چکیده : علیزاده طباطبایی، وکیل دکتر معین، اعلام کرده که محکومیت وزیر علوم دولت اصلاحات به 20 میلیون تومان جزای نقدی، به خاطر یادداشت وبلاگی وی با عنوان «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا» بوده است. کلمه اکنون متن کامل این یادداشت را که چهاردهم آذرماه 1388 در وبلاگ دکتر معین منتشر شده است، در معرض دید و قضاوت خوانندگان قرار می دهد.
امروز خبر محکومیت دکتر مصطفی معین به 20 میلیون تومان جزای نقدی بدل از حبس، به نقل از وکیل وی در کلمه منتشر شد. اما علیزاده طباطبایی در مصاحبهاش با ایسنا اشاره نکرده بود که دکتر معین به خاطر نوشتن کدام مطلب وبلاگش در دادگاه انقلاب محاکمه و محکوم شده است.
به گزارش کلمه، اکنون این وکیل دادگستری در گفت و گو با ایلنا ضمن تایید خبر محکومیت وزیر علوم دولت اصلاحات به 20 میلیون تومان جزای نقدی بدل از حبس و اعلام اعتراض به آن و درخواست تجدید نظر، خاطرنشان کرده که این حکم به خاطر انتشار یادداشتی با عنوان «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا» صادر شده است.
علیزاده طباطبایی که اتهام دکتر معین را «تبلیغ علیه نظام» از طریق نگارش مطلب فوق ذکر کرده، همچنین خاطرنشان کرده که پرونده ابتدا در شعبه 12 تشکیل شده و سپس به شعبه 28 ارجاع شده است؛ شعبه ای که ریاست آن بر عهده قاضی مقیسه، یکی از سه قاضی دادگاه انقلاب است که پرونده های سیاسی منحصرا به آنها ارجاع می شود؛ موضوعی که خود نشانه ای دیگر از سیاسی بودن محاکمات دادگاه انقلاب است.
کلمه اکنون متن کامل یادداشتی را که تاوان انتشارش 20 میلیون تومان بوده است، در معرض دید و قضاوت خوانندگان قرار می دهد. این یادداشت در چهاردهم آذرماه 1388 در وبلاگ دکتر معین منتشر شده است:
“عيد سعيد غدير مبارك و روز دانشجو گرامي باد!”
سلام ! لطفا” تاخير در روزآمد كردن وبلاگ را فقط به پاي سفرهاي پي در پي و اشتغالات سنگين علمي ، تخصصي و اجتماعي ام بنويسيد! برنامه هاي من در مهر و آبان مانند ارديبهشت و خرداد كه فصل كنگره ها ، سمينارها و همايش هاي علمي است از نظر تراكم و تنوع در نقطه اوج خود قرار دارد ، به هرحال از دوري همه شما دلتنگ و ناخرسند بودم!
اخيرا” مثل ميليون ها تن از ديگر هموطنان دل نگران از بي مهري و جفاي زورمندان حاكم و اميدوار به ياري و عنايت خداوند به زيارت مشهد و مرقد امام رئوف (حضرت رضا) (ع ) توفيق يافتم . امام و رهبري كه زندگي مباركش بر پايه رضايت پروردگار ، رافت با مردم و تجلي صفات خداي رحمان و رحيم بود.
فيض حضور در مشهد و قلب مقدس خراسان بزرگ در ايام نيايش و تسليم عرفه و قربان و تداوم جنبش سبز جوانان پاك نهاد ايراني ، فكرم را به انديشه هاي دور و دراز تاريخي ، ديني و فلسفي مي برد:
مگر نه اينست كه : ” زندگي انسان “ امانت و حقي خدادادي است كه رعايت حرمت و حفظ آن بر فرد و نظام اجتماعي ضروري است؟ اولين تعرض به حق حيات يك انسان وخشونت ثبت شده در تاريخ ، كشته شدن هابيل به دست برادرش به علت خودخواهي، حسد و نفرت بوده است ( مائده _٠ ۳ تا ۳۵ ). در فرهنگ قرآني قتل يك انسان برابر با قتل همه بشريت و نجات زندگي او نجات همه انسان هاست ، چرا كه همه آدميان در برخورداري از حق حيات و كرامت نفس برابرند(اسری – ۷٠). مطابق آيات سوره صافات (٠۱ ۱ – ۱۱۱ ) در باره حضرت ابراهيم (س) و فرزندش اسماعيل (س) ، حرمت وشرافت نفس انسان مانع از قرباني ساختن او در برابرامرمقدس مي شود، پس در واقع عيد قربان ، جشن عشق و اخلاص در برابر خداوند و بزرگداشت حرمت حيات آدمي است. پس چگونه است که در دیار و زمانه ما ذیگر حرمت و ارزشی برای جان و مال و آبروی انسان های شریف و آزاده باقی نمانده است؟
مگر نه اينست كه : ” ايران ما در هميشه تاريخ مهد عشق و عاطفه و مهرورزي بوده است! از ۲٠ قرن قبل از ميلاد مسيح (س) در اين مرز و بوم ، ” روز زمين ” به عنوان نماد عشق و رحمانيت خداوند كه با فروتني و گذشت همگان را در دامان پر مهر خود پرورش مي دهد جشن گرفته مي شد و۵ اسفند ماه ، “روز عشاق” ( سپندارمزگان ) نام داشت. پس چگونه است که در جامعه جوان ما ، افسردگی و اضطراب و اختلالات روانی دومین بار بیماری ها را تشکیل میدهد؟
مگر نه اينست كه : اولين ميثاق حقوق بشر براي رفع ظلم و ستم ، نفي سلطه و استبداد ، الغاي تبعيض قومي و نژادي ، لغو برده داري ، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها از اين كشور و از سوي كورش بزرگ به جهانيان اعلام شده است؟ ومگر نه اينست كه : ايران ما از اولين امضا كنندگان ” اعلاميه جهاني حقوق بشر “ و متعهد به رعايت مفاد آن گرديده است؟ پس چگونه است که در این زمان کشورمان هر بار در زمره نقض کنندگان حقوق بشر اعلام و محکوم می شود؟
مگر نه اينست كه : رسالت اسلام و بشارت رسول خدا (ص) ، ترويج آگاهي و رحمت ، قسط و عدالت و احترام به كرامت و حقوق بشر فارغ از هرگونه تفاوت يا تبعيض جنسيتي ، نژادي ، سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ديني بوده است؟اسلام دين ” سمحه و سهله “( بقره – ۲۸۶ ) و بدون اكراه و ابرام (بقره – ۲۵۶ ) ،دین عشق و محبت به خدا و همنوعان است ، آئين تفتيش عقايد ، خشونت و سركوب و شكنجه و تجاوز نيست! پس چگونه است که دین داری اکنون بناحق مترادف با سوءظن ، دروغ ، مردم فریبی ، تعصب ، خرافه گرائی ، منطق زور و واپس گرائی معرفی می شود؟
مگر نه اينست كه : آزادي و عدالت ، دو خواسته اصلي مردم در نهضت مشروطيت و انقلاب اسلامي و روح حاكم بر اصول قانون اساسي ماست؟ آيا آزادي بيان و انديشه و مطبوعات ، آزادي تجمع و راهپيمائي مسالمت آميز ، آزادي انتخابات و اداره همه امور كشور بر اساس آراي آگاهانه و نظارت مردم و … تامين حقوق شهروندي بخش اعظم اين ميثاق ملي ( فصل هاي اول ، سوم و چهارم قانون اساسي ) نيست؟ پس چگونه است که با حضور شکوهمندانه مردم در انتخابات ، اجتماعات مسالمت آمیز و اعتراض های مدنی اینگونه برخورد می شود؟
***
آسایش دو گیتی تفسیراین دوحرف است
با دوستان مروت ، با دشمنان مدارا ( حافظ )
همانگونه که در پست قبلی تاکید شد ، مدارا و برادری ، آزادی و اخلاق ، گذشت و بخشش ، فتوت و جوانمردی و در یک جمله ” مروت و مدارا “ ارزش ها و هنجارهائی است که سخت مورد نیاز جامعه ماست. آحاد ملت همگی از دوستانند ، هیچ حکومتی نباید آنان را با دشمن یا دشمنان اشتباه بگیرد! اگر به جای کینه و تنفر و خشونت از زبان خطیبان و تریبون ها و رسانه های رسمی و غیر رسمی سخن از عطوفت و مهربانی و رحم و عفو می آمد آنوقت دیگر تکرار کهکشانی از فجایع و تراژدی هائی چون .۳ تیر (۱۳۳۱ ) ،۱۶ آذر (۱۳۳۲) ، ۱۵خرداد( ۱۳۴۲) ، ۱۷ شهریور ( ۱۳۵۷) ، ۱۳آبان (۱۳۵۷ و ۱۳۸۸ ) ، ۱۸ تیر ( ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ ) ، ….و؟! را در تاریخ معاصرمان نداشتیم!
***
و .. در پایان با این امید که :
۱- ” نوع نگاه حکومت “ به انسان تغییر یابد!
۲- ” نخبگان علمی ، اجتماعی و فرهنگی” بیش از پیش از مسئولیت و تعهد اجتماعی برخوردار شوند و در اصلاح و رشد جامعه ای اخلاقی ، عادلانه و مردم سالار و کشوری پیشرفته سهم و دین خود را بپردازند.
۳- انسان در جامعه ما به ” حقوق شهروندی “ خود دست یابد! انشاالله
” صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید خواه بو که برآید ” ( حافظ )
*****
” ارادتمند و دوستدار همیشگی شما “