سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » چگونه نظارت استصوابی به شورش نان منجر می‌شود...

چگونه نظارت استصوابی به شورش نان منجر می‌شود

چکیده :نظارت استصوابی فرزندانی شبیه به خود می‌زاید. توضیحش طول می‌کشد و مشاهده‌اش آسان‌تر است. به دولت نهم و بعد از نهم نگاه کنید و ببینید که چگونه سی سال تجربه اندوخته شده در کشور را دور ریخته است، تا جایی که نماینده مجلس هم صدایش بلند است:این که حکومت‌داری نمی‌شود. همه‌اش شده است حلقه علم و صنعت و استانداری...


کلمه-سید علیرضا بهشتی شیرازی:هر ساله آسمان بهره‌هایی از رحمت خویش را بر این کشور می‌بارد که ما حیات خود را مدیون آن هستیم. هرچند که بخش اعظم این هدیه الهی به زندگی انسان‌ها نمی‌رسد؛ به زمین‌های شور می ریزد، هدر می‌رود و از دسترس ما دور می‌شود. ما می‌توانیم بسیار بهره مندتر زندگی کنیم اگر بتوانیم بخش بیشتری از این رحمت را در اختیار بگیریم. به همین صورت همراه با هر نسلی که در این سرزمین پا به عرصه وجود می‌گذارد آسمان بهره‌ای از هوش و استعدادهای خدادی را هم نازل می‌کند، هرچند که اکثر آن نیز دور ریخته می‌شود، اهمیتی به آن داده نمی‌شود و در جای خود به کار نمی‌افتد.

چه بسا استعدادها که اساسا شناخته نمی‌شوند و باکره به خزانه حکمت الهی باز می‌گردند. اگر فقرو بی‌عدالتی هست – از یک نظر – جز به این خاطر نیست، والا خداوند دندانی نیافرید که برایش امکان چشیدن نانی نیافرید. بهره ما از زندگی هایمان قطعا بیش از آن که مدیون رحمت باران باشد، به این باران دوم وابسته است.

به این خاطر است که ملت‌ها هزینه‌های سنگین می‌پردازند، امیدهای بزرگ می‌بندند، انقلاب‌های عظیم به راه می‌اندازند تا نظامی از روابط سیاسی اجتماعی در میان خود برقرار کنند که بتواند بیشترین سهم از این باران دوم را نصیب زندگی‌های آنان کند. و نظارت استصوابی تلاشی دقیقا در عکس این جهت است. نظارت استصوابی – یعنی آن قانونی که تنها به افراد وابسته به یک خط و سلیقه فکری خاص اجازه می‌دهد چکیده فضایل مردم باشند – به مانند آن است که حکومتی بگوید مردم حق دارند تنها از باران‌های چکیده در ساعتی خاص از روز استفاده کنند. چه فایده دارد که ما طرح‌های بیست ساله برای مصرف بهینه آب در کشور داشته باشیم، درحالی که آن باران اصلی را به این سادگی دور می‌ریزیم؟ آیا بدون نازله ذکاوت اساسا ممکن است از هیچ نازله دیگری بهره مند شویم؟

البته ماجرا به این شوری‌ها هم نیست. بنا نیست همه مردم نماینده مجلس شوند. اگر استعدادی در خانه ملت به کار گرفته نشود در وزارت راه به کار گرفته می شود؛ آنجا که دیگر نظارت استصوابی وجود ندارد.

– چرا وجود دارد. نظارت استصوابی فرزندانی شبیه به خود می‌زاید. توضیحش طول می‌کشد و مشاهده‌اش آسان‌تر است. به دولت نهم و بعد از نهم نگاه کنید و ببینید که چگونه سی سال تجربه اندوخته شده در کشور را دور ریخته است، تا جایی که نماینده مجلس هم صدایش بلند است:

این که حکومت‌داری نمی‌شود. همه‌اش شده است حلقه علم و صنعت و استانداری اردبیل.

تازه این اول داستان است. کار به جایی برسد که هشتاد درصد نیروهای کارآزموده وزارت اطلاعات، که بسیاری از آنها تا همین چند وقت پیش سربازان نامدار نظارت استصوابی بودند، تسویه شوند و مدیرانی که تجربیات سه دهه بحران های امنیتی را اندوخته دارند جایشان را به جوان‌های بی‌تجربه بدهند؛ محصولات نظارت استصوابی.

ماجرا به این شوری‌ها هم نیست. اگر در دستگاه‌های دولتی جایی برای استفاده از همه توان‌ها و استعدادها وجود نداشته باشد در دانشگاه که وجود دارد. بروند آنجا کارهای علمی و پژوهشی انجام دهند و نسل جدید را تربیت کنند – قبل از آن که طرح استصوابی تصفیه سه هزار استاد برجسته از مراکز علمی کشور کاملا به اجرا گذاشته شود.

ماجرا به این شوری ها هم نیست. مگر قرار است همه در دانشگاه باشند؟ فیل مرده و زنده‌اش یک قیمت است. اگر کسی به راستی هنری در چنته داشته باشد با دست خالی و در کف بازار هم می‌تواند معجزه‌ بیافریند. اصلا هنر این است، و الا این که تنها با امکانات دولتی قادر به نمایش استعدادهای خود باشند، یا فقط در سر کلاس حرف‌های بزرگ بزنند اوج بی‌هنری است. بروند در متن جامعه و بخش خصوصی مسقل و پویا را پایه بریزند، اما سراغ پیمان‌های مهندسی نروند؛ آنجا متعلق به قرارگاه خاتم‌الانبیاء است. به مخابرات هم كاری نداشته باشند؛ آنجا را به سپاه پاسداران فروخته‌اند. در واردات هم وارد نشوند؛ موسسات خاصی هستند كه در این زمینه هرچه گفتنی هست دارند می‌گویند؛ نباید در غبطه آنان دخالت بشود؟ فعالیت در بازار سهام نیز اگر به جاهای حساس برسد نیاز به احراز صلاحیت‌های امنیتی و نظارت استصوابی دارد. معدن انگوران هم به درد بخش خصوصی نمی‌خورد. و قس علیهذا. البته ماجرا به این شوری ها هم نیست. كشور پر است از حوزه‌های اقتصادی غیر سودآور است كه نظارت استصوابی هیچ مانعی برای فعالیت اقتصادی دیگران در آنها قائل نیست.

ماجرا به این شوری‌ها هم نیست. چرا، هست، تا جایی که علاقمند بودن به «نهضت سبز علوی» هم نیازمند نظارت استصوابی شده است. مردم چه حق دارند از نمادهای سبز «سوءاستفاده» کنند؟ بلند کردن پرچم اهل بیت (ع) آن هم بدون نظارت استصوابی؟

مبادا آنهایی را که برای مخالفت با مردم دارند بیرق‌های سبز طراحی می‌كنند از خود برانید، زیرا در آن صورت ما هم مرتكب نظارت استصوابی می‌شویم. نهضت سبز اصلا برای این است که همه باشند و نظارت استصوابی نباشد. چه ایراد دارد آنها هم سبز شوند؟ مگر این رنگ متعلق به پیامبر (ص) نیست؟ پیامبری كه شهادت ظاهری را برای وارد كردن هر كس به دارالسلام كافی می‌دانست.

خیلی به نظارت استصوابی بها دادیم. ماجرا به این شوری‌ها هم نیست. اگر این طور بود که کشور پر از آشوب بود. (نه که نیست؟) نه، منظورم این نبود. اگر این طور بود فاجعه‌های اقتصادی روی می‌داد، و فاجعه‌هایی در سیاست خارجی، و فاجعه‌هایی در سیاست داخلی (مجموعا شبیه به همین چیزهایی که داریم یكی یكی به چشم می‌بینیم). نظارت استصوابی آن قدر زاد و ولد کند و بحران بیافریند که در خانه خود شورای نگهبان را هم بزند. و دارد می‌زند. کمی صبر کنید، چیزی به اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها نمانده است.

اصل اجرای چنین طرحی شاید برای کشور گزیرناپذیر باشد، اما این جراحی بزرگی است که برای انجام آن احتیاج به همکاری و همفكري تمامی نیروهایي است که در طي اين سي‌ساله در کشور تربيت و کارآزموده شدند. این درحالی است که دولتمردان خود را از همکاری اکثر نخبگان محروم کرده‌اند و تصورشان بر این است که بي‌نياز از كمك و مشورت ديگران و با راه‌حل‌های ساده و خلق‌الساعه می‌توانند به راحتی چنين عمليات عظيم و خطرناکي را اداره کنند. اگر هم نتوانستند راه حاشا باز است: «چه كسی می‌گوید نتوانسته‌ایم، به شدت تكذیب می‌كنیم.»

غرض از افزايش قيمت برخي كالاها در قالب طرح مورد بحث قطعا افزايش درآمدهاي دولت نيست و نباید باشد، بلكه بنا به تعریف قرار است با اين كار از اسراف‌ در مصرف اين كالاها جلوگيري شود. اما این منظور تنها زمانی برآورده خواهد شد كه مردم چاره‌اي از مصرف كالاهاي مزبور داشته باشند و راه حل جایگزینی در اختیارشان گذاشته شود. به عنوان مثال افزايش قيمت سوخت را در نظر بیاورید. اگر پيش از اين كار راه‌حل جايگزيني همچون توسعه ناوگان حمل و نقل عمومي ارزان به اجرا درآید اين اقدام به هدف خود كه كاهش مصرف سوخت است مي‌رسد.

اما اگر اين بسترسازي از چند سال قبل آغاز نشده باشد تغييري در مصرف ايجاد نمي‌شود،‌ زيرا مردم علیرغم فشار ناشی از بالا رفتن هزینه سوخت چاره‌اي از این مقدار مصرف ندارند و نمي‌توانند سركار و زندگی خود نروند. آنها به جای آن که مصرف بنزین را کم کنند مصرف شير و ميوه و گوشت و لباس و تفريح و تحصيل و مشابه آن را کاهش می‌دهند، زيرا به هرحال هزينه اضافي حمل و نقل را بايد از محل ديگري جبران کرد. به این ترتیب طرح کاملا از اهداف خود منحرف می‌شود.

نشانه آن كه دولتمردان نخواهند توانست از پس اجراي موفقيت‌آميز طرح هدفمند کردن یارانه‌ها برآيند آن است كه طي چند سال گذشته و علیرغم الزامات مکرر قانونی نه تنها برنامه موثری براي توسعه حمل و نقل عمومي نداشته‌اند، بلكه دقيقا در همين سال‌ها به علل «استصوابی» از پرداخت بودجه مصوب مجلس براي توسعه مترو تهران خودداري كردند. اين تنها يك مثال است كه نشان مي‌دهد آنها تصور درستی از كاري كه باید انجام دهند ندارند و با خطراتی که در این طرح خفته است آشنا نيستند.

در چنين شرايطي هدف طرح به صورتي ناخواسته از كاهش مصرف كالاهايي خاص به افزايش درآمدهاي دولت تغيير ماهيت مي‌دهد، كه امري بسيار خطرناك است. می گویم ناخواسته تا فرض را بر صحت بگذارم که هدف دولت از اجرای این طرح به راستی جلوگیری از اسراف هاست، حال آن که می‌دانیم از همین ابتدا غرض جز افزایش درآمدهای دولت نیست. اگر تا هفته پیش در این مورد گمان داشتیم پس از ماجراهای اخیر مجلس و اصرار بر این که درآمدهای ناشی از طرح باید خارج از چارچوب بودجه سالانه کشور هزینه شود به این امر یقین کردیم.

افزايش درآمد یعنی افزایش قدرت دولت و اين چيزي نيست كه دولتمردان به راحتي از آن بگذرند. دستگاه‌هاي اجرايي حتي در شرايطي كه مسئولان بلندمرتبه تمايل شديد به افزايش قدرت خود ندارند در مظان آن هستند كه منابع مالي كلاني را كه از هر جاي ممكن ايجاد مي‌شود در محل‌هايي غير از آنچه در ابتدا تصميم‌گيري شده بود به مصرف برسانند، چه رسد كه سكانداران دولت با سرپیچی های علني از اجراي قوانين قدرت طلبی خود را به صراحت نشان داده باشند. آنان به كرات اصرار كرده‌اند هر مبلغ كلاني كه در هر گوشه از كشور ذخيره شده است باید در خدمت افزايش قدرتشان قرار گيرد. تغييرات متوالي روساي بانك‌ها جز به اين منظور نبوده است. تغيير رئيس سازمان حج و زيارت در ابتداي سال جاري نمونه دیگری است که این تمایل را به روشنی نمایان می کند: «می بینیم که در اين سازمان مقادير قابل توجهي پول وجود دارد و مديران حاضر به ايثار آن در جهت اهداف دولت نيستند.»

به اين ترتيب حتم بدانيد كه در بلند مدت منابع مالي ايجاد شده در قالب طرح هدفمند كردن يارانه‌ها به صورت كمك‌هاي نقدي موثر در اختيار اقشار محروم قرار نمي‌گيرد و سرنوشت‌هاي ديگري پيدا خواهد کرد. از هم‌اکنون می‌شود استدلال‌های تکراری مجریان را برای این منظور حدس زد: «اکثر اطلاعاتی که مردم درباره وضعیت مالی خود ارائه کرده‌اند دروغ است. آیا بهتر نیست به جای این کار آن کار را بکنیم؟» حتی این گمان وجود دارد که شیوه ساده‌‌انگارانه اجرای طرح جمع‌آوری اطلاعات خانوار نوعی زمینه‌چینی برای این منظور باشد.

دولتمردان حق دارند كه بر سر لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها قهر كنند و تهدید كنند، زیرا مدیران ضعیف بدون پول فراوان و بی‌حساب هیچ نیستند. خانه‌ای را در نظر آورید که پول در آن موج می‌زند. به راستی نمی‌توان قضاوت کرد که آیا زن این خانواده دارد زندگی را درست اداره می‌کند یا خیر. زمانی این امر معلوم خواهد شد که پدر کمی تنگدست شود؛ آیا بانو همچنان قادر است آبروداری کند، یا همه چیز تقصیر قیمت‌هاست؟ تقصیر قیمت‌هاست، تقصیر کمبودهاست، تقصیر فراوان نبودن پول است که ناتوانی‌ها را فاش می‌کند. مدیران نالایق کسانی هستند که تنها با بودجه‌های نجومی می‌توانند هنرنمایی کنند. آنها به قول خودشان نهنگند و اگر در حوض آب بیفتند خفه می‌شوند. به دریا هم که بیفتند خفه می‌شوند، منتهی آنجا آن قدر آب هست که کسی این را نمی‌بیند. آیا روشن شد که چرا مدیران نالایق بدون پول‌های کلان هیچند؟ پول‌هایی برای آن که سوء مدیریت و اسراف شوند، آن هم در چارچوب اجرای طرحی که قرار است از اسراف جلوگیری کند.

البته افزایش قدرت دولت از طریق تصرف در این درآمد اضافی بیشتر از یک سراب نیست و این سیاست پس از یک ماه عسل بسیار کوتاه، خود به تضعیف شدید نظام اجرایی می‌انجامد، زیرا دولت به عنوان بزرگترین مصرف‌کننده و سرمایه‌گذار تاوان تورم خودافزوده را بیش از هر کس دیگری خواهد پرداخت.

حتي اگر چنين نشود توزیع منطقی و کارآمد این حجم عظیم از یارانه نقدی پروژه‌ای است که بدون يك مديريت كارآزموده مي‌تواند كشور را در فساد غرق کند. مجددا تاکید می‌کنم که چه بسا ضرورت هدفمند کردن یارانه‌ها قابل انکار نباشد، اما پیش از اقدام به اجرای این طرح خطرناک باید ملاحظه کرد که آیا توانایی‌های لازم برای توفیق آن فراهم است؟ نام این کار را جراحی بزرگ گذاشته اند. منتهی یك بار هم سوال نمی‌كنند كه آیا بدحال‌ترین بیماران حاضر است بدن خود را به تیغ یک فرد ناشی تسلیم کند؟

قاطبه نیروهای باتجربه انقلاب نگران وقوع یک بحران بزرگ در اقتصاد ملی هستند. منتهی این بحرانی نیست که با تکذیب چیزی یا دریافت تایید کسی بتوان بر آن سرپوش گذاشت، بلکه کیان نظام و کشور را در معرض تهدید قرار می‌دهد. و خیال آن که می‌توان برای اقشار محروم در برابر فشارهای ناشی از این بحران سپری از کمک‌های نقدی درست کرد (بر فرض آن که این کمک‌ها واقعا و کاملا توزیع شوند) کاملا خام است، زیرا در یک بی‌نظمی اقتصادی عظیم، لاجرم و بدون تردید بازنده اصلي و نهايي اقشار ضعیف هستند. و زمانی که زندگی مردم فقیر تحت تاثیر این بی‌نظمی قرار گیرد آنان نه به آمارهای مسئولان و صورتحساب‌های بانکی که برایشان فرستاده می‌شود، که به زندگی‌های از رونق افتاده‌شان می‌نگرند و فقط آن چیزی را که با پوست و گوشت خود لمس می‌کنند باور خواهند کرد.

آن‌گاه تنها وقوع يك بحران در درآمدهاي نفتي كشور لازم است تا به شورش نان بيانجامد. تمامي دولت‌هايي كه پيش از اين بر سر كار بودند يك دوره کاهش شدید درآمدهاي نفتي را تجربه كردند و هيچ دليل منطقي وجود ندارد كه اين دولت از چنين قاعده‌اي مستثني باشد. صندوق ذخيره ارزي اساسا براي مهار چنين بحران‌هاي دوره‌اي تاسيس شد. اين صندوق طي سال‌هاي اخير اثرات ايمني‌بخش خود را كاملا از دست داده است، به صورتي كه عليرغم درآمدهاي افسانه‌اي نفت اينك موجودي آن بسيار اندك است.

ماجرا به این شوری ها هم نیست. اتفاقا خیلی هم هست. آیا منتظرید به شورش نان برسید تا این همه واقعیت برایتان ملموس شود؟ ای کسانی که دستتان می‌رسد کاری بکنید


11 پاسخ به “چگونه نظارت استصوابی به شورش نان منجر می‌شود”

  1. علی گفت:

    سلام تشکر از این متن ارزشمند. لطفا منعکس فرمایید که بزرگترین سرمایه دار دولت است. بسیار تبلیغ میکند که عدالت برقرار میکنند و پول را از سرمایه دارها میگیرند و به فقرا میدهند. پس خود دولت این وسط چه کاره است؟ خود دولت بزرگترین پول دار است و اولین کسی است که باید پولش را به نیازمندان بدهد. بعید نیست فردا همین افرادی که به زور باتوم و قمه به جان مردم می افتند پولشان را هم از همین راه تامین کنند و با دولت همراهی نمایند.

  2. عباس گفت:

    از صمیم قلب آرزو می کنم این طرح اجرا شود تا برای همه مسجل شود اوضاع از چه قرار است. مطمئن هستم موج نارضایتی واقعی مردم ، همپای موجهای دیگر، بنیاد نقشه کشان را خواهد برد.

  3. ALI گفت:

    وقتی شما میگوئید ای که دستت میرسد کاری بکن وای برما.بخدا ما با هر اقتصاد دانی صحبت میکنیم از شکست حتمی این طرح صحبت میکند وآنرا پوست خربزه ای زیر پای نظام میداند .به والله اینها نمیفهمند چه میکنند درست مثل اینکه هدایت هواپیمائی را به دست یک بچه داده باشند باور کنید اینها با استخاره مملکت را اداره میکنند والی چطور نمیفهمند این طرح در این شرایط عملی نیست؟عضوی که نیاز حتمی به جراحی داشته باشد را در موقع تب هرگز جراحی نمیکنند اینها در تب 42درجه میخواهند جراحی کنند!آخر از کسی که طرح تغییرساعت را بدون هیچ کار کارشناسی حذف میکند ومیلیاردها ریال به کشور ضرر میزند چه انتظاری دارید؟؟؟

  4. abbas moradi گفت:

    afarin be aghaye beheshti be khatere in matne roshangarane va be lahaze adabi honarmandane.

  5. Sia گفت:

    ey kash shoreshe nan beresad agar khayri dar in kar hast … KHODA danad o bas

  6. مهدی رباطی گفت:

    لذت بردم.

  7. مهدی گفت:

    فوق العاده بود

  8. صدرا گفت:

    آفرین جناب بهشتی دقیق و هوشمندانه از نظارت استصوابی گفته اید که سالهاست با چوب آن همه را رانده اند و حالا خود بر شاخه نشسته و بن می برند. کسی هم کاری از دستش بر نمی آید ، هیچ کس.

  9. MReza گفت:

    سبزها خود را سبزتر کنند و بگزارید آنها هم با دست خود به اسم سبز نبوی سبز شوند آنگاه همه جا سبز میشود دنیا سبز ایران را فقط به نام جنبش سبز به اتکای رییس جمهور موسوی میشناسد . همشان فهمیدند که باید شکست را قبول کنند و با این کارها میخواهند جنبش سبز را به نام خود تغییر دهند … زهی خیال باطل. رییس جمهور موسوی بدان این نابخردان با این طرح قصد به آشوب کشیدن کشور را دارند و تعجیل دولت در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها نابودی فقرا و مستضعفان است و نیز ایجاد آشوب جدید برای اینکه مردم…..بزرگ را فراموش کنند و …. . چه کودکانه می انگارند …

  10. hassan گفت:

    وقتی می بینی دشمنت درحال اشتباهات متوالی است در کار او وقفه نیانداز ناپلئون

  11. سعید گفت:

    پیشنهاد میکنم برای روشن تر شدن نقش منفی نظارت استصوابی در انتخابات بعدی مجلس، تمام اصلاح طلبان و دگر اندیشانی که واجد شرایط قانونی انتخاب شدن هستند خود را کاندید کنند. فکر میکنم تعداد انها اگر بالغ بر صدها هزار نفر نباشد بیش از چند ده هزار نفر خواهدشد. حال این افراد چه استاد دانشگاه هستند و یا در ادارات دولتی کار میکنند و یا … به یقیین بسیاری از انها رد صلاحیت خواهند شد. تا به این ترتیب نشان داده شود که بخاطر نظارت استصوابی چه نیروی عظیم تحصیل کرده و توانایی اساسا اجازه شرکت در تصمیم گیری های کلان جامعه را ندارد. انگاه روشن تر می شود که بواسطه این نظارت تنها چه بخش کوچکی اجازه دارد برای کل جامعه تصمیم گیری کند. جدا از انکه این بخش منتخب شورای نگهبان چه دیدگاهی دارد همان اندک بودنش نشان از ظرفیت های استفاده نشده در جامعه را دارد. و جامعه ای که تنها از چند درصد ظرفیتهای خود استفاده کند سرانجامی بهتر از شرایط کنونی ایران نخواهد داشت.
    بهتر است اصلاح طلبان هزینه های نظارت استصوابی را برای شورای نگهبان و حامیانش تا انجا که ممکن است بالا ببرند. با افزایش کاندیداها و حذف احتمالی انها این هزینه برای شورای نگهبان بیشتر و بیشتر خواهد شد.
    چه چیز گویا تر از این خواهد بود اگر از بین ده ها و یا شاید صدها هزار تحصیل کرده تنها عده معدودی دست چین شوند. یک مقایسه احتمالی بعدی بین منتخبین شورای نگهبان و هزاران متخصص تصفیه شده بیشترین اثر افشاگرانه را خواهد داشت. تهیه لیستی از تصیفه شدگان بصورت یک جزوه به همراه تخصص و مدرکشان و پخش ان میتواند یکی از شیوه های افشاگرانه باشد.
    به یقیین با کاندید شدن احتمالی ده ها هزار متخصص دگر اندیش بازهم صدای تنگ نظران بلند خواهد شد که این یک توطئه است. اما ایا جایی که اکثر نخبگان جامعه دگر اندیش هستند میتوان انها را دست نشانده بیگانه نامید.
    شاید انها هم تمام نیروهای خود را برای کاندید شدن تجهیز کنند. چه بهتر! این کار شورای نگهبان را در تنگنای جدیدتری قرار خواهد داد.