سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ضربه به دین با بی اعتنائی به “تفقه در دین”!...

ضربه به دین با بی اعتنائی به “تفقه در دین”!

چکیده :تفقه در دین ؛ گاهی بمعنای دین باوری و دین رفتاریِ درست و بجا در تمام شـؤون اسـلامـى؛ اعـم از آنـچـه مـربـوط بـه اصـول اعـتـقـادی و جـهان بینى باشد ، و یا اخلاقیات ، و یا اجـتـمـاعیات و یا عبادات و یا مقررات مدنى و یا آداب خاص در زنـدگـى فردى و یا اجتماعى...


هادی سروش

همواره سوالی ذهن هر انسان دیندار ، بلکه هر انسان متمایل به دین را می گزد که چرا مانند روزگار امام علی (ع) که عده ای تندرو بنام دین دارای رفتارهای جاهلانه و بی منطقی بودند بنام خوارج ، امروز نیز عده ای بظاهر دیندار با منطق بی منطق شان و رفتار بی حساب و کتابشان ، آبرو از دین خدا میبرند؟!
و یاباشکستن حریم خصوصی شهروندان بنام دین ! حقوق ملتی را زیر پا میگذارند؟!
و یا با طرحِ سُست ترین اخبار و حکایات به نام دین ! بر فراز محراب و منبر، خود را سُخریه عالَم و آدم می کنند؟!
و یا به اسم دین ! آدمیان را محدود و مقهور میکنند و با هر نو آوری در علم و صنعت ، در هنر و ورزش و .. مقابله میکنند ؟!
و یا با نام دین ! ورود در حقوق مردمانی دیگر در کشوری دیگر میکنند؟!
و کارهای دیگر و دیگر .. به نام دین!
برای پاسخ و ارائه راه درست نیاز به بررسی دین ، از متن خودِ دین داریم.

دو دستور دینی

دین اسلام در رابطه خودش ، به ما دو دستور داده ؛

اول : فرمود ؛ دین دار باشید ، سوره شوری آیه ۱۳ چنین است ؛
شَرَعَ لَکُم مِّنَ ٱلدِّینِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحٗا وَٱلَّذِیٓ أَوۡحَیۡنَآ إِلَیۡکَ وَمَا وَصَّیۡنَا بِهِۦٓ إِبۡرَٰهِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَىٰٓۖ أَنۡ أَقِیمُواْ ٱلدِّینَ ؛
از دین، آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد، براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که در باره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: دین را برپا دارید.

دوم ؛ دستور فرمود ؛در دین ، تفقه داشته باشید. این مهم در سوره توبه آیه ۱۲۲ چنین آمده ؛فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ
چرا از هر فرقه‏ اى از آنان دسته‏ اى کوچ نمى کنند تا در دین آگاهى عمیق پیدا کنند!

چیستیِ “تفقه در دین” ؛

تفقه از ماده “فقه” است. معنای فقه، مطلق فهم نیست، بلکه فهم عمیق و بصیرت کامل به حقیقت یک چیز را فقه می گویند.
راغب اصفهانی در کتاب “مفردات” می گویند: “الفقه هو التوصل إلی علم غائب بعلم شاهد”.
فهم‌ و نگاه عمیق و توام با ارزیابی دقیق نسبت به پایان و نتیجه رفتار دینی ، تمام معنای تفقه در دین است که در آخرین پاراگراف این یادداشت به آن می پردازیم.
این معنای از تفقه در دین میتواند خود را در دوسطح عموم و یا خصوص نشان دهد و معنا شود .
استادمطهری میگوید:
هر چیزی دو نوع شناختن دارد؛ آگاهی عمومی ، و آگاهی و شناخت تخصصی.

معنای اول “تفقه در دین”

تفقه در دین ؛ گاهی بمعنای دین باوری و دین رفتاریِ درست و بجا در تمام شـؤون اسـلامـى؛ اعـم از آنـچـه مـربـوط بـه اصـول اعـتـقـادی و جـهان بینى باشد ، و یا اخلاقیات ، و یا اجـتـمـاعیات و یا عبادات و یا مقررات مدنى و یا آداب خاص در زنـدگـى فردى و یا اجتماعى است.
در اینصورت ، تفقه در دین وظیفه هر شخص دین داری خواهدبود.

معنای دوم “تفقه در دین”

تفقه در دین ؛ گاهی بمعنای تحصیل علوم مربوط به دین است که خروجی آن “تفقه مجتهدانه در دین” است. این اصطلاح در صدر اسلام بدین شکل امروزی آن مطرح نبوده و در قرون بعدی وارد گفتمان دینی شده است.
در اینصورت دستور تفقه در دین ، شامل همگان نمیشود و این وظیفه عده ای است که آمادگی ورود به حوزه های تحصیل علوم دینی را دارند.
بله ؛ طبق این تفسیر و چنین نگاهی ؛ چون از همگان انتظار نمیرود همه وارد حوزه علوم دینی شوند ، خطاب  قرآن اختصاص به گروهی دارد که آمادگی لازم آن را داشته باشند. و ما به جهتی که خواهیم گفت نمیتوانیم به این معنا وفادار باشیم.

تفقه در دین وظیفه همگانی است و نه فقط مجتهدان

هر تفسیری از آیه سوره توبه که خروجی آن این باشد که آیه منحصر به طلاب علوم دینی و مجتهدان شود ، مورد نقد این قلم است .
چون ، اولا ؛ چنین نگاه انحصاری در تفقه دینی در صدر اسلام مطرح نبوده ، و طبعا چیزی بنام حوزه های علوم دینی نبوده ، بلکه آنچه بوده مسجد بوده و در آن ، بیان احکام و معارف دینی بشکل ساده و همه فهم ، اما دقیق و عمیق به مسلمین ارائه میشده . و آیه سوره توبه همگان به آن فرا خوانده است.
و ثانیا ؛ وقتی معنا و مفاد آیه شریفه دارای شمول و فراگیری است ، ما نمیتوانیم مانع از شمول آیه سوره توبه نسبت به همه مسلمانان شویم.
در نتیجه همه مسلمین موظف اند ؛ در حد و امکانات و مساعدت شرائط ، به تمام احکام و معارف دینی آشنائی کامل داشته باشند.
بله باید این اعتراف تلخ را داشته باشیم که چون به این دعوت ، بلکه دستور فرا گیرِ قرآن در جهت فهم عمیق دین ، بی اعتنا شدیم ، و تفقه در دین را مختص مجتهدان حوزوی کردیم ، وضع دینداری جامعه ما چنین شده ، که از گفتنش فراری هستیم !
مثلا ازمناسک دینی ویا شرکت درمحافل مذهبی حرف میزنیم اماازاستثنائات آن بی خبریم وبا دستاویزهای دینی به مقابله با سلامت و یا اقتصاد بخش عظیمی از جامعه برمیخیزیم !

نگاه با دقت به دین

این مهم ، یعنی مکلف بودن هر مسلمانی به شناخت آگاهانه از محتوای دین با بررسی اجمالی روایات حاصل است ، خصوصا در موارد متعدد میبینیم “تفقه دردین” را ائمه (ع) وظیفه همگانی معرفی نموده اند.

حضرت امام موسی کاظم( ع) فرمود :
“در دین خدا، دنبال فهم عمیق باشید، زیرا فهم عمیق در دین، کلید بصیرت و کمال عبادت و سبب تحصیل مقام‌های والا و مراتب شکوهمند در امور دین و دنیاست. و برتری فقیه بر عابد، مانند آفتاب است بر ستارگان و کسی که در دینش فهم عمیق نجوید، خداوند هیچ عملی را از او نپسندد.
«تَفَقَّهُوا فی دینِ‌الله فَاِنَّ الْفِقْهَ مِفْتاحُ الْبَصیرَهِ، وَ تَمامُ الْعِبادَهِ وَ السَّبَبُ اِلَی الْمَنازِلِ الرَّفیعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَلیلَهِ فِی الدّینِ وَ الدُّنْیا، وَ فَضْلُ الْفَقیهِ عَلَی الْعابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی الْکَواکِبِ، وَ مَنْ لَمْ یتَفَقَّهْ فی دینِهِ لَمْ یرْضَ‌الله لَهُ عَمَلاً.»
(تحف العقول/ ۴۱۰)

با کمترین توجهی به این حدیث درمی یابیم ؛ قطعا تمام مقصود از تففه ، فقه اصطلاحی نیست. چون عده ای اندک اصطلاحات این علم را آگاه میشوند .

حضرت رسول (ص) وقتی حضرت علی(ع) را برای مأموریت دینی به یمن اعزام کرد ، اینگونه دعا کرد. «اللُّهمَ فَقِّههُ فِی الدِّین” .

در حدیث دیگری از حضرت صادق (ع) روز جمعه را به عنوان روزی که امکان ازیاد فهم دینی مقدور است ، مطرح نموده است ؛
بدا به حال کسی که در روز جمعه به فهم عمیق دین توجهی ندارد و مسائل دینی را مورد پرسش قرار نمیدهد .
«اُفٍّ لِکُلِّ مُسْلِمٍ لایَجْعَلُ فِی کُلِّ جُمْعَۀٍ یَوماً یَتَّفَقَهُ اَمْرَ دِینِه وَ یَسأَلَ عن دِینِه»
(اصول کافی)

علت اختصاص روز جمعه برای دربافت فهم عمیق دینی یا به جهت فراغتی است که افراد دارند و میتوانند به مطالعه و بحث و بررسی در مسائل دینی بمردازند و یا به جهت شنیدن خطبه های نمازجمعه است که معارف عمیق دینی در آن به مسلمین القاء میشود . البته نه اکثر خطبه های جمعه کنونی جهان اسلام که وضع اسفناکی دارد !

در پایان این مقاله اجازه دهید به مقاله اوج دیگری دهم و تفقه در دین را در فضای دیگری تقدیم کنم . اما لازمه رسیدن به آن اوج ، دریافت سه مرحله ایِ “تفقه در دین” است.

سه مرحله تفقه:

مرحله اول ؛
آگاهیِ درست و جامع از درسهای اسلام در اخلاق و عقائد و احکام . در این مقاله اثبات شد این معنای “فهم دین” وظیفه همگانی است. و درنتیجه شناخت سطحی و یک جانبه از دین ، مردود است ، و بلکه میتواند انبوهی از مشکلات را به نام دین برای مردم رقم زند!

مرحله دوم ؛
تفقه همان است که فقها دارند، یعنی مدالیل ادلّه را و مفاهیم الفاظ را با روشی دقیق مورد فهم قرار میدهند که آن به اجتهاد و «فقه الاستنباط» نام برده میشود.
این مرتبه از “تفقه” حتما باید با آگاهی کامل از متون دینی ، و نیز محاورات عرفیه و سلسله قوانین عقلی ، همراه باشد .

مرحله سوم؛
که در این یادداشت فرصت پرداختن به آن فراهم نیامد و بسیار بلند است و جای آن در حوزه های علمیه خالی است این است که “تفقه در دین” بدین حقیقت اشارت دارد که بر عالمان دینی ضروری است تفصیلا ، و یا حداقل اجمالاً ؛ به دست آورند که اسلام درباره ی انسان و جامعه چه هدفی را دنبال میکند ، و چه وسایل و امکاناتی را برای رسیدن به آن هدفها ، انتخاب نموده و معرفی کرده است .
ناله جانسوز اندیشمندانی چون امام خمینی و استاد مطهری و آیت الله بهشتی و شهید صدر است که روی این مرحله سوم کار نشده است !
و درست همین جاست که زمان و مکان نقش آفرین اصلی در ماجرای “تفقه دردین” است.
این سخن مهمی است که فرصت مستقلی می طلبد .


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.