سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مبارزه و، و یرانی!/ توطئه علیه ملت، توطئه علیه کشور! (۳)...

مبارزه و، و یرانی!/ توطئه علیه ملت، توطئه علیه کشور! (۳)

چکیده :دست های ما خالی است. و نیز، زخمی و دردمند هستیم. اما دارو و درمان را دیگری به گرو گرفته است. چه می توانیم بکنیم؟ آیا اصلا ممکن است و، نیز درست است که کاری...


میراصغر موسوی

مبارزه برای عقب زدن استبداد و کسب آزادی، ناگزیر خشن و، گاهی نیز خونین است. هیچ فرقی ندارد که، رو در رویی را عمل انقلابی بخوانیم و یا رفتار خشونت آمیز. واژه هر چه که باشد، نمی تواند، ماهیت ذاتی عمل برای تغییر را عوض کند.

تقسیم کردن پیشاپیش عمل مطالبه گرانه به قهرآمیز و، صلح آمیز کاملا امری کاذب است. مبارزه مواجهه است، مواجهه با استبداد، دیکتاتور، شاه، سلطان و، نیروی سرکوب . رو در رویی با حافظان وضع موجود و نیروهای آن است. ممکن است – متاسفانه همیشه نیز چنین شده – استبداد، ماشین سرکوب را برای پس زدن مردمی که، آزادی و عدالت می طلبند، به میدان گسیل کند. و در چنین وضعیتی، مواجه حتی خارج از اراده هر دو سوی ماجرا – مطالبه گر و سرکوب گر – متاسفانه معمولا به خون کشیده می شود. نتیجه حاصل از این تقابل مشت و تفنگ، خارج از اراده و نظر و توصیه و طرح و نظریه پردازی سیاسی – فلسفی و حتی تشکیلاتی می شود. چگونگی عمل اعتراضی و مطالبه گری و نیز، عمل سرکوب را وضعیت صحنه تعیین می کند نه، تئوری و نظریه های کلان!

اما همه این موارد ، قابل بررسی و، تجزیه و تحلیل است. و ممکن است در تجزیه و تحلیل، به ترکیب و عناصری با کیفیت تازه و موثرتر دست یافت. اما هیچ یک از آن موارد پیشاپیش قابل رد، حذف و یا تایید و تصویب نیست. آن چه مهم و ضروری است و باید مورد دقت و توجه قرار داد: تناسب عمل با موقعیت است . چنان چه اهداف از دل رویاها و امید و آرزوها بیرون می آید و، بعد صورت بندی می شود. شیوه عمل نیز از دل موقعیت و در تناسب با صحنه باید پدید بیاید . جنگ، مذاکره و صلح هیچ یک ناگهانی و بی مقدمه پیش نمی آید. این ها در طول هم حرکت می کنند و، ما بنا بر موقعیت و شرایط انتخابِ گزینشی انجام می دهیم.

اما این گزینش انتخاب یکی و حذف بقیه نیست. بلکه تعیین اولویت ها است. هیچ یک از عناصر آن مجموعه قابل تفکیک و جدا سازی نیست. و کسی نیز نمی داند، در سپیده دم تاریخ، جنگ از صلح زاده شد و یا، صلح از جنگ؟ فقط می توان تصور کرد: این دو از همان سپیده دم تاریخ، موازی با هم حرکت کرده و جلو آمده اند. اما تا کنون ، جنگ بر صلح غلبه داشته و جنگ طلب ها بر جهان حکومت کرده اند.در واقع، ما روی خط لغزانِ جنگ – صلح قرار داریم و، تاسف از این است که، در هر یک از این دو مردم نقش ندارند.

می خواهم تاکید کنم: ما در زیر سیطره جنگ طلب ها هستیم. همچنین در درون حلقه های استبدادی متعدد گیر کرده ایم: استبداد شاه – سلطان های وطنی و، در حلقه کمی گشادتر، سیطره استبداد جهانی. و در نهایت، تقدیری که دیگران – مه و خورشید و فلک… – برای ما رقم می زند. در واقع چیزی در اختیار ما نیست. همه در دست های خون آلود است. دست های خون آلود، گیرندگی و چسبندگی عجیبی دارد؟!

دست های ما خالی است. و نیز، زخمی و دردمند هستیم. اما دارو و درمان را دیگری به گرو گرفته است. چه می توانیم بکنیم؟ آیا اصلا ممکن است و، نیز درست است که کاری بکنیم؟

سرنوشت هر نسلی با این پرسش و جواب آن گره می خورد. وقتی هیچ چیز در دست ما نیست، دست چه می تواند بکند؟ دست خالی، در واقع بی دستی است. دستِ تهی، وبال است. چند کیلو گوشت و استخوان اضافی که، تن با خودش باید بکشد!
چه باید کرد؟

چه می توانیم بکنیم؟ اصلا تکلیف انسان چیست؟

فیلسوف – روان شناسِ آرژانتینی – فرانسوی، میشل بن سائق می گوید: نزدیک ترین راه به قلب، اعضای بیرونی بدن است. تجربه انسانی هر فردی درک نظر بن سائق را سهل می کند. چشم و نگاه، گویا از خود دل، به دل نزدیکتر است. نگاه سریعتر از خود دل، دل را خبر می کند. آنان که در شرایط ویژه لرزیده اند، می دانند یعنی چه؟

این جا است که، دست نقش حیاتی پیدا می کند و، دل را به سمت انتخاب می برد. و، خود در راستای آن انتخاب عمل می کند.
چنان چه سارتر گفته : انسان چون محکوم به آزادی است، لاجرم باید انتخاب کند. اما چه چیزی را باید انتخاب کرد؟ شغل، شهر، ماشین؟

نه! وظیفه دشوار، انتخاب چگونه زیستن است. چگونگی در نسبت با قدرت، سرمایه، ماشین سرکوب و تحمیق و تخدیر است. وقتی انتخاب کردیم، دستان پر خواهیم داشت و در راستای اهداف تعیین شده دست به عمل می زنیم. ما به موقعیت ها جهت می دهیم و موقعیت ما را بارور تر می سازد. دیالکتیک سوژه و اوبژه راه پیشرو را پیوسته می گشاید و، رصد می کند. در تقابل موقعیت و شرایط طرفین است که، روش و شیوه عمل مطرح می شود. انتخابِ شکل و ابزار مبارزه یک طرفه نیست. چون مبارزه امر طرفینی است. به همین دلیل ممکن و مقدور نیست که، چیزهایی را از قبل تعیین کرد. روش ها از وضعیت و ضرورت ها و شناخت و تحلیل درست به دست می آید. سوق دادن جامعه به سمت روش های انتزاعی ممکن است به مثابه نوعی توطئه علیه ملت تلقی شود.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.