سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آموزش و پرورش ما سال هاست که مانع توسعه است؛ یک نامه استعفا و دنیایی از شجاعت و حریت...

آموزش و پرورش ما سال هاست که مانع توسعه است؛ یک نامه استعفا و دنیایی از شجاعت و حریت معلمی

چکیده :آموزش و پرورش باید از دستبرد ماجراجویانه ی نهادهای نظامی و امنیتی و دینی و سیاسی برکنار بماند نه این که بازار بورس نمایندگان مجلس و اعوان و انصارشان قرار گیرد به گونه ای که مدیر کل و یا حتی وزیر برای انتصاب یا برکناری یک مدیر مدرسه تحت فشار قرار...


کلمه – این متن استعفا نامه رئیس اداره انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش استان خراسان رضوی است. متنی شجاعانه، انتقادی و مشحون از درس های یک معلم مجرب مسئول متعهد که تصمیم گرفته «در آستانه ی وداع با پست اداری بر پیکر آموزش و پرورش که از عفونت تملق و تظاهر و تحقیر آماسیده است تازیانه ی بیداری را فرود آورد تا شاید در حجم متراکم غفلت و خودخواهی، افرادی تلنگری بخورند و خواب خفتگان را در گذرگاه فساد و تباهی کمی آشفته کنند تا ره گم کردگان را راهی نشان بدهند.»

محمود قراول نشان می‌دهد وقتی از منظر ملی و نگاهی مبتنی بر اصالت ملت نه خوشایند حکومت، به کار و عمل تان نگاه می‌کنید و تجربه تان را برای بهبود امور و اصلاح کژی ها و نه تملق رؤسا و چاپلوسی برای افزایش حقوق بکار می‌گیرید، از چه جایگاهی و چه منظری به آسیب های حوزه تحت مسئولیت تان می نگرید چنانکه به گفته خودش ، «همین تجربه ی اندک پست اداری و وظیفه ی ملی و معلمی » او را «به بیان صریح و صادقانه ی این هشدارها متعهد می کند» تا با صراحت بگوید: «آموزش و پرورش ما سال هاست که به مانع توسعه تبدیل شده است و اگر متولیان آن همچنان سرگرم ملاعبه و معاشقه با پست و پول و شهرت و بی مایگی و حقارت باشند دیگر امیدی به نجات از ورطه ی بی فضیلتی و کم خردی و افسردگی نمی ماند.»

در ادامه متن کامل نامه او را بخوانید:

با سلام
این جانب “محمود قراول “رئیس اداره انجمن اولیا و مربیان استان به بهانه ی تودیع وظیفه دارم خیرخواهانه و برای ادای دین به آموزش و پرورش مواردی را که به ذهنم می رسد به عنوان هشدار یادآور شوم چرا که همین تجربه ی اندک پست اداری و وظیفه ی ملی و معلمی مرا به بیان صریح و صادقانه ی این هشدارها متعهد می کند.

در ابتدا از همراهی و موافقت آقای دکتر خدابنده، مدیر کل محترم، با استعفای اینجانب که مدت هاست به دفعات درخواست شده بود، سپاس گزاری می کنم.

من در این نوشته که به مثابه تودیع است بنا ندارم مثل خداحافظی های مرسوم و متعارف که مشحون از تعریف و تواضع -این دو بلای ویرانگر فرهنگ ایرانی- است ، با دوستان و همکاران خداحافظی کنم بلکه می خواهم درآستانه ی وداع با پست اداری بر پیکر آموزش و پرورش که از عفونت تملق و تظاهر و تحقیر آماسیده است تازیانه ی بیداری را فرود آورم تا شاید در حجم متراکم غفلت و خودخواهی، افرادی تلنگری بخورند و خواب خفتگان را در گذرگاه فساد و تباهی کمی آشفته کنند تا ره گم کردگان را راهی نشان بدهند.

آموزش و پرورش هر کشوری مهم ترین عامل پیشرفت و توسعه ی آن کشور محسوب می شود اما آموزش و پرورش ما سال هاست که به مانع توسعه تبدیل شده است و اگر متولیان آن همچنان سرگرم ملاعبه و معاشقه با پست و پول و شهرت و بی مایگی و حقارت باشند دیگر امیدی به نجات از ورطه ی بی فضیلتی و کم خردی و افسردگی نمی ماند.آموزش و پرورش ما زمانی می تواند بستر ساز توسعه باشد که:

۱)افراد آزاده، محکم، شجاع و اهل درد و وطن دوست فارغ از تنگ نظری های سیاسی و ایدئولوژیک زمام امور را به دست گیرند. پست های اداری محملی شده است برای کسب نانی و نامی. طبیعی است که در این صورت افراد توان بیان حقایق و نظرات خود را ندارند و باید آن بگویند که سلطان می پسندد.

۲)آموزش و پرورش باید از دستبرد ماجراجویانه ی نهادهای نظامی و امنیتی و دینی و سیاسی برکنار بماند نه این که بازار بورس نمایندگان مجلس و اعوان و انصارشان قرار گیرد به گونه ای که مدیر کل و یا حتی وزیر برای انتصاب یا برکناری یک مدیر مدرسه تحت فشار قرار گیرد.

۳)بختک شوم تحقیر و ترس از ناامنی معیشتی و اجتماعی معلم این مملکت را زبون و ناتوان کرده است. تا معلمان ما باسوادترین، کتابخوان ترین، متشخص ترین، رهاترین و صادق ترین افراد جامعه نباشند قادر به تربیت شهروندانی قانونمند، باشخصیت، شجاع، وطن دوست و اهل شفقت و مدارا و نوع دوست و فداکار نخواهند بود و رشد و پیشرفتی نیز حاصل نخواهد شد. به اندازه کافی زمان از دست داده ایم، مدیران نظام باید برای بهبود معیشت و جایگاه معلمان با عزمی جدی وارد میدان شوند.

۴)قرن هاست جامعه ی ایران گرفتار تملق، ریاکاری و حقارت شده است. امروز این بلای ویرانگر ابعاد عمیق تر ، پیچیده تر و گستردگی بیشتری به خود گرفته است. آموزش و پرورش نیز در دستان آلوده ی این فرهنگ منحط و توسعه کش گرفتار آمده است به گونه ای که مصداق این سخن دردناک فروغ شده است که می گوید: “و این جهان پر از صدای پاهای مردمی است که هم چنان که تو را می بوسند، در ذهن خود طناب دار تو را می بافند”
در چنین جامعه ای شایستگان و آزادگان جز انزوا گرفتن و کناره رفتن چاره ای ندارند. باید صاحبان خرد و اندیشه میدان دار تعلیم و تربیت بشوند.

۵)استخدام افراد عموما ناتوان، بی علاقه، کم سواد و بی انگیزه برای امر خطیر و بی بدیل معلمی، خیانت بزرگی به ایران و آیندگان است. گویا آموزش و پرورش بنگاه اشتغال بی کاران و بازمانده از همه جاست.

هنر معلمی باید آن قدر جاذبه داشته باشد که نخبه ترین و با شخصیت ترین تحصیل کردگان رشته های مختلف عهده دار آن باشند تا بتوانند نسلی فرهیخته تربیت کنند و جامعه ای به سامان بسازند تا مبادا تمدن ایرانی دچار انحطاط شود چرا که به گفته ی دکتر خانلری: “ملتی که روبه انقراض می رود نخست به دانش و فضیلت بی اعتنا می شود”.

ساحت انجمن اولیا و مربیان خوشبختانه هنوز از شر این آفات در امان مانده است. شاید روزی جاه طلبان و فرصت طلبان برای مقاصد خودخواهانه ی خود به سراغ انجمن هم بیایند و آن را پله ی ترقی و کسب قدرت کنند.
امیدوارم همکاران ارجمندم در انجمن اولیا و مربیان و اولیای محترم دانش آموزان به سودای خدمت به آموزش و پرورش مشتاقانه و از سر اخلاص به کار بپردازند.

در پایان از تمام همکاران محترم و اولیای ارجمند سپاس گزاری کرده حلالیت می طلبم و برای جملگی آنان روزهایی خوش،دل هایی خرم و عمری با عزت آرزو می کنم.

ارادتمند همگی عزیزان و خاک پای آموزش و پرورش- محمود قراول رئیس سابق اداره ی انجمن اولیا و مربیان استان.
۱۴۰۰/۷/۳


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.