سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تندروی، محصول تحکیم این ایده است که چیزی را نمی‌توان تغییر داد و این وضعیت محتوم ا...

تندروی، محصول تحکیم این ایده است که چیزی را نمی‌توان تغییر داد و این وضعیت محتوم است

چکیده :انسان نو، در مواقع اضطراری، به طور فردی و جمعی، وضعیت کلی را نمایندگی کرده و ابراز می‌کند. هر چقدر وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعه‌ای بحرانی‌تر می‌شود، تاریخ درازدامنه‌ی سرکوب مدرنیسم توسط بازار و دیگر نهادهای سلطه در لحن و رفتار و ‏انتخاب‌های سیاسی آن جامعه خود را عیان می‌کند....


امین بزرگیان

تندروی (Extrémisme) برگ برنده‌ی میدان سیاست تقریباً در همه جای دنیا شده است. امروزه دست بالا را تندروها دارند، زیرا گرایش عمومی به سوی آنها بیشتر است. این گرایش هم ریشه در وضعیت «پول» دارد و هم به بحران دموکراسی و سیاست مربوط است. در واقع سرمایه‌داری با سرکوب طولانی مدت نقد رادیکال جا را برای تندروی گشوده است.

در جهان سرمایه‌داری متأخر ، سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی بطور کامل به زیر سلطه‌ی میدان اقتصادی می‌روند، بطوری که در شرایط اضطراری – و بطور جمعی – ، سرمایه‌های فرهنگی معلق شده و نادیده گرفته می‌شوند؛ گویی هرگز نبوده‌اند. در واقع تمدن، مدنیت و اخلاقیات شهروندی در ذیل اقتصاد قرار می‌گیرند.

این ثانویه شدنِ افراطی را در حجم خرید مازاد، بی‌توجهی به دیگران و مسابقه انبار کردن و خالی کردن فروشگاه‌ها در ابتدای کرونا دیدیم. تندروی ظهوریافته، محصول حذف ساختاری نقد رادیکالِ وضعیت در افکار عمومی با تحکیم این ایده است که «چیزی را نمی‌توان تغییر داد و این وضعیت محتوم است».

رادیکالیسم و نقد ریشه‌ای _آنگونه که در قرون ابتدایی مدرنیته شاهدش بودیم و در فلسفه، علوم انسانی، ادبیات و از همه مهمتر افکار عمومی انعکاس می‌یافت_ با سروری مطلق اقتصاد بر اذهان، برچیده و به آکادمی‌ها تبعید شد. در فقدان نقد رادیکال بعنوان یکی از مهم‌ترین ارزش‌های روشنگری، عکس‌العمل به وضعیت، فارغ از ارجاعات مدرنیستی شد و به نوعی تندروی نسبت به کل ساختار و حتی ارزش‌های مدرن مبدل گردید. رونق بنیادگرایی و ترامپیسم ‏و راست ضد مدرن از یکسو و تخریب کور همه چیز از سوی دیگر، در جهان امروز و منطقه ما بیراه نیست.

این فقدان در وضعیت طغیانِ طبقات پایین نیز، بگونه‌ای دیگر و با خالی کردن مغازه‌ها خود را نشان می‌دهد؛ چون پیشتر سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی که مناسبات مدنی و اخلاقی جامعه را تعیین کرده و تداوم می‌بخشیدند، ‏به نفع مکانیزم‌های پول و سرمایه اقتصادی، تضعیف و ناکارآمد شده‌اند.

انسان نو، در مواقع اضطراری، به طور فردی و جمعی، وضعیت کلی را نمایندگی کرده و ابراز می‌کند. هر چقدر وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعه‌ای بحرانی‌تر می‌شود، تاریخ درازدامنه‌ی سرکوب مدرنیسم توسط بازار و دیگر نهادهای سلطه در لحن و رفتار و ‏انتخاب‌های سیاسی آن جامعه خود را عیان می‌کند. تندروی موجود _به‌عنوان ارزشی جدید_ محصول برچیده شدن رادیکالیسم به شکل‌های مختلف توسط نهادهای متنوع اقتدار و قدرت است.

پی‌‌نوشت:
اصطلاح رادیکالیسم (Radicalism) که از کلمه «رادیکس» (radix) در زبان لاتین آمده است، به‌معنای ریشه و توجه به ریشه است و از اساس با تندروی متفاوت است هرچند به اشتباه به‌جای آن بکار می‌رود.

* تیتر انتخاب کلمه است


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.