راه حل بلندمدت معضل اشتغال در کشور، توجه به افزايش کيفيت نيروي انساني و آموزش مهارت محور اين نيرو براساس استانداردهاي جهاني است؛ تا اگر دولت در ايجاد اشتغال براي اين نيرو ناتوان بود لااقل مسير انتخاب فرصت هاي شغلي در خارج مرزها به راحتي براي آنها گشوده باشد و خود را اسير بازار داخلي کار در وضعيت بيکاري گسترده نيابند. همچنين چنانچه رونق به اقتصاد کشور بازگردد اين نيروي انساني ماهر و توانا در تعامل با جهان، موجبات رشد هرچه سريع تر اقتصاد را فراهم خواهد کرد.
این جنایت کار یک یا چند نفر با سلیقه فردی نیست حتما پشت آن فکر و برنامه و اندیشه ای خوابیده است. برای حکومتی که با سیستم امنیتی قوی خود می تواند ریگی را از آسمان به زمین بکشد، شناسایی یک یا چند مجرم پست کاری ندارد، مگر اینکه خدای ناکرده در این قضیه مسایل دیگری در میان باشد. نحوه اطلاع رسانی سیستم اطلاع رسانی و دستگاههای خبری ما این روزها درباره این جنایت اصلا درست و متاسفانه طبق واقعیت نیست.
نادیدهگرفتن شیوههای کهن همزیستی مسالمتآمیز، راه را برای مدعیان پروپاقرص دین و اخلاق باز خواهد کرد که اینروزها با خشونتورزیهای سبعانه خود، چهره منطقه ما را نکبتبار و چهره دین ما را ملکوک کردهاند و بگذاریم اصل عالی اخلاقی و اجتماعی «امربهمعروف و نهیازمنکر» در همان معنای متعالی بماند که سالار شهیدان و یارانش برای آن جان باختند و قربانی ابتذالگرایی مدعیان دینداری نشود.
دلواپسان داخلی و خارجی، نگران به ثمر رسیدن مذاکرات کنونی و توافق هسته ای هستند. این دلواپسان داخلی با همکاران و شرکای عرب، اسراییلی و نومحافظه کاران اروپایی و آمریکایی آنان با انگیزه های مختلف ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی خواهان شکست مذاکرات و انزوا و انفعال روز افزون ایران بوده و هستند.
تهدید و سخنان تحریک آمیز برخی از ائمه جمعه در قبال وضعیت حجاب و اینکه “تذکر لسانی دیگر کافی نیست” و “مردم وضعیت فرهنگی فعلی را تحمل نخواهند کرد” از افعال قابلیت انتساب به حاکمیت است. بدون شک افعال جریان های تحت الحمایه که همراه با یورش، تخریب اموال عمومی و خصوصی و ضرب وجرح افراد در مکان های مختلف بوده موجب مسئولیت خطیبان کم اندیش است، زیرا بخش مهمی از آن اعمال مجرمانه قابل استناد به تحریک آنان بوده.
چرا پیروان آقای مصباح به جای ابراز خوشنودی از کاهش آلودگی هوا در شهرهای بزرگ و نیز افشا شدن بورسیه های غیرقانونی نورچشمی ها و اعزام افرادی با معدل هایی بعضا کمتر از 12 برای دریافت دکترای نهج البلاغه و فقه و حدیث به خارج آن هم در شرایط تحریم و کمبود شدید ارزی به انکار حقایق فوق پرداخته و به هتاکی دولت و مدیرانش روی آوردند؟
در چنین شرایطی که بسیاری برآنند تا اسلام را چهره ای خشن و غیر انسانی و در تضاد با حقوق بشر جلوه دهند و گروه آدمکش داعش خود را دولت اسلامی می داند آیا به دنبال بهانه برای اعدام بودن، تأیید کار داعشیان نیست؟ آیه شریفه صدر این نامه از ما چه می خواهد؟ دنبال مدرک جرم رفتن یا دنبال رفع اتهام؟ مگر نه این است که در یک نظام قضایی اسلامی، قضات صالح، هنگام قضاوت، به جای کشف شبهه برای مجازات، بایستی، دنبال کشف و صید شبهه ای به نفع متهم باشند؟
برای امام كاملاً روشن بود كه اصحاب جمل برای ایجاد فتنه و اغتشاش عازم مكه و بصره هستند؛ چنان كه پیش بینی خود را نیز صریحا به ابن عباس گفت. حضرت به عنوان حاكم اسلامی و در اوج قدرت می توانست آنان را به ماندن در مدینه وادارد و حتی می توانست آنان را حبس و تبعید كند، ولی به آشوب و اغتشاش و تضعیف حكومت خود تن داد؛ فقط به این دلیل كه به اصول اخلاقی و عدالت پای بند بود. مجازات عملی كه اتفاق نیفتاده است و قصاص قبل از جرم، با منطق عدالت سازگار نیست و دلیل امام (ع) هم همین بود. به هر حال امیرمؤمنان (ع) آزادی كسانی را كه می دانست مخالفش هستند، محدود نكرد و اندیشه آنان را محترم شمرد.
اگر حکومت فاسد است چون دست جاهل افتاده است. اگر جامعه فاسد است چون عالم، ساکت است یعنی نقش نخبگان و روشنفکران و کسانی است که تعهدی بر دوش آنهاست. اگر امروز در جامعه ما زشتی، پلشتی، بی عدالتی، جور و عدم تحقق عدالت فردی و اجتماعی، کیفری و غیر کیفری وجود دارد، وظیفه علماست که فریاد بزنند… ما در برابر مقولات اساسی این نظام مثل عدالت، بی عدالتی و فساد، متاسفانه آنطور که باید و شاید حساسیت عملی نشان نمی دهیم.
متفکرانی که در هیچ شرائطی استبداد را توجیه پذیر نمی دانند، اساسا چنین حقی را حتی برای امام معصوم هم به رسمیت نمی شناسند و بدون آنکه جواز بکار گیری زور را مشروط به مصلحت کنند، امام معصوم را هم حتی با این قید و شرط، برای «قهر و غلبه» آزاد نمی دانند، استاد مطهری از همان نادر متفکرانی است که حاکمیت امام معصوم را هم بدون رضایت مردم، جایز نمی داند. متاسفانه از زمانی که اندیشه شهید عالیقدر علامه مطهری به «حاشیه» رفت و مطهری نمایان میدان دار شدند، این اصول و مبانی رو به فراموشی گذاشت.
ایجاد و مستولی کردن فضای امنیتی بر جامعه، اولین اصلی است که مستبدان به آن متوسل می شوند و اولویت آنها در ایجاد این فضای مستبدانه، مراکز علمی و دانشگاهی است که با سرسختی و روشهای زورمدارانه و توسل به خشونت و رعب و وحشت آفریدن و ژاندارمی عمل کردن سعی می کنند تا نخبگان و روشنفکران و عالمان را یا تحت انقیاد خود در آورند و یا منزوی کنند و یا به زندان و حصار بیفکنند. بدیهی است در چنین فضای خفقان آور و پلیسی، نه تنها آزادی و اراده سرکوب می شود، که قبل از آن انسانیت منهدم می شود و شخصیت بشری منکوب می گردد و علم مسکوت می ماند.
انسانی که صاحب عقل است دستکم در مورد پذیرش وحی میتواند این را بپذیرد که حال که با عقل محدود بشری که روشناییبخش هم هست، راه خود را در تاریکیها پیدا میکند، اگر منبع پرنورتری به او ارائه شود، از پذیرش آن ابا نمیکند. بنابراین پذیرش اینکه اگر وحی به عنوان منبع شناخت در اختیار ما قرار گیرد از آن بهرهبرداری میکنیم، غیرعقلانی نیست.
زنان ورزشکار ما تا چندی پیش هیچ نگاه مشوقی را پشت سر خود نداشتند. اما در مسابقات اینچئون، 2 مدال طلا، 7 نقره و 7 برنز و در مجمع 16 مدال کشب کردند. این موفقیت با توجه به محدودیت های بسیار بیشتر زنان در داخل کشور، محرومیت از حمایت های تبلیغاتی و استرس های خاص ورزش زنان، از ارج و قرب متفاوتی برخوردار است.
اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین (ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، میشود به “حسین” ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانهاش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟ یک بار بخوانید، عاشق میشوید…
قبلا تنها خواسته مان آزادی زندانیان بی گناه بود. حالا می گوییم اشکال ندارد، زندانی ها را نگاه دارید و به لجبازی با مردمی که به روحانی رأی دادند ادامه دهید، اما با رعایت حقوق زندانیان سیاسی. با رعایت احترام زندانی و خانواده اش، مرخصی، انواع ملاقات، تلفن، درمان، امکانات رفاهی و آموزشی و فرهنگی، حق آزادی مشروط و از این ها مهم تر اجرای قانون جدید مجازات اسلامی تجمیع و ادغام احکام که منجر به آزادی بیش از دو سوم زندانیان موجود می شود!
اینکه مجاهدین خلق بعد از سال 1354 را با مجاهدین خلق بعد از سال 1345-1346 یکی بدانیم نه تنها مغالطه تاریخی، بلکه فریب افکار عمومی است. مگر تنها مجاهدین خلق همه کاره مبارزه بوده اند؟ آقای هاشمی، آقای مصباح را برای نفس مبارزه دعوت کرده اند. چرا آقای مصباح از سال 1345 به بعد عکس العملی در رابطه با مبارزه نداشته و به خصوص درباره چراغانی نیمه شعبان، که امام خمینی نیز به آن اشاره کردند، ایشان باید به این مسئله تاریخی پاسخ دهند به جای اینکه مغالطه تاریخی کنند باید جواب دهند که اگر مبارزه را حرام نکرده اند چه کاری در این سال ها انجام داده اند.
این روزها حقوق ستیزان حرفه ای عزم خود را برای نابودی شبکه های اجتماعی جزم کرده اند. بهانه نیز مثل همیشه است : توهین به مقدسات. خوشبختانه بسیاری از هم وطنان دریافته اند که هرگاه انسدادطلبان آژیر خطر را برای اسلام، انقلاب، امام، نظام، ارزش ها و … به صدا در می آورند، معنا و مفهوم آن این است که حمله به حقوق و آزادی های اساسی شهروندان انجام خواهد شد. من البته امید زیادی دارم که تلاش مزبور به علت رشد آگاهی های عمومی ناکام بماند. در عین حال حفظ هوشیاری مردم و افشای طرح هایی را که حقوق و آزادی های قانونی آنان را هدف قرار می دهند، ضروری می دانم.
کسی به ریخت و پاش های بیت المال برای گرفتن عکس های یادگاری در “بیمارستان دولتی” گلایه نمی کند. اما رسانه هایی که طی هشت سال غارت و چپاول بیت المال تنها تلاششان این بود که اختلاس سه هزار میلیارد تومانی کش نیاید، “دلواپس” بیت المال می شوند و غصه هزینه های درمانی اسیران در بند حکومت را می خورند. لابد نمی دانند – و یا خود را به ندانستن می زنند – که نه تنها کلیه هزینه های درمانی محصورین در این ۴ سال و نیز هزینه های زندان اختر توسط خود محصورین پرداخت شده است، بلکه زندانبان کینه جو حتی در پرداخت حقوق بازنشستگی نخست وزیر این مملکت نیز سنگ اندازی کرده است.
متفکران اسلامی قرن اخیر که به سنجش نسبت دین و دیکتاتوری اعتنا کرده اند، بالاتفاق به منافات و ناسازگاری این دو نهاد نظر داده و نظام دینی را مبرا از دیکتاتوری و استبداد معرفی کرده اند، در نزد آنان حاکمی که با استبداد قدرت را تصاحب کند یا با استبداد حکومت را اداره نماید، فاقد مشروعیت بوده و دولتش را نمی توان دینی دانست. ولی آیا این تأکید ها دغدغه استبداد ستیزان را برطرف می کند و جلوی نفوذ استبداد به نظام دینی را می گیرد؟
اینکه یک نماینده مجلس در قامت یک سیاستمدار نتواند تحلیل های جنگ سالارانه را از نقش جدیدش تفکیک کند و با خود اندکی عقلانیت به سیاست آورد، تبعاتی دارد که در نظام بین الملل با ابزارهایی چون تحریم و کاهش روابط پاسخ می گیرد. کاری که همفکران آقای زاکانی در این سالها انجام داده اند و کمترین نتیجه اش این است که باید یک دولت و ملت متحد شوند تا سنگی را که این افراد در چاه می اندازند، به در آورند.
اشاره جنتی به “چراغ سبز نشان دادن به خانواده زندانیان سیاسی” در واقع کنایه که نه، تصریحی به دیدار قابل تقدیر آیت الله هاشمی با خانواده زندانیان سرافراز جنبش سبز است. هاشمی رفسنجانی با این خانواده ها ابراز همدردی کرده و گفته بود: “مطمئن باشید مطالب شما را به جاهایی که لازم است، منتقل مینمایم”. گویا اظهارات امروز آقای جنتی بازتاب و واکنشی از همان جایی است که آن مطالب بدان جا منتقل شده است.
آقای مصباح یزدی نه در انقلاب حضور داشت و نه در جنگ؛ در آنجا حجت نداشت و در اینجا غبطه می خورد. البته کاش لااقل برای پیش از انقلاب و حضور در میدان مبارزه و در جمع انقلابیون هم غبطه می خورد، ولی ظاهراً همچنان مصر است که مبارزه با شاه حرام بود و از آن گذشته و بازگویی آن نه تنها نگران نیست که غبطه هم نمی خورد!
از هزار و سیصد روز پیش تا کنون، هواداران جنبش سبز که بخش بزرگی از مردم ایران را تشکیل می دهند، بخشی از روح جمعی خود را در حصر می دانند. از هزار و سیصد روز پیش تا به امروز دلسوزان مردم و کشور و نظام بارها و بارها به این رویه غیر قانونی اعتراض کرده اند. هزار و سیصد روز است که می گوییم و می نویسیم، حتی گاهی فریاد می زنیم اما چشم ها کور است و گوش ها کر.
در این شرایط نباید غیرمسئولانه سخن بگوییم یا نگران آن باشیم که مبادا جنگ طلبان و کاسبان تحریم درباره توافق جامع هسته ای همان تحلیل های منفی را عرضه دارند که در مورد چگونگی خاتمه یافتن جنگ تحمیلی می گویند. اگر قرار بر جدی گرفتن حرف آنان بود، جنگ ایران و عراق هنوز ادامه داشت در حالی که روش سلف شما در پذیرش قطع نامه 598 به سود میهن و آیین و مردم بود و مصداق بارز نرمش قهرمانانه در عصر ما به شمار می رفت.
از بالاترین مقام قوه قضاییه تا پایین ترین مقام، همگی می دانند که در خارج از این سیکل تولید احکام غیرقانونی، سرکوبگران هیچ شانسی حتی در چارچوب همین قوه قضاییه نداشته اند و ندارند. حکمی که از مسیر آشکارا غیرقانونی صادر می شود، خود سند جرم و نقض قانون اساسی است که مسئول رسیدگی به آن هم رییس جمهور است. وقتی از قانون سخن می گوییم به یاد داشته باشیم که قانون فقط “زندان، شلاق و …” نیست. طبق قانون اساسی متهمان به جرایم سیاسی از حقوقی برخوردار بودند که به آنها داده نشد.
آیت الله خامنه ای اعضای دولت و صاحبان تریبون را حداقل در سه مورد مشخص به سکوت و مرزبندی فراخواند. وی گفت: “باید حتما خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند”. مرحوم امام خمینی هم در ۱۳ خرداد ۱۳۴۳ خبر داد که ماموران ساواک به اهل منبر گفته اند: “شما سه چیز را كار نداشته باشید و دیگر هر چیز میخواهید بگویید، یكی شاه را كار نداشته باشید، یكی هم اسرائیل را كار نداشته باشید و دیگر اینكه نگویید دین در خطر است.”
اگر بهره گیری از شیوه های دموکراتیک کنترل شده از دانشگاه ها آغاز نشود، پس از کی و از کجا تعامل با دنیای مدرن را باید شروع کرد؟ اگر تنوع قومی و مذهبی در دانشگاه ها را به جای یک فرصت، یک تهدید بشناسیم و از آن تحت عنوان “فعال کردن گسل های قومی و مذهبی” نام ببریم، آیا با پنهان نگاه داشتن این گسل ها از بروز تنش های بعدی جلوگیری می شود؟
میل به مشارکت در قدرت و نقش آفرینی سیاسی و نیز معاذیر ناگفتنی، پدیده هایی قابل درک اند، اما ارائه و ترویج “تحلیل های گیوتینی” که بلندای قامت فعالان سیاسی و کنشگران هوادار دموکراسی را به اندازه یک سر کوتاه می کنند تا در کادر و چارچوب فضای رسمی کنونی بگنجند، پذیرفتنی نیست.
مهمترین منبع انرژی و قدرت دولت برای تعامل مقتدرانه با هسته سخت حکومت، پایگاه اجتماعی و حامیانش است و ارتباط میان دولت با پایگاه اجتماعیاش جز با واسطه نهادهای مدنی ازجمله احزاب بهینه نخواهد بود. دولت با اولویت دهی به این نیاز و تحقق وعدههایش، شرایطی را فراهم کند که احزاب سیاسی ریشهدار اصلاحطلب بتوانند در کنار سایر نهادهای مدنی، رفتهرفته جانی دوباره بگیرند و از این رهگذر به یاری دولت بشتابند.
روز چهارشنبه اکثر حامیان آقای دکتر روحانی به جلسه استیضاح دکتر فرجی دانا گوش سپرده بودند، اما خود رییس جمهور در میان اقلیتی که دنبال اتومبیلش می دویدند دست تکان می داد و لبخند می زد. پس چه؟ نکند انتظار داشتید به مجلس می رفت و از وزیر زحمتکشش حمایت می کرد.