سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن (۲)...

علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن (۲)

چکیده : وقتی مانعی پیش روی افراد باشد و به این باور برسند که امکان برداشتن مانع نیست دو راه پیش رو دارند.یا باید مسیر خود را تغییر دهند یا باید زندگی پشت مانع را بپذیرند.تغییر مسیر نیازمند شرایط و امکاناتی است که غالبا اعضای یک جامعه از آن برخوردار نیستند و به همین دلیل پذیرش و تن دادن به وضع موجود رایج ترین پیامد ناامیدی اجتماعی...


ابوالفضل رحیمی شاد

بخش دوم: پیامدهای ناامیدی اجتماعی

در بخش اول این یادداشت به اهمیت و ضرورت توجه به موضوع ناامیدی اجتماعی شد و موارد زیر بعنوان علل و روشهای اصلی که حکومت های استبدادی برای دامن زدن به ناامیدی اجتماعی از آن استفاده میکنند معرفی شد.

۱- ناکامی های جمعی و پی در پی در کسب مطالبات و درمانگی آموخته شده.۲- حذف اندیشمندان،روشنفکران و رهبران توانا و قرار گرفتن افراد با توانایی های کمتر در این نقش و جایگاه.۳- بالا بردن هزینه مطالبه گری و بهبودخواهی. ۴- بزرگنمایی توان حاکمیت در کنترل،سلطه و سرکوب. ۵- ایجاد ترس و هراس از شرایط پس از تغییر. ۶- مشروط دانستن تغییر به اراده و خواست کشورهای قدرتمند خارجی. ۷- وجود اختلاف طبقاتی شدید و عدم امکان تحرک اجتماعی در عین وجود میل به تحرک.۸- وجود فساد و رانت و عدم برخورد با ریشه های فساد و رانت

در ادامه به برخی از مهمترین پیامدهای ناامیدی اجتماعی اشاره شده است.

۱- انفعال و بی عملی دربرابر برنامه ها و عملکرد حکومت
وقتی مانعی پیش روی افراد باشد و به این باور برسند که امکان برداشتن مانع نیست دو راه پیش رو دارند.یا باید مسیر خود را تغییر دهند یا باید زندگی پشت مانع را بپذیرند.تغییر مسیر نیازمند شرایط و امکاناتی است که غالبا اعضای یک جامعه از آن برخوردار نیستند و به همین دلیل پذیرش و تن دادن به وضع موجود رایج ترین پیامد ناامیدی اجتماعی است.

۲- کاهش سطح مطالبات اجتماعی
پذیرش شکست و ناتوانی آنهم بصورت جمعی و اجتماعی بسیار سخت و دردناک است. از اینرو افراد همه سعی خود را برای در نیفتادن به ورطه ناامیدی انجام میدهند.حکومت ها نیز با اطلاع از این موضوع تلاش میکنند تا با محروم سازی های مصنوعی و یا محرومیت های ابتدایی ناشی از همان ناکارآمدی حکومتهای استبدادی یا برآمده از ماهیت ایدئولوژیک حکومت سطح تغییر و بهبود خواهی مردم را به سمت مطالباتی که غالبا حقوق طبیعی و ابتدایی هر انسان و شهروندی است(آب،غذا،تفریح،حق انتخاب نوع پوشش و …..) و مطالبه و پاسخ به آن خطری برای بقای حکومت ایجاد نمیکند سوق دهند.

۳- انتخاب روشهای اعتراضی و مطالبه گری کم خطر و کم اثر
آنچه از سوی حکومتهای استبدادی پذیرفتنی نیست اعتراض نیست،بلکه اعتراض موثر است.یعنی اعتراض علنی،فراگیر،پرتعداد، خسارت زا و تهدید کننده که حاکمیت را مجبور به عقب نشینی و پذیرش کند. اما اگر اعتراض این ویژگی ها را نداشته باشد حاکمیت توجه چندانی به آن ندارد.همانطور که گفته شد چون پذیرش شکست و ناتوانی از سوی انسان سخت و درناک است یکی از روشهای جبران و ترمیم برای آن ادامه دادن به اعتراض منتهی با روشهای کم هزینه تر و کم خطرتر که البته غالبا بی اثر یا کم اثرتر نیز میباشد.
۴- اتمیزه شدن،کاهش همبستگی اجتماعی و میل به بازگشت به وضع طبیعی
وقتی اعضای یک جامعه به این نتیجه برسند که بصورت جمعی نمیتوانند به خواست و مطالبه خود برسند سعی میکنند تا هر یک به تنهایی آنچه مطلوب و مورد نظرشان است را به دست بیاورند. این رفتار به مرور باعث میشود که آنها احساس کنند حضور دیگران نه تنها برای آنها مفید نیست بلکه نزدیکی و توجه به دیگران و ملاحظه و همراهی با آنها برایشان دردسر ساز است. در صورت تداوم مشکلات ورفع نشدن آن و گسترش ناامیدی همبستگی جای خود را به رقابت غیراخلاقی برای رسیدن به هدف میدهد. این وضعیت درست برعکس فرایند جامعه سازی و بازگشت دوباره به وضع طبیعی است(تنازع برای بقا)

۵- قانون گریزی و افزایش ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی
با شبیه تر شدن یا نزدیکتر شدن جامعه به وضع طبیعی همه آنچه موجب شده بود که جامعه از وضع طبیعی به وضع مدنی تغییر حالت دهد رفته رفته از بین میرود. بی توجهی به قانون و قانون گریزی، بی کارکرد شدن ارزشها و هنجارهای اجتماعی،از بین رفتن قبح رفتارهای نابهنجار بویژه جایی که پای حقوق دیگران در میان است در نهایت منجر به افزایش آسیب ها و بیماری های اجتماعی میشود.

۶- افزایش رفتارهای عصبی-هیجانی و میل به خشونت
روانشناسان پرخاشگری را واکنشی غریزی و طبیعی به ناکامی میدانند. همانطور که در بخش علل گفته شد ناکامی های پیاپی
جامعه منجر به افزایش ناامیدی اجتماعی میشود در صورت تداوم این ناامیدی عقده های روانی سرکوب شده در جامعه یک به یک سر باز میکند و مردم در این وضعیت ناخودآگاه میل به انتقام گرفتن پیدا میکنند. و این حالت باعث میشود در برابر هر محرکی از خود واکنشهای عصبی، پرخاشگرانه و خشونت آمیز نشان دهند. گویی که هر کس در مقابل آنهاست مقصر مشکلات و گرفتاری های آنهاست و چون قادر نیستند علت اصلی مشکلات را برطرف کنند و توان رویارویی با عامل و مقصر اصلی مشکلات را ندارند خشم وکینه خود را بر سر هر کس که موجب تحریک عصبی آنها شود خالی میکنند

۷_ افزایش نرخ مهاجرت
فرار واکنشی است غریزی که بطور طبیعی همه حیوانات در شرایط خطر انجام میدهند.افراد یک جامعه نیز وقتی وقتی وضعیت زندگی برایشان سخت و مخاطره آمیز شود و از مزایای که میتوانند برخوردار باشند محروم شوند و از تغییر شرایط ناامید شوند یا هزینه مشارکت برای انجام تغییر و بهبود را بیش از فایده آن بدانند در صورتیکه بتوانند در جای دیگر زندگی مطلوب یا حتی کمتر نامطلوبی داشته باشند به انجام این کار اقدام میکنند.این کار اگرچه منجر به از دست رفتن سرمایه های مادی،انسانی و اجتماعی در یک جامعه میشود اما به دلیل کاستن از قدرت تحول خواهان و بهبود خواهان و همچنین کاستن از فشار وارد بر حکومت نه تنها از سوی حکومت ها با مخالفت روبرو نمیشود بلکه چه بسا خود شرایط مهاجرت را بطور مستقیم یا غیرمستقیم برای بسیاری افراد فراهم کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.