تعیین وثیقه دویست میلیون تومانی برای یک زندانی ناشناس حوادث انتخابات
چکیده :پدر اکبر اجدادی یک کارگر ساده است که در واپسین روزهای زمستان سال پیش از کار بیکار شد و نه فقط امکان تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی را ندارد که به نظر می رسد حتی توان تامین وثیقه ای بسیار کمتر از این را هم نداشته و حداکثر می تواند برای به مرخصی آمدن فرزندش کفیل یا ضامن معرفی...
کلمه:اکبر اجدادی ،یکی از زندانیان ناشناس حوادث پس از انتخابات بیش از نه ماه است که در اوین زندانی است و از آن تاریخ تاکنون نتوانسته از آزادی با وثیقه و یا امکان مرخصی استفاده کند.
دادستانی تهران ،هفته گذشته به خانواده اجدادی اعلام کرده است که فرزندشان با تامین وثیقه دویست میلیون تومانی ، می تواند برای یک هفته به مرخصی بیاید.
این درحالی است که خانواده اجدادی از قشرمحروم جامعه هستند ،در جنوب شهر تهران و درخانه اجاره ای زندگی می کنند .پدر اکبر اجدادی یک کارگر ساده است که در واپسین روزهای زمستان سال پیش از کار بیکار شد و نه فقط امکان تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی را ندارد که به نظر می رسد حتی توان تامین وثیقه ای بسیار کمتر از این را هم نداشته و حداکثر می تواند برای به مرخصی آمدن فرزندش کفیل یا ضامن معرفی کند.
اکبر اجدادی ،فروشنده یک مغازه و یکی از معترضان ساده به نتایج انتخابات است که در تظاهرات مسالمت آمیز مردم در 25 خرداد شرکت داشته و به اتهام شرکت در این تظاهرات به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.
جمعی از زندانیان ناشناس حوادث پس از انتخابات در هفته اول بهار نامه ای نوشتند که در بخشی از آن آمده بود :
ما فقط معترضانی ساده به نتایج انتخابات بودیم ورسانه ای نبود که کلامی از ما بنویسد . حق داشتند . چه کسی ما را می شناسد ؟ از میان مردم ساده کوچه و خیابان بودیم که به قول بازجوهایمان که خود را کارشناس می خوانند ” حالا کف روی آب هستیم و شده ایم سنگر مخالفان رژیم که پشت آن حکومت را نشانه رفته اند .” سنگرهایی بودیم که به قول بازجوها یکی یکی دارند فتحمان می کنند .














هر کدام ما می توانستیم «اکبر اجدادی» باشیم یا «علی بی کس» یا «ندا آقاسلطان» یا هزاران انسان دیگر که 25خرداد و بعد آن شانه به شانه ی هم ایستادیم و از جمهوریت و اسلامیت و انسانیت دفاع کردیم… نمی دانم این جمله برای شما خوانندگان آن چه معنایی دارد ولی من چهار ستون بدنم میلرزد وقتی به مسئولیت خودم در برابر این اسامی فکر می کنم! فقط یک لحظه فکر کنید که 25خرداد به جای اینان شما دستگیر شده بودید… فکر کنید… فکر کنید… تصور کنید… تخیل کنید… حالا به این فکر کنید که «اکبر اجدادی» که در هنگام دستگیری هم شانۀ شما ایستاده بود حالا آزاد است…
در یک جمله: در ذهنتان جای خود را با او عوض کنید! اگر موفق شدید شاید بتوانید درک کنید که همۀ ما در قبال او مسئولیم، در قبال هم، در قبال ایران!
می توانید تصور کنید که شما زندانی باشید و «اجدادی» نامی در حال همکاری با احمدی نژاد؟ می توانید او را ببخشید اگر برای چندرغاز پول سیاه در هر جمعی به سبزها توهین کند یا هزاران اتهامی که خودش قبول ندارد را به موسوی نسبت دهد تا ترفیع مقام بگیرد؟ می توانید او را ببخشید که برای اندکی وام (بخوانید نزول) بخواهد عکس احمدی نژاد را به شیشه مغازۀ کوچکش بچسباند؟ می توانید او را ببخشید اگر مچ بند سبزش را ته صندوق قایم کرده باشد و روزی هزار بار مجیز احمدی نژادیون را بگوید؟ می توانید خودتان را ببخشید اگر لحظه ای به اجدادی ها و اعرابی ها و نبوی ها خیانت کرده باشید؟
سبز بودن اصلاً آسان نیست! سبز بودن یک حزب سیاسی نیست که بتوانیم عوضش کنیم! این جنبشی است که علیه دروغ شکل گرفت، به نظر شما
آیا می توانیم به خودمان و دیگران دروغ بگوییم ولی سبز هم باشیم؟!! بمن این را سؤالی بسیار کلیدی می دانم که بایستی هر کسی از خود بپرسد!
دوستان و یاران در بند ما با شمائیم چرا که خوب می دانیم شما تاوان اعتراض سکوت ، ما را اینک در بند می پردازید به خدا قسم که بین ما و شما فاصله ای به اندازه یک نرده آهنی وجود دارد ، همیشه در فکرتان هستیم و با فکر به شما زندگی می کنیم .ما همه یک تن واحدیم ، برایتان دعا می کنیم و از خدای متعال برای لحظه لحظه اسارتتان طلب مغفرت و اجر جزیل در نزد خدا داریم و به آزادی هر چه سریعترتان دعا می کنیم
اجرکم عند الله
omid varam harche zod tar tamam zendaniha azad shavand
سلام
یه پیشنهاد داشتم:
اگر بشود یه صندوق کمک به این زندانیان توسط مهندس موسوی راه اندازی شود تا مردم سبز ایران کمک های نقدی خودشان برای تامیت وثیقه این عزیزان در آن واریز نمایند خیلی خوب میشد.
خدا تمام زندانیان بیگناه را آزاد کند
یا حسین میر حسین
عزیزان در بند شما ناشناس نیستید ، شما کاملا شناسید چرا که حاکمیت خوب فهمیده که شما فریاد سکوت اعترض یک ملتید ، شما بهای سنگین آزادگی ملت را در اسارت ، می پردازید . شما انگشتان یک مشتید ما با شمائیم و به شما افتخار می کنیم وبرای آزادیتان دعا می کنیم
اللهم فک کل اسیر
داوود جای درس اخلاق دادن،یه چیزی بگو که به کار بیاد
ما هم مثل زندانیان به قول شما ساده و بی نام و نشان،اسم و رسمی نداریم،شاید یه راه این باشه که سران جنبش یا تشکل ها و احزابی مثل مشارکت،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و اعتماد ملی شماره ی حسابی را به این منظور اختصاص بدهند،البته آقایان انقدر خبیث هستند که حساب را مسدود کنند.
چون مبلغ جهت وثیقه هست ،بعد از مرخصی زندانی عودت هم داده می شود.قبلاً هم در چند پُست اشاره کرده بودم،مقاومت و ایستادگی اسرای گمنام بسیار ستودنی تر و با شکوه تر از زندانیان سرشناس هست و متاسفانه به اونها توجه مبذول نمی شود،انشا لله که مهندس موسوی از این موضوع غافل نیستند و پی گیری می کنند.
بايد سازکاری ايجاد شود که بتوان به اين عزيزان کمک کرد، نه فقط به زندانيان سبز، بلکه به همه کسانی که زير بار فقر کمر غرورشان شکسته ، به تمام کسانی که فقر سد اگاهی شان است. مهندس فکری بکن . مردم آماده اند
جناب utopia، اول اینکه نمی دونم آرمانشهر چه ایرادی داره که شما حتماً مجبور هستید معادل لاتین انتخاب کنید!
بعدش هم اینکه وقتی میگویم سؤال آخر کامنتم را بسیار مهم می دانم معنیش درس اخلاق دادن نیست! هرچند که اخلاق گمشدۀ سیاست امروز ماست؛ چپ و راست هم ندارد!
سه اینکه، شما هیچ کسی را نمی شناسید که در محیط شخصی خود سبز باشد ولی در سپهر عمومی ضد سبز؟! اگر ایران باشید زیاد دیده اید!
و آخر اینکه، شما به من ایراد می گیرید که چیزی بگویم که به کار بیاید؛ می توانم بپرسم نظر شما چه چیزی ارائه کرده است و به چه کاری آمده است؟
آیا این جمله: “انشا لله که مهندس موسوی از این موضوع غافل نیستند و پی گیری می کنن” را من حق دارم نصیحت اخلاقی بدانم؟
جهت آگاهی شما باید اضافه کنم که روند قبول و پس گرفتن مبلغ وثیقه بسیار زمان بر و پر از مشکل تراشی هاست و بلافاصله بعد از بازگشت زندانی پس داده نمی شود. ضمن اینکه این مرخصی از زندان اسماً 4-5روزه است ولی در عمل دیده میشود که تا زمان صدور حکم نهایی، مرخصی تمدید میشود!