سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نمی ترسند چون ایمان ندارند

چکیده :در بیست سال اول با کلی اغماض می توان‌ گفت که لااقل خروجی از تاریکی به سمت نور صورت‌ نگرفت و همین مقدار برای تخطئه نظریه امام کافی بود. چه رسد به دوازده سال اخیر که شاهد خروج تند از نور به تاریکی هستیم. مثلا در دو دهه اول می شد جوان را به نماز خواندن دعوت کرد، اگرچه اثری نداشت. ولی در دوازده سال اخیر خود این دعوت ناممکن شده...


سید علیرضا بهشتی شیرازی

بسم الله الرحمن الرحیم
ارسطو بی تردید از نامدارترین دانشمندان تاریخ است، به صورتی که اسمش را معلم اول گذاشتند. در عین حل اشتباهات بزرگ او، برای سالیان و قرن‌ها علم را در افول فرو می برد. برتراند راسل می‌گوید «تقریباً تمام پیشرفت‌های فکری باید با جملاتی از آموزه‌های ارسطو آغاز می‌شدند.» و آن‌گاه که این آموزه ها دچار اشتباهات اساسی بودند به پاسخ‌های علمی غلط می انجامیدند. با این‌همه، بالاخره پهلوانانی پیدا شدند که تن به این وضعیت ندادند و خطاهای ارسطو را به نقد کشیدند.

آیا این کار از مقام ارسطو کاست؟ از نظر دادگاهی که گالیله را محاکمه می کرد بله. ولی در واقعیت خیر. زیرا ارج دانشمند منوط به ارج دانش، به عنوان سخن سنجیده و درست است

مثال بطلمیوس می تواند این حقیقت را روشن تر به تصویر بکشد. هیئت او ۱۵۰۰ سال بر دانش نجوم و فناوری دریانوردی سیطره داشت، تا آنکه کپرنیک آن را بر انداخت. ولی آیا این کار بطلمیوس را هم بر انداخت. آیا ما امروز دیگر او را به جا نمی آوریم و به منظور متمایز ساختن کتابش از آثار کم‌اهمیت‌تر از صفت مجیسته یا مجسطی به معنی والاگهر بهره نمی گیریم؟ یا هر بار که اسم کپرنیک می آید نام این سلف بطل هم بدان الصاق می شود؟ ولی چرا؟ علم امروز که آن نظریه را شست و برد؟ چون ارج دانشمند بستگی به ارج دانش دارد؛ دانش به مثابه سخن سنجیده و درست.

ایزاک‌ نیوتون یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان تاریخ به شمار می آید. ولی ۱۶ سال پایان عمرش را صرف تلاش‌های گسترده‌ برای کیمیاگری کرد. او مدت‌ها دنبال سنگ فلاسفه گشت. او سعی در کشف جادوی اعداد داشت و می خواست با مطالعه‌ حرکت ستارگان، آینده‌ زندگی خود و دیگران را پیشگویی کند. قانون گرانش نیوتن، یکی از محصولات جانبی این زندگی کیمیاگرانه‌ بود! قانون گرانش را هستیم، ولی پیشگویی بر اساس محاسبه حرکات کیهانی را نیستیم.

وقتی سیصد سال بعد در سال ۱۹۳۶ جعبه فلزی حاوی یادداشت های آن دوران او در بازار بورس لندن به مزایده گذاشته شد جان‌مینارد کینز، اقتصاددان بزرگ، دیر رسید و اوراق تک تک به فروش می رفت. لذا برای جمع آوری مجددشان از بازار مبالغ سنگینی هزینه کرد.. او می گفت اینها را اگر نیوتون نوشته است پس حتما حاوی دانش ارزشمندند. ولی نبودند.

آیا آن ترهات از شان نیوتون‌ کاست؟ گویا خود او‌ از این‌ بابت خیلی نگرانی داشت‌ و‌ لذا بسیار رازداری می کرد. ولی آنها به هیچ وجه از شان نیوتونی که در فیزیک می شناسیم‌ کم نکرد، چون مقام دانشمند به خاطر حرف های درستی است که می زند. و ارج دانشمند منوط به ارج دانش به عنوان سخن سنجیده و درست است.

امام‌خمینی هر قدر بزرگ‌ و عزیز و در تاریخ معاصر ایران و جهان تاثیرگذار، در نظریه ولایت فقیه اشتباه می کرد. ولی به کدام مستند؟ به استناد کتاب سه جلدی مرحوم آیت الله مومن با عنوان “الولایه الهیه الاسلامیه او الحکومه الاسلامیه زمن حضور المعصوم و زمن الغیبه” که تماما در تایید و تحکیم نظریه ولایت فقیه است. فعلا از این‌ کتاب حجیم‌ فقط با عنوان‌ آن و از عنوان تنها با دو‌کلمه‌ نخست کار داریم: ولایت الهی. آیا ولایت الهی نعوذ بالله امری موهوم است، حمال تعاریف بی شمار و مضامین‌متناقض؟ یا مفهومی متعین و آثاری شناخته شده دارد؟ قطعا دومی. الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور. خداوند سرپرست مومنان است، آنها را از تاریکی ها به سمت نور بیرون‌ می برد.

رهبری فعلی دقیقا بر اساس نظریه ولایت فقیه امام انتخاب شد. حتی می گفتند شخص او تایید امام را داشت و در آن شرایط حساس خانواده امام این ادعا را علنا تکذیب نکرد. ولی آیا در طول این سه دهه حرکتی از تاریکی به نور مشاهده کردیم. در بیست سال اول با کلی اغماض می توان‌ گفت که لااقل خروجی از تاریکی به سمت نور صورت‌ نگرفت و همین مقدار برای تخطئه نظریه امام کافی بود. چه رسد به دوازده سال اخیر که شاهد خروج تند از نور به تاریکی هستیم. مثلا در دو دهه اول می شد جوان را به نماز خواندن دعوت کرد، اگرچه اثری نداشت. ولی در دوازده سال اخیر خود این دعوت ناممکن شده است.‌

مسئله را پیچیده نکنیم. دستکاهی که قرار بود آب‌نبات بیرون بدهد سی و دو سال است آب و زهرمار تولید می کند. هر عقل سلیمی نظریه فکری پشت این سازوکار را اشتباه می یابد.

خودتان را آماده انبوهی از “چه‌ کسی گفته است‌” کنید. در زمان امارت ظل السلطان بر اصفهان چندی ورود باروت به شهر ممنوع شد و قیمت آن سر به فلک‌ کشید. یکی از روحانیان به خیال آنکه احترام‌ لباسش را نگه‌ می دارند و بارش را نمی گردند دو جوال باروت بر پشت خرش گذاشت و وارد دروازه شد. نگهبان‌پرسید چه داری؟ گفت سیاه دانه. ولی محموله چیزی دیگر بود. با این وجود گزمه ها از جسارت به اهل علم ترسیدند و فرد و بارش را پیش حاکم بردند تا خود در این مورد تصمیم بگیرد. ظل السلطان پرسید اینها‌چیست؟
– سیاه دانه قربان.
– آیا مطمئنی؟
– بله قربان.
– پس دستت را زیر ریشت بگیر. سپس مقداری از محموله را در آن ریخت، کبریت کشید و ریش صاحب بار سوخت. با این حال هنوز از رو نمی رفت:
– نگفتم سیاه دانه است قربان؟
جز قلب تیره هیچ نشد‌حاصل و‌ هنوز
باطل در این‌خیال که اکسیر می کنند

به هر حال نسبت دادن حکومت فعلی فقیه به ولایت الهی افترا بستن به قرآن است؛ گناهی که خداوند حتی بر عزیزترین بنده اش هم نمی بخشد. و ان‌ کانوا لیفتنونک عن الذی اوحینا الیک‌ لتفری علینا غیره…. و نزدیک بود تو را در مورد آنچه به سویت وحی فرستادیم فریب دهند تا غیر از آن را بر ما افترا ببندی…. اذا لاذقناک‌ ضعف الحیاه و ضعف الممات ثم لا تجد لک‌ علینا‌ نصیرا. در آن صورت دو برابر (عذاب) زندگی و‌ دو برابر (عذاب) مرگ را به تو‌ می چشاندیم و سپس در برابر ما‌ یاوری نخواهی یافت.

آیا این‌ تهدیدهای قرآن علمای اسلام را نمی ترساند؟ یا همگی محاسن شکوهمندشان تا بنا گوش سوخته است و هنوز دارند قسم می خورند که سیاه دانه بود، این از عذاب مضاعف زندگی: ضِعف الحیاه. جا دارد ضعف الممات را هم انتطار بکشند. لِیَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ کَامِلَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُم بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُون
تا بارهای شان را بکشند و از وزر کسانی هم بکشند که نا دانسته آنها را گمراه می کنند. به راستی که چه بد باری می کشند.
مگر چقدر فرصت هست؟ از چه می ترسند؟ بل لا یومنون. بلکه به (انشا کننده این) تهدیدها ایمان ندارند و درجه اجتهاد را با مجوز زباندرازی پیش خدا اشتباه می گیرند.

اینها مطالب جدیدی نیستند، فقط پیشتر در پرده بیان‌می شدند.

“سال جدید از راه می رسد و بنا به سنت شایسته است وقتی به یکدیگر می رسیم آن را مبارک بخوانیم و «صد سال به این سال ها» بگوییم، حال آنکه کمتر کسی به سال پیش رو چنان امیدی دارد که صد بار تکرارش را آرزو کند. آیا سال ۹۸ بهتر از ۹۷ خواهد بود؟ اجمالا بعید می دانیم. و این به خاطر روند امور است. آیا ۹۷ بهتر بود یا ۹۶؟ قطعا ۹۶. آیا ۹۷ بهتر بود یا ۸۷؟ قطعا به مراتب ۸۷. و این از هر لحاظی است که تصور کنید و بدان اهتمام داشته باشید؛ از نظر اقتصادی، از نظر سیاسی، از نظر فرهنگی، از نظر روابط خارجی، از نظر شیوع فساد، از نظر توجه جامعه به معنویت، از نظر امید، از نظر ..‌.. وضعیت پیوسته دارد تیره‌تر می‌شود. حال آنکه خداوند سرپرست مومنان است، آنها را از تاریکی‌ها به سمت نور می برد. آیا حکومتی که مدعی ولایت الهی است نباید شمه‌ای از این ویژگی را به منصه ظهور برساند؟ آیا آب نباید تشنگی را بزداید یا نان لازم نیست گرسنگی را تسکین دهد؟ آنچه جمهوری اسلامی را تضعیف می کند پایمردی عزیزان محصور ملت یا صراحت لهجه قدیانی‌ها نیست، بلکه حرکت از روشنایی به سمت تاریکی‌ست. برای تقویت نظام چرا چراغی روشن نمی‌کنید؟”

ولی اینک‌ گفته باید شد به دستان نیز هم، زیرا فرصت تنگ است.

•••

در این بیماری یک بار نیمه های شب تب سر به ناکجا کشید. گفتم خوب است فرزند را در جریان بدهی هایم بگذارم. همین که آخرین جمله را برایش فرستادم تب سبک شد. شنیده بودم وصیت مرگ‌ را به تاخیر می اندازد، ولی آیا با این سرعت. حتما زمان‌تاثیر یکی از داروها با آن لحظه مصادف می شود.‌ طفلک وقتی بیدار شد احتمالا وحشت کرد و پنداشت دارم می میرم. چون چند بار زنگ زد تا صحبت کند. ولی می خواستم بخوابم و فقط پیغام دادم تب شکست.

جملات‌ پایانی این‌ مقاله را هم با تب چهل درجه می نوشتم، نه بدان امید که باز آن شفای عاجل را در یابم، بلکه می خواستم تکلیفی بر گردن‌ نداشته باشم. اکنون که در بستر غلت می زنم و این عبارات پایانی را ردیف می کنم تب هم حیا پیش گرفته است. حتما باز به همزمانی تاثیر یکی از داروها ربط دارد. به قطعیات بیاویزیم؛ قطعی آن است که تکلیف را باید به هر قیمتی انجام داد. هرچند از اشارات هم بشارات بر می خیزد.

امیدوارم همراه با شما روزهای بهتر این‌کشور را ببینم.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.