سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روایتی دردناک از بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ؛ تلاش برای کشتن انسانیت در...

روایتی دردناک از بند زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ؛ تلاش برای کشتن انسانیت در زندانیان سیاسی

چکیده :با تلاشی که شما (مامور امنیتی و حفاظتی) انجام داده‌اید، علاوه بر کشتن انسانیت در شمار بسیار کمی از این زندانیان، شرایطی را در میان آنها به وجود آورده‌اید که سرشار از سوظن و بدگمانی است، شرایطی که حادثه درگیری سه روز پیش عده‌ای از این جوانان و آسیب دیدن یکی از آنها تنها بخش کوچکی از نتایج آن...


احمدرضا حائری

در سالهای اخیر و با افزایش شرایط اختناق و گسترش اعتراضات خیابانی عموم زندانیان سیاسی را جوانانی تشکیل می‌دهند که یا به دلیل فعالیت علیه سیاست های حاکم در فضای مجازی و یا حضور در اعتراضات مسالمت‌آمیز خیابانی بازداشت و در شرایطی سخت و بدون برخورداری از اصول دادرسی عادلانه، محاکمه و زندانی شده‌اند. زندان تهران بزرگ نیز از این قاعده مستثنی نیست و در دو سال اخیر عموم زندانیان سیاسی آن را این گونه جوانان تشکیل می‌دهند.

روز گذشته خبری از این زندانیان به دستم رسید که انتشار آن و پرداختن به زمینه های آن موضوع این یاداشت است.

خبر این بود که شماری از جوانان زندانی به دلیل به وجود آمدن بحثی درباره “عامل انتقال اخبار زندانیان داخل بند به مقامات امنیتی زندان” و ظن و گمان به همدیگر، در هواخوری مشترک بند ۹ و ۱۰ با هم درگیر شده و متاسفانه یکی از زندانیان به نام ش.ن در این درگیری به شدت صدمه دیده است. صدمات به این زندانی به اندازه‌ای بوده که مسولین زندان وی را به بیمارستانی خارج از زندان انتقال داده و تاکنون که سه روز از وقوع این حادثه می‌گذرد به زندان بازنگشته و همبندی‌هایش خبری از حال او ندارند.

شنیدن این خبر من را در غم و اندوه عجیبی فرو برده است، تصور کنید جوانی بیست تا بیست و پنج ساله را به دلیل اعتراض به وضعیت کشور بازداشت می‌کنید و با استفاده از شکنجه سفید و نگه داشتنش در سلول انفرادی او را وادار به اعتراف به هر کار نکرده‌ای می‌کنید و در نهایت در دادگاهی با قضاوت امثال صلواتی، عموزاد و…بدون داشتن وکیل و فرصتی برای دفاع، تنها با احراز هویتش در سه تا پنج دقیقه او را به چندین سال زندان محکوم می‌کنید. اما محکوم کردن این جوان به سال‌ها زندان پایان کار شما(نهاد امنیتی) نیست، و اصل کار هنوز باقی مانده است که البته همکارانتان که در زندان مستقر هستند انجام این مرحله مهم را برعهده دارند. وقتی این جوان در زندان بدون امکانات و سختی چون زندان تهران بزرگ ایام حبس خود را می‌گذارند، و هر روز با فکر کردن به سال‌های حبس پیش‌رویش بیش از پیش در خود فرو می‌رود و احتمالا به استفاده از داروهای اعصاب و روان روی می‌آورد، تازه آن‌وقت است که شما تلاشتان را برای “شکستن” او آغاز می‌کنید.

شکستنی که با تلاش برای گرفتن “انسانیت” از او آغاز می‌شود، همان انسانیتی که او را موی دماغ شما کرده و موجب شده به سیاست‌های مخرب و مستبدانه شما اعتراض کند. برای گرفتن انسانیت از این جوان دیگر نیازی به سلول انفرادی، قاضی صلواتی و… ندارید، کافی است او را صدا کنید و از او بخواهید اخبار رفتارها و سخنان دوستان همبندی‌اش را برای شما بیاورد، و البته رها شدنش از برزخ سالها حبس پیش‌رو را منوط به انجام این خواسته کنید. این‌گونه است که شما تلاش خود را برای کشتن انسانیت در این جوان و “شکستنش” آغاز کرده اید و در ادامه باید هر از چندگاهی به او یادآور شوید که رفتن به مرخصی یا کاستن از مدت حبس و دیگر امتیازات قانونی برای او، وابسته به انجام درست و دقیق این ماموریت است!

این رفتار غیرانسانی و تراژدیک خلاصه‌ای است از آن‌چه که برخی مسولان حفاظت در زندان‌ها و نهادهای امنیتی با این جوانان دربند انجام می‌دهند. به نظرم اصل موضوع انجام چنین رفتاری با این جوانان چنان تاسف‌برانگیز ، غمناک و در عین حال رقت‌بار است که نیازی به ذکر جزئیات و مصادیق ندارد.

با تلاشی که شما (مامور امنیتی و حفاظتی) انجام داده‌اید، علاوه بر کشتن انسانیت در شمار بسیار کمی از این زندانیان، شرایطی را در میان آنها به وجود آورده‌اید که سرشار از سوظن و بدگمانی است، شرایطی که حادثه درگیری سه روز پیش عده‌ای از این جوانان و آسیب دیدن یکی از آنها تنها بخش کوچکی از نتایج آن است.

در پایان خطابم به صاحبان مقام در دستگاه قضایی است که در این مدت هر روز از انجام اصلاحات و تحول در دستگاه قضایی سخن گفته و مدعی هستند که شیوه مدیریت‌شان با اسلاف‌شان متفاوت است. پیشنهاد می‌کنم که پیش از هر اقدامی تلاش کنند که دستگاه قضایی اعم از دادسرا، دادگاه و زندان از ذلت وابستگی به نهادهای امنیتی رها شود، چرا که تنها در صورت تحقق این مهم است که هیچ‌گاه شاهد این نخواهیم بود که جوان‌ ۲۵ ساله رعنا و آزاده این جامعه تنها به دلیل اعتراض(خواه اعتراض مجازی یا حقیقی) به سالها زندان محکوم شود و در برزخ زندان‌ها به جنگ مامورانی برود که در تلاشی خستگی‌ناپذیر درپی “کشتن انسانیتش” هستند.

این مقامات باید آگاه باشند که هر اقدامی جز تلاش برای مستقل کردن دستگاه قضایی، بیش از یک نمایش گذرا برای ترمیم وجهه عمومی‌شان نخواهد بود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.