چکیده : اقتدارگریان بت پرست باید دست از سناریو سازی برای استمرار دولتی که عقیده ، نظر و رای مردم را زینتی تلقی کرده ودر نازل ترین سطح قرار داده است بر دارند وبدانند که رفتار های اموی و سفیانی دیگر نمی تواند راهگشای اینده کشور باشد وتنها را نجات کشور بازگشت به راه مردم یعنی همان مسیری که میرحسین موسوی وکروبی به خاطر نجات کشور پا به عرصه انتخابات نهادند وپس از نتایج کودتایی ان تا قبل از حبس ظالمانه اشان در اطلاعیه ها و بیانیه های خود اعلام مواضع و روشنگری نمودند وچه خوب است حاکمیت به جای تحویل سرزمین سوخته به عقل آید وصادقانه به اشتباهات خود اعتراف نماید البته در این صورت ممکن است ملت بزرگ ایران با چشم اغماض به آن ها نگاه کند.
کلمه- گروه سیاسی: همانگونه که در قسمت اول این تحلیل تحت عنوان “خطای استراتژیک در انتصاب احمدی نژاد و آدرس غلطی به نام جریان انحرافی” نشان داده شد هدف از مطرح کردن گروه انحرافی با مدیریت اسفندیار رحیم مشائی و جدا کردن شخص احمدی نژاد از یاران و همپالگی های چند دهه خود، عدم اعتراف صریح عالیترین مقامات به خطای بزرگ خود در انتصاب احمدی نژاد و پی آمدها وزیان های بزرگی که در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وبین المللی به مجموعه نظام جمهوری اسلامی وارد آمده است به طوری که به لحاظ گسترش فساد، جرم، جنایت و زایش فقر نسبت به حداقل یک دهه گذشته وضعیت بدتر ودر شاخص های کلان اقتصادی چون رشد اقتصادی،نرخ تورم وبیکاری،رشد سرمایه گذاری و…. در وضعیت بسیار نگران کننده ای قرار گرفته است.
براین اساس مجموعه حاکمیت بر آن است تا با پوشاندن حقایق اولا: راهی را برای آرامش خیالی خود جستجو کند ثانیا: با گسیل روحانیون افراطی به شهرستان ها و همچنین اعزام بسیاری از سرداران سیاست زده به پادگان ها ومقرهای سپاه وبسیج برای ارشاد! و توجیه! هزاران بسیجی و سپاهی که با رخدادهای بر شمرده بشدت دچار تردید و وازدگی شده اند و مضحک تر این که در این جلسات به اصطلاح توجیهی که با نشان دادن فیلم ها و اسلاید هایی از رفتار های سیاسی و مدیریتی مشائی همراه است در جمع بندی خود مجددا آدرس غلط دیگری را به مستمعین خود القا می کنند و با یک اتهام ناچسب ایت الله هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان را پشت سر این گروه انحرافی خود ساخته قرار می دهند.
البته آن چنان کوس رسوایی این ترفند های دروغین برای جامعه فهیم و فکور کشور برملا شده است که مردم وحتی پاسداران و بسیجیان گوش به فرمان پیشین این فاصله های مصنوعی ایجاد شده از سوی رهبری ودیگر تریبون های وابسته به کودتاچیان را باور نداشته و همانطوری که در تحلیل مورد اشاره بیان شد پیشینه و قد و اندازه های اسفندیار رحیم مشائی در طول سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی خود می تواند شاهد این نظر باشد.
با این توصیف ومقدمه در این بخش عناوین و دلائل رهبری را که در سال 1360 در قامت نماینده مجلس در جلسه بررسی عدم کفایت سیاسی اولین رئیس جمهور ایران ، بنی صدر را فاقد صلاحیت لازم دانستند، پرداخته خواهد شد و نشان داده ميشود که تفکیک مشایی و احمدی نژاد از هم دردی را درمان نخواهد کرد و دادن آدرسهاي غلط نمیتواند بصیرت واقعی مردم را به تاریکی کشاند.
به نظر ما این استاندارد دوگانه در برخورد با انحراف همان انحرافی است که بارها از سوی دلسوزان و یاران انقلاب به عنوان دوری از آرمان های انقلاب طرح شده است. در واقع اگر انقلاب اسلامی مردم این سرزمین به انحراف کشیده نشده بود خیلی زود تر باید حکمی که بر بنی صدر جاری شد بر احمدی نژاد جاری می شد.
***
آقای خامنه ای در روز بررسی عدم کفایت بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور پس از بیان یک مقدمه وزمینه چینی لازم برای واردن شدن به بحث در 13 عنوان دلائل خود را در خصوص عدم کفایت سیاسی بر می شمارد. در این تحلیل نیز ابتدا عناوین وچکیده مباحث و دلائل ایشان اورده می شود وسپس مواضع و عملکرد 6ساله احمدی نژاد در تطبیق با دلائل مذکور مورد سنجش قرار می گیرد.
رهبری درمقام استیضاح کننده
1- بی حرمتی به قانون اساسی:
رئیسجمهور صلاحیت و كفایت خود را باید در احترام به نهادهای قانونی ثابت كند. چرا كه مشروعیت او مبتنی بر حرمت قانون اساسی است كه آن نهادها بخشی از تحقق خارجی آن را تشكیل میدهند. آقای بنیصدر بارها به نهادهای قانونی بیحرمتی روا داشته و به این طریق پایه مشروعیت خود را سست كرده است… وقتی رئیسجمهور با بیحرمتی به این نهادهای قانونی خود را كه جزئی از مجموعه دولت است از آن جدا میكند، در حقیقت قانون اساسی را كه قاعدهی وجود خود اوست سست میكند كه این حد اعلای بیكفایتی است.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
2- تحقیر جمهوریت نظام:
رئیسجمهور بالاترین مقامی است كه حفظ حرمت نظام جمهوری اسلامی از او انتظار میرود. تحقیر جمهوری، تحقیر رئیسجمهوری است.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
3-کارشکنی در کار کسانی که نمی پسندد:
آقای بنیصدر در مقابله با كسانی كه وی آنها را دشمن خود فرض میكرد، از هیچ اقدامی كوتاهی نكرد و حتی از اینكه رویههای تخریبیاش، اساس جمهوری و استقلال كشور را خدشهدار میكند، پروایی نورزید… یكی از نقشههای آنان این بوده است كه پس از روی كار آمدن دولتی كه مجلس به آن رأی تمایل داده است، آقای بنیصدر او را نمیپسندد، با كارشكنیها و مخالفتخواهیها جلوی موفقیت او را بگیرند. بیآبرو و ساقط شود و با یك جدال سیاسی كارها را خود قبضه كند.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد:
رهبری درمقام استیضاح کننده
4- سیاست بازی:
آقای بنیصدر در مقر ریاست جمهوری این روش را نقض كرد و سیاستبازی را جانشین حقیقتگرایی كرد.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
5- عدم صدق و راستگویی:
یكی از اصول اخلاقی اسلام و مصداق بارز تقوا كه جزء صلاحیتها و شرایط رئیسجمهور بهشمار آمده است، صداقت و راستگویی است. آقای بنیصدر این را نقض كرد و اساس كار خود را بر عدم صداقت در اظهار و در عمل نهاده است.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
6- عدم حفظ شأن کشور در خارج:
رئیسجمهور باید حیثیت جمهوری را در خارج از كشور حفظ كند. تخلف از این كار قطعاً اگر خیانت نباشد، بیكفایتی سیاسی و اخلاقی و خیلی بیكفایتیهای دیگر است.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
7- نامه سرگشاده:
آیا واقعاً میتوان تصور كرد كه این رئیسجمهور یك كشور است كه درباره كشور و نظام خود سخن میگوید؟… نامه سرگشاده آقای بنیصدر به امام كه در آن همه این اتهامات تحقیركننده جمهوری اسلامی به اضافه نسبت تلویحی خیلی از اشكالات به شخص امام گنجانده شده است، چگونه پخش شد؟
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
8- انتخاب همکاران ناسالم:
كمترین حد كفایت سیاسی آن است محدودهی مشاوران نزدیكتر و یاران و همكاران رئیسجمهور، از عناصر بدسابقه و بدنام و لااقل مشكوك و مورد سوءظن پاك باشند.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد:
رهبری درمقام استیضاح کننده
9- عدم حرف شنوی از رهبری:
كفایت سیاسى رئیسجمهور در درك صحیح پایههاى رهبرى و حركت در جهت رهنمودهاى آن، تجلى مىكند. آقاى بنىصدر نه تنها در این جهت حركت نكرد، بلكه عملاً در مقابل رهبرى ایستاد و رهنمودهاى امام امت مبنى بر خط آرامش و جلوگیرى از تشنجآفرینى را آشكارا زیر پا نهاد.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد:
رهبری درمقام استیضاح کننده
10- توهین و مخالفت با مجلس:
ایشان برخلاف صریح قانون اساسى كه قوا را از یكدیگر منفك و مستقل مىشمارد و برخلاف اصول مردمگرائى معتقد بود كه باید مجلس هماهنگ با رئیسجمهور باشد. این توهینى آشكار به مجلس و نمایندگان مردم بود كه بارها از طرف ایشان تكرار مىشد.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
11- خودبزرگ بینی:
خصلتهاى شخصى ایشان نیز هركدام در سلب صلاحیتهاى لازم براى یك رئیسجمهورى دولت اسلامى داراى نقش و تأثیر است. غرور وى كه خود را اندیشه بزرگ قرن و كتاب خود را بزرگترین اثر تاریخ اسلام مىشناسد… مقامپرستىِ او كه اطرافیان متملّق و چاپلوس را در دایره نزدیك به او نفوذ مىدهد. خودبزرگبینىِ او، كه معتقد است پس از امام كسى از او مناسبتر براى رهبرى نیست و بسى خصلتهاى منفى دیگر در او عواملى هستند كه از او آدمى فاقد صلاحیتهاى لازم براى احراز ریاست جمهور مسلمانان و ریاست یك كشور و جامعه اسلامى مىسازند.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
12- توهم محبوبیت:
یكى هم ماجراى به نظر من فُكاهى نظرخواهى ایشان هست در مورد محبوبیت در بین مردم، كه ایشان یك نظرخواهى كرده بودند كه نتیجهاش این بود كه آقاى بنىصدر – حالا شاید ارقام را من یك مقدارى اشتباه كنم چون یادم نیست درست، لكن نسبتها تقریباً همان اندازه هست- آقاى بنىصدر در میان مثلاً ۸۰ درصد مردم محبوبیت دارد، امام در میان پنجاه و مثلاً سه درصد مردم محبوبیت دارد و بقیه هم كه جاى خود دارند.
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد
رهبری درمقام استیضاح کننده
13- استفاده از انواع روشهای تخریبی:
جان كلام اینجاست كه وقتی وجودت با استفاده از انواع روشهای تخریبی برای همین جمهوری به صورت آتشی بیعلاج درمیآید و او در مقام ریاست جمهوری بزرگترین مدعی جمهوری اسلامی و تحقیركننده و بلندگوی مخالفان آن میشود، آیا باز هم حمایت از او به معنی حمایت از جمهوری اسلامی است؟
مواضع وعملکرد 6ساله احمدی نژاد:
بنا بر انچه که ملاحظه فرمودید با معیار ها و شاخص هایی که رهبری در رد کفایت سیاسی بنی صدر در سال 1360 ابراز داشته اند احمدی نژاد به درجه اولی به هیچ عنوان صلاحیت ادامه کار در مقام ریاست جمهوری را ندارند و همانطوری که مشاهده شد رویکرد ها و مواضع احمدی نژاد در طول 6ساله گذشته هیچ ربطی به اسفندیار رحیم مشائی ویا به زعم اقایان گروه انحرافی ندارد.
بنابرین اقتدارگریان بت پرست باید دست از سناریو سازی برای استمرار دولتی که عقیده ، نظر و رای مردم را زینتی تلقی کرده ودر نازل ترین سطح قرار داده است بر دارند وبدانند که رفتار های اموی و سفیانی دیگر نمی تواند راهگشای اینده کشور باشد وتنها را نجات کشور بازگشت به راه مردم یعنی همان مسیری که میرحسین موسوی وکروبی به خاطر نجات کشور پا به عرصه انتخابات نهادند وپس از نتایج کودتایی ان تا قبل از حبس ظالمانه اشان در اطلاعیه ها و بیانیه های خود اعلام مواضع و روشنگری نمودند وچه خوب است حاکمیت به جای تحویل سرزمین سوخته به عقل آید وصادقانه به اشتباهات خود اعتراف نماید البته در این صورت ممکن است ملت بزرگ ایران با چشم اغماض به آن ها نگاه کند.