چکیده : فنا در خدا، فرو رفتن در رحمت الهي و غرق شدن در درياي بيكران لطف و عنايت او است كه جز با فضل و عنايت او به دست نميآيد. رحمت دو گونه است، رحمت عام، كه همهی موجودات را در برميگيرد: «ورحمتي وسعت كلّّ شييء» و رحمت خاص، كه ويژهي مؤمنان و عارفان است؛ چنانكه خداوند بر آنان صلوات و رحمت و درود فرستاده است؛ «اولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة.»
قسمتهای پیشین مجموعه مطالب «رمضان، سیگام در راه خودسازی» به قلم محمود صلواتی تا اینجا منتشر شده بود. اکنون بخشی جدید از این مطالب را به نقل از وبسایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم بخوانید:
گام بيست و نهم: فناء في الله
«اَللّهُمَّ غَشِّنى فيهِ بِالرَّحْمَةِ» *
«بارخدايا در اين روز مرا با رحمت خود فروپوشان.»
فنا در خدا، فرو رفتن در رحمت الهي و غرق شدن در درياي بيكران لطف و عنايت او است كه جز با فضل و عنايت او به دست نميآيد. رحمت دو گونه است، رحمت عام، كه همهی موجودات را در برميگيرد: «ورحمتي وسعت كلّّ شييء»[1] و رحمت خاص، كه ويژهي مؤمنان و عارفان است؛ چنانكه خداوند بر آنان صلوات و رحمت و درود فرستاده است؛ «اولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة.»[2] رحمت خدا همانند باران است كه بر همه يكسان ميبارد. اما برخي مردم همچون شورهزارند كه باران در آن تأثيري جز رويدن خار و خس ندارد؛ اما برخي مردم چون سرزمين حاصلخيزي هستند كه هرگياهي در آن كشت شود، سر برميكشد و جوانه ميزند و طراوت و سرسبزي به ارمغان ميآورد.
«غيب را ابري و آبي ديگر است
آسمان و آفتابي ديگر است
نايد آن الاّ كه برخاصان پديد
باقيان في لبس من خلق جديد
هست باران از پي پروردگي
هست باران از پي پژمردگي.»[3]
سالكان اليالله خود را از بند و زنجير وابستگيهاي دنيايي ميرهانند و چون قطرهاي متصل شده به دريا، به درياي بيكران رحمت خداوندي ميپيوندند و از قيد «ما» و «من» ميرهند.
پير هرات در ميدان شصت و چهارم از كتاب صد ميدان گويد: «از ميدان جمع ميدان انقطاع زايد. قوله تعالي «انّي مهاجر الي ربي.»[4] انقطاع، از غير حق بريدن و به حق پيوستن است. منقطعان با حق سه مَردند: يكي به «عذر»، ديگري به «جهد» و سيم به «كلّ». منقطع به عذر را سه نشان است: نفسِ مرده، دل زنده و زبان گشاده. منقطع به جهد را سه نشان است: تن در سعي، زبان در ذكر و عمر در جهد. منقطع به كل را سه نشان است: با خلق به رعايت، با خود بيگانه و از تعلق آسوده.»[5]
و با زبان مناجات گويد:
«الهي! تا آموختني را آموختم، آموخته را جمله بسوختم؛ اندوخته را برانداختم و انداخته را بيندوختم؛ نيست را بفروختم تا هست را بيفروختم.»[6]
ذكر اين روز «كل شيئ هالك الا وجهه» است.
* دعاي روز بيست و نهم ماه رمضان: «اَللّهُمَّ غَشِّنى فيهِ بِالرَّحْمَةِ وَارْزُقْنى فيهِ التَّوْفيقَ وَالْعِصْمَةَ وَطَهِّرْ قَلْبى مِنْ غَياهِبِ التُّهَمَةِ يا رَحيماً بِعِبادِهِ الْمُؤْمِنينَ.»
1. قرآن، اعراف:۱۵۶.
2. قرآن، بقره:۱۵۷.
3. مولانا، جلالالدین محمد، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۰۰.
4. قرآن، نساء:۱۰۰.
5. فرهادي، روان، شرح منازلالسايرين، (انتشارات مولي، ۱۳۶۰)، ص۵۱۴. و نيز باقريان موحد، سيد رضا، رساله صد ميدان، ميدان شصت و چهارم، (مؤسسه انتشارات حضور، ۱۳۸۵)، ص۸۴.
6. همان، همانجا، ص۳۲۳.