سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن(۳)...

علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن(۳)

چکیده :طراحی روشهای اعتراضی خلاقانه،جدید اما موثر که حاکمیت قادر به مقابله با آن نباشد،تلاش برای افزایش معترضین بویژه در اعتراض های نمادین که هزینه های به مراتب کمتری دارد،پرهیز از بزرگنمایی توان حاکمیت در سرکوب مخالفان (گرچه هدف از این کار نشان دادن چهره منفی و سیاه حاکمیت...


ابوالفضل رحیمی شاد

بخش سوم: روش های مقابله با ناامیدی اجتماعی

در یادداشت اول به علل ناامیدی اجتماعی و روشهایی که حکومتهای استبدای به آن دامن میزنند و در یادداشت دوم به پیامدهای ناامیدی اجتماعی پرداخته شد. در این یادداشت به برخی روشهای مقابله با ناامیدی اجتماعی خواهیم پرداخت.

در یادداشت اول در قسمت تعریف عنوان شد که امید یا ناامیدی اجتماعی علاوه بر جنبه روانی، جنبه عقلانی و محاسبه گری نیز دارد.میدانیم که عقل دست کم در امور تجربی و اجتماعی قادر به صدور حکم قطعی نیست.یعنی عقل هیچ گاه نمیتواند به ناممکن بودن هیچ چیز از جمله امکان تغییر و بهبود جامعه حکم دهد.به زبان ساده تر یعنی انسان هیچوقت به ناامیدی مطلق نمیرسد. با در نظر داشتن این مسئله فقط میتوان پذیرفت در مقابل علل کاهش احتمال تغییرات مثبت اجتماعی و افزایش ناامیدی روشهایی نیز وجود دارد که موجب افزایش احتمال تغییرات مثبت و کاهش ناامیدی اجتماعی میشود. در ادامه به برخی از این روش ها اشاره شده است.

۱-افزایش آگاهی عمومی(توانمند سازی شناختی)
دانش عمومی ما در حوزه تحولات اجتماعی بسیار پایین است. بسیاری از مردم در کشورهای توسعه نیافته و غیردموکراتیک وقتی شرایط امروز جامعه خود را با کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک مقایسه میکنند دچار ناامیدی میشوند. این در حالیست که اگر تاریخ تحول در آن کشورها را بشناسیم متوجه میشویم که توسعه مسیر پرفراز و نشیبی است که هر کشور برحسب ویژگی های خاص خود باید آنرا طی کند و ما نیز در حال طی همان مسیر هستیم.تنها چیزی که در طی این چند دهه آزار دهنده است این است که در تونلی قرار گرفته ایم که مسیر آن هم ناهموار است، هم سربالایی های تندی دارد و هر چند کیلومتر دچار خرابی و ریزش شده است اما به هر حال باید مسیر طی شود تا به پایان این تونل برسیم.شناخت و آگاه شدن از علل و بخصوص پیامدهای ناامیدی اجتماعی و همچنین شناخت راهکارهای افزایش امید در کاهش این مشکل بسیار اثرگذار است.

۲- انجام فعالیتهای گروهی(توانمند سازی نهادی)
کارهای دسته جمعی و گروهی که با همیاری و مشارکت فعال اعضا انجام میشود و هدف از قبل تعیین شده دارد میتواند در افزایش امیداجتماعی موثر باشد.همیاری در گروه های دوستی،شغلی و خانوادگی برای رفع مشکلات اعضا و دیگر نیازمندان، تفریح و شادی های دسته جمعی بخصوص استفاده از روزهای ملی و نمادین یا رخدادهایی مثل پیروزی های ورزشی در سطح ملی،برگزاری جلسات مطالعه و گفتگو،گروه سازی ولو بصورت مجازی،عضویت در انجمن های صنفی یا محلی و شرکت فعال در جلسات این انجمن ها از جمله این فعالیتها است. تلاش برای توانمندسازی نهادی علاوه بر مقابله با اتمیزه شدن و کاهش همبستگی اجتماعی میتواند از طریق توانمند سازی شخصیتی (افزایش میزان اعتماد به نفس،عزت نفس،شجاعت،رشد فضایل اخلاقی و روحیه فداکاری،کنترل رفتارهای هیجانی،بیدار کردن عواطف انسانی و کنشگری منطقی) زمینه انسجام و تشکل یابی برای اعتراضات اجتماعی را نیز فراهم آورد.

۳-ایجاد تصویر واقعی و صحیح از شرایط پسا تغییر

اندیشمندان،رهبران و چهره های سرشناس و مورد اعتماد تحول خواهان بایستی برای از بین بردن اثر منفی تغییر هراسی حاکمیت و حتی بخشی از منتقدان حکومت تصویری واقعی، روشن و امیدبخش از شرایط پسا تغییر ارائه داده و تبلیغات گسترده ای در این زمینه داشته باشند. بطور طبیعی هیچ انسان عاقلی حاضر نیست که شرایط بد را با بدتر عوض کند.بنابراین روشنفکران، رهبران و اهل قلم بایستی با ارائه تصویری واقعی و روشن هم از شرایط آینده در صورت تداوم وضعیت کنونی و هم از شرایط بهبود و مطلوب پسا تغییر و قابل مقایسه ساختن آنها انگیزه لازم برای تحول خواهی و همچنین امید اجتماعی به بهبود را برای مردم فراهم آورند. نکته قابل توجه این است که نشان دادن تصویر منفی از تداوم وضعیت کنونی اگرچه لازم است اما به هیچ وجه کافی نیست.زیرا بد بودن وضعیت کنونی دلیلی بر بهتر شدن وضعیت پس از تغییر نیست.بنابراین ارائه هر دو تصویر بصورت واقعی و روشن در کنار هم ضروری است.

۴-خنثی کردن روشهای سرکوب و کاستن از ترس سرکوب و هزینه تغییر

طراحی روشهای اعتراضی خلاقانه،جدید اما موثر که حاکمیت قادر به مقابله با آن نباشد،تلاش برای افزایش معترضین بویژه در اعتراض های نمادین که هزینه های به مراتب کمتری دارد،پرهیز از بزرگنمایی توان حاکمیت در سرکوب مخالفان (گرچه هدف از این کار نشان دادن چهره منفی و سیاه حاکمیت است اما میتواند موجب افزایش ترس و ناامیدی در بین مردم شود)،تلاش برای نظارت و مداخله بازدارنده نهادهای منطقه ای و بین المللی،تاکید بر ارزش ها و استفاده از ایدئولوژی های رهایی بخش که مبین پاداش های درونی بسیار افزونتر از هر نوع و هر میزان از پرداخت هزینه باشد.همراهی و حمایت همه جانبه مادی و غیرمادی از افرادی که در مسیر تحول خواهی متحمل هزینه شده اند

و بخصوص خانواده آنها، انجام رفتارهایی که نشانگر تاکید بر تحول خواهی و مقاومت و پایداری از سوی افراد و خانواده های آسیب دیده در این مسیر و تلاشهای دیگری از این دست به میزان زیادی در رشد امیداجتماعی تاثیرگذار است.

۵-بالابردن هزینه بی توجهی به مطالبات مردم برای حاکمیت
وقتی صحبت از ناامیدی اجتماعی میشود اینطور نیست که این احساس دامنگیر همه شده باشد. رهبران،افراد پیشرو و آوانگارد کمتر دچار ناامیدی میشوند. این افراد با مقاومت و تحمیل هزینه به حکومت از طریق نوشتن نامه های سرگشاده، شکایت از مسئولان متخلف در دادگاه های داخلی و بین المللی، تلاش برای برگزاری تحصن،تظاهرات و اعتصابات سراسری برای اهدافی که میتواند به جذب بیشترین حامی شود (مثل اعتراضات گسترده و جمعی به تورم و گرانی،دستمزدهای پایین و موارد فراوان دیگر)و هر کنش مدنی دیگری که باعث افزایش اعتماد به نفس،شجاعت، روحیه همیاری،نوع دوستی،فداکاری و از همه مهمتر مطالبه گری شده و حاکمیت را مجبور به پاسخگویی و یا پذیرش مطالبات مردم نماید.حتی گاهی اقدام به خشونت (مانند ترورهای انجام شده توسط برخی گروهک های مذهبی و چپ در دوران پهلوی) باعث عقب نشینی حکومت در برخی برنامه ها و انجام تغییرات و بهبود شرایط و افزایش امید در بین مردم میشود.

۶-ظهور قهرمان
برخلاف نظر برتولت برشت که در نمایشنامه گالیله اینطور می نویسد “هنگامی‌ که‌ گالیله در برابر کلیسا کشف حقیقت علمی خود را انکار کرد آندره‌ آ، شاگرد گالیله‌، بی‌تاب‌ و خشمگین‌ فریاد می‌زند، «بدبخت‌ ملتی‌ که‌ قهرمان‌ ندارد»، گالیله به‌ آرامی‌ گفته‌ وی‌ را تصحیح‌ می‌کند، «بدبخت‌ ملتی‌ که‌ به‌ قهرمان‌ نیاز دارد»” به باور من هیچ زمانی دوره قهرمانان به پایان نمی رسد و انسان ها همواره قهرمانان را به دلیل ایجاد احساس برافراشتگی و التیام زخمهای ناشی از درماندگی ستایش میکنند و میشود گفت که هر جامعه ای در هر دوره به ویژه در شرایط سخت و برای گذار از دوران سخت و انجام تغییرات بزرگ به قهرمان نیاز دارد.البته قهرمان سازی با تصمیم و برنامه ریزی ممکن نیست به همین دلیل بازخوانی زندگی قهرمانان اسطوره ای،ملی و مذهبی،تلاش برای قهرمان سازی در قالب داستان و فیلم و ترانه و یا حتی حمایت و پررنگ ساختن قهرمانانی که ممکن است امروز در سایر کشورها ظهور کرده باشند میتواند در تحریک و تقویت روحیه تحول خواهی و بهبود خواهی و بازگرداندن امید اجتماعی و ایمان به “ما میتوانیم” موثر باشد. البته این موضوع به هیج وجه نه به معنای قهرمان سازی های پوشالی و رابینهودیسم است و نه به معنای نشستن به امید ظهور منجی و قهرمان.
(بررسی تفصیلی موضوع قهرمان از منظر جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی نیازمند یادداشت جداگانه ای است)

پایان


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.