اما مصاحبه کنندگان چه کسانی هستند؟! سوال ها درباره چیست؟ و اصلاً چرا باید با کاندیداها مصاحبه شود؟چرا باید مصاحبه کنندگان هویت خود را پنهان کنند هم سوالی است که مسئولان اجرایی انتخابات در طی یک هفته گذشته به پاسخی به آن نداده اند.
ما تا به این لحظه اطلاع نداریم که آقای کیانوش راد کجا هستند، فقط هنگام بازداشت به ما گفتند که ایشان را به زندان اوین منتقل می کنند. ما امروز به زندان اوین مراجعه کردیم و جوابی به ما ندادند و گفتند که خودشان تماس می گیرند.
اینجا در روزهای خاصی غذا پخش می شود. همیشگی نیست… شاید باورتان نشود اما چند وقت پیش بعد از دو روز دل ضعفه و گرسنگی مجبور شدم تن به خواسته ۳مرد بدهم. اصلا شده که دو روز دلضعفه داشته باشی و خودت را فقط با آب سیر کنی؟ هیچ وقت فکر نمیکردم برای یک ساندویچ فلافل شب تاریک داخل قبرها تن به خواسته های شوم سه مرد بدهم. اینجا که باشی آدم های عجیب و غریب زیاد می بینی بعضی مردها در قبرها هم به خواسته هایشان می رسند.
نه، من سکوت نخواهم کرد، خواه در دیوارهای تنگ زندان، و خواه در این زندان بزرگتر که نامش را «آزادی» گذاشته اند. من در برابر هر تق که به گوشم میرسد موظفم که دستِ خود را به نشانهی زنده بودن تکانی دهم و کاری کنم. در برابر هر تقِ مرگ نغمهی آزادی سر خواهم داد و سر خَم نخواهم کرد در برابر صدایِ تیزِ بلندگو که به کرات میگوید: مرگ! خوب میدانم تاریخ به ما بدهکار است و ما سهممان را از تاریخ نگرفتهایم، به درازای تاریخِ کارگر و زن بودن سهم خود را میخواهم و سهم تمام ستمدیدگان این سرزمین بلاخیز را.
چنانکه از اظهارنظرهای اغلب چهرههای اصلاحطلب برمیآید، این جریان سیاسی میخواهد با استراتژی متفاوتی در صحنه انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کند؛ مشخصه اصلی این استراتژی جدید «توبه از نیابتیها» و پافشاری برای حضور با کاندیداها و چهرههای اصلی اصلاحطلبی است. آنطور که قائممقام حزب اتحاد ملت ایران اسلامی به همشهری میگوید، […]
قدرتها، بهمنظور موجه جلوه دادن خود علاوه بر تطمیع و تهدید ناگزیر از چنگ انداختن به عنصر ایدئولوژی هستند و به همین خاطر دست به ساختن فضاهای مجازی و پر از ایهام میزنند تا خود را مشروع جلوه دهند. در متن پیشرو میخواهم رابطه بین متافور و قدرت را در این بازی کلان توضیح دهم.
پیش از ارزیابی بیانیه لازم است به سه نکته اشاره کنم. اول اینکه میرحسین عزیز نزدیک ده سال است که ظالمانه در حصر است و از حقوق اولیهٔ شهروندی و حق ارتباطات آزاد و تغذیهٔ رسانهای متنوع محروم است، اما از دنبال کردن اخبار و رصد شرایط کشور و زندگی شهروندان ایران غافل نبوده است و با توجه به به تجربه، ایراندوستی و جایگاهش توجه به آنچه میگوید و ارزیابی آن اهمیت و ارزش دارد. دوم اینکه بیانیهٔ میرحسین بسیار کوتاه است، و معمولا متن کوتاه با ابهام همراه است و زمینه را برای برداشتهای گوناگونی فراهم میکند که میتواند مورد تایید خود نویسنده نباشد.
سپیده قلیان، که از زهرا حسینی به عنوان «خواهر عربم» یاد کرده، میگوید اولین بار او را با دست و پای کبود وقتی که هر دو آنها برای انگشت نگاری به زندان سپیدار اهواز منتقل میشدند دیده است.
یا دعوت به اعاده مجاری قانونی رسمی، یاری ملت و حکومت به مستضعفان، خودداری از سوءاستفاده جناحی و حزبی از بحران پیش آمده، هشدار در مورد تحریک معترضان با سخنان نسنجیده و مراقبت در برابر «هر نوع سوءاستفاده احتمالی بیگانگان و گروههای خشونتطلب و غیرملتزم به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی» بایستی مبنای تفهیم اتهام باشد؟!
گویی با قافله دزدان طرفیم. در هر شبیخون بخشی از اموال ما را مال خود میکنند. گل درشتهایش را مثل شرکتهای نفتی، معدنی، بازرگانی، موسسات مالی، شرکتهای دارویی، بیمه، حمل و نقل، کشت و صنعت و انبوهی از کارخانجات تولیدی را قبلا خودشان به خودشان واگذار کردهاند. سهم ما از افتصاد را با تحریمها بر باد دادند و آنچه در اختیار دولت بود را به بهانه دور زدن تحریمها به جیب خودشان سرازیر کردند.
آقای جلاییپور! حق با شماست! سر تا ته بیانیهی موسوی غلط! ولی حیف است که حتی ظواهر سخنِ مستدل و مرتبط گفتن را هم رعایت نکنید و جمله از پس جمله بیاورید تا بلکه گردی بر قبایِ مسئول اصلی «اینجا»یی که کشور بدان رسیده ننشیند!
دموکراسی، فرو نمیریزد مگر با بیتفاوتیِ شهروندان نسبت به اصول و ارزشهایِ آن. هیچ تفاوت نمیکند که میزان و کیفیّتِ دموکراسی در یک سرزمین چگونه و به چه اندازه است. چه آنها که در حالِ گذار به دموکراسیاند و چه آنها که دموکراسی را مستقر ساختهاند و تجربهای انبوه را پسِ پشتِ خویش انبار کردهاند، همواره در معرضِ این آسیب و عواقبش قرار دارند.
آبان ٩٨ نشان داد که تشبیه زمستان ٩۶ به حمله صرع پر بیراه نبوده است. اری حمله صرع؛ همانطور بی مقدمه و بی محابا، چونان اتشی زیر خاکستر، ناپیدا اما گاه خروشان و نفیره کش، اتشی وابسته به بادو هوا و شاخه ها و خاکستر و دمای هوا و… اتشی چند علتی، اتشی که وقتی گرفت دیگر جرقه اول نه خود و نه هیچ کس به یاد نمی اورد میسوزد و میسوزاند هزار ان بار سخت تر از ان جرقه اولیه اش!
به نظر عباس عبدی همه نظامهای سیاسی اصلاحپذیرند و رای انقلابیون ایران در سال ۱۳۵۷ درباره اصلاحناپذیری رژیم شاه نیز اشتباه بوده است. این انقلابی سابق بر این نکته تاکید میکند که «اشتباه» را نباید تکرار کرد. هم از اینرو وی با اعتراضات شبهانقلابی دی ۹۶ و آبان ۹۸ همراهی نمیکند؛ اگرچه میگوید ادعای منتقدینش درباره همدلیاش با سرکوب معترضین، به کلی کذب و دروغ است و دلایلش را در رد مدعای آنان با قاطعیت مطرح میکند.
جمهوری اسلامی در ساختار حقوقی (قانون اساسی) و بیش از آن در ساختار حقیقی (سازمان ها و نهادها و عملکردهای آنها) خود مصداق بارز و عینی چنین حکومتی است که از همان ابتدا با معیار قرار دادن قرائتی خاص از دین اسلام و مذهب شیعه و با هدف تشکیل جامعه آرمانی براساس همین قرائت از اسلام اعمال و رفتار خود را توجیه کرده است.
از پس آن تصمیم ویرانگر که هزینه های بسیاری بر جای گذاشت بهتر آن است که به دلجویی و حل نابسامانی ها برآیند و از احزاب و شاخصین سیاسی که بموقع به نفع مردم وارد میدان شدند سپاسگزار باشند نه اینکه بدنبال آن اشتباه، مرتکب اشتباه پرونده سازی و بازخواست و احضار و بازداشت باشند.
امروز مهمترین چالش کشور «بحران ناکارآمدی » است. کشور ما با منابع سرشار خدادادی می بایست شرایطی بسیار بهتر از وضع موجود داشته باشد. متاسفانه دولتمردان کشور در سالیان گذشته با ماجراجویی های پر هزینه و کم فایده کشور را به کرات تا لبه پرتگاه برده و هر بار پس از مذاکره های اجباری با دادن امتیاز های فراوان برای خود فرصت خریده اند.
صدای شلاقی که به پشت مردم فقیری میخورد و نمیدانند چرا میخورند!قیمتهایی که بالا میروند و نمیدانند چرا بالا میروند، چرا پولشان بیارزش میشود، چرا کسی برایشان نمیگوید چه شده، چرا دنیا تنها ما را مجرم میداند، چرا تحصیلکردهها همه میروند خارج، چرا فوقلیسانسها شدهاند کولبر و قهوهخانه نشین، چرا عدهای میخورند و میخورند، عدهای ندارند که ندارند…
در پی اعتراض های اخیر ناشی از افزایش بنزین و برخورد خونین با آن چه واکنشی را از سوی حوزویان شاهد بودیم؟
در کشور ما چند سالیست که به جهت اسباب متعدد از جمله ناکامی جنبش اصلاحات در رسیدن به نقاط غیر قابل بازگشت و نیز ناکامی اصلاحطلبان در عملی ساختن شعارها و وعدههای خود، جمعی کثیر از هواداران سابق اصلاحات در کارآمد بودن انتخابات و پارلمانتاریسم به مثابه راهبرد جنبش اصلاحی تردید کردهاند.
پیشتر اعتصاب غذای این زندانیان که شامل ۶۹ درویش گنابادی مرد در زندان تهران بزرگ و ۳ درویش گنابادی زن در بند زنان زندان اوین در اعتراض به محدودیتهای وضع شده بر دیدارها و رفتوآمدهای نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی شروع شده بود.
هرچند من از مردادماه امسال به مدت دو سال از فعالیت حزبی محروم شدهام، اما این بدان معنا نیست که درباره اتهام واهی و کینهتوزانه ایشان سکوت کنم. از بس ایشان دنبال سرک کشیدن در امور مردم است از مطالعه و فهم دنیای معاصر به دور بوده و به موضوع جهل دارد، ولی علاقمند به اظهارنظر درباره همه چیز و شکایت از همه است.
ظاهراً از نگاه این محافل، وجود رؤسای جمهور به عنوان مترسکی که بتوان تمام مشکلات و معضلات و بحرانها را به آنها نسبت داد، و هواداران تندمزاج را توجیه کرد، از هر جهت ضروری است و اگر کسی خواهان برداشتن این مترسک از مزرعۀ سیاست ایران شود، مستحق هر نوع اتهامی است!
مهمترین چالش عملی اصلاح طلبان در انتخابات، نه رد صلاحیت شدن، که سناریوی “رد صلاحیت نشدن” باشد. به عبارت دیگر، احتمالا مشکل اصلی زمانی به وجود خواهد آمد که حامیان انتخاباتی سابق آقای روحانی امکان کاندیداتوری در سال ۱۳۹۸ را پیدا کنند و آنگاه، ناچار شوند -علی رغم عملکرد دولت روحانی- از مردم رای بگیرند.
هنگامیکه “امثال بهبهان” به سیل می پیوندند، دیگر به کجاها میتوان متکی شد؟ آهای مدیران و تصمیم سازان کلان نظام؛ هشدار و دو صد هشدار: پاسداری از یکپارچگی سرزمینی- ملی ایران، جلوگیری از سیل های ویرانگر تر احتمالی و نیز حفظ ثبات و پایداری اجتماعی-سیاسی- فرهنگی ملی، نیازمند پی افکنی “سیل بند”هایی استوار دربرابر “سیل” های در راه است.
اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست
امروز شنبه ۲۳ آذر ۹۸، دادگاه تجدیدنظر استان تهران، احکام هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه و دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را صادر و به وکلای مدافع آنها ابلاغ کرد.
حالا ورق برگشته است. اینک بخش دیگری از انقلابیون عراقی، در انتقام از سرکوبهای حشد، اقدام به مقابله به مثل کردهاند. یک نفر را گرفتهاند. با خشونت به قتل رسانده و سپس جسدش را از پا آویزان کردهاند. چرخه خشونت، دقیقا همانطور که انتظارش را داشتیم توحش را بازتولید کرده، اما آیا موافقان پیشین از مشاهده نتیجه اعمالشان پشیمان شدهاند؟
ما را قربانی نکردید. ما با پای خود به قربانگاه آمدیم؛ ما هر بار برای خون دادن میآمدیم؛ خونمان سنگفرش و خاک را جان میداد؛ قطره قطره خون ما در زمین میرفت، با چشمهها میجوشید، به سبزهزار میرسید، لاله سرخ میدمید و دخترکی روستایی ما را میچید، میبویید و مست میشد و در دشتزار خندان میدوید.
هدف مشترک شفاف سازی حاکمیت و خاتمه دادن به وضع نابسامان موجود است. هر فرد یا گروه یا حزب برنامه خود را مستقلا اعلام می کند که مثلا خواهان حکومت آزاد و دمکراتیک و سکولار یا غیردینی است و در پایان این مردم اند که تعیین می کنند به چه کسی رای دهند و چه کسی را برمی گزینند.