شما در حال بازدید از صفحه ساده شده سایت کلمه می باشید. برای دیدن نسخه اصلی اینجا را کلیک کنید.
» قدرت در چهره های مصمم است، نه دهان های گشوده به دشنام

» رجـــزخوانی با این ادبیات نشانه‌ی قدرت نیست

یکشنبه, 27 نوامبر, 2011

چکیده : حاکمان کنونی ایران زمین چه اصراری دارند نشان دهند که نه از اسلام بویی برده اند و نه از میراث گرانبهای این مرز و بوم چیزی دستگیر آنها شده است؟ و مگر اینگونه سخن گفتن جز نشان دادن ترس و واهمة حاکمان از تهدیدهای خارجی تأثیر دیگری دارد که این گونه بی مهابا زبان به دشنام و تمسخر می گشایند؟ قدرت واقعی را در چهره های آرام و البته مصمم بهتر می توان دید تا در حفرة دهان های گشوده به دشنام.


کلمه- سید کاظم قمی: چندی است که در واکنش نسبت به تهدیدهای نظامی و اقتصادی که از سوی قدرت های جهانی متوجه کشورمان شده، شاهد اظهارات بخش های مختلف حاکمیت در سخنرانی ها و خطابه های عمومی یا مصاحبه با رسانه ها هستیم که صرف نظر از جنبة سیاسی آن، بلحاظ شکل و محتوا قابل توجه است. جدیدترین آنها، اظهارات مشاور عالی نظامی رهبری است که تهدیدکنندگان را به سگ هایی که باید بر سر آنها چوب زد تشبیه کرده و نتیجه گرفته که در صورت هویدا شدن افق های جنگ، ابتکار عمل باید در دستان مقتدر نظام ایران باشد.

در این که هر ایرانی وطن پرستی با حملة نظامی بیگانگان به آب و خاکی که نه از آن صاحب منصبان سپاه یا دولتمردان حاکمیت کنونی آن، که متعلق به همة ایرانیان و از جمله نسل های آینده می باشد مخالف است شکی نیست. از قضا، منتقدان شیوة کنونی حکمرانی، در این ایران دوستی خود نه یک گام، که گام ها از اقتدارگرایان مستبد حاکم جلوتر هستند، چرا که بجای آن که این تهدیدها را فرصتی برای پائین کشیدن خودکامگان از سریر قدرت غصب شده بدانند، در ارایة راه حل برون رفت از این بحران بزرگ پیشگام بوده و بارها و به زبان های مختلف از حاکمیت خواسته اند در پیشگاه ارادة مردم سر تعظیم فرود آورد و تحقق اتحاد ملی مبتنی بر منافع ملی را ممکن سازد.

در این که در سال های اخیر شاهد توسعة لمپنیزم در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بوده ایم هم شکی نیست. اگر روی کارآمدن دولتمردان کنونی نتوانست عدالت، آزادی و پیشرفت را برای اکثریت مردم ما به ارمغان بیاورد، در عوض شاهد رواج کلمات قصار(!) آنان بوده و هستیم؛ واژگانی که حق اختراع آن باید به عنوان لکي ننگی در قاموس فرهنگ سیاسی ایران، تنها و تنها بنام این آقایان ثبت شود.

اما آنچه باعث تأسف دوچندان است، پیروی مقامات دیگر سیاسی و نظامی در بکارگیری این ادبیات و بهره گیری فراوان از افاضات پیاپی لمپنی دولتمردان است. از رهبری که در دورة اصلاحات سعی می کرد در تنزه زبان و بکارگیری تعابیر و واژگان گفتمان اصلاحات (مانند مردم سالاری، شفافیت، پاسخگویی و …) عقب نماند (هر چند بدان اعتقاد نداشت) و اینک ناخواسته با ادبیات رئیس دولت همساز شده و هر که غیرخودی است (از منتقدان شریف داخل و خارج تا معاندان براندازی که در جستجوی پناهگاهی برای حفظ آبروی از دست رفتة خویشند) را خشمگینانه مورد عتاب قرار می دهد و برایشان خط و نشان می کشد بگیرید تا سرداران نظامی سابق که اینک در لباس سیاستمدار بر مسند قدرت قرار گرفته اند، و صد البته، بخشی از فرماندهان سیاسی سپاه که با کاربرد کلمات ناهنجار، کمال ادب خویش را گاه و بیگاه به نمایش می گذارند، همه و همه در چنگال ادبیات لمپنی رئیس دولت و شرکایش گرفتار شده اند.

از کودکی آموخته ایم که زبان در دهان مانند کلید در گنج صاحب هنران است و در حافظة تاریخی جهان، مردم ایران به ادب و فضل و آداب دانی معروف و مشهور بوده اند. ایران را با گلستان و بوستان و اندرزنامه های اخلاقی می شناسند و سرلوحة رسالت پیامبر اسلام (ص)، حاکمیت ارزش های اخلاقی است. خدایی که این آقایان ادعای نیابت قدرت از سوی او دارند نیز به رعایت ادب و نزاکت در مواجهة با دشمنان دستور داده است. حاکمان کنونی ایران زمین چه اصراری دارند نشان دهند که نه از اسلام بویی برده اند و نه از میراث گرانبهای این مرز و بوم چیزی دستگیر آنها شده است؟ و مگر اینگونه سخن گفتن جز نشان دادن ترس و واهمة حاکمان از تهدیدهای خارجی تأثیر دیگری دارد که این گونه بی مهابا زبان به دشنام و تمسخر می گشایند؟ قدرت واقعی را در چهره های آرام و البته مصمم بهتر می توان دید تا در حفرة دهان های گشوده به دشنام.

از همین نویسنده بخوانید:

روز شرم برای قوه قضائیه

 درسی از حوادث منطقه: راه آزادی از آگاهی می‌گذرد