سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

يک‌سال با آينه‌دار صبر و اميد

چکیده :بدون شک، آينده‌ای روشن و درخشان در انتظار مردمِ ماست. آينده‌ای که در آن هیچ کس محکوم به سکوت و ترس نیست. آينده‌ای که در آن هر شهروند ايرانی عزت و حرمت دارد. آينده‌ای که در آن هیچ رسانه‌ای ناگزیر به مجیزگویی قدرت نيست. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامتِ انسان‌ها در پای میل صاحبان قدرت قربانی نمی‌شود. آينده‌ای که در آن سوءظن و پرونده‌سازی ويژگی بارز قدرت سياسی نيست. آينده‌ای که در آن علم و معرفت، دانشگاه و دانش‌پژوهی حرمت دارد و حکمت – اين گمشده‌ی مؤمنان – محبوس و مقیدِ هوس‌‌بازی‌های سیاسی و تقسیم‌بندی‌های جناحی نيست. آينده‌ای که در آن دين و اخلاق بازيچه‌ی رسيدن به جاه و مقام نيست. آينده‌ای که در آن دروغ و ریا تبدیل به فضيلت نمی‌شود. آینده‌ای که در آن بیدادگری خوار است و دادگستری و معدلت‌پروریِ بدون تبعيض چراغِ راهِ دستگاه قضاست. این آینده برای ما آينده‌ای است خواستنی و آرمانی که جهتِ کوشش‌های ما به سوی آن...


کلمه- داریوش محمدپور: فکر می‌کنم اکنون که سالِ دشوار، سال کشف و سال خودشناسی ۸۸ به پايان می‌رسد، وقت است که به فکر ادای دين بیفتيم. ملت ايران، چه سبز و چه غير سبز، دين بزرگی به ميرحسین موسوی دارد. بسیار دشوار است جايی که می‌توان و بايد زبان به ستايش کسی گشود، صبر کنيم و به سوی اغراق و مبالغه نرويم. از همان روزهای نخستی که میرحسين دوباره به عرصه‌ی عمومی سياست در ایران بازگشت، اين حس، اين شهودِ غريزی را داشتم که یک رهبر سیاسی تراز اول و فوق‌العاده هوش‌مند در حالِ شدن است؛ رهبری متولد شده است که عمیق‌ترین خواسته‌ها و شریف‌ترین مطالبات فروخفته، فروخورده و سرکوب‌شده‌ی ملت ایرانی را «آن سوی هفت‌پرده به بازار» کشیده است. بسیاری ابتدا چنین می‌پنداشتند که موسوی که سال‌ها از صحنه به دور بوده است و در گذشته نیز روحیه‌ای تند و رویکردی بنیادگرایانه داشته است، نامزد مناسبی برای دوره‌ی اصلاح و نمایندگی آن نیست. اما موسوی، در زمانی بسیار کوتاه نشان داد که از کوره‌ی به واقع گدازان هرچند به ظاهر خاموشِ صبر و سکوت بیست ساله، که با تقلب احوال فراوان همراه بود و بسیاری دیگر را از ادامه راه بازداشت و گوهر غیرمقاوم‌شان را آشکار ساخت، همچون الماسی سخت و مقاوم بیرون آمده است. نشان داد که سال‌های صبر و سکوت را به کسب بصیرت‌های تازه و پرورش نفس (که برای حضور در عرصه های کارزار سیاسی از اوجب واجبات است) صرف کرده است و سرمایه‌ای چشمگیر را به مثابه‌ی پشتوانه‌ی عمل برای خود فراهم آورده است.

ميرحسين الگويی تازه و ستودنی را از رهبری سیاسی اخلاقی و مسؤول نمايندگی کرده است و در اين ماه‌های پرتلاطم، لحظه‌ای از استقامت و صبر فروگذار نکرده است. اين آشتی تازه با اخلاق، با مسؤولیت، با عملِ آگاهانه‌ی سياسی را مديون ميرحسين هستيم. او در اين ماه‌ها کارنامه‌ای از خود به جا گذاشته است که می‌توان قدم به قدم و لحظه به لحظه آن را سنجيد. هم کنشِ ميرحسين و هم واکنش‌اش، هوشمندانه بوده است. نه به ورطه‌ی افراط و تندروی غلتيده است (و مطالبات درشت و تند و خشن داشته است) و نه به مغاک بی‌عملی و اعتزالِ سياسی یا زد و بند و معامله افتاده است.

ميرحسین در موقعيتی قرار داشت که آسان نبود و دشواری‌های عظیمی پیش روی‌اش بود. نقدِ کردن نظام و نقد کردنِ خود و آموختنِ پياپی، خود-تصحیح‌گری و انطباق با موقعيت‌ها و ابزارهای تازه‌ی رهبری، ويژگی‌هایی است که تصويری روشن از رهبری هوش‌مند را عرضه می‌کند. او نه رهبری بوده است که بخواهد ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و ملت را مصادره کند و از آن سودِ شخصی ببرد و نه کسی بوده است که خود فاقد يک نظامِ ارزشی منسجم باشد.

بسیار نوشته‌اند درباره‌ی این‌که جنبش سبز رهبری مشخص و روشنی ندارد. بخشی از اين دیدگاه به اين خاطر بوده است که تصور عده‌ای از فعالان سياسی این بوده که جنبش سبز، جنبشی فراگیر است و یک نفر واحد نمی‌تواند نماينده‌ی مطالبات این طيفِ وسيع و گسترده از مردم باشد. دقیقاً به همين دلیل است که فکر می‌کنم موسوی بهترین نامزد برای تثبيت رهبری جنبش سبز است. این به اين معنا نیست که نقش مهم و تأثیرگذار کروبی و خاتمی را ناديده بگيریم. باز این مضمون نتيجه نمی‌دهد که نقش مهم وزنه‌ی تأثيرگذارِ سیاسی جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی، را در اين معادلات نادیده بگيریم. مدت‌هاست که فکر می‌کنم که اگر رهبر فعلی نظام یک مدافع و پشتیبان دلسوز و آینده‌نگر داشته باشد، آن یک نفر همانا شخص هاشمی رفسنجانی است. اين نکته را البته با درنگ بايد خواند و ديد. اگر از تمام مخالفت‌هایی که با هاشمی يا شخص رهبری نظام می‌شود، فاصله بگيریم، هم‌چنان می‌بينيم که اگر یک نفر باشد که بتواند تعادلی در این نظامِ ايجاد کند و حاشیه‌ی امنی برای استمرارش فراهم کند، آن یک نفر رييس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اما اين نکته چه ارتباطی به جنبش سبز دارد؟ فکر می‌کنم ارتباط‌اش دقیقاً در اين است که جنبش سبز اصالتاً نه خواستار براندازی است و نه بدنه‌ی خردمند و هوشیار آن به سوی تندروی‌هايی از اين جنس می‌رود. دقيقاً به همین دلیل است که هاشمی متحدی طبیعی برای این جنبش به شمار می‌رود و باز به همين دليل است که، به نظر من، تخریب هاشمی – در سال‌های اصلاحات – حرکتی نسنجیده و شتاب‌زده بود. این‌ها به این معنا نيست که هاشمی رهبری مطلوب است. اما نادیده گرفتن توانایی‌های و نفوذِ سياسی‌اش، و شناخت‌اش از مکانیزم‌ها و قابليت‌های اين نظام هم خطاست. بحث توانايی‌های مديریتی و سیاسی هاشمی و قابلیت‌های رهبری سياسی او، بحثی جداگانه است که باید در جای خود به آن رسیدگی شود. اما اين اشاره‌ی طولانی صرفاً از اين رو بود که ملاکی داشته باشیم برای یک رجلِ سیاسی در متن و پيکره‌ی تصمیم‌گيری‌های سياسی نظام و یک رهبر سياسی تازه که به سرعت قابلیت‌های رهبری‌اش را در زمانی کوتاه در صحنه‌ی سیاسی نشان داده است در حالی که هم‌چنان‌ خارج از ساختار تصمیم‌گيری سياسی نظام است.

از سخن دور نیفتم. مغزِ حرفِ من اين بود که ميرحسين موسوی هم جلوه و جنبه‌ای تازه به عمل سیاسی و رهبری سياسی داده است و هم جانِ تازه‌ای در سیاست‌ورزی مسؤولانه و خردمندانه دميده است. اين نکته برای کشوری که رهبرانِ سیاسی همواره در آن اسیر ملاحظاتِ جناحی و محبوس تملق و چاپلوسی بوده‌اند، نکته‌ای است مهم و فرصتی است مغتنم. پيام موسوی و خواسته‌ی ملت چيزی جز این نيست که حاکمانِ سیاسی، حاکمان خوب و باکفايتی باشند. خلع و عزلِ سیاست‌مداران، بدون این‌که راهِ بهبود و اصلاح را به آن‌ها نشان دهيم، بيشتر نشان‌دهنده‌ی سلیقه‌های شخصی و اشتياق به قدرت است. ميرحسین در سخنان‌اش و در عمل‌اش همواره نشانگری از عملِ سیاسی مسؤولانه بوده است. بر خلافِ سیاست‌مدارانی که با مصادره کردن نام ملت و نمايش اقتدار و عظمت به نام ملت، کاری جز تحقیر ملت نکرده‌اند، موسوی لایه‌های مختلف اين ملت را جدی گرفته است و حتی در برابر مخالفان سرسخت‌اش از اصول اخلاقی‌اش دست نکشیده است. تندخويی و درشتی که صفت و ويژگی بارز مخالفان او بوده است، تبديل به يکی از صفات او نشد. هر چقدر طرف مقابل با بی‌خردی و شتاب‌زدگی، به سوی تحقير، تمسخر و رجزخوانی رفته است، میرحسین الگويی از خویشتن‌داری و صبر و ايمان بوده است. هر چقدر طرف مقابل با رفتارهای عصبی و خشم‌ناک کوشش کرده او را به سوی منازعه و خشونت سوق بدهد، او از بازی کردن در ميدان خشونت و بی‌اخلاقی تن زده است. این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. یک بار دیگر نوشته‌ام که مجموعه‌ی بيانيه‌ها و مصاحبه‌های موسوی منشوری است مثال‌زدنی از یک حرکت و نهضتِ سیاسی فوق‌العاده هوش‌مند که نه هدف‌اش را گم می‌کند و نه دست از ارزش‌های‌اش می‌کشد؛ نه مردم را نادیده می‌گيرد و نه اسير بازی‌های تبلیغاتی و سياسی می‌شود.

ملت ايران این تولد سبز را به موسوی مديون است. بدون شک، آينده‌ای روشن و درخشان در انتظار مردمِ ماست. آينده‌ای که در آن هیچ کس محکوم به سکوت و ترس نیست. آينده‌ای که در آن هر شهروند ايرانی عزت و حرمت دارد. آينده‌ای که در آن هیچ رسانه‌ای ناگزیر به مجیزگویی قدرت نيست. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامتِ انسان‌ها در پای میل صاحبان قدرت قربانی نمی‌شود. آينده‌ای که در آن سوءظن و پرونده‌سازی ويژگی بارز قدرت سياسی نيست. آينده‌ای که در آن علم و معرفت، دانشگاه و دانش‌پژوهی حرمت دارد و حکمت – اين گمشده‌ی مؤمنان – محبوس و مقیدِ هوس‌‌بازی‌های سیاسی و تقسیم‌بندی‌های جناحی نيست. آينده‌ای که در آن دين و اخلاق بازيچه‌ی رسيدن به جاه و مقام نيست. آينده‌ای که در آن دروغ و ریا تبدیل به فضيلت نمی‌شود. آینده‌ای که در آن بیدادگری خوار است و دادگستری و معدلت‌پروریِ بدون تبعيض چراغِ راهِ دستگاه قضاست. این آینده برای ما آينده‌ای است خواستنی و آرمانی که جهتِ کوشش‌های ما به سوی آن است. این خودآگاهی و اين بصیرت را مدیون استقامت و پایداری موسوی هستيم که هم امید را در ما تقويت کرده است و هم خود دست از دامنِ امید نکشیده است. موسوی از آن رهبرانِ سياسی است که نماد لکنت نداشتن در برابر قدرت است. و طرفه آن است که او نيز همچون موسی، هنگام سخن گفتن، آماج تمسخر حريفان تندخو و افراطی خود بوده است، اما قدرتِ ایمان و بينش و بصیرت بالای سیاسی‌اش مانع از منفعل شدن‌اش شده است.

این‌ها که نوشته‌ام شاید حمل بر ستايش و اغراق شود. اما وقتی خودِ موسوی از رفتن به سوی کيش شخصیت پرهیز دارد و مردم را از افتادن به دامِ تقدیس افراد باز می‌دارد و هنگامی که خودش به روی نقد و شنیدنِ همه‌ی سخن‌ها گشوده است، نمی‌توان اين سخنان را اغراق درباره‌ی او دانست. ما در این يک‌سال با او زيسته‌ايم. مبارزه و استقامت را با او زيسته‌ايم. صبر و ايمان را با او زندگی کرده‌ایم. اين‌ها دستاوردهای کمی نیستند. با تمام قربانيانی که داده‌ايم، با خیل شهدای‌مان، با تمام آرزوهای سبز و سرخی که داشته‌ايم، او قدم به قدم همراه ما بوده است. ما يک سپاس به او مديون‌ايم. در اين بیداری و این خيزش، این آگاهی و این بینش و در شکل دادن به آينده‌ای روشن برای ایران او سهمی مهم دارد. ترديدی ندارم که در اين سالِ «صبر و استقامت» که در پيش داريم، جنبه‌های تازه‌تری از توانايی‌های او را برای رهبری سياسی خواهيم شناخت و قدردانِ آن خواهیم بود.

منبع: وبلاگ ملکوت +


17 پاسخ به “يک‌سال با آينه‌دار صبر و اميد”

  1. zahra.s گفت:

    خیلی عزیزی

  2. HEMASESABZ گفت:

    چرا هیچ خبری از چهارشنبه سوری پیروز ما نمی دهید نکنه می خواهید میر حسین رو از ما جذا کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV

  3. هموطن سبز گفت:

    میرحسین موسوی همان است که باید باشد… همانی که مردم آزادی خواه و مترقی ایران می خواهند… همان که برای رسیدن به آن درجه از مدنیت که مطلوب ایران و ایرانی است راهنمایی بی بدیل و مشاوری بی نظیر است… همان ابرمردی که سخن و سکوت اش فریاد حقیقت است… من مهندس موسوی را تقدیس نکرده و درباره ی توانایی هایش اغراق و مبالغه نمی کنم چرا که ایشان و رفتار و سکناتش را از نزدیک دیده و در چند ساعتی که در معیت اشان بودم ( که به آن مفتخرم ) به خلوص نیات و اعمال ایشان باور پیدا کردم. اما هر کس هم که اندکی ولو دورادور با ایشان و راهش آشنا باشد می داند که میرحسین عزیز ما مردی ست که هم می خواهد و هم می تواند پیگیر محقق شدن خواسته های بحق مردم باشد… برای سالی که گذشت و تمام پایمردی های ایشان و همراهان سبزشان یک قدردانی و تشکر حسابی و تعظیم تمام قد به میرحسین موسوی بدهکاریم و در سال آینده، سال صبر و استقامت به امید تحقق آرمانهای سبزمان همراه هم هستیم و نقش بی بدیل رهبر قلوب سبز مردم، میرحسین عزیز را فراموش نمی کنیم…

  4. مانی گفت:

    و در اصل ملت ایران هم با وجود موسوی متولد شد.

    واقعا موسوی کی بود که با حظورش , از پیر و جوان را مجذوب خودش کرد؟ در یکی از پست ها “نه مطلب این نبود , برادر. واقعا خوب حرفی زده شده. من در همون پست “اشتباه از خاتمی و هاشمی بود یا از موسوی” در پایان کامنت نوشتم که شکی نیست که سایت ها و روزنامه های اصول گرا از این مطلب سایت کلمه تمام سو استفاده را خواهند کرد, که همین هم شد. ببینید این ها دنبال یک سوجه مناسب برای اختلاف بین رهبران جنبش هستند. ولی خوب این گونه نخواهد شد. ولی در این پست “نه مطلب این نبود ,برادر” ببینید اخه ما نمیتوانیم در همه قسمت های سیاست “اسم صداقت و روراستی رو خوب بودن فرد را بیان بکنیم” من شخصا یکی از طرفداران سرسخت و بهتر بگویم قدیمی دکتر سید محمد خاتمی بودم و الانش هم هستم. ولی از این موضوع نخواهم گذشت که اقای خاتمی در مقابل این ظلم هایی که به ملت ایران طی این 9 ماه شد تا حدودی سکوت پیشه کردند. در اون پست نوشته شده این صداقت و خوبی و … اقای خاتمی در انتخابات 76 بود که, سکوت کرد. خوب اخه مگر میشود در قبال حق مردم معامله کرد؟ اصلا منظور من از معامله اون معامله سیاسی نیست. ببینید وقتی در اون سال دوباره خیانت میشود در حق مردم و تقلبی دیگر صورت میگیرد. دیگر سکوت برای چیست؟ ایا این رو میشه به پای باز خوبی و صداقت و شرافت اقای خاتمی گذاشت؟ یا از حق مردم گذشتن؟ ما نباید موضوع صداقت و خوبی را در هر نقطه از سیاست به کار ببریم.
    اقای موسوی امدند و ایمان دارم که دیگر مثل اقای موسوی نخواهد امد.
    اقای موسوی واقعا کی بود که حتی مخالفان انتخابات را به سوی خود جذب کرد؟
    و حالا میبینیم که اقای هاشمی رفسنجانی کاملا سکوت کردن در مقابل این همه ظلم. خوب باز هم میتوانیم بگویم این صداقت و خوبی و شرافت اقای رقسجانی است. اقای رفسنجانی با سیاست مدار ترین فرد ایران است. ولی این دلیل نمیشود که حالا بیان و بگویند باید دلداری بشود از خانواده های کشته شدگان . اخه دلداری که دیگر فایده ای ندارد. عزیز از دست دادشون رو با دنیا عوض نمیکنند , حالا بیان دلداریشون بدهند؟ اون هم افرادی که الان در راس این نظام هستند؟ و همین هایی که خودشون این جوان ها را از ننه باباشون گرفتند؟ خانواده ندا اقا سلطان نپذیرفت که به عنوان خانواده شهدا محسوب بشوند. خانواده ندا اقا سلطان فرمودند که ندا شهید جنبش راه سبز امید است, و همین حرف کافی است. ولی خوب چرا باید اقایونی مثل هاشمی که محبوبیت زیادی داشتند حالا فقط باید سکوت بکنند؟

    ملت ایران , میر حسین موسوی رو به عنوان رهبر خودشون قبول کردند و قبول دارند. و دیگر نباید روی این موضوع مانور داده شود که ایا اقای موسوی رهبر این جنبش است یا اون هم یکی از اعضای این جنبش است. این حرف فقط توسط اون سلطنت طلبان خارج نشین دارد گفته میشود. جالب اینجاست که اون ها میگویند جنبش یک قدم از اقای موسوی جلو تر هستند! حالا من نمیدانم جنبش از نظر اون ها چه افرادی هستند؟! اگر جلوتر بودند خوب دیگر هر روز باید پاتوق تو خیابون ها مینداختند و انواع شعار های رادیکالی را سر میدادند. ولی خوب اینطور نشد و من گفتم که که جنبش پا به پای میر حسین موسوی دارد قدم میگزارد و ما فراتر از این اصلا حق نداریم جلو تر برویم. چون ما داریم در چارچوب این نظام حرکت میکنیم. ما داریم ادعا میکنیم که خمینی کجایی موسوی تنها شده. این یعنی این که پیرو راه امام هستیم. پس در این صورت جلو تر از رهبران جنبش “میر حسین مسوی و کروبی” یعنی سرکوب بیشتر.

    اقای داریوش محمدپور. من از گفته های شما خیلی لذت بردم. شما گفتیم به موسوی مدیون هستیم. ولی من میگویم ما جان به کف میر حسین موسوی هستیم , و این حرف نه اغراق است نه شعار. داریوش محمدپور حرف شما کاملا صحیح است و ملت ایران با موسوی متولد شد. اگر موسوی نبود, مثل گذشته که خیلی فریب خوردم ” دوباره فریب این اقایون رو میخوردم. از طرف خودم گفتم . چون من مطماین هستم این اقایون طی این 5 سال ملت ایران را بد طوری فریب دادند.

    طعنه خنده به افکار و شعارم بزنید
    تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید
    در حفاظت ز امیدم میر حسین
    میشوم میثم تمار به دارم بزنید

    بدون ریا میگویم که {یک جون دارم, اون هم فدایت ♥میر حسین موسوی♥

  5. سارا گفت:

    شأن بسيج را ببينيد به کجا رسيده که امروز بايد بر پشت وانت ها مثل… سوار گردد تا خود را به شادي مردم رسانده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهد

  6. سلمان گفت:

    میر عزیز .ما معلمان در همه موارد پشت سر صداقت و عدالتت هستیم.

  7. هومن گفت:

    شهادت میدهیم که میر ما به ما خیانت نکرد.شهادت میدهیم که مارا تنها نگذاشت.شهادت میدهیم که به ما پشت نکرد.آری در تمام لحظه لحظه های این 9 ماه و اندی در هر حرکت و هر خیزشی خود را در کنار او و او را در کنار خود یافتیم.گویی سخنانش سخن ما و درد دلهایش دردهای دل ما بود.از او یافتیم باهم بودن را متحد بودن را یکی بودن را.به ما داد سبز بودن را و راست بودن را.لبخند هایش برایمان دلگرمی بود و سخنانش آرامش جان و سیمای دلنشینش آرامبخش روان.ما درست انتخاب کردیم و اورا درست یافتیم.در معرکه ای دود آلود و مشتبه روشنایی سخنانش و صداقت و سلامت نفس و روانش مارا چنان مجذوب او کرد که گویی سالهاست که اورا میشناسیم و سالهاست در کنار او در راهی پر نشیب و پرفراز هم مسیر هم طریقیم.آری مردم ایران در پس حادثه کسی را یافتند که نه اسیر قدرت شد و نه گرفتار مکنت.نه حضور میلیونها نفر اورا مغرور کرد و نه انواع توهینها و تهمتها و بداخلاقی و بد دهنی ها اورا منکوب.
    میر عزیز تو به ما جسارت گفتن و شهامت ماندن و شجاعت مردن آموختی.
    تورا سپاس و این سال نو رسیده بر تو مبارک.یاد تمام شهدای سبزمان بخیر و راهشان پر رهرو سبز.جای اسرایمان خالی و نفسهایشان آتشین و سبز تر از سبز.

  8. پسر میرحسین موسوی گفت:

    میر حسین را متدینی به تمام معنا میدانیم که قدرت جذبی بالا دارد و در کمترین زمان این را ثابت کرد . حقیقتا اصلاح طلبی راستین و پایبد به اصول انسانیت و معنویت و عقلانیت است . رییس جمهوری که من به عنوان که فرد غیر سیاسی سال گذشته بهار را به عشق او گذراندم و برای موفقیتش آنچه توانستم انجام دادم. یا حسین…………. میرحسین

  9. نوشين گفت:

    آينده قشنگي براي ايران ترسيم كرديد انشالله ايران آن روز هاي آرماني را ببيند …داستان حضرت موسي هم كه نوشتيد خيلي به جاست. به اميد تلاش براي آزادي

  10. ناشناس گفت:

    الهی قربون اون خنده قشنگت برم عزیزم….
    ما تا آخرش پات واستادیم…

  11. استقامت سبز گفت:

    میر حسین عزیز و اندیشمند، ای رهبر مقتدر و سبز ما

    از تو به خاطر اینکه یکسال را لحظه به لحظه با ما و در کنار ما مردانه ایستادی و اندکی از خواسته های جنبش و حق واقعی مردم کوتاه نیامدی و در تمام مراحل سخت و دشواری که پشت سر گذاشتیم، همواره با غم و شادی جنبش سبزهمراه بودی و همیشه ما را چون پدری مهربان و رهبری هوشمند هدایت کردی و قوت قلب ما بودی، و خود نیز هزینه ها دادی…
    میر حسین عزیزم ، نتیجه ی این تلاطم یکساله این شد که برای همیشه در قلب های ما ماندگار شدی و بی شک نامت در تاریخ در زمره ی دلاور مردان آزاده ی ایران زمین، در کنار ستارخان ها و باقرخان ها، و دیگر شیرمردان ایران، جاویدان خواهد ماند.
    میر حسین بزرگوار! کلامت، صدایت، چهره ات، و قلم ات همواره روشنی بخش و قوت قلب جنبش سبز بوده و هست و خواهد بود.
    ♥ دوستت دارم ای سبزتر از هر سبز ♥
    پاینده باشی مرد…
    سال 89، سال «صبر و استقانت»، بر تو و بر همه ی ایرانیان سبز اندیش سبز و مبارک و پیروز باد

  12. سبز ۳۶ گفت:

    در دنیایی از دروغ و تهمت، جز حقانیت کلام میرمان را، به واسطه سالها کناره گیری از قدرت، نمیتوانستیم باور کنیم. و استقامت، پایمردی، نجابت، حقطلبی و روشنگریهای ایشان حمایتهای بیدریغ نخبگان کشورمان را برانگیخت و مردم را بر انتخاب صحیحشان مطمئن و مفتخر ساخت.

    به امید سلامت، عافیت و توفیقات روزافزون ایشان و برومندی فرزندش، جنبش سبز.

  13. حاميان ورزشي مهندس موسوي گفت:

    ان الله مع الصابرين. سبز حسين زمانه در زمان خود جوانه خواهد داد. انشاء الله

  14. ما هرکدام قطره‌ای از دریای میرحسین هستیم،قطره چون با دریاست ،دریاست.

  15. sabzi khordan گفت:

    ba salam be dustan SABZ….va yek SOAL az dustane SABZ …….zamane nokhst vaziry D.musavi chand ta ruznameye AZAD vojod dast???

  16. سید مجید گفت:

    اقایان زور زیادی نزنید! دوره میرحسین بازی گذشت… برید فکر نان کنید که خربزه ابه…!!! مردم دیگه این اقا و باندش رو خوب شناختند . خود من از طرفدارهاش بودم ولی حالا نیستم وافتخار میکنم که زود شناختمش و برگشتم. این ملت فهیمتر از اونی هست که علفهای هرزوالبته سبز! بخواهند به انها اسیبی بزنند… برید کشکتونو بسابید!!!

  17. يك سبز گفت:

    گر تو سبزي سبزم گر تو شادي شادم
    من ز شيريني تو فرهادم
    وطنم…..ايرانم
    عيد آن روز مبارك بادم
    كه تو آبادي و من آزادم
    آقايان موسوي و كروبي و بانو رهنورد عيد سبزتون مبارك