سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
» در محفل خانواده های زندانیان سیاسی چه می گذرد ؟

آزادی را طلب می کنند

چکیده :به یاد می آوریم بیش از یک صد سال است که در زندان های این کشورفرزندان آزادیخواه این ملت ، دستگیر و شکنجه می شوند ، آنها را مورد بازجویی های خشن قرار می دهند ، لب های شان دوخته شده و آویزان می شوند و اعدام می گردند.و حالا در فروردین 89 ، در محفل خانواده های زندانیان سیاسی سخن بر سر این است که نهادهای دستگیر کننده و فشار ، اعم از بازجوی اطلاعات و سپاه و قوه قضائیه ، تضادهای خود را کنار بگذارند و تلافی آن را بر سر خانواده ها و فرزندانشان در نیاورند .در محفل خانواده های زندانیان سیاسی و از حلقوم دردمند مادران ، فرزندان و همسران در عین سلحشوری ، ایستایی و مقاومت ، یک فریاد بلند است : زندانیان سیاسی آزاد باید...


کلمه:این روزها یکی از دغدغه های اصلی دکتر زهرا رهنورد ،نویسنده ،نقاش ،مجسمه ساز و استاد دانشگاه زندانیان سیاسی است .او به تازگی مطلبی در باره مقاومت و صبوری زندانی های زن نوشت و پیش از آن نیز در مقاله ای از ضرورت پیگیری وضعیت همه زندانیان سیاسی بویژه زندانیان گمنام نوشت و در تازه ترین یادداشتی که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته ، ازدردهای خانواده های زندانیان سیاسی سخن گفته است.

به گزارش کلمه  متن این یادداشت  به شرح زیر است:

– در محفل خانواده های زندانیان سیاسی ، آیا سخن از خشونت و تهاجم و شیون است ؟

– هرگز

آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی ، صحبت از شکوه های مادران از دوری فرزندانشان است؟

– هرگز

– آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی ، گله از دوری فرزندان در فراغ مادران و پدرانشان است ؟

– هرگز

– آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی ناله و ضجه ای شنیده می شود ؟

– هرگز

– آیا در این محفل کسی ادعا می کند صدای تیری شنیده ، به کسی حمله شده و یا تیراندازی شده است ؟

– هرگز

– آیا در این محفل گفته می شود کسی کشته و فردی شهید شده است ؟

– هرگز

– آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی از روزنامه نگاران ، طرفداران حقوق بشر و حقوق زنان و کودکان ، آزادیخواهان و دموکراسی طلبان نقل قول هایی می شود و از زجر آنها سخن گفته می شود ؟

– هرگز

– آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی گله می شود چرا به زندانیان سیاسی فشار می آورند تا مصاحبه کنند و جنبش سبز را نقد کنند ؟

– هرگز

– آیا در محفل خانواده های زندانیان سیاسی حکایت از آن است که آزاد کردن زندانیان و بازگرداندنشان به زندان ، از اول تا آخر یک پروژه بوده است ؟

– هرگز

اما به یاد می آوریم بیش از یک صد سال است که در زندان های این کشورفرزندان آزادیخواه این ملت ، دستگیر و شکنجه می شوند ، آنها را مورد بازجویی های خشن قرار می دهند ، لب های شان دوخته شده و آویزان می شوند و اعدام می گردند .

و حالا در فروردین 89 ، در محفل خانواده های زندانیان سیاسی سخن بر سر این است که نهادهای دستگیر کننده و فشار ، اعم از بازجوی اطلاعات و سپاه و قوه قضائیه ، تضادهای خود را کنار بگذارند و تلافی آن را بر سر خانواده ها و فرزندانشان در نیاورند .

در محفل خانواده های زندانیان سیاسی و از حلقوم دردمند مادران ، فرزندان و همسران در عین سلحشوری ، ایستایی و مقاومت ، یک فریاد بلند است : زندانیان سیاسی آزاد باید گردند.

تا چه زمانی باید در مطالبات تاریخی این ملت ، این شعار ، و این خواست و این مطالبه از حلقوم ملت ، گوش های ناشنوا را به شنیدن وا دارد که: در مشروطه ، در جنبش ضد استبدادی عهد رضا خانی ، در مبارزات سخت و نفس گیر آزادی خواهان زمان پهلوی دوم ، در جریان ملی شدن صنعت نفت ، در روند انقلاب اسلامی ، در خرداد 76 و خرداد 88 و تا امروز و در تداوم همه روزهای آزادی خواهانه بر ضد استبداد ، همچنان “آزادی ” در خواست می شود .

آزادی در کشور ، آزادی از زندان بزرگ و شرایط پلیسی برای ملت و آزادی زندانیان سیاسی ،آزادی برای همه .


31 پاسخ به “آزادی را طلب می کنند”

  1. مهرداد نصرتی ( مهرشاعر) گفت:

    بدون هیچ توضیحی این شعر را برای مخاطبان محترم کلمه می گذارم و از مخاطبان فهیم کلمه خواهش می کنم در آن بیاندیشند.
    ان الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

    ———–
    به پرگار و گونیا
    محاسبه کردند و آنگاه
    در دو صف آراستند
    با ستارهَ پنج سوی بخت ، پنهان در سینه
    و به زلزال طبل که گام بسوی هم بر داشتند
    کودکان ،
    نمایش واپسین نبرد زمین را
    انتظارمی کشیدند
    بهمن بود
    و اوج زمستان
    ***
    آنک
    پشت به هم داده
    شمشیر می زدند
    صفی از مردان فراموشخانه
    صفی از بچه های مدرسه علوی
    و ناظران
    از ترس ِ فروریختن عمارت منطق شان
    خود را به خواب زمستانی زدند
    من از سوراخ جن ها نگاه می کردم
    و خمیازه می کشیدم
    انتظار نبرد واپسین را
    در وادی بیدا
    که دهان خواهد گشود به بلعیدن انسانواره ها
    بهمن ماه بود
    و تا بهار تنها یک ماه.

    مهرداد نصرتی ( مهرشاعر)

  2. سبز ۳۶ گفت:

    به رهرو راه حق فقط باید افتخار کرد.

  3. سید سبز موسوی گفت:

    خانوم دکتر رهنورد
    جان 3 تا دخترتون و جان همه فرزندانتان تو ایران
    نگذارید بیشتر از این نسل ما رو با خاکستر یکسان کنند
    یک کاری کنید
    به آقای موسوی بگید چشم امید یک ملت به ایشونه
    من می ترسم
    من می ترسم دیر بشه و همه چی از دست بره
    من می ترسم خون شهدا پایمال بشه
    من می ترسم ترس آنها بریزه

    آنها فقط از فهمیدن ما می ترسند ،
    خانوم دکتر کمک کنید که همه بفهمند

  4. آرمان گفت:

    آزادی تمامی زندانیان سیاسی آرزوی قلبی ماست به ویژه زندانیان گمنامی که در شهرهای کوچک و بزرگ ایران زندانی و شکنجه می شوند و کسی نیست که حتی نامی از اونا ببره ،

    مردم زیر خط فقر به جان آمده اند ، این دگر صحبت بی دینی و دین داری نیست !

  5. شهروند سبز گفت:

    حاکمیت آشکارا مردم را دشمن خود می داند و فقط لاف مردم داری می زند. برای جنبش سبز مهم ترین هدف دستیابی به قوۀ قضاییۀ مستقل و غیر انتصابی است. قانون اساسی در این زمینه واقعاً بی انصاف بوده است.

  6. ایران دوست گفت:

    آقای موسوی عزیز
    خواهش می کنم محکم تر بایستید و صدای ما را هر چه رساتر بشنوید.
    زمان آن است که آن چه می دانید را بازگو کنید و مردم را به صورت بسیار صریح به مقاومتی گسترده و مدنی دعوت کنید.
    پدر موسوی عزیزم. به خدا می ترسم این ضد ایرانیان مملکت ما را به نابودی کشند. با این فقر مطلق و خطر جنگ که هر روز با
    سیاست های اینان به ما نزدیک تر می شود. باید هر چه جسورتر بود و سریع تر با همت بیشتر اقدام نمود. اینها جرات چپ نگاه
    کردن به شما را هم ندارند و این را نیک می دانید. هر چه شما محکم تر بایستید به همان اندازه ترس حکومت از شما بیشتر و
    پشتیبانی مردم نیز از شما قدرتمند تر می شود.
    صدای اضطراب ما مردم را بشنوید.

  7. حسین از قم گفت:

    خانمانسوز بود آتش آهي گاهي

    ناله اي مي شكند پشت سپاهي گاهي

    قصه ي يوسف و آن قوم ، چه خوش پندي بود ،

    به عزيزي رسد ، افتاده به چاهي گاهی

  8. همراهان بدانيد به دليل خون هاي ريخته شده ، هر روز مشتاق تر و عالمانه تر ادامه خراهيم داد.ما جوانان با سرعت ، بدون ترس و از راه صحيح در حال جذب { افراد کم سواد و فريب خورده ، افراد درون بسيج و پدر و مادران سنتي هستيم} و اتحاد خود را با هر کس و در هر کجا با ساعت ها صحبت بيشتر ميکنيم.
    بدانيد نيم زيادي از کار پيروزي انجام شده و پيروزي حتمي است.
    {بر بنيان گذاران راه درود}

  9. سامان گفت:

    سرود سبز آزادی چه برای مایی که بیرون میله ها زندانیم ،چه آنها که پشت میله ها ،نواخته خواهد شد

  10. سبز حسینی گفت:

    درود بر بانوی سبز دکتر رهنورد گرامی…

    خدمت پیام گذار قبلی جناب سید سبز موسوی هم عرض کنم چرا باید ترسید عزیز دل برادر.. کسانی باید بترسند که روز به روز و لحظه به لحظه به نابودی نزدیکتر میشوند.اون هم با پای خود که به سوی تباهی قدم بر میدارند.هر چه زمان میگذرد بی آبرویی و دوری از شرافت این جماعت زورگو و جنایتکار آشکار تر میشود.
    همان مجسمه های پر زعقده تزویر
    شکستنی تر از اقتدار یک تردید…

    بله دوست عزیز سیاهی و شب استبداد چه با همت شب شکن شمع آگاهی و چه با جبر سرنوشت شب، یعنی طلوع ناگذیر خورشید حقیقت رفتنی است.جنبش سبز راه خود را می رود و روز به روز و لحظه به لحظه به موعد پیروزی نزدیکتر میشود و هر چه زمان میگذرد حقانیت و مظلومیتش عیان تر میشود. ترس برای سیاه اندیشان است ونه سبز اندیشان
    بگذار تا مبلغان دروغ
    خیال آینه را و دریا را
    برای شب پرستان بیالایند
    سکوت آینه ها و دریا ها
    پر از نجابت جاری
    پر از اعتلای پاکی هاست…

    ما و میرحسین ما لحظه به لحظه به دیدار سحر نزدیکتر میشویم و شب آخرین نفسهایش را میکشد و شب پرستان آخرین دست و پا زدنهایشان را در مقابله با طلوع خورشید نمایش میدهند.

  11. محسن گفت:

    خانم رهنورد دوران آقای خاتمی شما کجا بودین؟

  12. خوزستان سبز گفت:

    سلام به همه
    من اهل یکی از شهرستان های نفت خیز خوزستان هستم(شهرستان امیدیه).با وجود اینکه شهر ما نفت خیز ترین جای ایران و تقریبا ۶۰ درصد نفت ایران را تامین میکنه,ولی اینجا بی کاری بی داد میکنه.خانواده ی ما از خانواده های قدیمی اینجاست.در زمین هایه ما چاه نفت کشف شده و در حال استخراج از اون هستن ولی حتی یک ریال هم به ما نرسیده در صورتی که اگر در کشورهای عربی بودیم تمام سرمایه اش مال خودمان بود.حالا ما به خاطر عشق به ایران هم اگر از این مساله بگزریم ولی نمیتونیم اینو تحمل کنیم که داخل طرح های اجرایی کشور که در محل زندگیه ما اجرا میشه به جای استفاده از مردم بومی تحصیل کرده بروند و از شهر هایی که ۸۰۰ کیلومتر با اینجا فاصله دارند بیاورند سر کار.حالا این به کنار به جایه اینکه کارها بدهند به جوانهای تحصیل کرده ی خودمان تمام کارها را میدهند به چینیها.
    من جوانم و به اطرافیانم نگاه میکنم که درس خوانده اند و لیسانس گرفته اند و خدمت سربازی را هم تمام کرده اند و ازدواج کرده اند ولی هنوز بی کار هستند از زندگی و درس و ازدواج میترسم.
    وقتی با دوستانم صحبت میکنم همه در تلاشند که از ایران مهاجرت کنند دیگر هیچ امیدی در نسل جوان نیست .تنها امید ما همین جنبش سبزه. میخواستم بگم که جنبش سبز در خوزستان خیلی طرفدار داره ولی به علت جو امنیتی نمیتونن ابراز علاقه کنن. اینجا برخورد با مردم خیلی سخت تر از تهران و اصفهان و شهرهای دیگر است. ولی دل مردم با جنبش سبزه.
    من که۱۹ سال دارم میدونم مشکملات کشورم داخل ۱۰ سال هم حل نمیشه و میخوام به خارج برم و بعد برگردم و خدمت کنم ولی هر جا که باشم سودای سبز بودن را داخل دلم دارم
    درود بر همه شما ایرانیان پاک نژاد

  13. علی گفت:

    امیدوارم با مادر سادات محشور بشید.

  14. FARZIN گفت:

    زندانیان سیاسی آزاد باید گردند

    Under a government which imprisons any unjustly, the true place for a just man is also a prison.

  15. رامين گفت:

    به اميد آزادي تمامي زندانيان سياسي

  16. الف. گفت:

    در جواب آقای محسن
    خانم رهنورد همانجائی بودند که من وشما بقیه بودند،در میان مردم.مهم آنست آنوقت که احساس میکنی که نوبت “تو” است که در صف اول قراربگیری و این پرچم را به دوش بگیری ،با همه وجودت بیائی.زمان آقای خاتمی ،خود ایشان کافی بودند.حتماًانتظار دارید که همه بیایند صف اول وکسی برای آینده ذخیره نباشد.

  17. arashe.amin گفت:

    هر چیزی که در جهان اتفاق می افتد یک نشانه است .و بسا چیزها که خیر برای ماست و ما مکروهش می داریم….
    بله آنها که آزاده اند و پشت زندان،آنها که دل نگرانند و حیران پشت میله های سرد و بی عاطفه زندان و ما مایی که هردو گروه را دوست می داریم و نگرانیم و دردمند .هر روز با این بی انصافی و این ظلم آشکار بر راه خود مطمئن تر می شویم .که راه را درست آمده ایم که دزدیه شدن رای سبز ما تنها بخشی از برنامه خطرناک کشتن آزادی بود که سبزی ما آزادی ستیزان را انقدر تحقیر کرد که سنگرشان زندان شده است .که زندان ترسی ندارد که هیچ برای آزادی خون و مال و جان و آّرو باید داد .
    که ایران درد دارد و برای درمانش باید هزینه داد باید ایستاد و مراقبت کرد از این تن بیمار تا سلامتیش را باز یابد
    که آزادی به زندانیان به خاناده هایشان به من تو و ما برگردد .مایی که بیشماریم .هستیم.باهمیم

  18. علی گفت:

    احمدی نژاد دقیقاً در راستای تأمین خواسته های آمریکا و اسرائیل حرکت می کنند. آمریکا برای توجیه ماندن در عراق و افغانستان و چپاول ثروت های ملی این کشورها نا امنی می خواهد، و این نا امنی را ایران با کمال میل تأمین می کند و به طرفداران خود می گوید برای اینکه آمریکا فکر حمله به ایران را نکند مجبور است آن را در عراق و افغانستان زمین گیر کند و به اصطلاح جنگ را بیرون مرزهای خود نگاه دارد. اگر آمریکا مخالف جمهوری اسلامی ،بود همانگونه که دور تا دور ایران را (ترکیه، عراق، عربستان، قطر، افغانستان، پاکستان، ارمنستان، آذربایجان) تبدیل به پایگاههای نظامی خود کرده به راحتی به ایران هم حمله می کرد. دیدیم که پس از حوادث انتخابات، آمریکا به هیچ عنوان درصدد حمایت مستقیم از مردم ایران بر نیامد و فقط گهگاهی صحبت هایی از طرف سران آمریکا و اسرائیل در حمایت از جنبش سبز زده شد تا سران حکومت با نسبت دادن این جنبش به ارتباط با آمریکا و اسرائیل خوراک لازم برای سرکوب سبزها و همچنین توجیه….در برابر طرفدارهای … فراهم شود (یکی از نمونه ها : دعوت و استقبال رسمی اسرائیل از کاسپین ماکان نامزد ندا آقاسلطان).

  19. آذرمیدخت گفت:

    خانم دکتر خرداد نزدیکه سالگرد تمام اتفاقات غم انگیز و ناراحت کننده کاری کنید به خدا همه منتظریم از رخوت متنفریم……منتظر یا علی تون هستیم

  20. عبداله گفت:

    قطعا آزادی زندانیان را با آزادی کشورمان گرامی خواهیم داشت

  21. سلام خدمت دوستان سبز و گرامی.
    هرچند به این متن یک انتقادی دارم و آنهم این است که نباید از واژه “هرگز” در جواب این سوالات استفاده کرد. بالاخره ما که پای صحبت و درد دل خانواده همه این عزیزان ننشسته ایم که بدانیم حرف دلشان چیست. نباید اینگونه مطلق جواب داد. جواب تعدادی از این سوالات مسلماً هرگز نیست. شاید غالباً خیر باشد ولی هرگز نمیتواند باشد. به همین اکتفا میکنم…
    چیزی که مسلم است روح بزرگ خانواده های مذکور است که صبورانه منتظر به بار نشستن صبرشان در دوری از عزیزانشان است. خداوند متعال به برکت وجود این خانواده های عزیز و ارجمند است که نظر لطفش را به ما عنایت کرده و این جنبش ما بعد از ماه ها کشتار و بگیر و بند و ایجاد فضای اختناق همچنان سرپا و متحد است. هرچه باشد شهید نزد خدا آبرو و عزت دارد و مطئنم خدای عزیز اجازه نمیدهد خون این عزیزان بی ثمر بماند. خانواده های شهدا و زندانیان نور چشم جنبش ما هستند. درود به به روح بزرگشان.
    در ضمن یک کامنت دیگر ذیل همین مطلب گذاشته بودم که در انتها با پیام عجیب غریب “شما خیلی تند تند مینویسید کمی آرامتر” مواجه شدم، یه همچین چیزی بود. ولی امروز که امدم دیدم اصلا کامنتم منتشر نشده… یه طومار نوشته بودیم که متاسفانه سوخت شد.
    کلمه : با سپاس از نقد و نظر شما، “هرگز” در زبان ادبی گاه به معنای آری به کار می رود .آن هم آری ای که محکم تر و شدیدتر از آری عادی است.

  22. sanze Iran گفت:

    Omidvarim ke azadiye zendaniane siyasi ra dar ayandeye nazdik jashn begirim

  23. ardalan گفت:

    salam
    vaghean bayad bevoojoode in afrad dar kenare jonbeshe sabz eftekhar kard
    baraye yek mellate bozorg hichgah shekast maaani nadarad
    chera ke…
    ya rahi khahad yaft va yaaa
    rahi khahad sakht
    doorood bar raes jomhooor mooosavi
    doctor rahnavard
    ahatollah montazeri
    zendaniane siasi
    shohadaye rahe sabz va tamame kesani ke dar sale jadid ham az khordad mah
    moje sabz ra dar tamame keshvar berah khahand andakht
    V

  24. مری گفت:

    آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی” آزادی در میهن خودمان!
    باید به راه های موثر فکر کنیم تا خواسته هایمان را بدست آوریم.

  25. نجفی گفت:

    دوست عزیز”جنبش سبز ما”
    هروقت چنین پیامی دیدید به صفحه قبل برگردید و روی پیامتان ” select all” را انتخاب کرده و سپس پیامتان را کپی کنید. بعد دوباره پیامتان را “سند” کنید . ارسال می شود. فکر کنم این یک مشکل نرم افزاری است که البته قدمت زیادی هم دارد! و به تجربه من فقط اینطوری حل می شود.

  26. سلام به دوستان سبز و گرامی
    با تشکر از سایت کلمه که به نظر کاربرانش اهمیت داده و آنها را صرفاً جهت پر کردن بخش نظرات منتشر نمیکند. طبق تعریف لغتنامه دهخدا و معین و فرهنگ فارسی عمید، چنین معنایی برای هرگز مشاهده نکردم. بااین حال نقد من بر مطلق بودن جواب آن سوالات بود. چه شدیداً آری و چه شدیداً خیر. که البته با جواب شدیداً آری برای آن سوالات مخالفت بیشتری دارم. با اینحال خانم رهنورد با نگارش این متن ادبی توانسته اند عظمت روح بزرگ این خانواده های عزیز را تا قسمتی به تصویر بکشند. ما نیاز داریم به اینکه این عظمت و عظمتهای دیگر بدنه جنبش سبز به تصویر کشیده شود. چه برای نیروهای خودی که بدانند در کنارشان چه دستانی یاری دهنده شان است و چه برای نیروهای مخالف. از این برادر نجفی هم ممنون بابت راهنماییش. ما که از این به بعد از ترسمون نظرمان را کپی میکنیم و تا پیش از انتشار، انها را ذخیره نگه میداریم.

  27. در جواب دوستی‌ که به “هرگز” اشاره کرده بودند ،و نوشته اند که در فرهنگ دهخدا آن را به معنی‌” آری” نیافتند،دوست عزیز” هرگز” اینجا به صورت کنایه گفته شده که زمانیکه “هرگز” به صورت کنایه می‌‌آید به معنای” آری” برداشت میشود،و این را باید در دستور زبان فارسی‌ جست نه در فرهنگ لغت، و درباره تند تند مینویسی که وقت ارسال پیام گاهی‌ نوشته میشود لازم نیست کپی بگیرید اگر بک را بزنید ،و دوباره برگردید عقب و دوباره بفرستید راحت میره ،و اگر نشد دوباره تکرار کنید،من هروقت با چنین مشکلی‌ روبرو میشم برمیگردم عقب ،یعنی بک رو میزنم و دوباره میفرستم بدون گرفتن کپپی،

    بانوی سبز هروقت سخن میگوئید ،نوری از امید در قلب ما میتابد و شوری دیگر حس می‌کنیم،از اینکه بانویی اندیشمند، و همسر میرحسین و به نوعی رهبر زنان سبز از روی درک و اندیشه سخن می‌گوید به خود میبالیم

  28. فرزند ایران گفت:

    درود بر بانوی سبز ایران

  29. سلام به دوستان سبز گرامی.
    دوست عزیز “زنده باد سبز”، محض اطلاع برای اینکه بدانید کنایه چیست باید بگویم کنایه پوشیده سخن گفتن است درباره امری (ویژگی یا صفتی) بدون اشاره مستقیم به آن. ولی در کنایه همواره شما برای اینکه منظورتان را برسانید باید به چیزهایی اشاره کنید که با منظور شما سنخیت داشته باشد و نه اینکه در تضاد باشد.
    به مثالهای زیر توجه کنید.
    فلانی ریش سفید است کنایه از باتجربه و معتبر بودن
    هنوز دهنش بوی شیر میده کنایه از کوچک و کم تجربه بودن
    فلانی روی پینوکیو را سفید کرده کنایه از افراط در دروغگویی (به بعضیا بر نخوره لطفا)
    حال با این تعریف و مثالها چگونه ممکن است از واژه “هرگز” شما معنای “آری” را برداشت میکنید خدا عالم است. به هر حال از توجه شما تشکر میکنم که قصد راهنمایی داشتید. از سایت کلمه هم بابت فراهم کردن چنین زمینه هایی تشکر میکنم.

  30. دوست عزیز (جنبش سبز ما)منظور از کنایه در اینجا یعنی در قالب متضاد خواسته خود را بیان کردن

    مثال:

    شخصی‌ همراه با دوستش نهار میخورند،و آن شخص در غذا خوردن زیاده روی می‌کند،به طوریکه بعد از اتمام غذا از درد به خود می‌پیچد و دچار دل درد شدید است،نفر سوم که دوست دیگر آنهاست وارد میشود و از او میپرسد ،چی‌ شده غذا زیاد خوردی؟ در غذا خوردن زیاده روی کردی ؟ دوستی‌ که شاهد غذا خوردن بیش از حد دوستش بوده است با کنایه به شخص سومی‌،می‌گوید : هرگز ، یا : هرگز غذا نخورده با حالت کنایه( با کنایه و حالت تعجب در چهره ) و آنوقت نفر سومی‌ پاسخ میدهد ،من از همون اول متوجه شدم که در خوردن افراط کردی.چون معانی هرگز را درک می‌کند

    یا فرض کنید برعکس هرگز ، مثلا یک زن و شوهر در خانه سر مساله‌ای با هم بحث میکنند و مرد با ناراحتی‌ منزل رو ترک میکنه،بعد از چند لحظه برمیگرده و به خانومش میگه تو سویج من رو برداشتی ؟خانومش با ناراحتی‌ میگه : اره, و همسر پاسخ میده خوب برنداشتی بگو برنداشتم چرا اینجوری جواب میدی؟

    .آنچه که شما مثال زدید در قالب مثال‌ها و مثل هاییست که در بین مردم رایج باشد مثلا پینوکیو به عنوان دروغ گو شناخته شده است ،یا ریش سفید منظور کسیست که ریشش در تجربه سفید شده و دارای سنّ و تجربه است،و اینهاکه میگوئید کنایه تشبیهی هستند

    این هم از مثال‌های من ،انگار اینجا شده کلاس گرامر و دستور زبان ، دوست خوبم

    از بابت مثال‌هایی‌ که زدی و پاسخی که دادی ممنون، سایت کلمه عذرخواهی می‌کنم، گاهی‌ اینجور کامنت‌ها پیش میاد.

    درود بر بانوی سبز ایران زمین زهرا رهنورد

  31. سلام به دوستان گل و بلبل
    دوست عزيز اين مثالهايي كه شما زديد رو در هيچ جاي دستور زبان فارسي براي تعريف كنايه نديدم. تعريف كنايه هماني بود كه گفتم. ميتوانيد به منابع مراجعه كنيد. اما مثالهاي شما بيشتر در مثال اول درخور تعريف “متك” يا “طعنه” و در مثال دوم درخور تعريف “لجبازي” است. خلاصه هرچه هست صنعت كنايه به كار نرفته است. من هم بعيد ميدانم حتي اگر متلك و طعنه و لجبازي از صنايع دستور زبان فارسي باشند بخواهد با اين صنايع خانواده اين عزيزان را وصف كند. به هر حال جواب اين سوالات قاطعانه خير يا قاطعانه بلي نميتواند باشد. هرچه باشد نسبي و شايد غالبي است ولي قطعي نيست. آنچه كه قطعي است عزت و بزرگواري خانواده اين عزيزان است كه با صنعت طعنه و لجبازي و متلك و تكه اندازي نميتوان بيان كرد.