رسول خدا به کسانی که درمجرمیت خود تردیدی نداشتند وازاو پرسیدند با آنها چه معامله ای خواهد فرمود :اذهبوا انتم طلقا .بروید، همه شما آزادهستید! وفسوس آنکه به دستور فرزند یکی از همین طلقا – یزید علیه اللعنه- در محرم سال 61 هجری سراز تن فرزندش حسین بریده شد وزینب سلام الله علیها در مجلس یزید با عتاب وخطاب : امن العدل یابن طلقا؟ یزید را متوجه این مساله تاریخی و وی را تحقیرنمود. اشاره به اینکه طبق قوانین جنگی همه مردم مکه پس از فتح آن توسط سپاه اسلام برده شدند وپیامبر همه وازجمله ابوسفیان را از این رقیت بندگی آزاد فرمود
متناسب با ظرفیت افراد، از آنها انتظار همراهی با حق می رود. لذا اگرچه از آقای اکرمی در شرایط جدید انتظار دفاع تمام عیار از حقوق مردم نمی رود، اما بضاعت ایشان را در گذشته بیش از این می دیدیم که این روزها در موضع گیری درباره حصر غیر شرعی و غیر قانونی نشان می دهند. در انتظار مواضع مسئولانه تر، عادلانه تر و متقیانه تری از آقای اکرمی می نشینیم و امیدواریم ایشان همانند گذشته ها در میانه هیاهوی دروغ پراکنان و موج سواران، استقلال فکری و شخصیتی خود را حفظ کنند.
آقاى تلويزيون! “صدق، شمشير خدا در آسمان و زمين است”. چرا خود را به آن مجهز نمى کنى؟ نگاه کن که چند جمله صادقانه از انسانی يک لاقبا که از پس ديوارهاى حصر به بيرون مى رسد، چگونه توپخانه هاى دروغ را تار و مار مى کند. اگر مى گويى تار و مار نمى کند، نترس و بگذار بيشتر سخن بگويد. پروردگارى که اين شمشير را در دست او گذاشت خداى تو هم هست. ولى مى گويى مجسمه صداقت که خود ماييم! منتهی تيغت نه در آسمان و نه در زمين، که احتمالأ حتى پيش گوينده اى که متن هاى فتنه را مى خواند هم نمى برد. آيا حديث نبوى (ص) – نعوذ باللّه – دروغ است يا تو دروغى؟
امروز سالروز شهادت امامی است که بخش قابل توجهی از عمرش را در حصر حاکمان جور گذراند. فرزند او همواره الهام بخش امیدواری شیعیان به آینده ای بهتر برای جهان و جهانیان بوده و هست. با همین تصویر نمادین که بعد از آن حصرها و صبرها، فرجی در راه است که مستضعفان جهان چشم انتظار رسیدن آن روزند. حضور حجت که مقدمه ی ظهور اوست، و در نتیجه تمام امید و هویت شیعیان که تاریخ را درنوردیده و به ما رسیده، مدیون رنج هایی است که آن امام محصور بر خود هموار کرد.
پروژه 9 دی شکست خورد چون هنوز برای باوراندن آن از جیب بیت المال هزینه های میلیاردی می کنند و هر روز ناکام تر از دیروزند. 9 دی شکست خورد، چون دروغ های آن را کسی باور نکرد. کسی باور نکرد ظالمانی که مردم را زیر چرخ ماشین له می کنند و از بالای پل زنان بی دفاع را به پایین پرت می کنند، کربلایی باشند و در خط حسین و نگران حرمت عاشورا. تا کسی از جنس شمر و حرمله های تاریخ نباشد از پس چنین جنایت هایی برنمی آید.
این آیات به روشنی فضایی حاکی از گفت و گو، مدارا و تحمل را میان حضرت عیسی و حواریون نشان می دهد که اگر قرار است برخورد و عذابی هم باشد بر عهده خداست و نه پیامبر و انسان ها. فضایی که در آن شک و انکار وجود دارد و روابط ناشی از تبعیت محض نیست. رفتار پیامبر خدا در اینجا نوعی از ادب الهی را به تصویر می کشد؛ درسی از ادیان که چگونه باید در رفتار با جامعه، مردم و حتی مخالفین و زیاده خواهان مدارا کرد. این الگویی برای زمامداران و رهبران دینی است که با مردم و به خصوص جوانان و آینده سازان چگونه رفتار کنند تا دین تداعی کننده فشار و تحمیل و برخوردهای خشن و متعصبانه نباشد.
امام رضا (ع) برخوردهای مشاجره آمیز را که از سر خودخواهی و بزرگ بینی است مردود دانست و فرمود چنین رفتارهایی سبب برآمدن غرور و از میان رفتن عزّت انسانی می شود. این را هم بیفزاییم که اگر ساده زیستی و انزوا ـ که گاه با تواضع اشتباه گرفته می شود ـ بوی تصوف بدهد، مورد انکار ائمه اطهار (ع) قرار میگیرد.
من نمی گم زندانی بودنت تقصیر توئه، حرف من اینه که تو در برابر آزاد نشدنت مسئولی! اینکه چه کسانی و به چه دلیلی تو رو به زندان انداختن یک بحثه و اینکه تو چطور می بایست عمل کنی و برای آزد شدنت تلاش کنی بحث دیگه. اشتباه یا ظلمی که دیگران در مورد تو مرتکب شدند، تو رو از مسئولیتی که در برابر آزادی ات داری معاف نمی کنه! تو هنوز ساده ترین و معمول ترین کار ممکن را برای آزادی ات انجام ندادی و در خواست عفو ننوشتی! تو خوب میدونی که نوشتن چنین درخواستی هیچ ضرری برای دیگران نداره اما از این کار طفره میری! میتونی بگی چرا؟!
نسل امروز ما بعضی آیت الله منتظری را به استاد درس فقه و اصول، بعضی به شجاعت و بعضی به صراحت لهجه و نامههای انتقادیش و بعضی به گذشت از قدرت و منصب می شناسند همه اینها بود ولی بالاتر اینکه، منتظری از درس و عبادت و خدمت و زندان و تبعید و …نردبانی ساخته بود برای رسیدن به اخلاق بالا و در رأس آن عبودیت فقط الله. او به جای دغدغه برای بقای خود، خود را به خدا سپرده بود و خدایش نیز چه نیکو مراقبش بود.
… و من هنوز هم نان از تخصصی می خورم که از این چرخ شروع شد و ده ها دختر دیگر هم کنار دست من رشد کردند و خیاطی آموختند و گره های زیادی با دستان ما و به لطف آن چرخ خیاطی اهدایی میرحسین باز شد. به همین دلیل من هرگز فراموش نمی کنم اون مرد مومن رو، که در زمان نخست وزیری اش چگونه به فکر ما طبقات مستضعف بود.
رهبری تا کی می خواهد تنها مطالبه گری غیر پاسخگو باشند؟ آیت الله خامنه ای مرتبا از همه بازخواست می کند، توضیح می خواهد و درباره کاستی ها دیگران را شماتت می کند. اما ایشان و مجموعه های متعدد تحت مدیریتشان نباید یک بار هم خودشان گزارش دهند و سهم خود در ضعف ها و مشکلات را تعیین کنند؟
سراج می دانست که اولین قدم در استقبالش ضبط پاسپورت و ممنوع الخروجی است و بعد هم مثل سایر دوستانش گوشه ای از اوین سهم او خواهد بود. با علم به همه مشکلات، آگاهانه به کشور رفت. اما متین نه. کسانی که جست و خیزهای متین را در فرودگاه شارل دوگل پاریس شاهد بودند می دیدند که او سر از پا نمی شناسد که برای اولین بار می تواند یک سفر کامل خانوادگی داشته باشد. سفری که پدر هم در آن سهم دارد.
شهید بهشتی می گوید: به مردم ايران فرصت بدهيد تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبناى معيارهاى اسلامى بسازند و اين خودسازى را بر مردم ما تحميل نكنيد. به مردم ما یاری كنيد و آگاهى بدهيد، براى رشد اسلامى آنها زمينه سازى كنيد، ولى هيچ چيز را تحميل نكنيد. انسان بالفطره خواهان آزادى است. مى خواهد خودسازى داشته باشد، اما خودش خودش را بسازد. مبادا بر خلاف دستور قرآن، مسلمان بودن و مسلمان زيستن را بخواهيد بر مردم تحميل كنيد كه اگر تحميل كرديد، آنها عليه اين تحميلتان طغيان خواهند كرد.
مطهری در این پرسش و پاسخ دانشجویی هم حرمت رهبری را نگه داشته است و هم در مورد مساله ی حصر و محاکمه ی محصورین سخنانی شفاف و درست گفته و تداوم آن را مغایر با عدالت اسلامی دانسته است. سخنانی که تقریبا تاکنون از کسی به این وضوح شنیده نشده است. مطهری خودش است و آنچه را که درست تشخیص می دهد بدون ملاحظه و در کمال ادب و بدون قصد تبلیغاتی بیان می کند و از کسی و چیزی واهمه ای و ملاحظه ای ندارد و پیداست که نباید داشته باشد.
آیا آنچه آقای احمد علم الهدی در باره ی “سلب حق نظارت خبرگان بر عملكرد مقام رهبری” گفته اند، مورد تایید حضرت ایشان است؟ گمان ندارم كه در قضیه ای به این اهمیت، سكوت و پرهیز از اطهار نظر صریح یا حتی تكرار مواضع قبلی در این باره، غیرضروری، خلاف مصلحت و یا بی اهمیت باشد. شاید شامه ی بنده ی كمترین، اندكی بیش از حد لازم، حساس است. اما به فرمایش مولا علی: آغاز پیدایش فتنه ها، زیاده خواهی های جاه طلبانه ی نفسانی و فرمان های بدعت آمیز است كه صادر می شوند…
آیا آقایان حاکم تصور می کنند تصویر به دار آویختن انسان ها در ملا عام تصویر لطیف و خوبی است که هر از چندی با تبلیغات زیاد آن را به نمایش عمومی در می آورند؟ آیا محبوس کردن خیل زندانیان عقیدتی، که در آن افراد به خاطر اختیار کردن باوری دیگر به حبس و گاه اعدام محکوم می شوند، اختلافی مبنایی با رویکرد تکفیری ها دارد؟ آیا تکفیر سیاسی مرسوم در صحنه سیاست که در آن با عنوانی غیر شفاف، غیر حقوقی و کلی به نام “فتنه گر”، افراد را به خاطر داشتن باور سیاسی متفاوت و احتمالا پافشاری بر دیدگاه خود تحت محرومیت و فشارهای مختلف قرار می دهند، نوعی داعشی گری سیاسی نیست؟
ضمن تبریک فرا رسیدن سالگرد تاسیس این حزب به اعضای آن به خصوص جوانان با یادآوری تجربه های متعدد تاریخ معاصر یادآور می شویم که برخی ناملایمات، کم لطفی ها و احیانا جا ماندن برخی یاران گذشته در طی راه های سخت، آنها را از ادامه مسیر در راهی که آن را درست می دانند باز ندارد. سیاست ورزی مومنانه، مسیری است که به خصوص پس از جنبش سبز افق فراموش شده ای را پیش روی سیاسیون قرار داد. مسیری که می تواند هر آزادی خواهِ عدالت جویی را امیدوار نگه دارد که وعده الهی حق است.
مهمترین درسی که درگذشت پاشایی از این منظر در پی دارد، این است که امروز برای فهم تحولات پیرامونمان لازم است از مرزهای رایج عرصه سیاسی مانند اصلاحطلبی و اصولگرایی عبور کنیم و واقعیت متکثر جامعه را در سیاستورزیها لحاظ کنیم. این هم طبعا نوعی سیاستورزی است اما گونهای که سیاستمداران ما کمتر با آن آشنا هستند: «سیاست جامعه محور». در اینگونه سیاستورزی، نخبگان سیاسی نه برای جهت دادن به آرای مردم در ایستگاههای انتخاباتی، که در جهت فهم مطالبات مردم و چگونگی تحقق آن با یکدیگر رقابت میکنند. اینجا دیگر مردم سیاهیلشکر این یا آن اردوگاه سیاسی نیستند بلکه میداندار اصلی تعیین سرنوشت خودشان هستند.
من آینده را مشروط به حفظ هوشیاری مردم و انسجام کنونی اصلاح طلبان روشن و به سود استقرار دموکراسی در ایران می بینم. سرعت، دامنه و عمق حرکت بیشتر خواهد شد، اگر رهبر توجه کند که اولا ایرانیان موافق و مخالف مواضع واقعی شان را نه در سخنانشان که در صدا و سیمای رهبری می یابند. ثانیا اساس تبلیغات سوء استعمارگران در اسلام هراسی و ترسیم چهره ای حقوق ستیز و خشونت پرست از مسلمانان و به خصوص طرفداران حکومت اسلامی است، پس وی نمی تواند و نباید با عملکرد خویش به آن اتهام مهلک وجاهت بخشیده با آزادی هراسی به مصاف اسلام هراسی برود. ثالثا راه جلوگیری از دوگانه شدن حاکمیت پایان دادن به راهبرد معیارهای دوگانه است.
اگر در جامعه دین منهای اخلاق ترویج شد، دینداران برای دست زدنِ به جنایت مهیا هستند. اگر تریبونهای دینی در اختیار کسانی قرار بگیرد که نوعی دینداری که با هتاکی همراه است و اساسا در آن دین بویی از عاطفه و انسانیت دیده نشود یا بسیار اندک دیده بشود، تبلیغ کنند، کسانی که در این نوع مجالس تربیت میشوند، آمادگی دارند که اگر به آنها دستور داده بشود به راحتی و سهولت مرتکب جنایت بشوند.
تاریخی که در این سی و پنج سال اخیر بر این ملت گذشته است، نه چندان دور است که بتوان حقیقت را مسخ کرد و یا پوشاند و بسیاری از انقلابیون، زنده و هر از گاهی واقعیت هایی را برملا می سازند و اهم مطالب را مردم آگاه این مرز و بوم به یاد دارند و سینه به سینه به نسل ها انتقال می دهند. کیست که نداند امام به چه کسان و نحله ای فرمودند لحن شما از اسرائیل بدتر است؟ کیست که نداند مهندس میرحسین موسوی مورد اعتماد امام و امت و نخست وزیر دفاع مقدس بودند؟ کیست که نداند چه کسان در مجلس به مخالفت با امام برخاستند؟
امام حسین علیه السلام حق قیام و انقلاب بر علیه حکومت جور را داشتند بلکه بنا به اندیشه شیعه این مهم یک تکلیف دینی کاملا آشکار بود که بر عهده ایشان قرار گرفت چرا که در اندیشه شیعه منبعث از فرمایش پیامبر اسلام (ص) ظالم ومظلوم هر دو گناهکارند و اگر کسی تن به ظلم بدهد و بدین طریق ظالم را در استمرار رفتار ظالمانه یاری دهد او نیز مسوول است.
چگونه به حضرت امام نسبت داده می شود که برای فقیه بدون رضایت مردم «ولایت فعلیّه» قائل است در حالی که ایشان بار ها بر حق مردم در تعیین سرنوشت خویش، تأکید داشتند؟ در هنگام رفراندم جمهوری اسلامی اساسا رای به ولایت فقیه مطرح نبود و صرفاً شکل نظام، به رأی گذاشته شد، پس چگونه ادعا شده است که قریب به صد در صد مردم به ولایت فقیه رأی دادند؟
حر به عنوان اولین شخصی که آب را بر روی کاروان حسین (ع) بست و مردان و زنان خداجوی این سپاه را با اتکا به زر و زور و تزویز دنیا محصور نینوا کرد به هنگام روز واقعه با ابراز پشیمانی از عملکرد خویش برای رفع این حصر ظالمانه به سمت اندک یاران امام حسین (ع) آمد اما بجای کینه و حب و بغض با آغوش باز و استقبال گرم اباعبدالله (ع) مواجه شد، آیا سیدالشهدا حر را وادار به توبه و پشیمانی کرده بود؟ مسلم است که نه! از نظر اباعبدالله توبه تنها میان انسان و خدای خویش بود و بس، آنچه که پدید آور این توبه شد حقانیت حرکت حسین (ع) بود و انسانیت نهفته در ذات حر، آیا امام حسین (ع) نمی توانست به صرف گذشته و حتی نام حر او را در دم محاکمه کند؟ چرا امام حسین (ع) با قصاص حر ولو بی محکمه و قاضی زهر چشمی از دشمنانش نگرفت؟
گروهی از سر ترس، گروهی از سر تردید در انتخاب راه درست و گروهی با راندن وجدانهای شماتت گر خویش، خود را در صفوف سپاه امپراتوری دروغ پنهان کرده بودند… خودکامهٔ زمان چنان عرصه را تنگ کرده بود تا به حاکمیت پسرش تن در دهد. اما او میدانست که رأی به آن پسرک مست قدرت، رأی به از دست رفتن آخرین بقایای انقلاب پدرانش است. میدانست که با آمدن سلطنت موروثی، دیگر جایی برای رأی مردم باقی نخواهد ماند… میدانست که از آن پس، بر سر منبرها از فتنهای که با درایت حاکمی که خود را جانشین پیامبر میخواند فرونشسته بود سخنها گفته خواهد شد.
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی. تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین الملل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند. و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود. مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم.
میرحسین عزیز! تسلیت ما را بپذیر. تسلیت ما را در داغ شهادت خواهرزادهات سید علی موسوی بپذیر. تسلیت ما را در غم از دست دادن دهها جوان پاک در دو سال اخیر بپذیر. تسلیت ما را برای پایمال شدن خون بهترینهای این دیار که در انقلاب و دفاع مقدس ریخته شد و پس از آن مورد سوء استفاده قرار گرفت، بپذیر. تسلیت ما را در غصهی یک تاریخ ظلم و ستم به نام دین و خدا بپذیر.
بگذریم از اینکه «عصبانی نیستم» به فاتحه خوانی برای ندا ربط دارد یا ندارد. اما چرا فاتحه خوانی برای ندا آقاسلطان، از نگاه اقتدارگرایان، جرمی نابخشودنی است؟! آخر این چه تفکر پرنفرت و کینه جو و پلیدی است که حتی فاتحه خواندن برای فرد مظلومی که چنان جانگداز پیش چشم جهانیان جان باخته را تاب نمی آورد؟ مگر خود ایشان مدعی نبودند که ندا آقاسلطان را خود معترضان کشته اند! پس چرا از فاتحه خوانی برای او ترسانند؟
محسنی اژه ای به عنوان نماینده ویژه رئیس دستگاه قضا به اصفهان سفر کرده تا به بررسی و پیگیری و شناسائی عاملان اسیدپاشی های این استان بپردازد. نتیجه این حضور اما این بوده که به جای دستگیری عاملان جنایت، افشاکنندگان آن دستگیر شده اند و فضای پر از رعب و وحشت اصفهان، حالا با حضور اژه ای و در پی بگیر و ببندها و سرکوب تجمعات، به جو امنیتی بدل شده است.
امام خمینی لعن بر قاتلان امام حسین(ع) را سوژهای برای لعن نسبت به «همهی ظالمان» دانسته و معتقد بود که این مضامین، زائر حسینی را در زیارت و در عزاداری از «زمان ماضی» به«زمان حال» می آورد. ایشان در وصیت نامه ی سیاسی-الهی خود فرموده اند: « آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل البیت است، تمام فریاد قهرمانانه ی ملت هاست، بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید که لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه ـ لعنة الله علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر “ستمگران جهان” و زنده نگهداشتن این فریاد ستم شکن است.»