سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

به یاد آیت الله سید کمال حیدری

چکیده :همه چیز انگار در ذهنش کارگردانی شده بود که از کجا شروع کند و در هر زمان مشخص به کدام مرجع استناد کند. کتاب‌ها را به پشت می‌گذاشت جوری که شیرازه‌ی کتاب جلویش باشد و بتواند سریع کتاب مورد نظرش را پیدا...


سرباز روح الله رضوی

هو العلیم

چگالی مطالبی که در ۵۰ دقیقه درس خارج ارائه می‌داد با هیچ استاد دیگری که شرف حضور در درسش را داشتم برابری نمی‌کرد. هر یک جلسه درسش معادل سه جلسه درس اساتید خوبی که داشتم و دارم محتوای دقیق علمی داشت.

راس ساعت یازده وارد اتاق می‌شد. از قبل شاگرد ارشدش میز را پر کرده بود از کتب مرجع. بشکل متوسط بین ۱۲ تا ۱۵ کتاب مرجع روی میز بود. بعضی روزها تا ۲۰ کتاب هم‌ بود. تلمود، کتاب مقدس، کتب علمای اهل سنت، کتب آکادمیک و پایان‌نامه‌های دانشگاهی و البته کتب بزرگان شیعه همه را می‌آورد به کلاس و به همه ارجاع می‌داد. در وسط همه کتاب‌ها بر روی میز همیشه یک قرآن وجود داشت که به کسری از ثانیه و بی هیچ کاغذ نشانه‌ای آیه‌ی مورد نظر را می‌یافت.

همه چیز انگار در ذهنش کارگردانی شده بود که از کجا شروع کند و در هر زمان مشخص به کدام مرجع استناد کند. کتاب‌ها را به پشت می‌گذاشت جوری که شیرازه‌ی کتاب جلویش باشد و بتواند سریع کتاب مورد نظرش را پیدا کند.

درس حاشیه نداشت نه خاطره‌ای و نه قصه‌ای. نه رشته‌ی کلام‌ از دستش در می‌رفت و نه البته اجازه سوال پرسیدن وسط درس می‌داد. آخر کلاس بقدر چند دقیقه‌ای اجازه پرسش داشتیم. پرسیدن سوال البته خیلی جرات می‌خواست که نکند بی‌ربط باشد و نکند جوابش را گفته باشد و نکند بنا باشد جواب سوال را در ادامه بحث جلسه بعد بگوید. اوقاتش از سوالات بی‌ربط و تکراری تلخ می‌شد و البته با سوالات پیش از موعد مدارا می‌کرد.

روی کتاب‌ها با مدادی حاشیه زده بود. بعضی حواشی برای بالغ بر ده سال قبل بود. می‌گفت عده‌ای خیال می‌کنند اینها را دیروز خواندم و امروز درس می‌دهم. در نقل مدعای دیگران خودش را می‌گذاشت کاملا جای مدعی. چنان طرح می‌کرد که خیال می‌کردی نظر خودش را می‌گوید.

پ‌ن: سر سال تحصیلی یاد دروس تعطیل شده استاد سید کمال حیدری افتادم و فرصتی که از آن محروم ماندیم. کی باز فرصت بهره‌گیری از این چشمه علم حاصل شود نمی‌دانم.

*تیتر انتخاب کلمه است


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.