سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

تفنگت را زمین بگذار

چکیده :شجریان حتما همنوا با مردم خوزستان،در برابر گشودن زبان آهن و آتش به رویشان ،"تفنگت را زمین بگذار" می خواند تا شاید فروغ آدمیت راه در قلب صیادان بگشاید و آن دیو انسان کش از آن برون آید تا که آیین انسانی پدیدار گردد.از دل غم پرورد و غم های سنگینش گله داشت و از "شادی آزادی" می گفت که اگر روزی بازآید، با آن چه ها خواهد کرد و اینک با غم سنگین خوزستان ،با آزادی چه می...


محمد شفیعی

خوزستان ،در این روزها که با سوزها همراه شد، نیستانی شده که از نفیرش همه ایران می نالد. شاید هم صدایش،نه نوای نی ببریده از نیستان که صدای صور تمام ایران باشد با طنین دو بانگ مرگ و حیات: بانگ مرگ بر ظالمان و دیکتاتورها و بانگ حیات یعنی آزادی و خروش ملت.باید خوزستان را کامل در متن ایران خواند.آنکه می توانست خوزستان اینک خیزستان شده را اینگونه بخواند در خاک آرمیده است اما هنوز صدایش زنده هست و آه آتشینش بر خرمن ظالمان می دمد.اگر شجریان زنده بود حتما برای خوزستان هم میخواند.او از مرغ سحرش دوباره میخواست که ناله سر کشد تا داغ دل ایران را تازه تر کند و با شکستن و زیر و زبر کردن قفس تنگ و تار دور ایران و درآوردن خوزستان ،این بلبل پر بسته زکنج آن قفس ،نغمه آزادی نوع بشر ،به خصوص رهایی تمام ایرانیان را سر دهد.او اگر بود فریاد آتشین خوزستان را سر میداد که از ظلم ظالمان و جور صیادان آشیانش بر باد رفت.

او هر جا که جوش و خروش ملت را برای آزادی می دید،در کنارش می ماند،برایش میخواند و از درد مشترک همه ایران یعنی نبود آزادی و رزم مشترک همگانی برای آفرینش آن میگفت و ندای “همراه شو عزیز” سر می داد که:
تنها نمان به درد، کین درد مشترک
هرگز جدا جدا،درمان نمیشود

شجریان حتما همنوا با مردم خوزستان،در برابر گشودن زبان آهن و آتش به رویشان ،”تفنگت را زمین بگذار” می خواند تا شاید فروغ آدمیت راه در قلب صیادان بگشاید و آن دیو انسان کش از آن برون آید تا که آیین انسانی پدیدار گردد.از دل غم پرورد و غم های سنگینش گله داشت و از “شادی آزادی” می گفت که اگر روزی بازآید، با آن چه ها خواهد کرد و اینک با غم سنگین خوزستان ،با آزادی چه می کند.
شجریان حتما تمام اشعار وزینی را که شایسته همراهی ،تکریم و همدردی با خوزستان بود را میخواند.او با خواندن خوزستان، تمام ایران را آواز می کرد.این روزها ،خوزستان خیزستان شده را باید با جنس و بغض شجریان خواند،با صدای آه ملت.

تیتر انتخاب کلمه است


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.