شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.

» برگزاری کنفرانس عدم تعهد و ذهنیت کمیت‌گرای حاکمان ما

چهارشنبه, 22 آگوست, 2012

چکیده : وقتی کنجکاو می شویم که وجه تسمیه‌ی کنفرانس عدم تعهد به عنوان «بزرگ ترین حادثه‌ی دیپلماسی جمهوری اسلامی» را دریابیم، متوجه می شویم که «تعداد» کشورهای شرکت کننده در اجلاس تهران است که دولتمردان ما را به شعف انداخته است. گویی نمی دانند (یا نمی خواهند بدانند) که قدرت سیاسی- اقتصادی کشورهای عضو است که باعث تأثیرگذاری چنین اتحادیه های سیاسی در عرصه‌ی تصمیم گیری های بین المللی می شود؛ وگرنه اتحادیه اروپا یا اجلاس هشت کشور بزرگ توسعه یافته جهان، با تعداد اعضایی به مراتب کمتر، به لحاظ تأثیرگذاری در مسائل جهانی در جایگاهی بالاتر نشسته اند.


کلمه – سیدکاظم قمی:

سال ها پیش، ترجمه‌ی اثری از رنه گنون، فیلسوف معاصر فرانسوی، با عنوان «سیطره‌ی کمیت» منتشر شد که در آن نقدی بر دنیای مدرن به عنوان دنیایی که در آن کمیت ها حاکم شده اند ارایه شده بود. گنون اما نمی دانست که ذهنیت افرادی که دنیای مدرن را نشناخته و با این وجود آن را در تخاصم با هویت سیاسی- دینی خود می پندارند نیز می تواند در چنبره‌ی کمیت گرایی گرفتار آید. نمونه‌ی بارز آن، ذهنیت حکمرانان امروز سرزمین ما ایران است که باورهای اعلام شده شان، مالامال از اشتیاق به کمیت ها در مقابل کیفیت هاست.

کافی است به گزارش هایی که به عنوان کارنامه دستگاه های اجرایی ارایه می شود مراجعه کنیم تا این واقعیت برایمان آشکار شود. از همین روست که هنگامی که متصدیان آموزش عالی می خواهند موفقیت هایشان را به رخ بکشند، گسترش کمی دانشگاه ها، تعداد مقالات علمی منتشر شده، تعداد دانشجویان پذیرفته شده در دانشگاه ها، تعداد رشته های علمی راه اندازی شده و مانند آن است که ملاک پیشرفت علمی کشور قرار می گیرد، بدون آن که به این پرسش پاسخ دهند که در صورت صحت چنین ادعایی، چرا از پیشرفت علمی و دستاوردهای آن در کشور نشانی یافت نمی شود.

در زمینه سیاست های جمعیتی هم همین معضل قابل مشاهده است. مدیران کوچک و بزرگ کنونی کشور، که متأسفانه در نتیجه‌ی روند «شایسته زدایی» سال های اخیر غالبا نسبت به فهم ماهیت هنر کشورداری دچار عقب ماندگی ذهنی هستند، هنوز گمان می کنند شرط داشتن یک نظام سیاسی با اقتدار، بهره مندی از سرزمینی پهناور و جمعیتی بسیار است. بر همین اساس است که گزارش کاهش زاد و ولد و نرخ افرایش جمعیت، آنان را نگران می کند و سراسیمه فرمان به لغو سیاست کنترل موالید و تشویق به زاد و ولد می کنند. کسی نیست از آنها بپرسد که اگر چنین است، چطور کشور کوچکی مانند سوئیس، با جمعیت اندکی که دارد، از چنان جایگاهی در عرصه‌ی مالی و اقتصادی برخوردار است که همین آقایان، به داشتن آن غبطه می خورند.

نمونه‌ی بارز دیگر این بیماری ذهنی را می توان در برخورد بخش های مختلف حاکمیت با حادثه‌ی دلخراش زلزله‌ی اخیر در آذربایجان شرقی دید که ظاهرا تعداد جان باختگان این زمین لرزه به اندازه ای نبود که عکس العمل به موقع و مؤثر مدیریت کشور را برانگیزد. تمایل دولتمردان برای بازی با آمار و ارقام، دستکاری در نرخ بیکاری، مهندسی انتخابات و دست بردن در تعداد آراء، بزرگنمایی گزارش های صدا و سیما در تعداد شرکت در مراسم حکومتی مانند راهپیمایی روز قدس و نماز عید فطر را هم باید ناشی از این ذهنیت عقب مانده‌ی کمیت گرا دانست.

شایسته است به این فهرست پایان ناپذیر، اظهارات دست اندرکاران برگزاری کنفرانس عدم تعهد را هم افزود که آن را «بزرگ ترین حادثه‌ی دیپلماسی جمهوری اسلامی» می نامند. وقتی کنجکاو می شویم که وجه تسمیه‌ی این «بزرگی» را دریابیم، متوجه می شویم که «تعداد» کشورهای شرکت کننده در اجلاس تهران است که دولتمردان ما را به شعف انداخته است. گویی نمی دانند (یا نمی خواهند بدانند) که آنچه باعث تأثیرگذاری چنین اتحادیه های سیاسی در عرصه‌ی تصمیم گیری های بین المللی می شود، قدرت سیاسی- اقتصادی کشورهای عضو و راهبردهای اتخاذ شده در این مجموعه هاست. برای همین است که می بینیم اتحادیه اروپا یا اجلاس هشت کشور بزرگ توسعه یافته جهان، با تعداد اعضایی به مراتب کمتر، به لحاظ تأثیرگذاری در مسائل جهانی در جایگاهی بالاتر نشسته اند. این به معنای کم ارج نهادن به کنفرانس عدم تعهد نیست و ای بسا اگر دیپلماسی کشور در دست تصمیم گیرندگانی باکفایت تر و باتجربه تر بود، از همین بلوک «بزرگ» اما نه چندان «تأثیرگذار» سیاسی نیز می شد در جهت منافع جمهوری اسلامی بهره برد، اما چه می توان کرد با صدرنشینی ناشایستگان که در این عرصه هم مصداق دارد و کشور ما را در چنبره‌ی عقب ماندگی گرفتار ساخته است.

سال ها پیش یکی از اساتید علوم سیاسی در پاسخ به این پرسش دانشجویانش که «برای رهایی از عقب ماندگی کشور چه باید کرد؟» گفت: «باید به دنبال کسی باشیم که با دمیدن در یک سوت بزرگ، از همه بخواهد که به جای اصلی خودشان برگردند»! شاید در صورت وقوع چنین اتفاقی، مدیریت کشور به دست کسانی بیفتد که خود را از بیماری «کمیت گرایی» خلاص کرده باشند و بی ادعا و بدون سروصدا، به ارتقای «کیفیت» ها همت گمارند.

در همین باره بخوانید:

«بی‌تعهدی» دولتمردان در قبال مردمشان را به رخ غیر«متعهدها» بکشیم

نامه شورای هماهنگی راه سبز امید به بان کی مون: در سفر به تهران با موسوی، کروبی و رهنورد دیدار کنید

چه کسی شهر را کثیف می‌کند، مردم کوچه و بازار یا لباس‌شخصی‌های گوش به فرمان؟