳۸ ب.ظ  

  • ناشناس

    …که خدا شما و ما را کفایت میکند…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۴۴ ب.ظ  

  • ناشناس

    farda agar hokme tabid nadhand chance kheili darad khoda vand ba saberin hast

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۴۵ ب.ظ  

  • ونوس

    آقای نوریزاد مثل اینکه هنوز نمیدونه چه خبره؟؟ دلیل نوشتن این نامه چی بوده؟؟!!! اگر اوضاع با نامه نگاری قرار بود درست بشه تا حالا با این همه نامه هایی که بین افراد مختلف رد و بدل شده باید این مملکت بهشت میشد. ولی میبینیم که هر روز جهنم تر از دیروز. آقای نوریزاد بعضی وقتها فکر میکنم باید شما در زندان باشید تا بفهمید اشکال کار از کجاست.
    این قسمت از نامه ایشون خیلی جالبه ” رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند. ” یعنی میخواید بگید که رهبری هییییییییچ تقصیری نداره و تمام این جنایات به این خاطر بوده که اطلاعات نادرست به رهبر میدن؟؟؟ یعنی رهبر خودش باید دست روی دست بذاره بشینه منتظر تا اطرافیانش بهش خبر بدن؟ این حرفها دقیقا مثل جفنگیات خانواده شاه هست بعد از اینکه از ایران فرار کردن. که ما گناهی نداشتیم تقصیر از هویدا بود که اطلاعات غلط به ما میداد!! رهبر به امام خمینی میگن که با اون سن و سالش و با بیماریش از تمام اخبار و اتفاقاتی که اطرافش میگذشت آگاه بود. منتظر ارسال اخبار از اینور و اونور نمیشد.

    کلمه صد در صد اطمینان دارم که تأییدش نمیکنید. فقط گفتم که خودتون بخونید. بفهمید مردم دلشون از کجا پره. چون شما هیچ وقت احساسات واقعی مردم رو منعکس نمیکنید فقط تعریف و تمجیدها رو به طور کامل و بدون قیچی درج میکنید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۴۷ ب.ظ  

  • سبز

    درود بر نوری زاد این نامه به طور حتم در تاریخ ثبت میشود.امیدوارم اقای نوری زاد رو به خاطر این نامه به اعدام محکوم نکنند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۴۹ ب.ظ  

  • امید

    کاش این نامه ها به مقصد میرسید و ……..

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۵۸ ب.ظ  

  • صدرا

    زنده باد سر سبز محمد نوری زاد که شفاف و بدون پرده پوشی خواستهای مشفقانه ی ما را با رهبر جمهوری اسلامی در میان گذاشت، هر چند هیچ افقی روشنی از توجه به این نامه ی دلسوزانه وجود ندارد اما دست کم برای ثبت در تاریخ خوب است. زند ه باد زنده باد نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۲:۵۸ ب.ظ  

  • بسیجی اما سبز

    کلام و عملت روح تازه ای بود در ذره ذره وجود ما
    خرداد امسال به اندیشه تو جامه عمل می پوشانیم ای ابوذر
    سلام خدا و معصومین بر روح عزتمند تو

    وعده جنبش سبز ۲۲ تا ۲۵ خرداد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۰۰ ب.ظ  

  • یار سبز

    نامه ماندگار و فوق العاده ای است. هر چه به سالگرد روزهای شکوهمند و سبز خرداد نزدیک تر می شویم به طرز باور نکردنی امید به سربراوردن جوانه های آزادی بیشتر در من می روید. این روزها مردم با تن پوشهای سبز می گویند نوری زاد های پاک و بی آلایش تنها نیستند!
    زنده باد جنبش سبز و رهبران فداکار و هوشمندش

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۰۱ ب.ظ  

  • ساقی

    از درود و احسنت فرستادن ها و تعریف و تمجید های بی خود خوشم نمیاد چون لایق بزرگ مردی مانند نوریزاد نیست. فقط می گم سعی می کنم ازشون درس بگیرم. از شجاعت و ایمان قوی شون.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۰۷ ب.ظ  

  • سبز حسینی

    خدا حفظ کنه این مرد مصلح رو که در شرایطی که بدترین ظلمها و تحقیرها نسبت به این مرد و خانواده گرامیشان رفته باز اینگونه نجیبانه حرف حق را تکرار میکند.خدا ایشان را و تمامی دربندان را از همانهایی که در نامه اش نام برد که نه دین دارند و نه شرافت انسانی حفظ کنه.کسانی که انسانها را تنها به جرم انتقاد شفیقانه همچون شیء و موجودی بدون حق به گوشه زندانهای انفرادی میفرستند و با بازجوییهای وحشیانه و تحقیرآمیز به خیال خود تحقیرشان میکنند.آیا این است رسم مسلمانی؟؟؟ اگر دین ندارند حداقل آزاده باشند.انسانهایی همچون نوریزاد همچون بهشتی همچون عرب مازار و … انسانهایی مصلح با روحی بزرگ هستند و بزرگ هم میمانند.اینها نعمتهایی هستند که آخرین هشدارها را به آنانی که نمیخواهند بشنوند گوشزد میکنند.زمان قضاوت کننده خوبی است.کاش تا دیر نشده این صداهای مصلح از حلقه محاصره کنندگان و تلقین کننده گان دروغ و تملق بگذرد و به گوش آن کسی که باید بشنود برسد.صداها و نواهایی از جنس گفته های سبز کروبی و خاتمی و..میرحسین موسوی.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۱۵ ب.ظ  

  • ali

    افرین به این شجاعت و قلم زیبا.جنبش سبز همچین شخصییتهای دارد که همچنان سر سبز است.به اقای (حیف از اقا)سردار قاسمی بگویید این نامه را بخوان و از خجالت و غصه بمیر…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۲۰ ب.ظ  

  • amir

    نوری زاد تو یک قهرمانی. کار را تمام کردی. تمام حرف ملت دردمند ایران را خلاصه کردی در این نامهٔ بزرگت. وقتی‌ گفتی‌ که “ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما علاقه مندیم” و یا وقتی‌ که هشدار دادی از انفجار این دیگ جوشان. مسلم این است که این دیگ جوشان منفجر خواهد شد و این آتش زیر خاکستر شعله ور خواهد شد اگر آنها که میتوانند کاری بکنند، و به وظیفهٔ دینی خویش عمل کنند، ساکت بنشینند. درود بر تو که ثابت کردی این ایران است که در رگهای تو جاریست.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۲۰ ب.ظ  

  • ahmad

    خدا حفظش کنه از تمامی خطرات.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۲۵ ب.ظ  

  • Dalghak.Irani

    محمد نوری زاد درحال عبور از خود وتبدیل شدن به ملت است. من براطاعتم از رهبری او جانفشانم. حسم می گوید که نوریزاد ایران را به امید خواهد افراشت. اورا دوست دارم وبه او اعتقاد وتعصب دارم. از خوشحالی گریه می کنم. یا…هو

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۲۹ ب.ظ  

  • hamed

    eyvakl shoja delllll

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۳۶ ب.ظ  

  • reza

    afarin be in ensane azadeh

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۳۹ ب.ظ  

  • علی از قم

    چه زیبا نوشتی ایا واقعا میشد همه مقامات و مسئولین ما اینگونه فکر میکردنند و من فکر نکنم گوش شنوای باشد برادرم یا پدرم نوری زاد… دوستت دارم خوشا به فرزندانتان که این چنین پدری دارن. به امید آزادی شما و دیگر دوستان در بند . همیشه سبز باشید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۴۲ ب.ظ  

  • سامان

    سلام… خدا خودش حافظ جان آقای نوریزاد باشد حالا باهر نوع از تفکری که خواهدداشت…صداقت کالایی است بس کمیاب

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۴۷ ب.ظ  

  • hasan

    جناب نوریزاد خیلی آقایی که هنوز پس از آنهمه اذیت و آزار، ایشان را با این صفات میخوانی. در این مدت من هر وقت به تو فکر میکردم ، به تو که آنطور طرفدار ایشان بودی ، و این بلاها بر سر خودت و خانوادت آمد ناراحت میشدم، منتظر میمانم ببینم آیا کسی که صدایش زده ای آیا صدایت را میشنود؟ آیا جوابت را میدهد، من میگویم نه بهتر است فقط خدا را صدا بزنی، گوشهایشان را گرفتند، آیا در حکومت علی که اینقدر دام از ان میزنند هم اینگونه بود؟؟؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۵۴ ب.ظ  

  • ناشناس

    خیلی مرد بزرگی است

    با این شجاعت برای کشورش و آینده آن می نویسد

    در پناه خدا

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۵۸ ب.ظ  

  • رضا ایرانی

    درود بر حق گویان
    درود بر نوری زاد ، آزاده ی به ظاهر در بند
    الملک یبقی مع الکفر
    ولایبقی مع الظلم
    الیس صبح بقریب!
    اندکی صبر، سحر نزدیک است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۳:۵۸ ب.ظ  

  • سعید

    درود یر این مرد شجاع. فقط امیدوارم که به سرنوشت سیرجانی دچار نشه! کاش بسیجی هایی که هنور می فهمند با دیدن این نامه برای یک لحظه کوتاه فکر کنند. فقط همین!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۱۲ ب.ظ  

  • محمد

    این نامه هیچ گاه به دست آقای خامنه ای نخواهد رسید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۱۶ ب.ظ  

  • مانی

    درود به استاد ارجمند اقای نوری زاد
    فوق العاده بود. تمام نکات این نامه رو باید اکثریت تایید کنند. واقعا ما هم به این موضوع امیدواریم که روزی رهبر کشور ایت الله خامنه ای بیان و فقط برای یک بار هم که شده حرف منتقدان خودشون رو هم گوش نهند. احتمال دهد که ما درست میگوییم. واقعا این احتمال هیچ هزینه ای ندارد. … ما هنوز به این امیدواریم که یک اشتی ملی دوباره در جمهوری اسلامی به وجود بیاد. لج و لجبازی کنار گذاشته شود. افراد افراطی فقط به فکر پست و مقام هستند. به فکر نظام مقدس جمهوری اسلامی نیستند. ما می توانیم دوباره رهبر این کشور را در دنیا سربلند نگه داریم. ما می توانیم به دنیا ثابت کنیم که کشور ایران شاید روزی مشکلات زیادی داشت, ولی با همت ملت سبز تمام این مشکلات رفع شده است و حالا گامی بلند برای پیشرفت و عدالت برداشتیم. بیاییم به اون خارج نشینان ثابت کنیم که ملت سبز ایران فقط به فکر کشورشون یعنی نظام جمهوری اسلامی نظامی که خمینی کبیر بنیان گذارش بود, هستند. اقای خامنه ای شما اگر برای یک قشر محبوبیت دارید ولی بخدا برای قشر وسیعی شاید محبوبیت نداشته باشید. نمیگویم که محبوبیت که نداریم هیچ خدایی نکره منفور هستید , نه اصلا منظور من این نیست. اقای ایت الله خامنه ای , ملت ایران از شما دلخور هستند. از اینکه شما فقط به حرف عده ای گوش میدهید دلخور هستند. از اینکه شما نمیایید رودرو ملت ایران و ببینید دردشون چیه. اقای نوری زاد واقعا بی گناه هستند. نه تنها اقای نوری زاد بلکه تمام زندانیان سیاسی بی گناه هستند. این ها هیچ قصدی برای براندازی نظام را نداشتند. این ها فقط از اگاهی سیاسی خود تمام استفاده را برای چند ماه قبل و بعد از انتخابات به کار بردند. منظور از اگاهی سیاسی یعنی اینکه اون چیزی که در طبیعت سیاست وجود دارد , ان ها با تمام کمال خواستند انجام دهند. اون طبیعت در سیاست یعنی دفاع از ازادی . یعنی برقراری عدالت . اقای نوری زاد هیچ گناهی مرتکب نشدند.

    زنده باد مردم همیشه ازده , اقای محمد نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۲۵ ب.ظ  

  • سید

    کاش این نامه ها به دست مخاطب می رسید. من که بعید می دانم

    درود بر صبر و استقامت نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۲۶ ب.ظ  

  • حسین

    واقعا باید به شجاعت این مرد آفرین گفت که در زندان و با وجود این همه فشار و احتمال محکومیت شدیدتر باز هم دست از نظرات و عقاید خود برنمیدارد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۳۳ ب.ظ  

  • مهران

    احسنت!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۳۸ ب.ظ  

  • رند عالم سوز

    به یاد مرحوم سعیدی سیرجانی افتادم و … الله اکبر از شجاعت و مردانگی اقای محمد نوری زاد. خدا به فریاد دل ایشان رسد…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۵۶ ب.ظ  

  • احمد

    به این می گن مبارز واقعی.
    درود به شجاعت و صداقتش

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۵۷ ب.ظ  

  • یار سبز

    زنده باشی محمدجان عزیز علی یارویاورت باشه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۴:۵۹ ب.ظ  

  • محمد علامه

    آقا !
    این دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی
    درود بر خمینی سلام بر شهیدان
    درود بر جانبازان و آزادگان

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۰۳ ب.ظ  

  • ع.ک

    آقای نوری زاد عزیز!
    زمانی می شد با حتی یک عذرخواهی ساده در سال های پیش و پارسال و سالیانی که سن ما نمی رسه به گونه ای دیگه رفتار کرد.
    باعث تاسفه که در کشورهای غیر اسلامی! مسئولان از مردمشون عذرخواهی می کنند و به اعتبار خویش می افزایند.
    اگه کارگری نون نداشته باشه چه غم
    اگه مردی یا زنی خودسوزی کنه کدوم مقام مسئولی ککش می گزه
    اگه زندانی شکنجه بشه و مورد آزار قرار بگیره
    اگه قلبی بشکنه…

    از سایت کلمه هم می خوام در رابطه با روزه سیاسی زندانیان و نحوه انجامش توضیحاتی اگه دارند بدهند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۱۲ ب.ظ  

  • آزاد

    فردا روشن است!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۱۶ ب.ظ  

  • samog

    سلام محمد عزیز.
    نمی دانم بعد از این نامه بازجویان چگونه زندگی را بر شما سخت تر خواهند گرفت. شما با خدا معامله کرده اید. وگرنه در حق این مردم کم نگذاشته اید.
    نوری زاد عزیز، ما هم شما را دوست داریم، ولی به شما افتخار می کنیم.
    از امامان معصوم در بند (ع) آزادی شما و ملت ایران را دعا می کنم.
    با دلی پر از اندوه و ماتم.
    فرزند شما.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۱۷ ب.ظ  

  • mohsen

    i love him. just love him
    in harf haro bayad az zaban e mousavi ham shenid

    khoda negaheshon dare baraye in mardom
    .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۲۲ ب.ظ  

  • ارشیا

    کجاست ابلیس ؟ که بداند در روز ازل چرا می بایست بر آدم سجده کرد.
    چون در میان آدمیان کسانی چون نوری زاد عزیز هستند که ملائک بارها می بایست به احترامش سجده کنند.
    درود بر آزاگانی چون تو

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۲۲ ب.ظ  

  • ناشناس

    …moteasefane haghighat baraye kasani ke taghate shenidane haghighat ro nadarn talkhe

    !!!khoda kone bezaran ke harfat be gooshe aghaye khamenei berese

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۲۶ ب.ظ  

  • علی

    نمی دانم چه بگویم…اشک به پهنای صورتم روان است…گویی این سخنان نوری زاد نیست که این سخنان بند بند وجودم است…وجودی که جمهوری اسلامی را عاشقانه دوست می داشت و می دارد و از آنچه در سال ۸۸ بر آن رفت خار در چشم و استخوان در گلوست…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۳۰ ب.ظ  

  • ناشناس

    جمش کنید دیگه بابا .خستمون کردین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۳۳ ب.ظ  

  • ناشناس

    مثل همیشه عالی بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۳۸ ب.ظ  

  • دلداده

    عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد …
    تک تک شما ها در آینده ای نزدیک به قهرمانان ملی تبدیل خواهید شد .

    ولی قربون خدا برم ببین اینا چجوری از سبز بی رسانه می ترسن …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۳۹ ب.ظ  

  • دل سوخته


    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۴۱ ب.ظ  

  • سال نتیجه

    درود بر این شیرمرد. از دوستم شنیده بودم ۱ نامه نوشته. آفرین. اینجاست که باید گفت: یا لیتنا کنا معک

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۴۲ ب.ظ  

  • عابدینی

    به هر حال حرفی بود از دهانی اما با وجود واژه های زیبا پر بود از خودبینی و تنگ نظری !
    تنگ نظر چون خود و اندیشه های فعلی خود و گروهی که بدان دلبسته را به هر طریق شده اکثریت می بیند هر چند اقلیت باشند.
    دم از اطاعت از رهبری میزند اما میخواهد بر رهبر راهبری کند و بجای تمشیت در مسیری که رهبری می نماید بیراهه را انتخاب و به صراط مستقیم بودن آن اصرار دارد.
    شرایط موجود را رهبری فتنه می داند و با دلیل و منطق راه روشن انقلاب را نشان می دهد اما گروهی که بجای حرکت توفنده پشت سر رهبری برای غلبه بر تهدیدات متوالی دشمنان قسم خورده انقلاب دل به رضایت دشمنان خوش کرده اند .
    هجمه ضدانقلاب را به آرمانهای بزرگ انقلاب جنبش سبز نامیده و از فرصت نارضایتی های معیشتی مردم برای جنجال سازی سوء استفاده میکنند …
    همه اینها را انقلابی درون انقلاب ملت پنداشته و هرگز نمی گوید چرا به قانون تمکین نمی کنند.
    چرا بخاطر اتهام ناروای تقلب که منشاء تمام حوادث گردید از محضر قانون و ملت عذرخواهی نمیکند؟
    ملت بعد از خروشهای میلیونی خود در صحنه عذر تاخیر در پشیمانی اینان را نخواهد پذیرفت و به سرعت رو به اضمحلال در دنیا و عقاب آخرت ÷یش می روند -

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۴۳ ب.ظ  

  • دل سبز

    خوش حالم که جنبش سبز همچین اشخاص شجاعی داره …….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۴۳ ب.ظ  

  • مهدی

    درود بر محمد نوری زاد . صریح ترین و زیبا ترین قلم رو دارند . امیدوارم که روی مخاطب نامه تأثیر بذاره .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۴۶ ب.ظ  

  • بسم رب الشهداء

    بدست رهبر فرزانه اگر میرسید شما در سلول نبودید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۵۴ ب.ظ  

  • سبز سبز

    هنوز هم مردان زنده هستند حتی در زندان

    اندکی صبر سحر نزدیک است …. ۲۲ و ۲۵خرداد سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۵۵ ب.ظ  

  • ali

    سلام

    سلام بر حسین (ع) سلام برحنجره زینب (ص) سلام بر موسی کاظم (ع) سلام بر ائمه معصومین (ع) سلام بر تشیع سلام بر خمینی کبیر (ص)
    سلام بر شهید بهشتی سلام بر باکری سلام بر حاج همت سلام بر کاوه سلام بر ایران زمین سلام بر رهروان راه حق سلام برخون سرخ تشیع سلام بر آزادی و سلام براسیر دربند مانده ، با خواندن این نامه برتنم رعشه ای افتاد وچشمان نم اشک آلود گشت خدایا شکر که فرصت دادی تا نوای آزادی یکی از رهروان راه علی (ع) را از میان زندان روزگار بشنوم وبه ناب آوری تشیع و شیعه بودن را باور کنم ……..
    ودرپایان سلام بر رهبر فرزانه خوش به حال شما که چنین مدافعانی دارید که حتی پس از حبس چنین به صراحت بر ارادت خود به شما پافشاری میکنند اما ازگفتن حقیقت طفره نمی روند حتی جان برکف و محبوس

    سلام برحسین سلام بر نوری زاده ها و سلام برایران سبز

    صداقت در کلماتش موج می زد باشد که نسیم صبح بدمد
    یاحسین ……

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۵۷ ب.ظ  

  • میلاد

    فقط میتونم بگم آفرین بر این همه صبر و استقامت و لطافت

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۵۷ ب.ظ  

  • abdullah

    salaam va dorood bar Nourizad va jonbesh sabz. Dorood ma bar shoma nourizad azadeh .omidvaram in akharin nasayeh ra ishan bepazirand va az in emtehan elahi sarboland va pirooz biroon biayand………

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۵:۵۹ ب.ظ  

  • امیر

    واقعا چه مرد عجیبی هست این نوری زاد

    خدا بهش صبر بده

    یا حسین میر حسین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۰۱ ب.ظ  

  • مریم

    … در نظامی که تمام قدرت در دستان یک فرد بنام رهبر متمرکز است، صحبت از بی خبری و ناآگاهی وی بی مورد و بسیار ساده انگارانه است. بهتر است به این فکر کنیم که چگونه مسئله تمرکز قدرت در این نظام را بدون واهمه نقد کنیم نه اینکه به امید تغییر رفتار رهبری باشیم. …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۰۴ ب.ظ  

  • همراه سبز

    چه بردباری عجیبی دارد این مرد ، اگر من جایش بودم!!!وه که چه دل بزرگی و عقل سلیمی خدا عطا کرده و چه تلاشی در اکتساب چنین شخصیتی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۰۵ ب.ظ  

  • mohammad

    الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. والا پیامدار محمّد! گفتی که یک دیار هرگز به ظلم و جور نمیماند، برپا و استوار، آنگاه تمثیلوار کشیدی عبای وحدت بر سر پاکان روزگار. در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا، دیرینه ای محمد! جا هست بیش و کم آزاده را، که تیغ کشیده است بر ستم. والا پیامدار محمد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۱۳ ب.ظ  

  • سبز واقعی

    دلداده قهرمانان واقعی رااز ٣٠ سال پیش میکشند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۱۴ ب.ظ  

  • سلام

    سلام بر مادرت که چنین فرزندی تربیت کرد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۱۵ ب.ظ  

  • آفرین

    آفرین بر حق گوی شجاع امیدوارم که شنیده شود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۱۸ ب.ظ  

  • ناشناس

    امیدوارم این نامه ها را رهبری ندیده باشد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۲۶ ب.ظ  

  • دوست

    به امید بیداری رهبران فعلی ایران که سریع ترین راه سربلندی همه ملت ایران خواهد بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۴۰ ب.ظ  

  • yaser

    امیدوارم توی زندان به طور مشکوکی سر به نیست نشوند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۴۱ ب.ظ  

  • باران

    ای بابا نوری زاد توی این مملکت نامه را توی صندوق پستی هم بندازی معلوم نیست به مقصد برسه
    برای کی نوشتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۴۴ ب.ظ  

  • ایرانی سبز

    شجاعت اقای نوری زاد را تحسین میکنم ولی معتقدم هر کسی مسئول کار خویش است مخصوصا رهبری که مسئولیت بسیار سنگینی دارند در اینجا باید به حکمت ۲۸۸ نهج البلاغه اشاره کرد که می فرماید:هر گاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند دانش را از او دور سازد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۴۹ ب.ظ  

  • پیروز

    واقعا به جای حر باید این مرد رو ابوذر زمان خطاب کرد! احسنت! واقعا ادبیات این انسان رو با اون سردار بی سواد “قاسمی” مقایسه می کنم می فهمم که حق کیست و باطل چیست!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۴۹ ب.ظ  

  • میر حسین دوستت داریم

    فقط همین یک محمد نوری زاد هم برای نشان دادن دروغ و فساد حاکم بر ایران و بر حق نبودن مقامات و مسئولینی که در برابر جنبش سبز مردمی ایران ایستاده اند، کافی است
    درود بر روح بزرگت ای نوری زاد عزیز که مردانگی و شرف در برابر قامت تو سر خم می کند
    حرف ها ی تو که با قلم هنرمندانه ات به زیبایی بر صفحه ی کاغذ نقش می بندند فریاد دل خسته و افسرده ی ماست

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۶:۵۴ ب.ظ  

  • sadegh

    dorood bar noorizad .. va darood bar shoma baraye enteshare in nameye ghavee … khoda hafez ishan bashad.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۰۰ ب.ظ  

  • ناشناس

    dorood bar in shrmard

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۰۵ ب.ظ  

  • مخلص نوری زاد

    چه می توان در مقابل ازادگی و بزرگی ات گفت . الا انچه خدا در وصف شما و امثال شما می فرماید.

    “من المومنین رجال صدقوا ما عاهدتم الیه ومنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلوتبدیلا”

    زنده باشی دلاور. نامت در تاریخ ایران جاودانه شد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۰۶ ب.ظ  

  • ناشناس

    خدایش بیامرزد که زبان ابوذر در کام داشت!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۰۸ ب.ظ  

  • پویا

    خدا کنه که حرفها که اقای نوری زاد زده راست باشه و فقط مگسان دوره شرینی باشن ؟؟؟؟؟؟؟؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۱۶ ب.ظ  

  • ناشناس

    khodavand bar toofighatat bi afzayad ey seday mazlooman ey farzande rastine omate moghave
    me iran ey azad mard nemidoonam chi benvisam ghamo shadi vojoodamo gerefte han
    m boghz daram ham neshat ghebte mikhoram be halat ey aziz ey montazere haghighiy emame zaman ey ke amre be maroof va nahy az monkare vaghei mikoni barayat joz da kardan kari azam bar nemiyad be khoon dele zahray athar be dele por darde emame zaman ghasam mideham ke khodavand behet sabr va imane rooz afzon bedehad

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۲۴ ب.ظ  

  • عاشق وطن

    ممنون اقای نوری زاد
    دلم بد گرفته از این اوضاع وحشتناک جامعه
    دیگه طاقت این شرایط سخته
    پس امام زمان کجاست
    مگه مردم هروز و شب طلب مرگ نمی کنند
    چرا نمیاد
    اقا به اسم تو پدرمونو در اوردن
    اقا واقعا اینو می خوای؟؟؟

    اقا جان تو رو به بزرگی بی بی فاطمه زهرا بیا

    اقا این حکومت به نام اسم شما داره…
    بخاطر ابروی خودت بیا

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۲۵ ب.ظ  

  • سام

    پدرم تو در زندان با وجود اون همه شکنجه و توهین که به دلیل نامه های دلسوزانت بود باز هم نامه نوشتی (چه بسا این فشارها بیشتر هم میشه)و مارو که این بیرون ازادیم رو شرمنده کردی…
    بیشتر از این روم نمیشه بنویسم.
    خدا پشت و پناهت خودت و خانوادت باشد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۲۹ ب.ظ  

  • azadi

    زنده باد حر جنبش سبز.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۳۳ ب.ظ  

  • احسان یوسفی

    تنها و تنها در بین نظراتی که تا اکنون خواندم تنها نظر یه کاربر زیبا و زیبا و زیبا بود..

    منم همیشه همچین نظراتی میدادم ولی هیچ گاه ثبت نمیشد اقای کلمه بگذار بگویم اشکال از کجاست…
    به خدا از خفقان بریدم

    دورد بر تو خواهر سبزم درود

    ونوس

    اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۲:۴۷ ب.ظ

    آقای نوریزاد مثل اینکه هنوز نمیدونه چه خبره؟؟ دلیل نوشتن این نامه چی بوده؟؟!!! اگر اوضاع با نامه نگاری قرار بود درست بشه تا حالا با این همه نامه هایی که بین افراد مختلف رد و بدل شده باید این مملکت بهشت میشد. ولی میبینیم که هر روز جهنم تر از دیروز. آقای نوریزاد بعضی وقتها فکر میکنم باید شما در زندان باشید تا بفهمید اشکال کار از کجاست.
    این قسمت از نامه ایشون خیلی جالبه ” رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند. ” یعنی میخواید بگید که رهبری هییییییییچ تقصیری نداره و تمام این جنایات به این خاطر بوده که اطلاعات نادرست به رهبر میدن؟؟؟ یعنی رهبر خودش باید دست روی دست بذاره بشینه منتظر تا اطرافیانش بهش خبر بدن؟ این حرفها دقیقا مثل جفنگیات خانواده شاه هست بعد از اینکه از ایران فرار کردن. که ما گناهی نداشتیم تقصیر از هویدا بود که اطلاعات غلط به ما میداد!! رهبر به امام خمینی میگن که با اون سن و سالش و با بیماریش از تمام اخبار و اتفاقاتی که اطرافش میگذشت آگاه بود. منتظر ارسال اخبار از اینور و اونور نمیشد.

    کلمه صد در صد اطمینان دارم که تأییدش نمیکنید. فقط گفتم که خودتون بخونید. بفهمید مردم دلشون از کجا پره. چون شما هیچ وقت احساسات واقعی مردم رو منعکس نمیکنید فقط تعریف و تمجیدها رو به طور کامل و بدون قیچی درج میکنید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۳۵ ب.ظ  

  • ناشناس

    و خدایی که در این نزدیکی است…
    خدایا هرچی دل سیاهه تو این سرزمین سبز کن، به امید اون روز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۳۸ ب.ظ  

  • لام تا کام

    اونهایی که به آقای نوری زاد انتقادی می کنن، یک لحظه به این فکر کنن که اگه انقدر مورد اهانت و شکنجه دوری از خانواده و …. قرار می گرفتن اصلاً جرأت نامه نوشتن پیدا میکردن؟ چه برسه به اینکه به رهبر باشه و اون هم پر از این همه انتقاد سوزان!
    نوری زاد را می ستایم. فقط به خاطر شجاعتش. دل شیر داری برادر. کاش اون روزی که بی آنکه بشناسمت سلام و علیک اندکی با هم کردیم، می دونستم که با چه روح بزرگی طرف هستم.

    سحر نزدیک است. بلندترین کوه ها هم جلوی طلوع رو نمی تونن بگیرن.

    به امید پیروزی حق بر باطل، حتی اگر ما حق نباشیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۴۱ ب.ظ  

  • **درود بر محمد نوری زاد**

    سلام به خوانندگان عزیز سایت کلمه و تحریریه ی زحمتکش سایت کلمه
    من معمولا از راهی که میام کلمه نمی تونم نظر بدم/کلی با سختی یک راه دیگه پیدا کردم تا بیام نظر بدم بهتر بگم بیام تشکر کنم.
    نمی دونم چی جوری می شه از شجاعت این مرد و تدبیر و صراحت این مرد تجلیل کرد.
    به خدا خیلی دوست دارم.خیلی مردی!شاید هیچی از اندیشه ات ندانم ولی همین که چیزی را که فکری می کنی درست است می گویی نشان می دهد که بزرگی /بزرگ مردی
    نامه های قبلی تو خونده بودم.یک فرق داشت!اون موقع نوشتن این نامه ها سخت تر بود!چون آزاد بودی!آدم آزاد می ترسه !یک جوری وابسته است به آزادی نمی خوات که آزادیش گرفته شه!بنده ی آزادیه!/ولی الان از هر دو جهان آزادی!بنده ی عشقی!هر چه در دل داری می گویی

    ———–
    ***قسمتی از وصیت نامه محمد نوری زاد:
    امروز اگر همه دستگاههای نظامی و انتظامی ودولتی و قضایی ما ، و شخصیت های صاحب نفوذ ما ، چه درداخل و چه خارج ، دست بدست هم بدهند تا او را – میرحسین موسوی را – از گردونه اعتماد مردم بدور اندازند ، هم لکه ای برپاکی دامان او نمی نشانند ، هم گره ای برکار او نمی افزایند . و اتفاقا در نقطه مقابل ، میزان محبوبیت و درخشندگی او را مضاعف می کنند …“
    ———————————
    سینه پر آهیم اما آهنیم/ نسل یوسف های بی پیراهنیم/ ما ز شور موسوی آکنده ایم/ ما ز گرمای خمینی زنده ایم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۴۲ ب.ظ  

  • لام تا کام

    اونهایی که به آقای نوری زاد انتقادی می کنن، یک لحظه به این فکر کنن که اگه انقدر مورد اهانت و شکنجه دوری از خانواده و …. قرار می گرفتن اصلاً جرأت نامه نوشتن پیدا میکردن؟ چه برسه به اینکه به رهبر باشه…

    نوری زاد را می ستایم. فقط به خاطر شجاعتش. دل شیر داری برادر. کاش اون روزی که بی آنکه بشناسمت سلام و علیک اندکی با هم کردیم، می دونستم که با چه روح بزرگی طرف هستم.

    سحر نزدیک است. بلندترین کوه ها هم جلوی طلوع رو نمی تونن بگیرن.

    به امید پیروزی حق بر باطل، حتی اگر ما حق نباشیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۴۸ ب.ظ  

  • تورو خدا یکی جواب من رو بده!خواهش می کنم

    من نمی تونم بفهمم.تو رو قرآن به من یکی بگه!من نه سلطنت طلبم نه منافق نه هیچی.طرفدار اصلاحات تو ایرانم.طرفدار جنبش سبز.ولی نمی فهمم.بالاخره شما طرفدار ولی فقیه هستید یا نه.چرا انقد شل کن سفت کن می کنید.مشکل از احمدی نژاد نیست.همه می دونیم از کجاست.آقای نوری زاد میگه ما شما رو دوست داریم!ما کسی رو که بگه بیاید تو خیابون و خونتون پای خودتون هست رو دوست نداریم.ما کسی که تو عاشورا به خاک و خون بکشدمون و چطوری بهش ایمان داشته باشیم.چطوری خون ندا و کوی دانشگاه و سهراب و اینها براش اصلا مهم نباشه و دم از حضرت علی بزن رو دوست داشته باشیم؟بابا تورو خدا.من گیج ام.خستم.من رو از گنگی در بیارید.تورو خدا!حداقل بگید مجبورید که بگید این حرف رو وگرنه ته دلتون این نیست..چطور می تونید چشم انتظار کمک آقای خامنه ای باشید که به خاطر انتقاد ازش تو حبسن ملت.اعدام شدن.گلوله خوردن.نگید که دورشون احاطه شده.مگه میشه از زندانا خبر نداشته باشن.مگه میشه از لباس شخصی ها و اینها خبر نداشته باشن.مگه میشه دلشون به رحم نیادمگه میشه تهدیدمون می کنن که ساکت شید و ….تورو خدا بگید طرفدار ولایت فقیه هستید یا نه!.نائب امام زمان چیه؟تو رو خدا جواب من رو بددی.به خدا الان اشکم جاری شده.منم بچه این خاکم.اینجا زندگی می کنم!آقای موسوی با تو هستم!من عاشق تو ام!ولی بگو بگو که دوست ندارید و نمی خواید کسی که تهدیدمون می کنه که خونمون پای خودمون هست رو دوست دارید ایمان دارید که به نفع ما کار میکنه و روح بزرگی داره و.تورو خدا جواب این اشک های من رو بدید.به خدا اگه جواب بدید.به خدایی که می پرستم هرچی بگید قبول می کنم.فقط خسته شدم از این پا در هوایی.حداقل من رو از این گنگی در بیارید.تورو خدا جواب من رو بدید.مردم به خدا مردم از این همه یکی به نعل زدن و یکی به میخ زدن هاتون… علی سعیدی با چشم هایی پر از اشک مغزی پر از گنگی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۴۸ ب.ظ  

  • نرگس

    اقای نوریزاد شما یک ازاده واقعی هستید
    به امید ایرانی همراه با عدل وجمهوری واسلام واقعی
    ۲۵ خرداد سبز نزدیک است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۷:۵۲ ب.ظ  

  • hamid

    man in hafharo kamelan ghabool daram

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۰۱ ب.ظ  

  • ناشناس

    درود بر حر زمان

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۰۵ ب.ظ  

  • علی

    جانا سخن از زبان ما می گویی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۳۳ ب.ظ  

  • آفرین بر شما

    خداوندا چه زیبا حق را از باطل روشن می سازی و چه نغز و بجا سخن می گویی از زبان مردانت و چه بزرگ می داری بندگانت را اگرچه که بسیار گنهکارند.
    سلام و درود خدا بر محمد نوری زاد و پدر و مادر او که چنین انسانی را تقدیم به ایران کردند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۴۰ ب.ظ  

  • ناشناس

    اقا من برای ایشان نگرانم بعد از نوشتن این نامه اونم از تو زندان حتما سخت گیری بیشتری نسبت به ایشون میشه
    ایشون نمونه واقعی صبر و استقامت هستند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۴۹ ب.ظ  

  • azadihadaf@yahoo.com

    آقای نوری زاد عزیز با این نامه ها هزاران نفر را شورانگیز میکنید.مطمئن هستم با این نامه وحشت را در دل آنها از پیدایش دلیرانی همچون خودت زیاد کردی.این نامه آغازی برای نامه نوشتن ها … خواهد بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۵۰ ب.ظ  

  • Ali

    رهبر هم حتما نشسته اونجا به این چرت و پرت های بی سرو ته گوش کنه! آب خنکتو بخور ممد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۸:۵۴ ب.ظ  

  • سعید

    افرین بر تو و خانواده ات ای شیرمرد ایرانی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۹:۲۴ ب.ظ  

  • ali

    کاش چنین جراتی پیش باقی‌ افراد هم از جمله خاتمی کروبی موسوی و … بود. راستی‌ این آقایان چرا هیچوقت به ایشان نامه نمینویسند؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۹:۳۵ ب.ظ  

  • فرزند موسوی

    جوانهای مسلمان انقلابی به امثال نوریزاد و موسوی افتخار میکنند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۹:۳۸ ب.ظ  

  • زنده باد سبز

    آفرین،درود بر نوری زاد،خیلی‌ خیلی‌ زیبا و به جا بود ،کاش قسمتی‌ در سایت کلمه مخصوص نامه نویسی به رهبر قرار می‌گرفت و کسانی‌ مثل آقای رفسنجانی عزیز از رهبر میخواستند که به کلمه نگاهی‌ بیندازد، و از درد و دل مردم آگاه شود ،درود بر نوری زاد،هم پیش خدا روسفید هستی‌،هم پیش خلق خدا ،عالی بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۹:۵۲ ب.ظ  

  • حسین از قم

    بعد از خواندن این نامه از خودم خجالت کشیدم که چه انسانهای هنوز وجود دارند و من نمیتونم مثل آنها باشم.این نامه و آقای خامنه ای و قضاوت مردم و تاریخ.آقای نوری زاد دستت را از صمیم قلب می فشارم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۰:۰۷ ب.ظ  

  • ناشناس

    قلم از استخونم ، جوهر از خون ، نوشتم روی دیوار های زندون ، نوشتم من که ، منو از مرگ و از مردن نترسون.
    تاریخ ایران به تو افتخار خواهد کرد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۰:۰۹ ب.ظ  

  • پیمان

    با درود، بسیار متن خوبی بود، البته با بعضی نگاه های موجود در این نامه مخالفم ( تایید رهبری و … ) اما چون میدانم که این سخنان ، اعتقادات کسی است که به واقع اعتقاد دارد بر آنچه میگوید،به آن احترام میگذارم. در جایی به مقایسه ی یک ایران آزاد خیالی با یک کشور آزاد واقعی پرداخته بودید.عالی بود.از این صریح تر و موجزتر نمیتوان تمام واقعیت سرکوبی که بر مردم وارد است را به چالش کشید.بسیار مقایسه ی هوشمندانه ای بود که هر ذهن بیداری را به فکر وامیدارد.درود بر تو نوریزاد عزیز.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۰:۱۱ ب.ظ  

  • دکتر حسین امیرزاده

    سال ۱۳۵۶ بود، در کلاس فوق لیسانس روابط بین الملل بودیم، یکی از همکلاسیها که از خاندان وابستگان به دربار بود متن نامه ای که رونویسی شده بود داشت، به شاه نوشته شده بود، نگفت که چه کسی نوشته. ما حدس زدیم که نراقی نوشته باشد. عین همین متن بود. به شاه نوشته بود که ملت شما را دوست می دارد ولی شما بی خبر از اوضاع کشور مانده اید. قسم حضرت عباس خورده بود که مردم ایران شاه را دوست می دارند و همه مردم کشورمان «خدا شاه میهن» می زنند. نوشته بود که شاه می توادد کشور را به ساحل نجات برساند. از اطرافیان شان انتقاد کرده بود که نمیگذارند شاه از اوضاع حقیقی کشور باخبر باشد. نوشته بود که کشور دارد به سوی وادی هلاکت می رود. و از شاه خواسته بود که هرچه زودتر فکری برای جلوگیری از اوضاع خطرناکی بکند که در افق دیده می شود.
    من آن موضوع را فراموش کرده بودم ولی امروز به یکباره نوری زاد و رهبر حکومت اسلامی مرا به یاد نویسندۀ آن نامه و شاه افکند. این همسانی را به فال نیک بگیریم. درست در اسفندماه سال ۱۳۵۶ بود. در جلسۀ بعدی استاد درس رسانه ها در جهان معاصر که لهجۀ فرانسوی داشت و از دانشگاه سوربون استخدام شده بود بدون آنکه اشاره به آن نامه بکند موضوع نقش منفی رسانه های تحت امر رهبران کشورها بر بی خبر ماندن رهبران در کشورهای جهان سوم را مطرح کرد و با آوردن فاکتهائی توضیح داد که رسانه های دولتی در کشورهای جهان سومی فقط چیزهائی را به گوش رهبران این کشورها می رسانند که می‌دانند رهبران از آن خوششان می آید. می‌گفت که این رسانه‌ها گفته‌های یک یا دوهفته که از رهبر شنیده شده را رصد می کنند و بر اساس آنها سرمقاله می نویسند و حرفهای رهبر را به خود رهبر برمیگردانند و رهبر فکر می کند که رسانه های کشور و نخبگان کشور نیز همان می گویند که او می گوید، و فکر می کند که کسانی که نظرهائی سوای چنین نظرهائی دارند یا خائن هستند یا وابسته یا فریب خورده یا جاهل یا مغرض یا حسود. در نتیجه پاسخ نقدهای سازندۀ نخبگان و دلسوزان کشورشان را با برکنار کردن از امور مهم مملکتی و گاه با زندانی کردن دلسوزان می دهند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۰:۲۳ ب.ظ  

  • محمد

    دو نکته هست:

    ۱٫ اگر ایشان در حبس است و ناقد حکومت است، چطور می تواند نامه از زندان بیرون بفرستد؟
    ۲٫ وقتی شخص ایشان موفق به دیدن رهبرش نمی شود، نامه اش چطور می خواهد از دفتر رهبری بگذرد و به دست او برسد؟

    و نکات دیگری هم هست…
    افسوس که صداقت از میان رفته است. صداقت در میان جوانان دل سوخته ای مانند مورد بالاست که خود را به قفس می کوبند که «تورو خدا یکی جواب من رو بده!خواهش می کنم…»

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۰:۳۲ ب.ظ  

  • دانا

    اناالله واناالیهه راجعون!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۱:۰۰ ب.ظ  

  • sayeh

    khoda poshto panahet bashe ostad noorizad va hamchenine rahbare sabzemoon mir hossien

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ۱۱:۰۳ ب.ظ  

  • ناشناس

    ایشان که حدود چهار ماه است در زندان به سر می‌برد ظاهرا روزهای نهم دی و ۲۲ بهمن را ندیده و پیام آنها را درک نکرده است که این چنین یک‌جانبه به قضاوت نشسته است!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱:۲۴ ق.ظ  

  • ناشناس

    درود بر حر ایران نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱:۵۳ ق.ظ  

  • حمید

    یکی از کامنتها نوشته: جالب بود!!!!!! بنده خدا رو تو زندان آویزون کردن سر این نوشته ها. حالا میگی جالب بود! همین؟؟؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۲:۳۸ ق.ظ  

  • مهدی

    کو گوش شنوا؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۲:۴۷ ق.ظ  

  • مجدالدین

    اولا کاش کلمه بنویسد که نامه چطور به دستش رسیده. دوما ممکن است من محتوای نامه را بیش از اندازه نرم بدانم اما این نامه از آن جنس نوشته هایی است که نویسنده اش در آن برنده حتمی است. … آفرین به نوری زاد که در زندان هم حلیم است. من بیرون زندان نمیتوانم اینقدر حلیم و سلیم باشم که این مرد بزرگ در زندان است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۲:۴۹ ق.ظ  

  • ناشناس

    هیچ کس جز شخص آقای نوری زاد نمیتواند شرایط او را آنگونه که هست درک کرده و آنرا با پوست و گوشت خود لمس بکند. ایشان مدت هاست که “شکنجه” شده است و الان هم به حبس طویل المدت و تحمل شلاق محکوم شده است. از خانواده و فرزندان و دوستان خود جدا مانده و نگران سلامتی و آسایش آنهاست و بسیار سخت است که شرایط روحی و جسمی ایشان را ما “سبکباران ساحل ها” درک بکنیم. از این روست که انتقاد از لحن “محترمانه” این نامه – که فعلا منسوب به ایشان است – بسیار غیر منصفانه به نظر میرسد. اگر از رهبر انقلاب درخواست عفو و بخشش هم کرده بودند ذره ای از بلندای روح و نفس ایشان در دید ما کاسته نمیشد تا چه برسد که وی را در این نامه به حق و به اندازه مورد انتقاد صریح قرار داده است. اینکه آیا قضاوت آقای نوری زاد در مورد آقای خامنه ای قضاوت درستی است یا نه – موضوع دیگری است و هر کسی بنا به تجربیات و انتظارات و ادراک خود در این مورد قضاوتی دارد. تا آنجائی که به من مربوط میشود آقای خامنه ای مدت های مدیدی است که از موضع عدالت خارج شده است …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۰۷ ق.ظ  

  • علی

    اگراین شرایط نبودمیشدچننین بندگان مخلصی را اشناخت

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۱۲ ق.ظ  

  • سیدرضا

    نوری زاد نوری است زاده ی ایران.در این وانفسای شجاعت و روزگار مجیزگویی سرداران و سران،خداوند چه می کند. نامه نوری زاد کار دست نامریی خداوند است. به یقین با همینها ست که نهضت سبز بالنده می ماند. دست و پای نوری زاد این نصوح ایران را می بوسم.به همسر و فرزندانش تبریک می گوویم. خدا برای آنان و ما اورا نگه دارد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۱۸ ق.ظ  

  • امیرارسلان

    الیس به صبح القریب…
    از خواندن این نامه تنم لرزید آیا این بود حکومت ناب محمدی که دم از آن می زدند ؟؟
    درود به شرفت ای نوری زاد هنوز آزاد مردان جامعه بیدارند ومثل دولت غاصب رای مردم به مانند کبک
    سر در برف نکرده اند…درود به همه ی زندانیان بی گناهی که تنها جرمشان بیان واقعیت بوده وهست.
    … مرگ بر دروغ ودروغ گویان ..زنده باد آزادی و حق طلبی..
    ما همه سرباز توایم میر حسین گوش به فرمان توایم میرحسین
    باز می آید پرستو نغمه خوان ، باز می سازد در اینجا آشیان

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۳۳ ق.ظ  

  • ناشناس

    زنده باد جنبش سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۴۴ ق.ظ  

  • کاظم

    نامه شجاعانه ای بود اما اشکالاتی داشت و اینکه رهبری جدا از همه اطلاعاتی که به ایشان می رسد باید خودشان هم کسب اطلاعات بکنن که می دانم اینکار را انجام می دهند اما …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۱۴ ق.ظ  

  • ندا

    امیدواریم که این نامه به دست رهبری برسد و قبل از آنکه خیلی دیر شود اقدامی کند !

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۱۷ ق.ظ  

  • ناشناس

    نوری زاده خود می داند اصلاح طلبان چه غلطهایی را مرتکب شده اند آنها را بنویسد ….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۵۱ ق.ظ  

  • محسن

    با سلام و درود بر تمام آزاد اندیشان و آزادی خواهان
    من فکر میکنم اشکال از آقای خامنه ای نیست تا زمانی که چنین قدرت بی حد و حصر به یک شخص بدهند بدون پاسخگو بودن به کسی
    هر شخص دیگری هم باشد شاید از این هم بدتر شود حتی موسوی ویا ….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۰۴ ق.ظ  

  • سینا

    هر که نوریزاد را دیده باشد به این حرفهایش ایمانی ندارد.
    رهبر او همان سید حرافی است که دم از همراهی مردم میزند اما
    با چادر از مهلکه ۲۲ بهمن میگریزد.
    زود است انتقام واقعی ملت از سبزهای الت دست نفاق

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۱۰ ق.ظ  

  • شهرام

    از این نامه ها زیاد دیدیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۱۷ ق.ظ  

  • ناشناس

    درود بر نوری زاد او واقعا مشکل اصلی را خطاب قرار می دهد و این درست ترین راه ممکن است احمدی نژاد و بقیه بازیچه هستند مشکل اصلی رفتار رهبری است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۲۷ ق.ظ  

  • سیدساسان

    زنده باد

    هر جا گلوی حقیقت گویی هست ،‌ سزایش بند و زنجیر است
    اما در حکومت اسلامی چرا

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۲۹ ق.ظ  

  • MoHaMmAd

    نوری زاد حجت است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۴۱ ق.ظ  

  • بهروز

    حضور اقای مهندس موسوی کلا خیلی به نفع مردم شدحضور مجدد ایشون درعرصه سیاست فواید زیادی برای این مردم داشت وباعث شد که عامه مردم اگاه شوند که:۱-انتخاباتی که در این کشور برگزار میشود یا میتوان گفت برگزار میشد باید انتصابات خوانده شود ۲-مقام رییس جمهور در این کشور یه مقام فرمالیته است ۳-صدا وسیما در این کشوررسانه ای در اختیار شخص خاص است ۳-نمایندگان مجلس هیچ قدرتی ندارند وکسی برای حرف انها تره هم خرد نمیکند۴-مجلس محترم خبرگان به طور کامل فرمالیته و بی قدرت است۵-اعتراض کنند به لطف برادران گرامی راهی بهشت زهرا وکهریزک و… خواهند شد ۶-قوه قضاییه مستقل وجود خارجی ندارد. این شش مورد شاید از مهمترین فواید حضور اقای موسوی برای این مردم باشد ما که خیلی وقت بود به این موارد رسیده بودیم ولی خوب با حضور ایشون خیلی ها به این موارد رسیدند ای کاش زودتر تشریف می اوردن.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۴۲ ق.ظ  

  • محسن

    با وجود همه سختی هایی که کشیده با چه ادبیاتی داره خطاب میده رهبر رو , درود به عزت و شرفش
    در ضمن شما نگران پیام ۹ دی و ۲۲ بهمن نباش
    اونی که باید بدونه رو میدونه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۴۸ ق.ظ  

  • فرزند کوروش

    چه کسی می گوید ما در زمانه خود حر نداریم،آری نوری زاد حر و آزاده زمان خویش است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۵۳ ق.ظ  

  • سما

    زیبا بود و سرشار از تلخی ناب حقیقت…حرف هائی که سال هاست در دل ما تلنبار شده به یکبار اینچنین شیوا روی کاغذ اومده….
    به امید روزی که چشمان مسئولان ما به حقیقت به دور از مصلحت اندیشی های بی جا باز بشه و آزادی حقیقی و عدالت علوی بر جامعه حکمفرما…..یا علی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۰۴ ق.ظ  

  • شهاب

    اندکی صبر…سحر نزدیک است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۰۶ ق.ظ  

  • مینا

    بیشتر قسمت های این نامه واقعا حرف و سخن دل ما بود و با در نظر گرفتن اینکه در شرایط سخت زندان و شکنجه و با عواقبی که برای نوری زاد عزیز ممکن است به همراه داشته باشد، نوشته شده، بسیار تحسین برانگیز است و جای تقدیر بسیار دارد….
    اما با تمام احترام و علاقه ای که به آقای نوری زاد عزیز و بزرگوارم دارم، با قسمت هایی از آن ، که خانم «ونوس» (در کامنت بالا) نیز به آن اشاره داشتند موافق نیستم.
    این نظر شخصی خود آقای نوری زاد است…. من فکر نمی کنم بیشتر افراد مثل ایشان فکر کنند…
    بعد از این رنج ها و دردها و جنایت ها و ریختن خون بی گناهان و بر باد دادن فرصت ها و توهین به شعور و احساس مردم و نادیده انگاشتن آنها، و داغ گذاشتن بر دل آنها، و دخالت در تمام امور آنها، که همچنان نیز ادامه دارد، نمی توان با یک عذرخواهی و آشتی ملی و از این جور حرف و سخن ها، زخم ها و آلام درونی مردم زخم خورده و مصیبت دیده را درمان کرد، همه چیز را فراموش کرد و به خیر و خوشی فیصله داد!
    فکر نمی کنید برای این حرف ها بسیار دیر شده باشد؟
    مردم ما به کمتر از معرفی و مجازات آمران و عاملان جنایت ها و خونریزی ها و برگزاری یک رفراندوم با حضور اعضای بی طرف راضی نخواهند شد.
    بعد از آن نامه های صریح و توفنده و با شهامت نوری زاد عزیز، این تعریف و تمجیدها در این نامه ی آخرین شان به رهبری، اصلن به دل نمی نشیند….
    با این وجود درود می فرستم به روح بزرگ و آزاده ی این مرد و از او سپاسگزارم

    از سایت محترم کلمه می خواهم که این نظر مرا منتشر کنند و به قول دوستان دیگر، بیش از این بر حرف ها و درد دل ها و خواسته های واقعی مردم سر پوش نگذارند….مسئولین و مقامات باید بدانند که انتشار و انعکاس نظرهای گوناگون به معنای موافقت شما با مفاد آن نخواهد بود …. با تشکر

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۱۶ ق.ظ  

  • ذره بین

    دوست عزیز ۲۲ بهمن طرفداران انقلاب بودند ونه طرفداران یک جناح خاص نهم دی هم یکی دیگه از بازیهای آقایون چشاتو بازکن……؟؟؟؟؟؟!!!!!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۱۸ ق.ظ  

  • میرمهدی موسوی

    با عرض سلام و خدا قوت

    می تونم سوال کنم که چرا آخرین سخنرانی مهندس موسوی را رو صفحه اصلی سایت نداریم؟

    کلمه: آخرین سخنان در قسمت گفتار و نیز بخش میرحسین موسوی قابل مشاهده است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۲۸ ق.ظ  

  • آرمین...سبز

    جانا از زبان ما سخن می گویی و حرف دل ما می گویی……آفرین به شهامتت ای نوری زاد که در بندی و دیگران را به اصلاحشان همت می گماری آفرین به تو که زندان تن تو را ابن قلم نقادت را نتوانست به زانو درآورد ….آفرین به تو ای سبز بی بدیل

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۳۸ ق.ظ  

  • آترو پاتگان

    “گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنه ای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افق های گمشده ی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم”
    جناب آقای نوریزاد! چه وقت اندیشه های ایشان چنین افق های نیکی را نشانتان داده است؟
    ممکن است در همان دیدارهای شخصی شما، اینها را به تماشا نشسته باشید، شاید هم چشمان ما سوی کافی برای دیدن آنچه شما دیده اید ندارند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۴۴ ق.ظ  

  • saeed

    آفرین بر شجاعتش، آفرین بر پایداریش، اما کاش ایشان یا یکی‌ به من جواب میداد،
    درد استبداد را با نوازش چه کسی‌ تسکین دهیم؟ آزادی را از چه کسی‌ طلب کنیم؟داد این همه خون بیگناه که ریخته شده رو از کجا بگیریم؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۴۸ ق.ظ  

  • محمد

    به این نوری زاد بگید نون به نرخ روز نخوره

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۵۰ ق.ظ  

  • سرباز سبز

    واقعا دورود بر این مردان بزرگ!
    دارم به این فکر میکنم که من ارزش این انسان بزرگ رو دارم که به خاطر من و تو زندان و تحت ظلم وجور هست!
    ونوس جان دوست عزیزم و دیگر دوستان این نامه به آقای خامنه ای نیست به وجدان آگاه ایشون و تارخ بیدار ایران زمین است!
    اتفاقا بهترین کار رو انجام دادند!
    امام حسین (ع) تا آخرین لحظه حتی پس از اینکه یاران و فرزندانشون رو شهید کردندباز هم اومدند و اونهارو نصیحت کردند تا حجت براشون تموم بشه!
    مگه امید داشت که به علی اصغر آب بدهند! مطمئنا نه! اما اینگونه حجت تمام شد! و آنهایی که کمی انسانیت داشته باشند به خودشون بیان ظلمی که بر کودکی کردند!
    دوستای گلم ما مردم خودمون هم باید به مراجع نامه بدیم تا مراجع بدونند که ما هستیم و با شجاعت حکم دهند!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۵۱ ق.ظ  

  • ناشناس

    جناب آقای نوری زاد من هم مثل شما فکر می کردم ولی از آن نمازجمعه بعد از انتخابات و حوادث پس از آن … یقین حاصل کردم قطعا اشتباه فکر کرده ام …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۰۲ ق.ظ  

  • سبزین تن

    درود بر نوری زاد شجاع

    یاحسین میرحسین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۳۲ ق.ظ  

  • حمید

    می خام بگم رهبر همه چی رو میدونه.اگه ندونه که بدتر هم میشه.حاکمی که از اوضاع مملکتش خبر نداشته باشه……
    ولی شجاعت آقای نوریزاد تحسین برانگیزه.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۳۵ ق.ظ  

  • TU

    سلام آقای نوری زاد عزیز
    بسیار غمگینم که می بینم که در گوشه زندان افتاده ای و حتی از دادن مرخصی نوروزی
    به تو خودداری شد. ولی بیشتر از آن از این بابت غمگینم که می بینم هنوز هم امیدواری.
    اگر امیدی وجود داشت باید در این ۱۰ ماهه بر می خواست. به نظر من از آن ناحیه که
    مد نظرت است بعید است آبی گرم شود. خدا آخر و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۳۸ ق.ظ  

  • صالح

    زبان سرخ، سر «سبز» می دهد بر باد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۴۰ ق.ظ  

  • nima

    سلام .تاریخ روزانه تکرار میشه . آیا ما از این تاریخ درسی گرفته ایم . یادم می یاد دادگاه مرد بزرگ تاریخ گلسرخی . آیا حکومتگران آن زمان از ان دادگاه پند آموختند ننننننننننننننننننننه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۵۲ ق.ظ  

  • seyed reza

    hargez namirad anke delash zende shod b eshgh sabt ast bar joride alam davame ma
    omidvaram hazrate agha khod name ra mofasal bekhanad na atrafyan

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۵۹ ق.ظ  

  • جوانه

    درود بر آزادگی این آزاد مرد و دیگر هم سلولی هایش . نوری زاد عزیز تلعلع نور وجودت از روزنه های اوین شهر را روشن کرده . پاینده باشی.
    سخنی هم با دست اندرکاران سایت کلمه ، پیشنهاد میکنم برای همراهی با اسرای در بندمان ، جنبشی برای روزه ی سیاسی آغاز کنیم . لطفاً این موضوع را با آقای موسوی و کروبی مطرح کنید که ما هم همراه اسرای در بندمان در روزهای دوشنبه و پنجشنبه روزه بگیریم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۲۶ ق.ظ  

  • علی

    امام خمینی خطاب به شاه سال ۴۲: آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها، آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن میل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شکر کـنند … اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فکـر کـن …. نصیحت مرا بـشـنـو

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۳۳ ق.ظ  

  • بی شماریم

    آقای ناشناس عزیز :اینکه ایشان ۴ ماه در زندان به سر می برد اتقاقا بیانگر این است که شما مدعیان ۹ دی پیامی نداشتید که دیگران درک کنند چرا که اگر غیر از این بود این عزیزان بیرون از زندان بودند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۳۴ ق.ظ  

  • نصر

    من احساس میکنم هنوز هم رهبری آخرین حلقه امید است و در این خصوص با نوری زاد عزیز هم فکرم اما…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۵۴ ق.ظ  

  • مهیار

    این گره کور بدست یک نفر باز میشه(بدست جنبش سبز)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۰۹ ق.ظ  

  • سید علی موسوی

    سلام
    جنبش سبز جنبش خمینی کبیر بود علیه ظلم… که توسط نوری زاد ها ادامه میابد…

    زنده باد جنبش سبز

    من هم رهبر را دوست دارم اما ای کاش…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۱۷ ق.ظ  

  • ناشناس

    ای بابا!ما که کاملا از بهبود اوضاع نا امیدیم.چطوره که آقای نوری زاد تو زندون امیدواره نمیدونم…خودمونو که نمی خواهیم بازی بدیم!بله در مقاطع قبلی تو هر پیچ امیدوار بودیم رهبر اقدام مثبتی انجام بده ولی ایشون در جهت عکسش عمل کرد حالا که دیگه بحرانی نمی بینند که بخوان کاری بکنند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۱۹ ق.ظ  

  • سید عقیل

    نوری زاد عزیز! سبز بودی و روز به روز هم سبز تر می شوی. درود بر شما و درود دو چندان بر خانواده صبور شما. سحر نزدیک است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۲۲ ق.ظ  

  • فیدلیو

    خیلی جالب بود!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۲۶ ق.ظ  

  • میرمهدی موسوی

    جناب آقای عابدینی!!
    سعی کرده ام نظرم را به ترتیب در مورد تک تک بند هایی که نوشته اید بیان کنم. امیدوارم فرصت مطالعه آنرا پیدا کنید:
    - صحبت از اقلیت و اکثریت کرده اید و وانمود کرده اید که معترضان در اقلیتند! می شود بفرمایید اقلیت و اکثریت چگونه تعیین می شود؟ و اگر واقعا اینقدر شما و حاکمان فعلی خیالتان راحت است که در اکثریت هستید پس چرا به درخواست جناب آقای خاتمی برای انجام رفراندوم پس از اعتراضات به نتیجه انتخابات توجهی نکردید؟! چرا اجازه ندادید با انجام یک رفراندوم این (از نظر شما) اقلیت معترض رسوا شوند و به همه آدم و عالم ثابت شود که اینها در اقلیتند و اینهایی (منظور همان معترضان) که اینقدر صحبت از جایگاه اجتماعی می کنند و همه قدرت خود را فقط و فقط در پشتوانه مردمی شان می دانند (و خود شما نیز نیک می دانید که اگر چنین نبود تا به حال شما و حکومت شما اثری از آنان باقی نگذاشته بودید) دیگر نتوانند ادعایی داشته باشند؟!!
    - گفته اید که ” دم از اطاعت از رهبری میزند اما میخواهد بر رهبر راهبری کند و بجای تمشیت در مسیری که رهبری می نماید بیراهه را انتخاب و به صراط مستقیم بودن آن اصرار دارد.” از شما سوال می کنم که اگر شما فکر می کنید که رهبر همه چیز را می داند و فقط و فقط ایشان هستندکه مسیر را مشخص می کنند! پس چرا رهبر در زمینه های مختلف مشاورانی دارد؟! اگر ایشان صراط مستقیم را بهتر از هر کسی می دانند دیگر جه نیازی به این مشاوران است؟! مگر قرار نیست که ایشان رهبر یک جامعه ۷۰ میلیونی باشند؟ آیا این صحیح است که همه مشاوران و خبر رسانان و تحلیل گران مورد استفاده رهبر فقط وابسته به یک جناح خاص باشند؟! آیا در اینصورت ایشان به درجه رهبری یک حزب متنزل نمی شوند؟ و دیگر می توان ایشان را رهبر کل جامعه دانست و هر چه فرمودند را به قول شما صراط مستقیم نامید؟! حال اگر فردی از افراد این مملکت با رعایت ادب و با اظهار علاقه و دلسوزی نظرات خود را که نظر بسیاری دیگر از افراد این مملکت نیز هست به اطلاع رهبری برسانند باید از طرف شما “خودبین” و تنگ نظر” اتلاق شوند؟!
    - گفته اید ” شرایط موجود را رهبری فتنه می داند و با دلیل و منطق راه روشن انقلاب را نشان می دهد اما گروهی که بجای حرکت توفنده پشت سر رهبری برای غلبه بر تهدیدات متوالی دشمنان قسم خورده انقلاب دل به رضایت دشمنان خوش کرده اند .” این تهدیدات متوالی که فرموده اید برای چه پیش آمده است؟ چرا این تهدیدات متوالی برای یکی دیگر از کشور های مردم سالار (دموکرات) دنیا پیش نمی آید؟! چرا این تهدیدات فقط برای کشورهای “دیکتاتور سالار” مانند (دیکتاتوری طالبان٬ دیکتاتوری صدام٬ دیکتاتوری کره شمالی و…) پیش می آید؟ چرا این تهدیدات که در زمان حیات حضرت امام صورت عملی (جنگ تحمیلی) به خود گرفته بود نتوانست نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط کند؟ فکر می کنید تفاوت حالا که۳۰ سال از آغاز این نظام می گذرد و باید بیش از پیش مستقر و مستحکم باشد با ۳۰ سال پیش چیست که این تهدیدات را واقعا هم نگران کننده می کند؟ و شما هم به درستی به نگران کنده بودن آنها اشاره کرده اید. از نظر بنده مهمترین عامل نگرانی در حال حاضر فاصله افتادن بین مردم و نظام است. چرا که اگر نظام طبق خواست اکثریت بود هیچ وقت این تهدیدات اینقدر نگران کننده نمی شد و چه بسا که اصلا چنین تهدید هایی به این شدت وجود نداشت.
    چگونه و با چه منطقی و استدلالی شما طرفداران آقای احمدی نژاد به خود اجازه می دهید هر کسی را که مثل شما فکر نمی کند به راحتی وطن فروش و وابسته به دشمنان و بیگانگان نظام معرفی کنید؟! چرا اینقدر راحت خیل معترضان وضع موجود را که اتفاقا از سر دلسوزی بر سرنوشت نظام و انقلابشان به وضع موجود معترضند به اینکه ” به رضایت دشمنان خوش کرده اند” متهم می کنید؟! یعنی ایران اینقدر خائن و وطن فروش دارد؟! یعنی اینهمه جوان معترض که اکثریت آنها زیر ۳۰ سال سن دارند و همه رشد و پرورش آنها در همین نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است به رضای دشمنان این نظام دل خوش کرده اند؟! یعنی حداقل ۷۰ درصد از دانشگاهیان این کشور (به قول حجت الاسلام محمد محمدیان نماینده رهبری در دانشگاه ها که گفته بودند “۷۰ درصد دانشگاهیان به کسی رای داده‌اند که اکنون در راس مدیریت کشور نیست”) به رضایت دشمنان خوش کرده اند؟!؟!؟! فکر نمی کنید که اتفاقا افرادی چون شما و آقای احمدی نژاد هستید که خواسته یا نا خواسته در خدمت دشمنان نظام قرار گرفته اید و موجبات رضایت آنها را فراهم کرده اید و متاسفانه همچنان به این وضع دلخوشید؟ همانطورکه بارها از سوی سران اسرائیل و اخیرا توسط فرمانده نیروهای آمریکایی “دیوید پترائوس” گفته شده است که احمدی نژاد و اظهاراتش بیشترین خدمت را در پیشبرد سیاستهای آنان داشته است!!
    - گفته اید “هجمه ضدانقلاب را به آرمانهای بزرگ انقلاب جنبش سبز نامیده و از فرصت نارضایتی های معیشتی مردم برای جنجال سازی سوء استفاده میکنند..” بنده می گویم کدام عقل سلیمی است که باور کند٬ همه یاران و نزدیکان و زحمت کشان انقلاب در زمان امام خمینی (ره) از قبیل خانواده آیت الله دستغیب٬ خانواده آیت الله قدوسی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله سید حسین تبریزی٬ آیت الله موسوی خوئینی ها٬ آیت الله طاهری اصفهانی٬ خانواده آیت الله روح الله خاتمی٬ آیت الله هاشمی رفسنجانی٬ آیت الله موسوی اردبیلی٬ آقای عبد الله نوری٬ آقای کروبی٬ آقای میرحسین موسوی٬ آقای خاتمی٬ آقای بهزاد نبوی (چریک مبارزه با شاه)٬ خانواده شهید باکری٬ خانواده شهید همت٬ خانواده شهید جهان آرا و بسیاری دیگر که ذکر نامشان در این مجال نمی گنجد و در آخر و مهمتر از همه خانواده و بازماندگان امام خمینی (ره) ضد “انقلاب خودشان” باشند؟!؟!؟! آیا فکر نمیکنید که خیلی عاقلانه تر باشد که فکر کنیم ٬ برعکس٬ کسانیکه در زمان امام به علت افکار متحجرانه و تند روانه به درستی مهجور شده بودند و حتی برخی از آنها ٬ به خاطر همان عقاید جاهلانه شان٬ مخالف مبارزه امام با رژیم ستمشاهی بودند حالا با کینه از بی توجهی های زمان امام به صحنه آمده اند و اگر نگوییم از نظام انتقام می گیرند حداقل می توانیم بگوییم که از تفکر امام و از نزدیکان به امام انتقام می گیرند؟ و دانسته یا ندانسته (از روی جهل ناشی از عقیده های متحجرانه) به ایران٬ نظام جمهوری اسلامی و مردم خیانت می کنند؟ اصلا چرا باید اتفاقا در ۵ سالی از تاریخ این نظام که بیشترین درامد نفتی کل تاریخ کشور ایران حاصل شده است اینقدر “فرصت نارضایتی های معیشتی” وجود داشته باشد که این زحمت کشان انقلاب که از بد روزگار (حاکم شدن هم فکران شما) ضد انقلاب معرفی می شوند٬ و به قول شما تیشه برداشته و به ریشه انقلاب خود ساخته بیفتند؟! عاقلانه تر نیست اگر ما مردم فکر کنیم که اتفاقا آنها نه تنها ضد انقلاب نیستند بلکه نگران انقلابشان و انقلاب مردمند که از بد روزگار به دست “خودبینان” و “تنگ نظران” جاهل افتاده است؟ چرا ما مردم به این فکر نکنیم که شاید امام خمینی به مخالفان مهندس موسوی به درستی گفته بود که شما حتی عرضه اداره یک نانوایی را ندارید!!! مگر امروز در عمل این نظر بلند ایشان ثابت نشده است؟؟
    - گفته اید ” همه اینها را انقلابی درون انقلاب ملت پنداشته و هرگز نمی گوید چرا به قانون تمکین نمی کنند” بنده می گویم مگر نه این است که قانون را مردم یک جامعه آنهم برای ایجاد نظم٬ رفاه٬… و مهمتر از همه تضمین حقوق خودشان تدوین و جاری و ساری می کنند؟ حال چرا باید بخشی از این قانون را با قدرتی و امکاناتی که از همین مردم به عاریت گرفته ایم چوب کنیم و بر سر صاحب همین قانون “مردم” بزنیم؟ و بخش دیگر قانون را که همان حقوق صاحبان قانون است پایمال کنیم؟!
    - گفته اید ” چرا بخاطر اتهام ناروای تقلب که منشاء تمام حوادث گردید از محضر قانون و ملت عذرخواهی نمیکند؟” در جواب این سوال شما بهتر می دانم متنی را که بر گرفته از یکی سایت مشخص است و در صورت لزوم منبعش را اعلام خواهم کرد٬ بیاورم:
    ۱_ یکی از سفرای فعلی ایران، در مجلسی خصوصی می گفت: “اوضاع انتخابات در خارج کشور، همیشه به نفع جناح منتقد بوده است. هم انتخابات قبل(نهم) که رای اول را آقای هاشمی رفسنجانی آورد و هم این دوره که ایرانیان خارج کشور همه به موسوی رای دادند، منتها شرایط داخل با خارج خیلی فرق می کند.” بعد گفت: “سی و چند نفر از نمایندگان و سفرای جمهوری اسلامی که از جانب شخص احمدی نژاد انتخاب شده بودند، نامردها به موسوی رای داده بودند! تویی که خودت حکم سفارتت را از رئیس جمهور میگیری، چرا خیانت می کنی؟! آقای احمدی نژاد هم هر سی و چند نفر را عوض کرد …”
    ۲_ زاکانی نماینده فعلی مجلس گفته بود: “صدا و سیمایی که از یک صندوق ۸۰۰ تایی آن، ۷۵۰ رای موسوی خارج می‌شود در این زمان ضعیف عمل کرده است.” فردی از کارشناسان تلوزیونی هم (در جمعی خصوصی) می گفت: “بر در و دیوار برخی مکان های صدا و سیما شعارهای مرگ بر فلانی نوشته شده است”.
    ۳_ نماینده ولی فقیه در یکی از دانشگاه های کشور گفته بود: ۷۰ درصد دانشجویان به شخصی غیر از رئیس جمهور فعلی رای داده اند و معلوم است که پس از اعلام نتایج سرخورده می شوند و اعتراض می کنند.
    ۴_ یکی از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی که سابقه ی اطلاعاتی دارد می گفت: “یکی از دوستان اطلاعاتی به من گفته است که ما در تهران حدود ۶ میلیون ضدانقلاب داریم که به موسوی رای داده اند!” همچنین وی میگفت: “بعد از انتخابات ۵۰ نفر از مسئولین طراز اول وزارت اطلاعات، گزارشی تهیه کرده و به رهبری و احمدی نژاد ارسال نمودند. با توجه به اینکه از آنها خواسته بودند تا ببینند ریشه ی اعتراضات مردم در چیست، آنها هم به وظیفه ی خود عمل کرده و به صورت محرمانه نامه نوشتند که اعتراضات ربطی به انقلاب مخملین ندارد و یک موضوع داخلی است و به هیچ وجه توسط بیگانگان طرح ریزی نشده است. بعد از این گزارش هر ۵۰ نفر را به جرم اینکه برخلاف مقام رهبری سخن گفته اند از کار برکنار نمودند. بعد احمدی نژاد محسنی اژه ای را برکنار نمود و اعلام کرد که ۷۰ درصد نیروهای وزارت اطلاعات باید تغییر کنند!”
    ۵_ یکی از قمی های حامی احمدی نژاد می گفت: در قم آقای موسوی رای اول را داشت. در روز انتخابات مردم در صف های رای علناً ابراز می کردند که به چه کسی رای می دهند و با افتخار هم می گفتند موسوی!
    یکی دیگر از دوستان شیرازی می گفت: پس از تهران، اعتراضات در شیراز بسیار گسترده بود. در ایام انتخابات تمامی شهر و ماشین ها و مردم و مغازه ها تصاویر میرحسین را چسبانده بودند و طرفداری می کردند.
    در خبری که ۲۰ خرداد بر روی خروجی خبرگزاری اصولگرای مهر قرار گرفت نوشته شده بود: “همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد در مصلای امام جمعه اهواز، بیش از ۱۰۰ هزار نفر از حامیان میرحسین موسوی در شهر اهواز در حمایت از کاندیدای خود گردهم آمدند. برگزار کنندگان این مراسم ابتدا با هدف حضور هفت هزار نفر و تشکیل یک زنجیره انسانی از میدان شهدا و خیابان سلمان فارسی (نادری) تا انتهای کیانپارس اهواز اقدام به برگزاری این مراسم کردند ولی به دلیل استقبال بی شمار حامیان موسوی موفق به تشکیل زنجیره انسانی نشدند و اقدام به راهپیمایی در سطح شهر اهواز کردند… این در حالی است که این تجمع بدون حضور سخنران و یا یکی از اعضای برجسته ستاد میرحسین و تنها به صورت اعلام پیامکی بین مردم صورت گرفت، در عین حال هیچ پلاکارد یا بنری نیز برای برگزاری این مراسم در سطح شهر نصب نشده بود.” (+)
    از مشهد، اصفهان، تبریز، بوشهر، لرستان، کرمان، زنجان، مازندران و غالب مراکز استانها هم خبر می رسید که میرحسین موسوی نظر قاطع شهروندان را به خود جلب نموده است.
    ***
    از موارد یک و دو و سه و چهار به این نتیجه می رسیم که رای مردم خارج کشور به آقای موسوی بوده است. رای برخی از خود منتصبین دولت و حامیان سابق احمدی نژاد هم موسوی بوده است. رای صدا و سیما هم به آقای موسوی بوده است. رای دانشجویان کشور هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم تهران هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم شهرهای بزرگ هم به آقای موسوی بوده است. حالا بگذریم از روایت آراء (برخی) خانواده ی شهدا و (برخی) سپاهی ها و بسیجی ها و دیگر اقشار مردم مثل هنرمندان و کارگران و کشاورزان و … .
    حامیان احمدی نژاد می گویند: «اعتراضات مربوط به تهران و آن هم نقطه ی شمالی و مرفه نشین آن است و ۲۴ میلیونی که ما می گوییم مربوط به شهرستان ها و روستاها و مناطق فقیر نشین کشور است!»، به عبارت دیگر ۲۴ میلیون انسان گرسنه و فقیر در کشور داریم! و از طرفی دیگر آراء استان سیستان و بلوچستان(محروم ترین استان کشور) که توسط وزارت کشور احمدی نژاد اعلام شده است، میرحسین موسوی با اختلافی قابل توجه رای اول را آورده است!
    جالب آنکه ۵ سال پیش که خیلی ها از رای آوردن احمدی نژاد تعجب کرده بودند، استدلال ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد این بود که به دلیل اینکه احمدی نژاد شهردار تهران بوده است، اکثر مردم تهران به وی رای دادند و این را اضافه کنید به شهرهای بزرگی چون اصفهان و شیراز و مشهد که یک دفعه آراء احمدی نژاد را افزایش داد!
    بالاخره نفهمیدیم که ما ۲۴ میلیون فقیر و بیچاره و گرسنه ( یا حداقل روستایی) در کشور داریم که به آقای احمدی نژاد رای داده اند یا آراء میلیونی شهرهای بزرگ باعث پیروزی ایشان شده است؟! ضمنا با توجه به آمار وزارت کشور که در سایت آن موجود است، روستاییان کشور معمولا از ابتدای انقلاب تا به امروز بالای ۸۰ تا ۹۰ درصد در اکثر انتخابات ها شرکت داشته اند و این شهرها و مراکز استان های بوده اند که بعضاً زیر ۳۰ درصد شرکت می کردند. ما آخر متوجه نشدیم که از این جمعیت روستایی (که آراء شان از ۱۲۰ درصد هم عبور کرد)، چگونه ۱۰ میلیون آدمی که تا به حال در انتخابات ها شرکت نمی کردند، به وجود آمد؟!
    وقتی آن روزها به سید محمد خاتمی می گفتند “رئیس جمهور محبوب ۲۰ میلیونی”، نگارنده که به ایشان رای نداده بود واقعا این محبوبیت را بین جوانان و مردم عادی احساس می کرد و تسلیم شده بود. خاتمی هرکجا که می رفت با یک جمعیت انبوهی مواجه می شد که برایش کف میزدند و خوشحالی می کردند گویی فرشته ی نجاتشان آمده است.
    همه آن فیلم ثبت نام کاندیداهای دور نهم ریاست جمهوری را دیده ایم که یک کشاورز روستایی اردبیلی، از روی سادگی و علاقه ی خودمانی اش می گوید: “اگر رئیس جمهور شدم، آقای خاتمی را وزیر کشاورزی می کنم!” شاید آن موقع خندیدیم و از این گفته ی به ظاهر خنده دار عبور کردیم ولی متوجه نشدیم که همان روستاییان فقیر هم از شدت علاقه ی به خاتمی او را بر راس همان کاری دوست می دارند باشد که خودشان در آن مشغول اند … و هنوز هم این روستاییان به او عشق می ورزند.
    اما امروز واقعا معلوم نیست چرا یک رئیس جمهور مقتدر و محبوبی با رای بی نظیر ۶۳ درصدی! برای مراسم تحلیف با یک هلی کوپتر و در فضایی کاملا پلیسی و امنیتی حاکم بر شهر به مجلس می رود؟! چرا وقتی این آدم بسیار محبوب بعد از انتخابات به اصفهان و میدان نقش جهان می رود، از زمانی که عمو پورنگ برنامه تلوزیونی برای کودکان در همین مکان به صورت زنده اجرا می کرد(سال ۸۷)، به مراتب کمتر پر می شود؟! چرا ما این ۲۴ میلیون رای را نمی بینیم و طرفداران این فرد را همان قشر خاصی که همیشه حامی جناح راست بوده اند، (برخی) حقوق بگیران دولتی و برخی نظامیان و بسیجیان می بینیم؟
    - واما در آخر شما گفته اید “ملت بعد از خروشهای میلیونی خود در صحنه عذر تاخیر در پشیمانی اینان را نخواهد پذیرفت و به سرعت رو به اضمحلال در دنیا و عقاب آخرت پیش می روند” که فکر می کنم با توضیحات بالا این فرمایش شما دیگر نیازی به پاسخ نداشته باشد.

    از اینکه طولانی شد از همه معذرت می خوام
    با درود به مرد بزرگ و آزاده “نوری زاد” عزیز
    سبز باشید و “صبور” و “مقاوم”

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۳۲ ق.ظ  

  • ناشناس

    درود بر نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۵۲ ق.ظ  

  • بابک

    بینظیر بود و ماندگار در تاریخ.مشتاقم ببینم جوابی به این نامه داده میشه یا نه؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۹:۵۴ ق.ظ  

  • مریم

    حقا که اوین جای مردان وزنان آزاده است وبی شک مولایشان مهدی هم هر روز به انها سر میزند ودر مکانی که خدا وقران ومهدی حضور دارند

    احرار وآزادگان هم حضور دارند مرحبا به این صراحت وشجاعت شیعه یعنی محمدنوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۰:۲۴ ق.ظ  

  • mohsen

    دورد بر تمام مردان و زنان سبز سرزمین اهورایی، بسیار عالی نوشتید ونوس خانم متشکرم حرف دل ما را بیان کردی.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۰:۲۷ ق.ظ  

  • بگذریم

    به عنوان کسی که معتقد به این نظام و دلسوز این نظام است بسیار خوب و عالی قلم زده اما…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۰:۲۹ ق.ظ  

  • Arash

    Dorood bar Noorizad. Hookoomat ba dast giriye in bozorgan bozorgtarin khemat ro be anha karde, chon hamegi tabdin mishan be “ghahreman haye melli” az nazare tamame mardom. Nehzate sabze azadi Iran pirooz ast bedoone zarrei shak va tardid. Doorood bar Mir Hoseine aziz.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۰:۴۱ ق.ظ  

  • میر مهدی خاتمی

    نوریزاد حر زمانی. کمتر کسی در این دوران پیدا میشود که حرف حق رابزند

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۰۵ ق.ظ  

  • sabz

    دروووووود بر ابوذر سبز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۳۳ ق.ظ  

  • حمید رضا

    آدمی که تو زندانه اگه یه نامه به اسمش منتشر بشه اولین کاری که میکنه اینه که خودش و یا توسط وکیلش و خانواده اش اون نامه رو تکذیب میکنه تا حالا که این نامه توسط خانواده نوری زاد و یا وکیلش تکذیب نشده. در ثانی ملت تو زندان کیلو کیلو تریاک و هروئین میبرن تو اونوقت شما میگید این نامه چطور اومده بیرون؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۳۴ ق.ظ  

  • نیلو

    ونوس خیلی زیبا گفت. جزو کامنت های اوّل است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۳۷ ق.ظ  

  • حمید رضا

    کسی که تو زندانه اگه یه نامه به اسمش منتشر بشه در اولین فرصت توسط خانواده یا وکیلش یا خودش موضوع رو تکذیب میکنه تاحالا که تکذیبی صورت نگرفته. در ثانی ملت کیلو کیلو تریاک و هروئین میبرن تو زندون اونوقت شما میگی این نامه چجوری اومده بیرون؟! ثالثا لحن و ادبیات نامه شبیه باقی نوشته های نوری زاد بود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۳۹ ق.ظ  

  • حسین

    با سلام
    در مورد این نامه من میخواستم اینو بگم که انگار اقای نوری زاده به جای نامه اینبار توبه نامه نوشتن . چه دلیلی دارد وقتی از وضع موجود و اوضاع نابسامان کشور که دلیل اصلیش فقر،بیکاری، نبود ازادی و….. به نااگاهی یا اطلاعات نادرست، مثلا رهبری را مقصر جلوه داد مگر اقای نوری زاده و همه انکسانی که زمانی در منبر رهبری بودید وضع مملکت به کام مردم بود که الان دیگ بخار باشد و مثلا شما ان چوب کبریت ضامن باشید. مگر میشود اعتراضات مردم را به مقطعی مشخص در این سه دهه حاکمیت محدود کرد شما رهبری را ارگانی مجزا از کل نظام میبینید ؟ عجیب است یا نوری زاده در پستوی خانه بوده یا مخاطب را بی سواد میپندارد وگرنه میداند که تمام محتوای این نامه یاد اوری گذشته و خاطراتیست که سعی نگارنده بر این است که( رحم کنید ) منم در این کشتیم .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۴۹ ق.ظ  

  • رضاخوشنویس

    دکترشریعتی میگوید:آنانی که رفتندکاری حسینی کردند!آنانی که ماندندبایستی کارحسینی کنند!وگرنه یزیدیند!!!!
    دربرابرشجاعت وصداقت ومیهن دوستی آقای محمدنوریزادمن چه میتوانم بگویم!
    هرگزازمرگ نهراسیده ام!اگرچه دستانش ازابتذال شکننده تربود/هراس من باری ازمردن درسرزمینی است که مزدگورکن ازآزادی آدمی افزون باشد/جستن -یافتن وآنگاه به اختیاربرگزیدن وازخویشتن خویش بارویی پی افکندن/اگرمرگ راهمه ازاین ارزشی بیشترباشد/حاشا-حاشاکه هرگز
    ازمرگ هراسیده باشم/
    دراینجاچهارزندان است/درهرزندان دوچندان نقب ودرهرنقب چندین حجره ودرهرحجره چندین مرددرزنجیر/دراین زنجیریان یک تن زنش رادرتب تاریک بهتانی به ضربه دشنه ای کشته است/ازاین مردان یک درظهرتابستان سوزان -نان فرزندان خودرابرسربرزن به خون نان فروش سخت دندان گرد
    آغشته است/ازاینان چندکس درخلوت یک روزباران ریزبرراه رباخواری نشسته اند/کسانی درسکوت کوچه ازدیوارکوتاهی به بامی جسته اند/
    کسانی نیمه های شب درگورهای تازه -دندان طلای مردگان رامیشکستند/!
    من اماهیچکس رادرشب تاریک وطوفانی نکشته ام/من اماراه برمردرباخواری نبسته ام/من امانیمه های شب زبامی برسربامی نجسته ام/!
    دراینجاچهارزندان است/درهرزندان دوچندان نقب ودرهرنقب چندین حجره ودرهرحجره چندین مرددرزنجیر/
    دراین زنجیریان هستندمردانی که مردارزنان رادوست میدارند/دراین زنجیریاه هستندمردانی که دررویایشان هرشب-زنی دروحشت مرگ ازجگربر
    میکشدفریاد/!
    من امادرزنان چیزی نمی یابم که گرآن همزادراروزی نیابم ناگهان خاموش/من امادردل کهسار رویاهای خودجزانعکاس سردآهنگ صبوراین علفهای
    بیابانی که میرویندومیخشکندومیپوسندومیریزندباچیزی ندارم گوش/
    مراگرخودنبوداین بند/
    شایدبامدادی همچویادی دورولغزان میگذشتم ازترازخاکسردپست/
    ((جرم این است!جرم این است!))

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۱:۵۴ ق.ظ  

  • علی

    امیدوارم روزی چشمتون به دیدن جمال حق روشن بشه.آری، عایشه، محبوب ترین زن پیامبر فرمانده سپاه مقابل علی بود.ولی چیزی که مشخصه اینه که حق با علی بود.دوستان من.حق با اون کسی نبست که با دهان گندیده از الکل فریاد یا حسین … میزنه.حق با اون کسانی نیست که در روز عاشورا در هم میلولن و شادی میکنن که یه پلیس رو لخت کردیم.خیابون فردوسی رو تسخیر کردیم.به راستی چه شباهتی بین سپاه حسین تو دشت کربلا و سپاه شما تو روز عاشورا تو خیابونای تهران بود؟لباساتون؟حیاتون؟حرکاتتون؟فریادتون که ترس رو به تن هر عابری مینداخت.هوا و هوس دنیا چشماتون رو کور کرده و به دلهاتون قفل زده.تاحالا به این فکر کردید که چرا با اسرائیل مشترک المنافع شدید؟کی و کجا پیامبر و امامای ما منافعشون با یهود و نصارا یکی بود؟کی یهود و نصارا حکومت پیامبر و امامای مارو تائید کردن؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۲:۱۸ ب.ظ  

  • کیا

    لذت خواندن مطالب حضرتعالی(میرمهدی موسوی ) کم از لذت خواندن نامه نوری زاد نبود سپاس فراوان دارم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۲:۳۱ ب.ظ  

  • علیرضا خس و خاشاک

    اندکی صبر سحر نزدیک است…
    برای راهپیمایی تاریخی روز ۲۵ خرداد آماده شوید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱۲:۴۱ ب.ظ  

  • مهرداد

    من نمی دانم نوری زاد از درون اوین چطور چنین نامه ای نوشته و به رسانه ها رسانده به صورت مخفیانه و دور از چشم بازجویان که نمی توانسته چنین نامه ای بنویسد و به بیرون بفرستد آن هم در زندانی چون اوین با آنهمه تمهیدات امنیتی ، اگر هم که بازجویانش در جریان بوده اند و قلم و کاغذ در اختیارش گذارده اند که به رهبر نامه بنویسد و در اختیار رسانه ها قرار دهد که می توان نتیجه گرفت اوین آنقدر هم که می گویند جای بدی نیست البته هیچ یک از دو حالت بالا امکان ندارد به نظر من این نامه نوشته نوری زاد نیست .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۱:۲۵ ب.ظ  

  • دوستدار محمد نوری زاد

    به قول یکی از دوستان کامنت گذار که به زیبایی گفته، این نامه، نامه به شخص نیست، بلکه به وجدان آگاه انسان هاست…این نامه که حکایت از سینه ی سوخته و رنج دیده ی انسانی مومن و معتقد چون نوری زاد عزیز دارد، در عین نرمی و ملاطفت، حجت را بر تمام آنان که مدعی حقانیت و اسلامیت اند تمام می کند.
    نوری زاد عزیزم! که حتا در درون زندان و در زیز تیغ نیز در فکر مردم، در فکر کشور، و دلسوز انقلاب و اسلام و نظامی که به پایش زحمت کشیدی و عاشقانه دوست اش داشتی و داری، هستی!
    نوری زاد عزیز و شیر دل که حقیقت را قربانی آسایش و رفاه ات نکردی و نمی کنی، و مردانه بر سر حرف و اعتقادت ایستاده ای؛
    نوری زاد عزیزم، که این چنین در زندان و زیر شکنجه بازجوها و با سختی دادن به جسم نازنین ات، جور ما را می کشی و از ما مردم بی دفاع که فریادرسی جز خدا نداریم این چنین دفاع می کنی، زبانم از بیان این همه عزت و بزرگی و ایثار و زیبایی روح تو، قاصر است و نمی دانم چگونه باید از تو قدردانی کنم؛ فقط همین قدر که هر روز از خدا می خواهم ترا در برابر تمام جهالت ها و بغض ها و کینه ها و غرض ورزی ها حفظ کند… و کور سوی امیدی دارم که صدایت و سخنان ات که این چنین از دل سوخته ات بر می آید در گوش مخاطبان نامه ات زنگی دیگر نیابد؛ و آنان صدای انسانیت و شکوه ایثار و عشق تو به ملت و رهبر و کشورت که از تک تک جملات نامه ات پیداست را بدون بغض و کینه دریابند؛
    و در آخر، قسمتی از نوشته ی زیبای خودت را با عنوان «راز چهره های عبوس»، در تحلیل راهپیمایی حکومتی در اعتراض به پاره کردن عکس امام، که در وبلاگت نگاشته بودی در جواب خود تو برای نوشتن این نامه می آورم که خودت به زیبایی پاسخ گفته ای:
    «… و من، از دور، مسلم بن عقیل را می بینم که به نیابت از حسین عزیز به میان ما آمده و فریاد می زند : ای همه ایرانیان، حسین را در اندیشه اش بجویید نه در علم و کتل ، حسین را در آزادگی اش بجویید نه در عزاداری صرف ، ای همه ایرانیان: من می بینم سخن حسین، راه حسین، اندیشه او، مرام او، در ایران شما بخاک افتاده، همت کنید و این نور را از زمین خاکی سرزمین خود برآورید و به خانه ها و دانشگاهها و اداره ها و حیثیات جهانی خود بتابانید و به برکت ذات زیبای آن در دنیا سرفرازی کنید.
    ما اما در پاسخ به ندای مسلم بن عقیل چه می کنیم ؟ او را از بلندای جهل خود بزیر می افکنیم و برای بیرقی که پاره شده و نام حسین برآن است غوغا می کنیم. با چهره های پر از نفرت، و خشم های مهیا به کسی که نمی دانیم کیست، بارانی از مرگ می باریم . مرگ براین مرگ برآن و مرگ برکسی و کسانی که ما را نمی خواهند .
    … و من، مردمانی را می بینم که درحسرت قطره ای اخلاق و مدارا – که ناب ترین خصلت رسولان الهی بوده است و در این ملک خاک می خورد – ملتمسانه به جانب ما دست دراز کرده اند و ما اعتنایی بدانها نمی کنیم. »

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۲:۰۶ ب.ظ  

  • جواد ثابتی

    درود بر نوریزاد
    او بار دیگر نشان داد که از سنخ ایرانیان قهرمانی ست که در طول تاریخ صدای آزادی خواهی در آنها خاموشی ناپذیر بوده است. او که در روزهای جنگ شاهد به خون غلتیدن جوانان و دوستان خود برای آرمان آزادی و وطن بوده چه باشکوه بعد از تحمل انفرادی دوباره ندای حقانیت را سر می دهد و سرافرازانه پای بر میدان مین می گذارد.
    حاکمیت در برابر او و دیگر راست قامتان دربند درمانده است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۲:۱۵ ب.ظ  

  • مهدیه

    زنده باد آزادی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۰۷ ب.ظ  

  • تشکر از *میر مهدی موسوی**

    میر مهدی موسوی :
    سلام تمام متنتو خوندم عضی از نکاتش هم برا تازگی داشت.
    شما می تونید تبریک گفتن آقای لاریجانی به موسوی را هم اضافه کنید!(آقای بهداد در خبرگزاری ایرنا نوشت و سایت رجانیوز هم نوشت)
    راستی آقای عابیدینی!
    اون چهار تا صندوق کف زمین تو کتابخونه شیراز چیکار می کرد؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۲۸ ب.ظ  

  • علی

    آزادگی را معنی کرد، محمد نوری زاد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۳۰ ب.ظ  

  • سید جواد

    هنوز نماز ظهر که در کنار تو در حسینیه دو کوهه دریکی از روزهای تابستان ۶۴ خواندم بیاد می آورم. در گوشم زمزمه کردی از روزهای بعد از مرگ رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران که چه بر سر ما خواهد آمد . از بچه گی معروف به دیر افتادن دوزای بودم . راستش وقتی زندانی ات کردن باز نفهمیدم و یا بیاد نیاوردم که چه در گوشم زمزمه کردی ، اما امروز که نامه ات را خواندم فهمیدم زمزمه هایت را. ودر آخر ای حبیب من دعایت چه سریع اجابت خواهد شد چرا که دیگر همرزمان کم و بیش ریگی در حکومت داری داشته اند در کفش ،اما ای معصوم در بند اوین اگر قرار باشد لطفی از ناحیه حضرت حق شامل حال این ملت و کشور شود تنها به برکت لبهای گوینده روایت فتح خواهد بودو بس . خاک پایت سرمه چشمانم باد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۳:۵۹ ب.ظ  

  • ناصر

    جناب عابدینی گمان می کنم پاسخ برادر سبزمان میر مهدی موسوی به اندازه کافی گویا و مدلل بود و نیازی به اطاله ی کلام اینجانب نیست . اما در ادامه ی بیانات این عزیز تنها دو سئوال از شما دارم .
    ۱- به فرض همه ی ادعاهای حضرتعالی درست باشد و برادر اسیرمان نوریزاد از سر تا به پا خطا رفته باشد . خود بین و تنگ نظر باشد، بدنبال راهبری رهبر باشد ، شرایط موجود را که رهبری فتنه می داند به زعم او چیز دیگری باشد و بخاطر نپذیرفتن اشتباه اعلام تقلب در انتخابات خطا کرده باشد . به نظر شما اینها و نامه های سراسر مهر ایشان به رهبری جزایی معادل سه سال زندان و چهل ضربه شلاق دارد ؟
    ۲- به گفته خودش با آنهمه خدماتی که این سی سال نموده آیا توقع نابجایی دارد که رهبری یا حداقل نماینده ایشان دست محبتی بر سر خانواده اش بکشند ؟
    برادر بزرگوار جناب عابدینی نمی دانم چند سال دارید ، اما بدانید امثال نوریزاد سالها برای حفظ این نظام رنج کشیده اند و حال که به قول خودشان تاریخ مصرفشان به سر رسیده اینگونه در غل و زنجیر نظام خود ساخته گرفتار آمده اند ، باور کنید تاریخ مصرف شما هم روزی به پایان خواهد رسید و آنگاه اینان با شما نیز چنان کنند که با موسوی و کروبی و خاتمی و نوری زاد و … کردند . موفق باشید .
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۰۳ ب.ظ  

  • ناشناس

    سلام
    سوال : این نامه چطور از زندان بدست شما رسیده ؟

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۱۰ ب.ظ  

  • روشنگر

    کجا و چگونه توان بلندای این اندیشه و ادب را توصیف کرد. ای کاش ادب نوری زاد برای همه سبزها الگو باشد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۱۳ ب.ظ  

  • امیر حسین سبز

    واقعاً همین طور است، اگر مردم را یک روز و فقط یک روز بدون سرکوب نیروهای نظامی و امنیتی و بسیج به حال خود گذارند آنگاه خواهند دید که دودمان استبداد بر باد خواهد رفت.
    این هنر نیست که مردم را سرکوب کنیم و سپس بر آنها حکم برانیم و خوشحال باشیم که حاکم یک مملکتیم..

    ای کاش فضایی به وجود می آمد که در آن مردم میتوانستند رهبری را به نقد بکشد (دلسوزانه و مشفقانه). بعد همه خواهند دید که وزنه کدام طرف سنگینتر است و آنگاه شاید به خواست و نظر ملت احترام میگذاردند و از خود نامی نیک را در تاریخ باقی..

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۱۳ ب.ظ  

  • ناصر

    درود بر نوری زاد شجاع،
    …که خدا شما و ما را کفایت می کند…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۲۴ ب.ظ  

  • TOPOLOV

    نامه چهارم آقای نوری زاد فوق العاده بود. در ضمن جوابیه آقای میر مهدی موسوی به آقای عابدینی(دو نفر از کامنت گذاران)
    فوق العاده بود.
    ولی از قدیم گفته اند که نرود میخ آهنی در سنگ………….

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۳۱ ب.ظ  

  • saeed

    baraye har jomleash ashki rikhtam ke hadise dele hameye anani bood ke eshghe vatan darand o darde din … norizad nemoone eest az milyoonha noorizadi ke zaban baste and o az daroon misoozand ,,, ama dir niast ke zaban e hameye anan niz goshhode shavad ke mishavad,

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۴:۳۸ ب.ظ  

  • ناصر

    سخنی با زحمتکشان کلمه
    در ابتدای سخنم به ذکر خاطره ای می پردازم ، امیدوارم وسیله ی تکدر خاطر شما عزیزان نباشد .
    در سال ۷۰ برای امری ناچار شدم سوابق حضور در جبهه و مجروحیت و جانبازیم را به سازمان محل خدمتم ارائه نمایم ، به پایگاه مقداد رفته و تقاضای آمار نمودم، پس از اندکی بررسی اعلام کردند که پرونده این حقیر مفقود شده و برای دریافت برگه مورد نظر باید به مرکز آمارشان واقع در انتهای خیابان پیروزی ، مقابل میدان کلاهدوز بروم . با اندک اطلاعاتی که از بروکراسی موجود در این کشور داشتم از مسئول مربوطه درخواست کردم که نامه ای مرقوم نمایند و تقاضای پاسخگویی از اداره مورد نظر نمایند ، اما ایشان فرمودند نیازی نیست و آنجا به هر ارباب رجوعی پاسخ درخور خواهند داد. با اکراه به مرکز مورد نظر مراجعه کردم و تقاضای خود را مطرح نمودم ، اما همچنان که انتظار داشتم تقاضای نامه نمودند ، من نیز به آنان جواب مسئول محترم پایگاه مقداد را اعلام نمودم . گفتند بله قبلا چنین بوده ولی چند روزی است که به دستور فرمانده شان بدون طی مراحل مورد نیاز از پاسخگویی معذورند . از آنان خواهش کردم که مرا به سمت ایشان راهنمایی کنند و چنین کردند ، به خدمتشان رسیدم و ما وقع را گفتم . گفتند درست است ولی باید به پایگاه مقداد برگردم و با نامه برگردم . به ایشان گفتم برادر خوبم شما باید این مراحل را به دوایر تابعه اعلام می کردید تا باعث سرگردانی مردم نشوید ، من با این همه مصیبت از خیابان آزادی به اینجا آمده ام ، تازه تقاضای نامه نیز کرده ام ولی به دلیل رویه موجود که خود نیز به آن معترفید از ارائه ی آن خودداری نموده اند ، آیا قصور از من است ؟ بدون هیچ تاملی فرمودند : تا آزادی که راهی نیست ، اگر از خوزستان و سیستان و بلوچستان هم می آمدید باز هم جوابم همین بود . به آن عزیز گفتم ، جناب اگر به جای تو محسن رضایی پشت این میز بود و با من چنین می کرد ، من از انقلاب نمی بریدم ، با مردم اینگونه برخورد نکنید ، آنها را از گذشته خویش پشیمان نسازید .
    عزیزان همراه ، بارها و بارها تا پاسی از شب نشسته و به گمان خود مطالبی مفید می نویسم ، اما بسیار اتفاق می افتد که تیغ سانسور شما شهیدش می کند ، مطالب این حقیر شاید که نه ، یقینا از نظر شما دوستان محترم تند و عتاب آمیز است که هست ، اما نگاه من است ، نه نگاه سایت کلمه . چرا از درج آن امتناع می کنید ، حال به شما عزیزان می گویم اگر به جای شما شخص میر حسین عزیز نشسته بود و چنین می کرد ، اینجانب از سبز بودن خویش اظهار ندامت نمی کردم ، چرا که در این سالها آموخته ام که در طی این مسیر فرد گرا نباشم ، دل به نوابغ نبندم و تنها به درستی راه فکر کنم . اما باور کنید با این روش برخورد بسیاری از جوانان سرخورده خواهند شد و از شمایان نیز خواهند برید . این جفا را بر غنچه های نو شکفته این مرز و بوم روا مدارید .
    خواهید گفت مجبور به حفظ خطوط قرمزی هستید که لازمه حرکت است ، می گویم این با نگاه موسوی که ایران برای تمامی ۷۰ میلیون سکنه با هر نوع نگرشی می باشد تناقض دارد ،مگر می توان تصور کرد که تمامی مردمان این سرزمین به یک گونه بیندیشند . اگر بدین گونه بود چه نیازی به این همه هزینه بود .
    می گویید درست ولی باید به آرمانهای سبز ملتزم بود و از تندروی اجتناب نمود ، می گویم کاملا درست است اما راهش این نیست . آیا نمی توان مانند دیگر سایتها اعلام نمود دیدگاههای وارده لزوما دیدگاه شما نیست ، بهتر نیست همه ی نظرات را درج و با توضیح و تحلیل افکار خوانندگان خود را تعدیل و به روش مناسب هدایت فرمایید ؟
    می گویید ممکن است با این نوع نگرش به زحمت بیفتید و امکان این سرویس حداقلی را نیز از دست بدهبد ، می گویم هر چند این یکی بیشتر از همه بدل می نشیند اما شما بفرمایید در اوین کنار نوری زاد بودن پیام بهتری دارد یا از دست دادن یاران همراه؟ لااقل مطلبی بنویسید و از محدودیتهای خود بگویید .
    دوستان اگر این یک رویه باشد نه عملی از سر ناچاری ، براستی رویکرد شما با حاکمان فعلی چه تفاوتی دارد ، مگر شما به این آیت حق که فبشر عباد … باور ندارید . چرا در عمل نه در ایده برای رهبری حصن حصین قائلید ، مگر از مطلق العنان بودن ایشان رنج نمی برید . مگرنه اکنون بلکه در ادامه مسیر به دنبال اصلاح این ساختار ناصواب نیستید ؟ موفق باشید .
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

    کلمه
    : با سپاس از نظرات آموزنده شما. کلمه اکنون پاسخ نظری را می دهد که با کلیت آن نظر موافق است. تنها مساله این است که آیا آیه فبشر عباد الذین یستمعون القول در قوانین موضوعه امروز جایی دارد یا خیر؟ ما از طریق همین قوانین به ” این قوانین محدود کننده ” و مخالف نص قرآن باید اعتراض کنیم. چنانکه به طور مثال درجریان انتخابات هم ما مردم از طریق اعمال اصل بیست و هفت قانون اساسی به بد عمل کردن به همین قانون و سایر قوانین مربوط به انتخابات اعتراض داشتیم. در این حال اگر خاطر دوستان از برخی ملاحظات کلمه که آن هم برای تداوم جریان قطره ای اطلاع رسانی است مکدر شده است صمیمانه از آنان پوزش می خواهیم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۱۶ ب.ظ  

  • ناشناس

    اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه می نویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام

    نامه تاریخی و ادبی زیبایی بود ولی عملا هیچ تاثیری ندارد

    خطاب به میر حسین : کرده ام موی سیه را به فراق تو سفید تا نگویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۳۴ ب.ظ  

  • Utopia

    امام خمینی:

    … ولایت فقیه آنطور که اسلام مقرر فرموده است وائمه ما نصب فرموده‌اند، به کسی صدمه‌ وارد نمی‌کند، دیکتاتوری به وجود نمی‌آورد، کاری که برخلاف مصالح مملکت است، انجام نمی‌دهد. کارهایی که بخواهد دولت… برخلاف مسیر ملت و برخلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می‌کند، جلوگیری می‌کند.

    «فقیه… اگر یک گناه صغیره هم بکند، از ولایت ساقط است، مگر ولایت یک چیز آسانی است که بدهند دست هر کس… ما می‌خواهیم که فقیه باشد که جلوی دیکتاتورها را بگیرد، نگذارد رئیس‌جمهور، دیکتاتوری کند، نگذارد نخست‌وزیر دیکتاتوری کند… نه اینکه بخواهیم دیکتاتوری درست کنیم.»

    «شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد. در اسلام قانون حکومت می‌کند، پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی‌توانست تخلف کند…

    صحیفه ی نور،جلد دهم
    .
    .
    .
    .
    .
    حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌اند.»
    منبع: صحیفه امام خمینی (ره)، بخش ضمیمه، ص ۵۷۹.

    «اگر فقیهی بخواهد زورگویی کند، از ولایت ساقط می‌شود.»
    منبع: صحیفه نور، ج ۱۰، ص ۲۹ و ۱۷۴؛ ج ۱، ص ۳۱، ج ۱۰، صفحهٔ ۸۹ و ۲۹.[۱]

    اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند، از ولایت ساقط می‌شود.»«اگر ولیّ فقیه، یک کلمه دروغ بگوید یک قدم بر خلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد.»
    منبع: صحیفه نور، ج ۱۱ ص ۳۷.[۲]

    ما تابع آراء ملت هستیم، ملت هر طوری رأی داد، ما هم از آنها تبعیت می‌کنیم.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۸۱.

    « «میزان رأی ملت است.»
    منبع: امام خمینی، ولایت فقیه حکومت صالحان زمین، ص ۴۷.

    «این مردم هستند که باید افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند و مسئولیت امور را به دست آنان بسپارند.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲، ص ۲۷۰.

    «یک مجلس ملی مرکب از منتخبین واقعی مردم امور مملکت را اداره خواهند کرد.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲، ص ۲۵۵.

    «آرای ملت حکومت می‌کند.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۱۰۹

    ما می‌گوییم حکومت اسلام… یک حکومت باشد که برای قانون متواضع باشد، یعنی سر پیش قانون فرود بیاورد، قانون هر چه گفت، قبول کند، نه این که قانون برای مردم عادی باشد و قدرتمندها از قانون مستثنی باشند.»
    منبع: امام خمینی(ره)، کوثر، ج دوم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۳، ص ۱۵۴.

    «نقض قانون اساسی سند عقب افتادگی است‏.»
    منبع: نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، ج ۲، صص ۲۱۹-۲۱۷.

    «حکومت قانون است، قانون به خدا، یعنی حاکم، یعنی شخص اول مملکت، اگر یک کسی چیزی داشته باشد، شکایتی داشته باشد از او، پیش قاضی می‌رود و او را حاضرش می‌کنند و او هم حاضر می‌شود، چنانچه شد. حضرت امیر این کار را کرد. ما هم یک همچو حکومتی می‌خواهیم.»
    منبع: امام خمینی(ره)، کوثر، ج دوم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۳، ص ۲۰۳.

    «همه طبق قانون اساسی حرکت کنیم.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۵۷.

    «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف وظیفه اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۹۰.

    «البته ماها نباید گمان کنیم که ما هرچه می‌گوییم و می‌کنیم، کسی را حق اشکال نیست.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۰.

    «حق هم همین است، باید دخالت در امور بکنند، اگر دیدید من کج می‌روم، به من بگویید کج نرو.»
    منبع: امام خمینی، روزنامه کیهان: ۱۱/۴/۱۳۶۰.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۵:۴۳ ب.ظ  

  • zahra.s

    اقا ی خامنه ای لطفا جواب دهید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۱۸ ب.ظ  

  • احمد

    به نظر من هر ایرانی موظف است که این نامه را چاپ کرده و به آدرس رهبر پست کند. من هم که در خارج از ایران زندگی میکنم اگر این آدرس را داشتم اینکار را میکردم. کسی هست که آدرس رهبر را برای ما بنویسد؟ این خود یک رفراندوم است که شاید موثر واقع شود.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۶:۵۲ ب.ظ  

  • کاکا ملت

    زنده باشی ای مجاهد برتر به فرموده پیامبر که:

    افضل الجهاد کلمه الحق…

    ضمنا چون یکی راجع به ۹ دی گفته بود .خواستم به پیشگاه با شرفت گزارش دهم که در انروز خلایق را از اطراف و اکناف با اتوبوس دولتی

    به شهر اوردندی و ساندیس و ساندویچ و اغذیه و اشربه وافر از بیت المال توزیع نمودند ی و مرخصی با حقوق قربه الی ا.. اعطا نمودندی

    و پس از ان کل مخارج متحمله را بطور ” مظاعف” از ملت همواره باز ستادندی به انحائ مختلف.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۰۲ ب.ظ  

  • بالاترین

    «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف وظیفه اسلامی خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است.»
    منبع: امام خمینی، صحیفه نور، ج ۴، ص ۱۹۰.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۴۵ ب.ظ  

  • آحاد مردم

    مردمی که ازش دم میرنید کجان پس جز یه عده خارج نشین و سلطنت طلب بابا پس کی می خواین دموکراسی رو بفهمید تا کی می خواهین مثل افغانستان به صورت ملوک الطایفی و زورگویی پیش برید مردم خرفشون و انتخابشون را در روز انتخابات زدند اگه شما خودتونو زدید بخواب که هر چی دلیل بیارن باورتون نمیشه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۵۱ ب.ظ  

  • امیر

    فقط میتونم بگم به میر حسین افتخار کنم که همچین یارانی دارد
    یا حسین میر حسین

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۷:۵۱ ب.ظ  

  • مانی

    سایت کلمه در جواب دوست عزیزمون اقای ناصر کاملا غیر منطقی پاسخ دادند.

    کلمه: با سپاس از نظرات آموزنده شما. کلمه اکنون پاسخ نظری را می دهد که با کلیت آن نظر موافق است. تنها مساله این است که آیا آیه فبشر عباد الذین یستمعون القول در قوانین موضوعه امروز جایی دارد یا خیر؟ ما از طریق همین قوانین به ” این قوانین محدود کننده ” و مخالف نص قرآن باید اعتراض کنیم. چنانکه به طور مثال درجریان انتخابات هم ما مردم از طریق اعمال اصل بیست و هفت قانون اساسی به بد عمل کردن به همین قانون و سایر قوانین مربوط به انتخابات اعتراض داشتیم. در این حال اگر خاطر دوستان از برخی ملاحظات کلمه که آن هم برای تداوم جریان قطره ای اطلاع رسانی است مکدر شده است صمیمانه از آنان پوزش می خواهیم.

    اصلا این جواب در خور توجه نیست.
    دوستانی که در مدیریت سایت کلمه فعالیت می کنید. اون اصول و قوانین را بیاورید؟ واقعا ذکر کنید. یادم است که چند ماه پیش وقتی بعضی از کامنت های من رو تایید نمی کردید, من به شما گفتم که شما با این کارهاتون باعث میشوید که بازدیدکنندگانتون از شما دلسرد شوند. این حرف را الان اقای ناصر به شما گوشزد کرد. پس به اسم موسوی سایت را نگردانید. این یک لطمه بزرگ است. خیلی از دوستان واقعی سبز از این سایت رفتند. دوستانی که بازدیدکننده ثابت این سایت بودند. شما دارید کاملا تعادل را حفظ می کنید. من خودم را جای شما میزارم و به شما حق میدهم که اینگونه عمل کنید و تعادل و خلاصه هر اسمی دیگر که به ضرر مردم است را انجام دهید. ولی ایا دلیلی داشت که شما به یکی از بازدیدکنندگان سایت که فکر کنم با اسم رویا برای شما کامنت گذاشته بود و گفت که شما چرا دارید اینطوری کامنت ها را تایید می کنید و گفت که امیدوارم تن به فشارهای حکومت ندهید. ایا دلیل داشت شما به این بازدیدکننده در پاسخ بگویید که ما تن به خواست ملت و خواست الاهی میدهیم؟؟؟؟؟؟؟ ایا فکر نمی کنید این حرف شما بیشتر یک شعار بود تا یک عمل؟ سایت کلمه , اون اصول و قوانین مضخرف است که الان ملت حاظر نیست به این اصول تن دهد. چه اصولی؟ نظام جمهوری اسلامی به اصولی ترین و کوچکترین حقوق شهرواندان خود پایبند نیست, حالا خوب شما و حتی ما هم از دل این نظام هستیم. ایا می شود به هم دیگر اطمینان کرد. ایا احساس نمی کنید رفتار و حرکات سایت کاملا بر خلاف ایده و میل جنبش است؟؟؟؟ من شک ندارم که بر خلاف ایده این جنبش است.

    من یک جوانی هستم که حاظرم برای پدرم موسوی جون بدم و خسرو گل سرخی رو الگو شهامت خود میدانم. زیر بار هیچ حرف نا حقی هم نخواهم رفت. اینجا میام حرف حق را میزنم حرفی که منطقی باشد. سعی میکنم در زندگیم منطق را به احساس ترجیح دهم. روند سایت کاملا بد شده. نوع انتشار پست ها. جدیدا نوع سانسور کردن نظرات دوستان و جای ان ۳ نقطه….. من هر وقت کامنتی را مطالعه می کنم , وقتی ۳ نقطه … میبینم به خودم میگم سایت دوباره سانسور کرد. یادم هست که تا ۲ ماه پیش وقتی مینوشتیم حسین شریعتمداری ادم متقلب و دروغگو و خلاصه هر چیز دیگر هست . شما با تمام وجود تایید می کردید. ولی متسفانه در حال حاظر حتی اسم حسین شریعتمداری هم سانسور می شود. واقعا چه روندی را پیش گرفتید. طرف در یکی از پست ها شما امده سایت کلمه را متهم کرده که شب قبل انتخابات این سایت یعنی کلمه خبری منتشر کرده که میرحسین موسوی در حال حاظر ۶۰ درصد ارا به خود اختصاص داده. این خبر کاملا دروغ است. در ارشیو هم موجود نیست. من قرار بود برای شما ایمل بفرستم تا شما در سایت منتشر کنید که چه سایت هایی در ۳ روز قبل انتخابات در مصاحبه هایی با سایت های رسمی و حامی دولت اعلام کردند که منتظر رای ۲۴ ملیونی احمدی نژآد هستیم. من تمام این مدارک را در اختیار دارم. جالب اینجاست که هنوز در ارشیو اون سایت ها , این خبر مصاحبه موجود است. من این درخواست را برای شما از طریق کامنت ارسال کردم و از شما خواستم که پاسخ بنده را بدهید که ایا این موضوعی را که من میخواهم برای شما تنظیم و ایمل بکنم را در سایت منتشر می کنید یا خیر. شما حتی این کامنت بنده را تایید نکردید چه برسد به اینکه بخواهید پاسخ دهید. پاسخ دادن که آر نیست. نکنه اصول شما این اجازه رو هم نمیدهد که پاسخ دهید؟؟؟

    من اگر بگویم اقای حالا اسم نمیارم و جاش خودم …. میزارم , اگر بگویم این اقا حراف و متقلب و خلاصه هر چیز دیگر است, خداییشششششششششششششش سایت کلمه تایید می کند این کامنت را؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    قوربون شکلتون شما در اون پست که اقای موسوی با کمیته دانشجوی جبهه مشارکت دیدار داشت, در اون پست همه نوع توهینی که به موسوی و خانوادش و خاندانش شد رو تایید کردید. به چه حق؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما جواب بنده رو اونجا دادید و فرمودید که اشتباه سهوی بود طلب پوزش کردید. ایا در همین پست که اون اقا به اسم سینا امدند بار دیگر به مهندس موسوی بددهنی کردند , ایا تایید این کامنت هم سهوی بوده؟من نمی خواهم به شما تهمت بزنم که این تایید ها از عمد است ولی اصلا چه دلیل داره که توهین به مقامات بالا را تایید کنید؟؟؟؟؟ اقای موسوی مگر کم کسی هستند؟ روند گرداندن سایت کاملا بر خلاف میل اکثریت بازدیدکنندگان شده. خیلی ها دارند از این موضوع گله می کنند. شما پاسخ در خورد توجه نمی دهید و باعث میشوید که خیلی ها بگویند بابا این ها هم , هم جنس حکومت هستند. رفتارشون کاملا شباهت داره به رفتار حکومت.
    کلام اخر من این است که دوستان عزیز و محترم در مدیریت سایت کلمه ” پاسخ دادن به انتقادات و به تمسخر کشیدن افراد کشور ” آر نیست. شما باید پاسخ دهید. اگر نمی دهید لا اقل تایید کنید تا دوستان پاسخ دهند. همان طور که اقای حسین عابد کورکورانه کامنت گذاشتند و دوستان به زیبایی پاسخ این اقا را دادند.

    درود میفرستم به دوست جانباز ” اقای ناصر” که باعث افتخار منه جوان است .

    یا حق

    کلمه: شما اعلام آمادگی کرده بودید که در مورد خاصی یادداشت بدهیدبنابراین آن کامنت برای انتشار نبود. اما ایمیلی ندادید که کلمه پاسخ شما را در مورد آن مطلب بدهد. منتظر ایمیل شما هستیم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۰۳ ب.ظ  

  • آزاده ای سبز

    نظرات دوست عزیزمان آقای میر مهدی موسوی نیز جالب بود
    از این جنبش سبز مردمی که به حق بوده مردان و زنانی رشد پیدا کردن که باعث افتخار ما ایرانیان است
    امروز بیش از پیش به گسترش تفکر و آگاهی نیازمندیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۲۰ ب.ظ  

  • ناصر

    دوستان کلمه محدودیت ها ی شما را درک می کنم و ازاین که در هر شرایطی طالب حرکت قانونی هستید به شمایان افتخار می کنم . باور دارم به آنچه که به عنوان قانون در آمده باید التزام عملی داشت هر چند مورد تایید ما نباشد . اما به این نیز یقین دارم که آنچه به عنوان قانون تدوین شده وحی منزل نیست و می توان تقاضای اصلاح آن را نمود. امروز از شنیدن این سخن از زبان موسوی عزیز که فرمودند:باید انعطاف داشته باشیم و روی یک شکل و شمایل از حکومت تصلب پیدا نکنیم ، بسیار خرسندم . خدایتعالی توفیقتان دهد .
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ۸:۳۳ ب.ظ  

  • سپهر

    نامه ای در کمال ادب و احترام. افسوس به حال کسی که محمد نوری زاد را از حلقه یارانش بیرون کرد.
    این نامه روح تازه ای به مردم دمید. سلام مرا هم به نوریزاد برسانید.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱۲:۰۷ ق.ظ  

  • مهرشاد

    چقدر دلمان برای نوشته های استاد نوری زاد تنگ شده بود و چه مائده ای داد به ما ازپس روزه های روزهای سختش .ازتمامی زجرهای زندان و دشمنی ها و دشنامهای رفته به او، در قلب و قلم پرمهرش هیچ نشانی نیست جز رحمت واسعه ای که حتی در دل بیراهه رفته ترین انسانها، هنوز نور امیدی می یابد و می تاباند.استاد عزیز، ما را از چشمه ی نوری که زادۀ آنی ، سیراب خُلق محمدی ات کردی،پس دیگر حرام است که در این عید فطری که خود برای ما برپاداشتی، تو هنوز روزه دار مانی.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۲:۴۱ ق.ظ  

  • عبدالله عبداللهی

    سلام
    از اینکه آقای نوری زاده با ادبیات محبت آمیزو لحنی دوستانه و خیر خواهی با آقای خامنه ای صحبت کرده در برخی از نظرات با دیده تعجب و سوال مواجه شده و برخی آنرا دلیل غلط بودن آن نگاه و حتی برخی دیگر ،آقای نوری زاده را مستوجب کم اعتنایی دانسته اند ( گرچه عموماً از ایشان بعنوان حر و …یاد شده ) به نظرم رسید ما در جنبش سبز می باید همچون ایشان با افراد برخورد نماییم والا با رفتار مبتنی بر نفرت نسبت به شخص ،در آخر کارو در صورت موفقیت، ظالمی را حذف کرده تا ظالم دیگری جای او نشانده ایم و این یعنی هیچ.
    دوستان عزیز همه باید بندگان خداوند را با هر گرایش و عقیده ای( خوب یا بد) دوست بدارند و در مواجهه با آنها در مسیر خیر خواهی قدم بردارند و البته واضح مسیر خیر خواهی برای کسانی که در منش و عمل خوبند با نحوه برخورد با کسانی که بد عمل و بد فکرند متفاوت است .
    ما باید حتی برای آنکه بدلیل جهل و تباهی درونی خود و یا قدرت طلبی و … ظلم می کند هم غصه بخوریم که چرا این مخلوق خدا بجای انجام کار درست ظلم می کند و راه ابراز دوستی و محبت با او هم این است که با تمام توان بکوشیم او را از انجام امور ظالمانه دور کنیم . دوستان عزیز فرق ما با مستبدان باید در تفکر ما ، در گفتار ما و رفتار و اعمال ما مشخص می شود( نه در شعار )والا اگر قرار باشد ما هم از همان ادبیات و رفتار و عمل بهره ببریم که خود دچار تناقض شده ایم .
    ما باید خیر خواهانه و صادقانه به همه طرفداران نا آگاه ظالمان اعلام کنیم دوستشان داریم و از اینکه به سمت تباهی می روند در رنجیم باید بگونه ای رفتار کرد تا در هر روز شاهد پیوستن حر های فراوانی از سمت حکومت به سمت مردم باشیم .
    جنبش سز فقط یک حر نمی خواهد ما باید بگونه ای رفتار کنیم که همه طرفداران رقیب حر گونه و با آگاهی از نیت پاک ما به حنبش سبز بپیوندند .
    مطمئن باشید هر لحظه می تواند عاشورا و تقابل شدید ظلم و رحمت اتفاق بیفتد پس باید برای دقیقه های آخر نیز پذیرای حر ها بود و اصولا پیروزی ما منحصرا در ایجاد زمینه برای پیوستن حر ها به مردم است .
    به امید پیروزی مدارا و رحمت و دوستی بر نفرت و ظلم و استبداد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۴:۳۱ ق.ظ  

  • yazdan

    بشنوید ای دوستان این داستان-خود حقیقت نقد حال ماست آن

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۵:۲۷ ق.ظ  

  • ناشناس

    زنده باد نوری زاد حر زمان به تو افتخار میکنیم.یا حسین میر حسین .در ضمن در جواب ۹ دی اون روز به تمام حسینیه ها و هیاتها الزام کرده بودن در راهپیمایی حضور داشته باشن ما خودمون تو مسجد بودیم گفتن هم اتوبوس میارن تا مردم رو تا اونجا ببرن هم نهار هم در خدمت هستیم .واقعا که! اخه کسی که گول میزنه خودش هم گول میخوره؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۷:۱۰ ق.ظ  

  • سید علی

    درود به شرفت

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۷:۲۲ ق.ظ  

  • الماس

    نامه آقای نوری زاد نامه ای شجاعانه همراه با چاشنی چاپلوسی میباشد.

    یکی از دوستان به نام مانی صحبتهای خوبی کرده بودن. منم با ایشون کاملا موافقم. متأسفانه ما سبزها هم از طرف خودمون سانسور میشیم هم از طرف مخالفانمون.و این خیلی زشته برای شما که ادعای آزادی میکنید و نظرات مخالفان رو هرچقدر هم فحش و توهین توش داشته باشه بدون سانسور تأیید میکنید ولی نظرات ما رو چون اسم فلانی رو توش آوردیم به جاش نقطه چین میذارید. منم از این قضیه نقطه چین گذاشتن خیلی بدم میاد. شما اینجوری به شعور نظردهنده توهین میکنید.

    امیدوارم روزی برسه که همه ما معنی واقعی آزادی رو بفهمیم. نه اینکه فقط ادعاش رو داشته باشیم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۹:۰۱ ق.ظ  

  • دوست

    سلام به همه واقعا به همه
    پیشنهاد میکنم از یک زاویه دیگر به همه این مسائل و وقایع نگاه کنیم
    سوالهائی مطرح است : چرا این مشکلات برای امثال نوری زاد پیش می آید؟ چرا برای بهزاد نبوی آن مشکلات پیش می اید ؟ چرا موسوی در این مملکت و این انقلاب در چنین شرایطی قرار میگیرد؟ چرا آقای کروبی و خاتمی و … برایشان مشکلاتی این چنینی پیش می اید؟ چرا آقای رفسنجانی در چنین موقعیتی قرار میگیرند؟ یادمان باشد اینجا کشور آنان است و انقلاب آنان است و دوستان اینها بر مسند امور نشسته اند . واقعا چرا چنین اتفاقاتی دارد در این مملکت میافتد؟ اینها سی سال است که خودشان هرکاری شده است را کرده اند . خودشان این قانون اساسی را نوشته اند . خودشان فضا را برای حضور هم مسلکانشان فراهم کرده اند و اصولا خودشان همه نیروهای امروزی را بر سر کار آورده اند . احمدی نژاد را چه کسی کشف کرد و اول بار در زمان چه کسی وارد دولت شد . چه کسانی همین نمایندگان مجلس و شورای نگهبان را در جامعه بالا آوردند ؟ اگر پاسخ این سوالها و بسیاری دیگر از این سوالها را بر روی یک کاغذ بنویسید و جلوی خودتان بگذارید آنوقت به کل مسئله نظام اسلامی و آنچه این اقایان در حال انجام آن هستند بنگرید درخواهید یافت این مسائل از جای دیگری اب میخورد . باید یکجائی تکلیف خودمان را با این دنیا و قدرتی که بر آن حاکم است روشن کنیم آنگاه پرده از مقابل همه نمایشهای ظاهری کنار خواهد رفت و اصل ماجرا بر شما روشن خواهد شد .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۹:۰۵ ق.ظ  

  • Atashe Zire Khakestar

    Salam bar Noorizad asire ghahreman. In nameh (va 3 ta nameh ghabliye ishan) mesle toofan dar sartasare internet dar hale gardeshe. Omid varam bazi az zoamaye hookoomat ham bekhoonand va vejdaneshoon kami tekoon bekhore va be khod biyan, vali omidi az in siyah delan nadarm.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱۰:۱۴ ق.ظ  

  • amir

    اندکی صبر سحر نزدیک است …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱۱:۲۶ ق.ظ  

  • alireza f.a

    از ان روز این خانه ویرانه شد که نان اورش مرد بیگانه شد (یاحسین میرحسین)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱۲:۵۸ ب.ظ  

  • فرزند ایران

    تا آزادی تنها چند روز مانده است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱:۱۰ ب.ظ  

  • ناشناس

    درود بر وجدان پاکت

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱:۲۱ ب.ظ  

  • متولد22خرداد

    نوری زاد عزیز…
    شاید حساس ترین ارکان این کشور بدست نا اهلان افتاده باشد،
    شاید این نامه ها هرگز به مقصد نرسد،
    شاید زیر فشار ارعاب خیابانها ساکت شده باشند،
    اما….
    به پشتوانه آزادگانی چون تو و نامه هایی چون نامه های تو(حتی اگر هرگز خوانده نشوند) سبز خواهیم ماند…
    ما به چشم های بیقرار تو قول میدهیم که ریشه هایمان به آب و شاخه هایمان به آفتاب برسند،
    ما پیروز میشویم!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۳:۵۳ ب.ظ  

  • یک ایرانی عاشق ایران

    با سلام
    اون عزیزانی که چشمشون رو روی حقایق نشستند بدونند که نمیشه یه نفر برای خودش جوک بگه و فقط خودش بخنده -همه ما اعتقاد داریم در کل تاریخ بشریت ۱۴ تا انسان معصوم بیشتر ندارشتیم و نخواهیم داشت یعنی همه انسانها به غیر از این بزرگان اشتباه می کنند اون انساهایی دارن به رهبر خیانت میکنند که دارن ایشون رو در حد یک انسان معصوم جلوه می دهند باید قبول کنیم که رهبر هم ممکن است گاهی مواقع اشتباه کنه(البته اگه بعضی ها بخواهند قبول کنند)-به قول اقای نوری زاد همون انسانهایی که امروز برای رهبر چاپلوسی می کنن از کجا معلوم که فردا روز اگه منافعشون در خطر بیفته با رهبر هم مخالفت کنند-
    اما سخنی چند با رهبر:
    اقای رهبر مملکت ایران ایا باور کنیم که تمام این زیاده رویه در پس از انتخابات حرکات خود سرانه بود
    ایا باور کنیم که شما حمله به کوی دانشگاهو جنایات کهریزک رو محکوم کردید اگه اینجوریه چرا عاملینش دارن راست راست میگردن و حتی بعضی هاشون پستهای بالاتر گرفتند
    ایا باور کنیمپاره شدن عکس امام رو محکوم میکنید و حمله به جماران رو در شب عاشورا ندیدید
    ایا باور کنیم که شماحتک حرمت عاشورا را محکوم کردیدو رد شدن ماشین پلیس رو در روز عاشورا ندیدید
    باور کنید ما هم جز ملت ایرانیم و عاشق اسلام هستیم
    یا علی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۴:۳۲ ب.ظ  

  • کامنت دوستان

    اگر فقیه یک گناه صغیره هم بکند، از ولایت ساقط می‌شود.»«اگر ولیّ فقیه، یک کلمه دروغ بگوید یک قدم بر خلاف بگذارد، آن ولایت را دیگر ندارد.»
    منبع: صحیفه نور، ج ۱۱ ص ۳۷.[۲]

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۸:۴۱ ب.ظ  

  • علی ت.

    بسیار غریب است که کسی به زندانبان خود با عنوان هایی چون عزیز و گرامی خطاب کند و یه امید تغییر او یاشد. ملت مظلوم ایران به سیاستمداران و رهبران شجاعی نیاز دارد که با تمام وجود در برابر ظلم و ظالمان بایستند و حقوق ملت را باز ستانند .

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ ۱۰:۵۵ ب.ظ  

  • سینا

    میدانم که نمی شود…ولی من هنوز به رهبر امیدوارم…در قنوتتان برای آزاده هایمان دعا کنید…یا حسین…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۴:۵۶ ق.ظ  

  • عارف

    قال رسول الله، صل الله علیه وآله وسلم، إن الساکت عن الحق شیطان أخرس
    فقه السنه ج ٢ ص ۶١١؛ وضو النبی ج ١ ص ٢٠٣
    آن که رواج باطل را در جامعه ای مشاهده کند و بتواند با بیان یا با قلم حق را اظهار کند ولی‌ نکند، شیطانی دهان بسته است که سخن نمی‌‌گوید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۵:۲۰ ق.ظ  

  • فریاد

    سالها تو سنگ بودی دلخراش/ازمون را یک زمانی خاک باش/در بهاران کی شود سرسبز سنگ/خاک شو تا گل بروید رنگ رنگ

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۵:۲۲ ق.ظ  

  • ندا

    دوستان خواهشاً اینقدر به “کلمه” گیر ندین.خوشتون نمیاد کامنت نذارید!

    اگر این سایت هم مثل سایت جرس نظرسنجی رو برداره و فقط اخبارو بده اونوقت باید فیلتر facebook va twitter رو

    هم بشکونیم که با هم تبادل نظر کنیم.۳۰% نظرها تایید نشه ۷۰% که می شه .به جای این باید به تمام زحمتکشان

    این سایت خسته نباشید بگیم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۵:۳۳ ق.ظ  

  • سید سراج

    غلام همت آن نازنینم
    که کار خیر بی روی و ریا کرد

    محمد نوری زاد با این نامه اش نشان داد که بدون روی و ریا کاری را که خیر می داند انجام می دهد درود بر این مرد آزاده و همت عالی او
    خداش در همه حال از بلا نگه دارد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۷:۰۱ ق.ظ  

  • جواد

    این که کسی بتونه از زندان اوین همچین نامه ای (سرگشاده؟؟؟) بنویسه عجیب نیست؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۷:۴۵ ق.ظ  

  • ناشناس

    خیلی زیبا بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۸:۰۹ ق.ظ  

  • ناشناس

    درود بر آزاد مردان راه حق

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۸:۵۰ ق.ظ  

  • صبر

    نامه این عزیز من را یاد وصیت نامه سید جمال می اندازد. او همه عمر برای اصلاح امور مسلمین نامه ها به سران ممالک اسلامی نوشت و در وصیت نامه اش نگاشت که عمری بذر در سرزمین بی حاصل پاشیدم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۸:۵۶ ق.ظ  

  • کوروش از ایران سبز

    آرزو میکنم روزی شاهد آزادی همه ایرانیان آزاده و بازگشت به دامان خانوادهشان باشیم ، آرزو میکنم روز شاهد گرفتن حق خونهای به ناحق ریخته شده در کشور عزیزمان باشیم و سرانجام آرزو می کنم روزی شاهد ریشه کن شدن همه ظالمان و قدرت طلبان در سراسر دنیا باشیم
    آقای نوری زاد و همه عزیزان دربند اندکی صبر ، سحر نزدیک است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۹:۳۵ ق.ظ  

  • سبزابدی

    سبزترین سلام بر نوری زاد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۱۱:۴۲ ق.ظ  

  • محمد

    آقای نوری زاد باید بدانی که سران فتنه چون تورا همراه خود دیدند و کلامت را در راستای اهداف خود پنداشتند برای فریب افکار ابراز ارادت می کنند گول نخور !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
    و اما اگر صداقت داری و داشتی نامه را محرمانه می فرستادی و اینگونه پرده دری نمی کردی و حالا خربزه خوردی پای لرزش باید بشینی

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۱۲:۰۵ ب.ظ  

  • نجفی

    گرچه پیام این نامه کاملن روشن است اما بسیار هم اندوهبار است:
    این که فردی مثل آقای نوریزاد با اینهمه حجتی که به چشم دیده همچنان خود را دوستدار آن کسی می داند که در ضمن مسئول همه اتفاقات اخیر می شناسدش.
    ای کاش در مقابل پروردگار عالم هم می شد تعارف و مجامله کرد و این دوست داشتنها را در پیشگاه او هم به عنوان عذری آورد.
    اما متأسفانه یا خوشبختانه خداوند متعال با هیچ یک از بندگانش تعارف ندارد. خداوند درباره رسول گرامیش که به اعتقاد شیعه ، برترین مخلوق خداوند است فرموده : « ولو تقول علینا بعض الاقاویل * لأخذنا منه بالیمین * ثم لقطعنا منه الوتین * فما منکم من أحد عنه حاجزین »
    ” و اگر پاره ای گفته ها بر ما بسته بود دست را ستش را سخت می گرفتیم سپس شاهرگش را قطع می کردیم آنگاه هیچ یک از شما مدافع او نبود” (حاقه – ۴۴ تا۴۷)
    این آیات شاهد آن است که حتی اگر رسول خدا کوچکترین گفته ای از پیش خود به خدا نسبت می داد چنین عاقبتی ( در همین دنیا ) می داشت. خداوند متعال هیچ نامی را نمی خواند. او به قلوب بندگانش و اعمال آنان می نگرد. آن از مقام الهی رسالت، این مقامات دنیایی که ما تراشیده ایم که دیگر جای خود دارد.
    کدام معتقد به قبر و قیامتی برای حب و بغض غیر الهی عذری می تواند بیاورد؟
    در این دوست داشتنهایی که در این نامه و امثال آن می بینیم چه اثری از حب و بغض فی الله هست؟ هر چه هست حب و بغض بخاطر هوای نفس است. چون من از قبل فلان آقا را دوست داشته ام و تقدیس کرده ام و مقام عصمت برایش قائل شده ام حالا دیگر هر گناه و جنایتی کند باز نمی توانم او را دوست نداشته باشم!!!!!!
    این جز هواپرستی چیست؟ همه این آقایانی که از صدر تا ذیل در برابر اینهمه جنایت سکوت کرده اند و نمی توانند پا بر هوای نفس خود بگذارند و پروردگارشان را معیار حب و بغض خود قرار دهند چه عذری در پیشگاه حضرت حق دارند؟
    (پیداست که منظور من شخص آقای نوریزاد عزیز نبوده و از نظر من ایشان تنها خواسته راه انکار را ببندد، اما آنچه گفتم بلایی است که هنوز گریبانگیر بسیاری از مؤمنان است.)

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ ۱:۲۶ ب.ظ  

  • ناشناس

    شیر مادرت حلالت !!!
    چقدر نوشته های نوری زاد به دل میشینه و واقعیت را میگه …
    من که خیلی بهشون علاقه دارم …
    واقعا که مردی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۴:۲۵ ق.ظ  

  • خوشرو

    عجیبه برام که این آدمای دلسوز نظام و انقلاب چرا این نامه هاشون رو به جای محرمانه سرگشاده میفرستن.
    واقعا عجیبه و دلسوزیشون رو زیر سوال میبره!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۶:۲۴ ق.ظ  

  • میرمهدی موسوی

    جناب آقای عابدینی!!
    سعی کرده ام نظرم را به ترتیب در مورد تک تک بند هایی که نوشته اید بیان کنم. امیدوارم فرصت مطالعه آنرا پیدا کنید:
    - صحبت از اقلیت و اکثریت کرده اید و وانمود کرده اید که معترضان در اقلیتند! می شود بفرمایید اقلیت و اکثریت چگونه تعیین می شود؟ و اگر واقعا اینقدر شما و حاکمان فعلی خیالتان راحت است که در اکثریت هستید پس چرا به درخواست جناب آقای خاتمی برای انجام رفراندوم پس از اعتراضات به نتیجه انتخابات توجهی نکردید؟! چرا اجازه ندادید با انجام یک رفراندوم این (از نظر شما) اقلیت معترض رسوا شوند و به همه آدم و عالم ثابت شود که اینها در اقلیتند و اینهایی (منظور همان معترضان) که اینقدر صحبت از جایگاه اجتماعی می کنند و همه قدرت خود را فقط و فقط در پشتوانه مردمی شان می دانند (و خود شما نیز نیک می دانید که اگر چنین نبود تا به حال شما و حکومت شما اثری از آنان باقی نگذاشته بودید) دیگر نتوانند ادعایی داشته باشند؟!!
    - گفته اید که ” دم از اطاعت از رهبری میزند اما میخواهد بر رهبر راهبری کند و بجای تمشیت در مسیری که رهبری می نماید بیراهه را انتخاب و به صراط مستقیم بودن آن اصرار دارد.” از شما سوال می کنم که اگر شما فکر می کنید که رهبر همه چیز را می داند و فقط و فقط ایشان هستندکه مسیر را مشخص می کنند! پس چرا رهبر در زمینه های مختلف مشاورانی دارد؟! اگر ایشان صراط مستقیم را بهتر از هر کسی می دانند دیگر جه نیازی به این مشاوران است؟! مگر قرار نیست که ایشان رهبر یک جامعه ۷۰ میلیونی باشند؟ آیا این صحیح است که همه مشاوران و خبر رسانان و تحلیل گران مورد استفاده رهبر فقط وابسته به یک جناح خاص باشند؟! آیا در اینصورت ایشان به درجه رهبری یک حزب متنزل نمی شوند؟ و دیگر می توان ایشان را رهبر کل جامعه دانست و هر چه فرمودند را به قول شما صراط مستقیم نامید؟! حال اگر فردی از افراد این مملکت با رعایت ادب و با اظهار علاقه و دلسوزی نظرات خود را که نظر بسیاری دیگر از افراد این مملکت نیز هست به اطلاع رهبری برسانند باید از طرف شما “خودبین” و تنگ نظر” اتلاق شوند؟!
    - گفته اید ” شرایط موجود را رهبری فتنه می داند و با دلیل و منطق راه روشن انقلاب را نشان می دهد اما گروهی که بجای حرکت توفنده پشت سر رهبری برای غلبه بر تهدیدات متوالی دشمنان قسم خورده انقلاب دل به رضایت دشمنان خوش کرده اند .” این تهدیدات متوالی که فرموده اید برای چه پیش آمده است؟ چرا این تهدیدات متوالی برای یکی دیگر از کشور های مردم سالار (دموکرات) دنیا پیش نمی آید؟! چرا این تهدیدات فقط برای کشورهای “دیکتاتور سالار” مانند (دیکتاتوری طالبان٬ دیکتاتوری صدام٬ دیکتاتوری کره شمالی و…) پیش می آید؟ چرا این تهدیدات که در زمان حیات حضرت امام صورت عملی (جنگ تحمیلی) به خود گرفته بود نتوانست نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط کند؟ فکر می کنید تفاوت حالا که۳۰ سال از آغاز این نظام می گذرد و باید بیش از پیش مستقر و مستحکم باشد با ۳۰ سال پیش چیست که این تهدیدات را واقعا هم نگران کننده می کند؟ و شما هم به درستی به نگران کنده بودن آنها اشاره کرده اید. از نظر بنده مهمترین عامل نگرانی در حال حاضر فاصله افتادن بین مردم و نظام است. چرا که اگر نظام طبق خواست اکثریت بود هیچ وقت این تهدیدات اینقدر نگران کننده نمی شد و چه بسا که اصلا چنین تهدید هایی به این شدت وجود نداشت.
    چگونه و با چه منطقی و استدلالی شما طرفداران آقای احمدی نژاد به خود اجازه می دهید هر کسی را که مثل شما فکر نمی کند به راحتی وطن فروش و وابسته به دشمنان و بیگانگان نظام معرفی کنید؟! چرا اینقدر راحت خیل معترضان وضع موجود را که اتفاقا از سر دلسوزی بر سرنوشت نظام و انقلابشان به وضع موجود معترضند به اینکه ” به رضایت دشمنان خوش کرده اند” متهم می کنید؟! یعنی ایران اینقدر خائن و وطن فروش دارد؟! یعنی اینهمه جوان معترض که اکثریت آنها زیر ۳۰ سال سن دارند و همه رشد و پرورش آنها در همین نظام جمهوری اسلامی صورت گرفته است به رضای دشمنان این نظام دل خوش کرده اند؟! یعنی حداقل ۷۰ درصد از دانشگاهیان این کشور (به قول حجت الاسلام محمد محمدیان نماینده رهبری در دانشگاه ها که گفته بودند “۷۰ درصد دانشگاهیان به کسی رای داده‌اند که اکنون در راس مدیریت کشور نیست”) به رضایت دشمنان خوش کرده اند؟!؟!؟! فکر نمی کنید که اتفاقا افرادی چون شما و آقای احمدی نژاد هستید که خواسته یا نا خواسته در خدمت دشمنان نظام قرار گرفته اید و موجبات رضایت آنها را فراهم کرده اید و متاسفانه همچنان به این وضع دلخوشید؟ همانطورکه بارها از سوی سران اسرائیل و اخیرا توسط فرمانده نیروهای آمریکایی “دیوید پترائوس” گفته شده است که احمدی نژاد و اظهاراتش بیشترین خدمت را در پیشبرد سیاستهای آنان داشته است!!
    - گفته اید “هجمه ضدانقلاب را به آرمانهای بزرگ انقلاب جنبش سبز نامیده و از فرصت نارضایتی های معیشتی مردم برای جنجال سازی سوء استفاده میکنند..” بنده می گویم کدام عقل سلیمی است که باور کند٬ همه یاران و نزدیکان و زحمت کشان انقلاب در زمان امام خمینی (ره) از قبیل خانواده آیت الله دستغیب٬ خانواده آیت الله قدوسی٬ آیت الله صانعی٬ آیت الله سید حسین تبریزی٬ آیت الله موسوی خوئینی ها٬ آیت الله طاهری اصفهانی٬ خانواده آیت الله روح الله خاتمی٬ آیت الله هاشمی رفسنجانی٬ آیت الله موسوی اردبیلی٬ آقای عبد الله نوری٬ آقای کروبی٬ آقای میرحسین موسوی٬ آقای خاتمی٬ آقای بهزاد نبوی (چریک مبارزه با شاه)٬ خانواده شهید باکری٬ خانواده شهید همت٬ خانواده شهید جهان آرا و بسیاری دیگر که ذکر نامشان در این مجال نمی گنجد و در آخر و مهمتر از همه خانواده و بازماندگان امام خمینی (ره) ضد “انقلاب خودشان” باشند؟!؟!؟! آیا فکر نمیکنید که خیلی عاقلانه تر باشد که فکر کنیم ٬ برعکس٬ کسانیکه در زمان امام به علت افکار متحجرانه و تند روانه به درستی مهجور شده بودند و حتی برخی از آنها ٬ به خاطر همان عقاید جاهلانه شان٬ مخالف مبارزه امام با رژیم ستمشاهی بودند حالا با کینه از بی توجهی های زمان امام به صحنه آمده اند و اگر نگوییم از نظام انتقام می گیرند حداقل می توانیم بگوییم که از تفکر امام و از نزدیکان به امام انتقام می گیرند؟ و دانسته یا ندانسته (از روی جهل ناشی از عقیده های متحجرانه) به ایران٬ نظام جمهوری اسلامی و مردم خیانت می کنند؟ اصلا چرا باید اتفاقا در ۵ سالی از تاریخ این نظام که بیشترین درامد نفتی کل تاریخ کشور ایران حاصل شده است اینقدر “فرصت نارضایتی های معیشتی” وجود داشته باشد که این زحمت کشان انقلاب که از بد روزگار (حاکم شدن هم فکران شما) ضد انقلاب معرفی می شوند٬ و به قول شما تیشه برداشته و به ریشه انقلاب خود ساخته بیفتند؟! عاقلانه تر نیست اگر ما مردم فکر کنیم که اتفاقا آنها نه تنها ضد انقلاب نیستند بلکه نگران انقلابشان و انقلاب مردمند که از بد روزگار به دست “خودبینان” و “تنگ نظران” جاهل افتاده است؟ چرا ما مردم به این فکر نکنیم که شاید امام خمینی به مخالفان مهندس موسوی به درستی گفته بود که شما حتی عرضه اداره یک نانوایی را ندارید!!! مگر امروز در عمل این نظر بلند ایشان ثابت نشده است؟؟
    - گفته اید ” همه اینها را انقلابی درون انقلاب ملت پنداشته و هرگز نمی گوید چرا به قانون تمکین نمی کنند” بنده می گویم مگر نه این است که قانون را مردم یک جامعه آنهم برای ایجاد نظم٬ رفاه٬… و مهمتر از همه تضمین حقوق خودشان تدوین و جاری و ساری می کنند؟ حال چرا باید بخشی از این قانون را با قدرتی و امکاناتی که از همین مردم به عاریت گرفته ایم چوب کنیم و بر سر صاحب همین قانون “مردم” بزنیم؟ و بخش دیگر قانون را که همان حقوق صاحبان قانون است پایمال کنیم؟!
    - گفته اید ” چرا بخاطر اتهام ناروای تقلب که منشاء تمام حوادث گردید از محضر قانون و ملت عذرخواهی نمیکند؟” در جواب این سوال شما بهتر می دانم متنی را که بر گرفته از یکی سایت مشخص است و در صورت لزوم منبعش را اعلام خواهم کرد٬ بیاورم:
    ۱_ یکی از سفرای فعلی ایران، در مجلسی خصوصی می گفت: “اوضاع انتخابات در خارج کشور، همیشه به نفع جناح منتقد بوده است. هم انتخابات قبل(نهم) که رای اول را آقای هاشمی رفسنجانی آورد و هم این دوره که ایرانیان خارج کشور همه به موسوی رای دادند، منتها شرایط داخل با خارج خیلی فرق می کند.” بعد گفت: “سی و چند نفر از نمایندگان و سفرای جمهوری اسلامی که از جانب شخص احمدی نژاد انتخاب شده بودند، نامردها به موسوی رای داده بودند! تویی که خودت حکم سفارتت را از رئیس جمهور میگیری، چرا خیانت می کنی؟! آقای احمدی نژاد هم هر سی و چند نفر را عوض کرد …”
    ۲_ زاکانی نماینده فعلی مجلس گفته بود: “صدا و سیمایی که از یک صندوق ۸۰۰ تایی آن، ۷۵۰ رای موسوی خارج می‌شود در این زمان ضعیف عمل کرده است.” فردی از کارشناسان تلوزیونی هم (در جمعی خصوصی) می گفت: “بر در و دیوار برخی مکان های صدا و سیما شعارهای مرگ بر فلانی نوشته شده است”.
    ۳_ نماینده ولی فقیه در یکی از دانشگاه های کشور گفته بود: ۷۰ درصد دانشجویان به شخصی غیر از رئیس جمهور فعلی رای داده اند و معلوم است که پس از اعلام نتایج سرخورده می شوند و اعتراض می کنند.
    ۴_ یکی از اعضای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی که سابقه ی اطلاعاتی دارد می گفت: “یکی از دوستان اطلاعاتی به من گفته است که ما در تهران حدود ۶ میلیون ضدانقلاب داریم که به موسوی رای داده اند!” همچنین وی میگفت: “بعد از انتخابات ۵۰ نفر از مسئولین طراز اول وزارت اطلاعات، گزارشی تهیه کرده و به رهبری و احمدی نژاد ارسال نمودند. با توجه به اینکه از آنها خواسته بودند تا ببینند ریشه ی اعتراضات مردم در چیست، آنها هم به وظیفه ی خود عمل کرده و به صورت محرمانه نامه نوشتند که اعتراضات ربطی به انقلاب مخملین ندارد و یک موضوع داخلی است و به هیچ وجه توسط بیگانگان طرح ریزی نشده است. بعد از این گزارش هر ۵۰ نفر را به جرم اینکه برخلاف مقام رهبری سخن گفته اند از کار برکنار نمودند. بعد احمدی نژاد محسنی اژه ای را برکنار نمود و اعلام کرد که ۷۰ درصد نیروهای وزارت اطلاعات باید تغییر کنند!”
    ۵_ یکی از قمی های حامی احمدی نژاد می گفت: در قم آقای موسوی رای اول را داشت. در روز انتخابات مردم در صف های رای علناً ابراز می کردند که به چه کسی رای می دهند و با افتخار هم می گفتند موسوی!
    یکی دیگر از دوستان شیرازی می گفت: پس از تهران، اعتراضات در شیراز بسیار گسترده بود. در ایام انتخابات تمامی شهر و ماشین ها و مردم و مغازه ها تصاویر میرحسین را چسبانده بودند و طرفداری می کردند.
    در خبری که ۲۰ خرداد بر روی خروجی خبرگزاری اصولگرای مهر قرار گرفت نوشته شده بود: “همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد در مصلای امام جمعه اهواز، بیش از ۱۰۰ هزار نفر از حامیان میرحسین موسوی در شهر اهواز در حمایت از کاندیدای خود گردهم آمدند. برگزار کنندگان این مراسم ابتدا با هدف حضور هفت هزار نفر و تشکیل یک زنجیره انسانی از میدان شهدا و خیابان سلمان فارسی (نادری) تا انتهای کیانپارس اهواز اقدام به برگزاری این مراسم کردند ولی به دلیل استقبال بی شمار حامیان موسوی موفق به تشکیل زنجیره انسانی نشدند و اقدام به راهپیمایی در سطح شهر اهواز کردند… این در حالی است که این تجمع بدون حضور سخنران و یا یکی از اعضای برجسته ستاد میرحسین و تنها به صورت اعلام پیامکی بین مردم صورت گرفت، در عین حال هیچ پلاکارد یا بنری نیز برای برگزاری این مراسم در سطح شهر نصب نشده بود.” (+)
    از مشهد، اصفهان، تبریز، بوشهر، لرستان، کرمان، زنجان، مازندران و غالب مراکز استانها هم خبر می رسید که میرحسین موسوی نظر قاطع شهروندان را به خود جلب نموده است.
    ***
    از موارد یک و دو و سه و چهار به این نتیجه می رسیم که رای مردم خارج کشور به آقای موسوی بوده است. رای برخی از خود منتصبین دولت و حامیان سابق احمدی نژاد هم موسوی بوده است. رای صدا و سیما هم به آقای موسوی بوده است. رای دانشجویان کشور هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم تهران هم به آقای موسوی بوده است. رای مردم شهرهای بزرگ هم به آقای موسوی بوده است. حالا بگذریم از روایت آراء (برخی) خانواده ی شهدا و (برخی) سپاهی ها و بسیجی ها و دیگر اقشار مردم مثل هنرمندان و کارگران و کشاورزان و … .
    حامیان احمدی نژاد می گویند: «اعتراضات مربوط به تهران و آن هم نقطه ی شمالی و مرفه نشین آن است و ۲۴ میلیونی که ما می گوییم مربوط به شهرستان ها و روستاها و مناطق فقیر نشین کشور است!»، به عبارت دیگر ۲۴ میلیون انسان گرسنه و فقیر در کشور داریم! و از طرفی دیگر آراء استان سیستان و بلوچستان(محروم ترین استان کشور) که توسط وزارت کشور احمدی نژاد اعلام شده است، میرحسین موسوی با اختلافی قابل توجه رای اول را آورده است!
    جالب آنکه ۵ سال پیش که خیلی ها از رای آوردن احمدی نژاد تعجب کرده بودند، استدلال ستادهای انتخاباتی احمدی نژاد این بود که به دلیل اینکه احمدی نژاد شهردار تهران بوده است، اکثر مردم تهران به وی رای دادند و این را اضافه کنید به شهرهای بزرگی چون اصفهان و شیراز و مشهد که یک دفعه آراء احمدی نژاد را افزایش داد!
    بالاخره نفهمیدیم که ما ۲۴ میلیون فقیر و بیچاره و گرسنه ( یا حداقل روستایی) در کشور داریم که به آقای احمدی نژاد رای داده اند یا آراء میلیونی شهرهای بزرگ باعث پیروزی ایشان شده است؟! ضمنا با توجه به آمار وزارت کشور که در سایت آن موجود است، روستاییان کشور معمولا از ابتدای انقلاب تا به امروز بالای ۸۰ تا ۹۰ درصد در اکثر انتخابات ها شرکت داشته اند و این شهرها و مراکز استان های بوده اند که بعضاً زیر ۳۰ درصد شرکت می کردند. ما آخر متوجه نشدیم که از این جمعیت روستایی (که آراء شان از ۱۲۰ درصد هم عبور کرد)، چگونه ۱۰ میلیون آدمی که تا به حال در انتخابات ها شرکت نمی کردند، به وجود آمد؟!
    وقتی آن روزها به سید محمد خاتمی می گفتند “رئیس جمهور محبوب ۲۰ میلیونی”، نگارنده که به ایشان رای نداده بود واقعا این محبوبیت را بین جوانان و مردم عادی احساس می کرد و تسلیم شده بود. خاتمی هرکجا که می رفت با یک جمعیت انبوهی مواجه می شد که برایش کف میزدند و خوشحالی می کردند گویی فرشته ی نجاتشان آمده است.
    همه آن فیلم ثبت نام کاندیداهای دور نهم ریاست جمهوری را دیده ایم که یک کشاورز روستایی اردبیلی، از روی سادگی و علاقه ی خودمانی اش می گوید: “اگر رئیس جمهور شدم، آقای خاتمی را وزیر کشاورزی می کنم!” شاید آن موقع خندیدیم و از این گفته ی به ظاهر خنده دار عبور کردیم ولی متوجه نشدیم که همان روستاییان فقیر هم از شدت علاقه ی به خاتمی او را بر راس همان کاری دوست می دارند باشد که خودشان در آن مشغول اند … و هنوز هم این روستاییان به او عشق می ورزند.
    اما امروز واقعا معلوم نیست چرا یک رئیس جمهور مقتدر و محبوبی با رای بی نظیر ۶۳ درصدی! برای مراسم تحلیف با یک هلی کوپتر و در فضایی کاملا پلیسی و امنیتی حاکم بر شهر به مجلس می رود؟! چرا وقتی این آدم بسیار محبوب بعد از انتخابات به اصفهان و میدان نقش جهان می رود، از زمانی که عمو پورنگ برنامه تلوزیونی برای کودکان در همین مکان به صورت زنده اجرا می کرد(سال ۸۷)، به مراتب کمتر پر می شود؟! چرا ما این ۲۴ میلیون رای را نمی بینیم و طرفداران این فرد را همان قشر خاصی که همیشه حامی جناح راست بوده اند، (برخی) حقوق بگیران دولتی و برخی نظامیان و بسیجیان می بینیم؟
    - واما در آخر شما گفته اید “ملت بعد از خروشهای میلیونی خود در صحنه عذر تاخیر در پشیمانی اینان را نخواهد پذیرفت و به سرعت رو به اضمحلال در دنیا و عقاب آخرت پیش می روند” که فکر می کنم با توضیحات بالا این فرمایش شما دیگر نیازی به پاسخ نداشته باشد.

    از اینکه طولانی شد از همه معذرت می خوام
    با درود به مرد بزرگ و آزاده “نوری زاد” عزیز
    سبز باشید و “صبور” و “مقاوم”

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۸:۳۱ ق.ظ  

  • علیرضا

    وقتی ایمان با شرافت وآزادگی گره میخورد پدیده ای به نام حماسه خلق میشود ومحمد نوری زاد از درون زندان و زیر تازیانه دژخیمان بر سر ظلم فریاد حق خواهی میکشدوخواب راحت ستم را آشفته می سازد.همانگونه که مولایش موسی بن جعفر در زندان هارون الرشید ولی امر مسلمین آن دوران نمودواینجاست که حقیقت درخشان وابدی تشیع در کلام حسین به خاطر می آیدکه در میان شمشیرهای سپاهیان خلیفه مسلمین گفت:هیهات من الذله

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۱۰:۳۲ ق.ظ  

  • ema

    درود بر حر زمانه مان…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۱۰:۳۳ ق.ظ  

  • یوسف

    درود بر نوریزاد، اجر نوریزاد و نوریزادها با امام حسین(ع)…

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۱۲:۵۵ ب.ظ  

  • کروبی بت شکن

    ‘گر مرد رهی میان خون باید رفت وز پای فتاده سرنگون باید رفت
    سلام برمرد ازاداندیش و استقامت مدار
    اقای خامنه ای جواب بدهید؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۱:۲۶ ب.ظ  

  • من شهیدم

    جالب بود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۲:۱۰ ب.ظ  

  • خدا پرست

    یک روز امام خمینی در دوران شاه گفت اگر استاندار تهران نمی داند که زندانهای شاه چه جنایاتی رخ داده و مرتکب میشوند ، پس لیاقت استانداری را ندارد و اگر اطلاع دارد مجرم است. سئوال بنده حقیر این است که آیا …. نیز مصداق این سئوال و شرایط استاندار دوران شاه خائن هست یا نه؟ بنابراین آقای نوری زاد چه توقعی از این نظام دارند؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۲:۱۲ ب.ظ  

  • s0gol

    شهامت جناب نوری زاد ستودنی است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۲:۳۵ ب.ظ  

  • من

    چه جوری این نامه از زندان خارج شده؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۴:۰۷ ب.ظ  

  • ناشناس

    حر را حالا بهتر می شناسم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۴:۳۸ ب.ظ  

  • خوزستان سبز

    سلام خدمت کلمه عزیز
    از شما استدعا دارم که به داد خوزستان برسید…
    واقعا متاسفم که نه موافقان نه منتقدان دولت و نظام هیچکدام یادی از خوزستان غریب نمیکنند.
    ای آقایان خوزستان در حال نابودیست. نمی دانم که میدانید یا خود را به ندانستن زدید.
    این گرد و غبار مردم استان خوزستان را از زندگی سیر کرده است. چند هفته دیگه که دمای خوزستان به بالای ۵۰ درجه میرسه و با وجود این گرد و غبار غلیظ و سمی شرایط زندگی حتی برای حیوانات هم نیست چه رسد به مردم مظلوم خوزستان.
    این در حالیست که رییس جمهور برای منافع جناحی خود د ر حال راه انداختن طرحی برای کم کردن جمعیت استان تهران است آن هم با چه هزینه گزافی که ان هم پول نفت استان خوزستان است.
    به جناب اقای موسوی بگویید که درود ما بدرقه ی راه اوست

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ ۱۰:۱۶ ب.ظ  

  • majid

    درود

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۲:۵۷ ق.ظ  

  • ایران دوست

    درود برهر ایرانی غیرتمند.امیدوارم که این نامه ها قطعا به مقصد برسدکه اگر چنین باشد در گذر زمان بی تاثیر نیست.فقط امید که دیر نباشد.زنده وپاینده باد ایران عزیز اسلامی وامید به روزی که ایران مهد آسایش وآرامش برای تمامی انسانها با هر دین واعتقادی باشد.یا الله یامحمد یاعلی یازهرا

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۴:۳۱ ق.ظ  

  • ***

    ناز نفست برادر آزاده
    تو که عاقبت به خیر شدی خدا رهبرت را هم عاقبت بخیر کند تا مردم هم عاقبت بخیر شوند.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۵:۱۰ ق.ظ  

  • شایق

    دست حق و علی به همراه و پشت و پناهت آقای نوری زاد عزیز،انگار دست حق از آستین آقای نوری زاد بدر آمده و اتمام حجت نموده است.وضعیت کشور آنگونه است که او ترسیم کرده است.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۵:۵۶ ق.ظ  

  • احسان

    (سبز باشید V)

    به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن
    زانرو که
    بنیان جور و جفا بی بنیاد می گردد

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۷:۲۸ ق.ظ  

  • محسن

    این حرکات در این روز ها دیگر واقعا رقت انگیز است.
    دل آدم میسوزد برای آنهایی که هنوز به هر علف هرزه ای دست می اندازند تا شاید غرق نشوند. در لجنزاری که غافلانه(دست کم) در آن افتاده اند و لجوجانه در آن دست و پا می زنند.
    این ادبیات لمپن و بی ادبانه و ژست کبک سر در برف گرفتن ها که دیگر اثری ندارد. مگر نمی دانید؟
    نامه ساختن و نامه پراکندن و بیانیه تایپ کردن که وضع شما را بهتر نمی کند. مگر نمی دانید؟
    خداوند همه نابینایان را شفای عاجل دهد..

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۸:۰۱ ق.ظ  

  • محمد حسین

    در خانه گر کس است ، یک حرف بس است

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۸:۳۰ ق.ظ  

  • محسن

    حق را بگویید هر چند به ضرر خود و خانواده تان باشید ولی حیف که …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۲:۰۷ ب.ظ  

  • امیر

    عالی بود به امید آزادی همه

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ۶:۱۱ ب.ظ  

  • رزمنده دوران دفاع مقدس

    جناب آقای نوری زاد دعای ملت ایران بدرقه راهتان باد و زجر هایی که در زندان میکشید اجر آخرتتان. دست بوستان هستیم و چشم انتظار افقی روشن که در آن کسی بخاطر گفتن سخن حق خفه نشود. ان افضل الجهاد کلمة حق عند سلطان جائر. رسول اکرم (ص )

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ ۳:۴۹ ق.ظ  

  • مشت سبز

    آقای نوری زاد راه درستی را در پیش گرفته اند.برای آنکه انتقاد تاثیر داشته باشد باید به نقاط مثبت نیز اشاره شود هرچند… تنها قلم امثال ایشان میتواند ریشه های ظلم را بخشکاند.باید دیگر بزرگان سبز نیز از شجاعت ایشان درس بگیرند.چه ننگی بزرگتر از آنکه در حکومت اسلامی کسانی به خاطر انتقاد در زندان هستند.نوری زاد خیلی مردی
    با تشکر از کلمه.به امید خدا در هنگام ظهور شمایید که رو سفیدید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ ۸:۰۶ ق.ظ  

  • بهروز1366

    این حرفها رو قبول ندارم دلیل دارم

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ ۱۱:۳۵ ق.ظ  

  • بهروز1366

    احسنت

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ ۱۱:۵۰ ق.ظ  

  • ناشناس

    اللهم اصلح امور المسلمین.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۸ ۴:۱۹ ب.ظ  

  • saltanatpour ebrahim

    Very good letter, I loved it. I want every Iranian , to write similar letter for idiot khamenaei Pirooz bad IRAN,

    EATH TO STIPID
    ARAB LEADERS

    LONG LIVE PERSIAN GULF

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ ۳:۴۰ ق.ظ  

  • امید سبز

    درود بر کسی که در بند چنین شجاعانه سخن می گوید و تعریفی از سربلندی و غیرت را به رخ می کشد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ ۳:۵۷ ق.ظ  

  • محمد

    درود بر حر زمان
    و …

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۰۹ ۱۱:۰۰ ب.ظ  

  • افشین

    امیدوارم آقای امیر محبیان، مرتضی نبوی، ناطق نوری، باهنر، توکلی و حتی اون ده نمکی هم این نامه را ببینند. کامل بخوانید و دقیق. اگر مسلمان نیستید آزادمرد باشید

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۰ ۳:۰۷ ب.ظ  

  • جمشید

    تا می توانید برای اقا بنویسید شاید بدست ایشان برسد. با سلام به اقا ی نوری زاد . فکر نکنم نامه به دست اقا برسد گرچه من با نوشتن نامه به جائی نرسیدم.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۰ ۵:۴۱ ب.ظ  

  • علی

    گرگها خوب بدانند در این غریب

    گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

    گرجه مردان قبیله همگی کشته شدند

    توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

    آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

    دل دریایی وچشمان تری هست هنوز

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۰ ۶:۱۶ ب.ظ  

  • شاهد به برادر عزیز مانی!

    با سلام
    برادر عزیزم لطف میکنید شواهد تقلب را برای بنده به این ایمیل (…) ارسال نمایید! بنده مقداری از این مسائل را بخاطر اینکه فکر میکردم مجددا خواهم توانست بیابم متاسفانه بدون یاداشت برداری پاک کردم ولی الان حسرت انها را می خورم! در عین حال شواهدی زیادی نیز در دست دارم از جمله خاموشی پیوسته حوزه ها رای گیری، بسته شدن درب بعضی از پایگاه های رای در گیری در ساعت ۴ بعد از ظهر از جمله در شیراز و….!از شما بسیار ممنون هستم! از وب سایت کلمه هم درخواستی دارم : بنده بعنوان یک شاهد تمام عیار در دهه شصت و حمایت قاطع حضرت امام(س) از موسوی در پی تهیه مطلبی به دنبال کتاب ۵ گفتار سید بزرگوار موسوی بودم که متاسفانه آنرا حتی با رجوع به انتشارتی مربوطه و ستادهای انتخاباتی نیافتم!لطفا هر طور که صلاح میدانید برای یافتن این کتاب بنده را راهنمایی نمایید! در ضمن به تمام دوستان توصیه میکنم بیش از این به دوستان عزیز در سایت کلمه بخاطر سانسورهای احتمالی فشار وارد نفرمایید که به نظر بنده در حال حاضر با توجه به مسائل موجود و حتی جذب حداکثری چاره ای جز این نیست و به نظر بنده کلمه نهایت سعی خود را در این خصوص انجام میدهد هر چند در هنگام انتخابات(و حتی همینک) در خصوص وقایع دهه شصت و جهلی سنگینی که در این خصوص بر عام طرفدار دولت حاکم است میبایست اطلاع رسانی دقیتری صورت میپذیرفت! به امید پیروزی پیروان واقعی حضرت امام(س) – میرحسین امام(س)!

    0 Thumb up 1Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ ۳:۴۲ ب.ظ  

  • طیبه

    عالی بود

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۱ ۴:۵۵ ب.ظ  

  • یه نفر

    مثل این که آقای نوری زاد هنوز نفهمیدن سر منشا تمام این بلاهایی که سر مردم اومده و می یاد چیه و کیه .می خواستم بگم هرکس به ایشون دسترسی داره بهشون بگه:
    « خودتونو خسته نکنین آقای نوری زاد
    خانه از پایبست ویران است…»

    0 Thumb up 1Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۲ ۲:۱۸ ب.ظ  

  • شب دلتنگی

    ماشالله نظرات

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۲ ۶:۱۴ ب.ظ  

  • بای بک

    آقای نوریزاد جسارت به خرج داده و جای تحسین دارد اما مشکل ما شخص نیست بلکه ساختاری است که این همه قدرت را به یک شخص داده و او را در جایگاهی بالاتر از قانون اساسی نشانده
    به امید آزادی برای همه مردم ایران در همه مناطق با هر زبان، نژاد و مذهبی

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۳ ۷:۳۴ ق.ظ  

  • ناشناس

    برای شما متاسفم که با این همه ادعای منطق و اخلاق و تحمل نظرات مخالفین ، تحمل حتی یک نظر منطقی مخالف خود را ندارید و اینجانب هیچوقت نظر خود را در این بخش نمی بینم و از درج نظرات مخالفین فقط در صورتی که در آن فحش باشد برای بدنام کردن چهره مخالفین خود استفاده می کنید . واقعا الحمدا… که امثال شما را مردم شناخته اند . بیش از حد هم دست و پا زدن شما را بیشتر در این منجلاب فرو خواهد کرد پس دست و پا بزنید .

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ ۷:۱۴ ق.ظ  

  • اسکندر

    متاسفانه آقای نوری زاد انسان کم اطلاعی هستند از جایگاهی که رهبری برای خود می دانند بی اطلاع هستند

    0 Thumb up 1Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ ۵:۴۰ ق.ظ  

  • مرداس

    واقیعیتها گفته شد….

    1 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ ۶:۰۳ ق.ظ