سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن...

علل و پیامدهای ناامیدی اجتماعی و روش های مقابله با آن

چکیده :حکومتهای دموکراتیک و جوامع توسعه یافته از این رابطه نهایت بهره را میبرند زیرا بیشتر مشکلات اجتماعی خود را از طریق مشارکت مردم در امور اجتماعی کشف و برطرف میکنند. اما حکومتهای استبدادی و به طریق اولی حکومتهای استبدادی دینی نه قادرند که از این رابطه همانند حکومتهای دموکراتیک بهره ببرند و نه تمایلی به آن...


ابوالفضل رحیمی شاد

بخش اول: علل ناامیدی اجتماعی و روش ایجاد آن از سوی حکومتهای استبدادی

در پژوهشهای روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی بین میزان امید اجتماعی با مطالبه گری و مشارکت اجتماعی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. به این صورت که هر چقدر میزان امید اجتماعی در یک جامعه بیشتر باشد مطالبه گری و مشارکت هم بیشتر است و هر چقدر امیداجتماعی کمتر باشد میزان مطالبه گری و مشارکت اجتماعی کمتر.

حکومتهای دموکراتیک و جوامع توسعه یافته از این رابطه نهایت بهره را میبرند زیرا بیشتر مشکلات اجتماعی خود را از طریق مشارکت مردم در امور اجتماعی کشف و برطرف میکنند. اما حکومتهای استبدادی و به طریق اولی حکومتهای استبدادی دینی نه قادرند که از این رابطه همانند حکومتهای دموکراتیک بهره ببرند و نه تمایلی به آن دارند.زیرا نتیجه بالا رفتن مشارکت اجتماعی در گام نخست مطالبه گری است و طرح آزاد مطالبات مردم در بسیاری موارد برخلاف باورها، برنامه ها و عملکرد حکومت های استبدادی و حتی در تضاد با مبانی و ساختارهای اساسی آن قرار میگیرد.از اینرو در نظامهای استبدادی حاکمیت با مشکل جدی در این زمینه روبروست.زیرا از یکسو به شدت خواهان مشارکت حداکثری و حمایت مردم از حکومت در امور اجتماعی و سیاسی است اما از سوی دیگر میداند که افزایش مشارکت به رویارویی با ارزش ها،هنجارها و ساختارهای استبدادی منجر میشود.بنابراین این حکومت ها ناچارند که مانع افزایش مشارکت اجتماعی شوند تا جایی که اگر تحت برخی شرایط نتوانند مانع آن شوند آشکارا دربرابر نتیجه خلاف انتظار حاصل از افزایش مشارکت می ایستند.این عملکرد حکومت رفته رفته به گسترش ناامیدی در جامعه می انجامد.این اتفاق اگرچه شاید به بقای حکومتهای استبدادی کمک کند ولی قطعا برای مردم و جامعه ضررهای جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت.زیرا تداوم ناامیدی اجتماعی در دراز مدت میتواند به فروپاشی اجتماعی منجر گردد. از اینرو مقابله با ناامیدی اجتماعی برای تداوم حیات و پویایی جامعه ضروری است و تا زمانی که نتوانیم بر آن غلبه کنیم نمیتوانیم شاهد شکل گیری و موفقیت حرکتهای اجتماعی تحول خواهانه و بهبود خواهانه باشیم.

برای پیدا کردن روشهای مقابله با ناامیدی اجتماعی لازم است ابتدا علل و ریشه های آن و روشهای بکارگرفته شده از سوی حکومت که منجر به کاهش امید اجتماعی میشود را شناسایی کنیم.پس از آن بایستی آثار و پیامدهای منفی آنرا بشناسیم تا با در نظر گرفتن این آثار و پیامدها ضرورت مقابله با ناامیدی اجتماعی روشن شود.

در ادامه به برخی علل و روش ایجاد ناامیدی از سوی حکومتهای استبدادی اشاره شده است.

تعریف امید اجتماعی و ناامیدی اجتماعی

امید در معنای فردی نوعی احساس و باور مثبت روانی است. بگونه ای که فرد احتمال رخدادن آنچه به آن تمایل دارد یا آرزو دارد را از باقی حالت ها بیشتر میداند.از اینرو تاحدودی با خوش بینی مشابه است. اما امید در معنای اجتماعی علاوه بر جنبه روانی،جنبه عقلانی،محاسبه گری و همچنین کنشگری پررنگی دارد.در حقیقت امید اجتماعی باور به تحقق هدف یا اهداف مشخص و تعیین شده براساس تلاش عقلانی، واقعگرایانه، برنامه ریزی شده و جمعی است. بنابراین ناامیدی احساس و باور منفی و ناپسندی است که از تصور عدم امکان و نامحتمل بودن دسترسی به آنچه مطلوب و مورد خواست انسان است در او ایجاد میگردد و ناامیدی اجتماعی تصور و باور عمومی به نبود امکان تغییر و بهبود در وضعیت زندگی اجتماعی به دلیل ناتوانی در تهیه و دستیابی به شرایط و امکانات لازم برای تغییر و بهبود است.

علل و روشهای ایجاد ناامیدی اجتماعی

۱- ناکامی های جمعی و پی در پی در کسب مطالبات و درمانگی آموخته شده
وقتی در یک بازه زمانی بلند مدت و بخصوص داشتن تصور تاریخی یک ملت در طرح و پیگیری مطالبات خود شکست های پی در پی را تجربه کند به این باور میرسد که توان رسیدن به خواسته خود و ایجاد تغییر را ندارد و تلاش در این جهت بی فایده است.بخصوص وقتی این تصور با شواهد تایید کننده تاریخی جمع شود موجب ایجاد این باور میشود که “این وضعیت تقدیر غیر قابل تغییر این ملت است(ما نمی توانیم)” این حالت میتواند هم ناشی از ویژگی های ساختاری حکومت ها و جوامع استبدادی و هم ناشی از طرح و برنامه حساب شده دستگاه های امنیتی باشد.

۲-حذف اندیشمندان،روشنفکران و رهبران توانا و قرار گرفتن افراد با توانایی های کمتر در این نقش و جایگاه
تغییر و تحول در ساختارهای سیاسی و اجتماعی نیازمند تحول و دگرگونی در ارزشها و باورهای مردم و برنامه راه و طراحی نقشه مقابله با ساختارها و نهادهای موجود است.انجام این کار بر عهده اندیشمندان و روشنفکران هر جامعه و افراد شناخته شده ای است که از اعتبار،اقتدار و توان کافی برای ایفای نقش رهبری برخوردارند. حکومتهای استبدادی وجود این افراد را تحمل نمی کنند و به طرق مختلف از حصر و زندان و تبعید اجباری گرفته تا ترور فیزیکی و شخصیتی سعی در حذف آنها دارند.این افراد در هر جامعه معدود و کم شمارند و جایگزینی آنها براحتی ممکن نیست. در نتیجه با حذف این افراد و قرار گرفتن افراد کم توان بجای آنها جریان تحول خواهی دچار سستی و توقف شده و همین مسئله بر میزان ناامیدی در جامعه می افزاید.

۳- بالا بردن هزینه مطالبه گری و بهبودخواهی
اگر مطالبات و تغییرات مورد نظر مردم در یک جامعه برخلاف نظر حکومت ها و در تضاد با ساختارهای موجود باشد این کار بدون صرف انرژی و هزینه زیاد از سوی تحول خواهان ممکن نیست.صرف انرژی و هزینه های معمول و معقول از سوی همه مردم قابل قبول است اما وقتی هزینه های اضافی مثل محرکم کردن از تحصیل، اخراج از کار،تبعید،زندان،شکنجه و اعدام به آن اضافه شود چون به نابودی زندگی شخصی می انجامد، اکثریت قریب به اتفاق افراد یک جامعه قادر و حاضر به پرداخت چنین هزینه هایی نیستند.و وقتی به این نتیجه برسند که بدون پرداخت این هزینه های گزاف تغییر و بهبود ممکن نیست دچار ناامیدی اجتماعی میشوند

۴- بزرگنمایی توان حاکمیت در کنترل،سلطه و سرکوب
حاکمیت های استبدادی سعی میکنند تا به کمک ابزار رسانه و دستگاه های شایعه سازی که در اختیارشان است امکان و توان کنترل،سلطه و سرکوب خود را بسیار بیش از میزان واقعی نشان دهند.حتی برخلاف تصور رایج از اینکه مخالفان ارقام و آماری که نشان از خشونت و سبوعیت حاکمیت دارد را در افکار عمومی بیش از حد واقع بیان کنند خشنود میشوند. زیرا از این طریق ترس،نگرانی و احساس ناتوانی بیشتری برای مقابله با حاکمیت در ذهن و دل مردم ایجاد شده و منجر به افزایش ناامیدی از تغییر در جامعه میشود.

۵- ایجاد ترس و هراس از شرایط پس از تغییر
تمایل مردم به تغییر و تحول به دلیل تصور مثبتی است که از شرایط پس از تغییر دارند.بطور طبیعی اگر تصویری که از شرایط پساتغییر رسم شود بدتر از شرایط کنونی باشد میل به تغییر و امید به بهبود از بین میرود.حاکمیت هم مستقیما خود با ایجاد تصویر تاریک از شرایط پساتغییر و هم با فرصت دادن به دیگران و بخصوص منتقدان و مخالفان خود که همچین نظری دارند موجب افزایش هر چه بیشتر ناامیدی اجتماعی میشود.

۶- مشروط دانستن تغییر به اراده و خواست کشورهای قدرتمند خارجی
جوامعی که در یکی دو قرن اخیر تحت نفود و سلطه دولتهای استعماری بوده اند به این موضوع که هیچ تغییری در جامعه بدون خواست و اراده قدرتهای خارجی اتفاق نمی افتد به شدت باور دارند.در این جوامع حکومت ها نیز برای توجیه و پوشاندن ضعفها و ناکارآمدی های خود دائماً بر نقش مخرب نیروهای خارجی تاکید میکنند که در نتیجه موجب تشدید و تداوم این باور میشود. باور نادرستی که مهمترین و بدترین پیامد آن ایجاد احساس بی قدرتی در بین مردم و افزایش ناامیدی اجتماعی است.

۷- وجود اختلاف طبقاتی شدید و عدم امکان تحرک اجتماعی در عین وجود میل به تحرک
ساختار بسته سیاسی در حکومتهای استبدادی به سایر ساختارهای جامعه از جمله اقتصاد نیز تسری پیدا میکند.مردم میگویند که چرا اختلاف طبقاتی هر روز بیشتر میشود و حکومت برای کاهش ان تلاش نمیکند؟بایستی گفت این مسئله هم علت ساختاری دارد و هم به خواست و اراده حاکمیت مربوط میشود.در اینجا به تبیین علت ساختاری نمیپردازم و صرفا به ذکر این دو نکته بسنده میکنم که اولا)در این اختلاف طبقاتی هییت حاکمه در طبقه بالا قرار دارند و از مزایای آن بهره مند میشوند و ثانیا)چون امکان تحرک اجتماعی برای بسیاری از مردم وجود ندارد موجب ایجاد احساس گسترش یافته ناامیدی در بین آنها میشود.بنابراین به حکم عقل وضعیتی که حکومت از آن برای تداوم سلطه و بقای خود بهره میبرد را نبایست تغییر دهد.

۸- وجود فساد و رانت و عدم برخورد با ریشه های فساد و رانت
فساد و رانت از جمله عواملی است که در هر جامعه موجب اعتراض مردم و مطالبه آنها برای تغییر این وضعیت میشود.اما وقتی یک حکومت قادر به مقابله با فساد و رانت نباشد و یا اینکه اصلا فساد و تولید و توزیع رانت بخشی از ویژگی ساختاری حکومت باشد که با استفاده از آن حامیان خود را تامین و تطمیع میکند و مردم ببینند که هر چه زمان میگذرد فساد در حکومت و جامعه عمیقتر و گسترده تر میشود به این باور میرسند که فساد بطور ذاتی با این جامعه همراه است و دیگر امیدی برای از بین رفتن آن ندارند.

 


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.