سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » “ایران مدنی” علیه ایران استبدادی و علیه نفرت از ایران...

“ایران مدنی” علیه ایران استبدادی و علیه نفرت از ایران

چکیده :گفتمان ایران مدنی تنها به دنبال پذیرفته شدن حق شهروند معترض نیست، برای نهادسازی و آموزش هم تلاش می کند، چرا که اعتراض به مناسبات قدرت، آموزش و رشد آگاهی و نهادسازی با امکانهای حداقلی و کنشهای کوچک و پیوسته خار چشم استبدادند و هر یک مکمل...


مجتبی نجفی

“خوزستان یعنی ایران ، ایران یعنی خوزستان”. حکومتی ها این را بگویند رد کنید. گزاره ای سراسر از تقلب است. اما قائلان به ” ایران مدنی” این را بگویند بپذیرید. من خود را در این دسته تعریف کرده ام. برای همین بسیار مواقعی نه خود را فرد که ” ما” تعریف میکنم. این ” ما” اشاره به هویتی دارد که ساخته شده و در حال ساخته شدن است یعنی نیاز به بهتر شدن دارد.

در گفتمان ” ایران مدنی”، محور ایران است و همه تعلقات قومی مذهبی عقیدتی و رنگی ضمن اینکه در عرصه عمومی حضور فعال دارند به پای ایران رنگ می بازند و همزمان ایران را صیقل می دهند. ” ایران مدنی” فقط ایران مشاع در خاک نیست، در شادی نیست در رنج هم هست. در این معنا هر جا که رنج ایرانی است، مساله ایرانی است. برای همین است خوزستان می شود ایران و ایران می شود خوزستان.

در گفتمان “ایران مدنی ” آنچه اهمیت دارد شهروندانش هستند بدون توجه به تعلقاتی که دارند، پس ایران مدنی تبعیض بردار نیست. در این گفتمان نقطه نقطه از خاک ایران محل اقدام است و ذره ذره از رنج ایرانی مساله است. ما مدارا ، مدنیت و دموکراسی را برای ایران متکثر در عین حال واحد می خواهیم. ” وحدت در عین تکثر ” که همان معنای پابلیک است. پس در گفتمان ” ایران مدنی ” هر گونه تلاش برای تفرقه و چند دسته کردن مردم محکوم است و به همان اندازه، تکثر آرا و دید و عقیده ابزار پیشرفت و توسعه است. طبیعی است گفتگو ، همیاری و استقامت و کاردانی برای حل مسائل، روش است. پس “ایران مدنی” هم ایران استبداد زده را پس میزند و هم تلاش ها برای تجزیه را. چرا که دموکراسی و مدنیت را برای بزرگی ایران می خواهیم و بزرگی ایران بسته به بزرگی شهروندانش است.

در این گفتمان است که حق اعتراض شهروند خوزستانی بی هیچ کم و کاستی پذیرفته شده و این اعتراض نه صرفا به بی آبی که به دهه ها تبعیض و نادیده انگاشتن است. در گفتمان “ایران مدنی ” ما به دنبال حل مساله هستیم نه پیچیده کردن آن، حل مسائل هم نیازمند تغییر اصول حکمرانی است. با حاکمیت ضرب و زور و درفش نمی توان به توسعه رسید، تاریخ ما همه مدلهای توسعه امرانه را پس زده و کشور تشنه پذیرش تکثر برای دستیابی به توسعه است. توسعه متوازن هم میسر نیست مگر اینکه همه شهروندان احساس تعلق به یک مای ملی کنند و این آخری میسر نیست مگر اینکه همه قائلان به ایران مدنی برای رفع تحقیر و تبعیض از تمام امکانات خود استفاده کنند.

پس گفتمان ایران مدنی تنها به دنبال پذیرفته شدن حق شهروند معترض نیست، برای نهادسازی و آموزش هم تلاش می کند، چرا که اعتراض به مناسبات قدرت، آموزش و رشد آگاهی و نهادسازی با امکانهای حداقلی و کنشهای کوچک و پیوسته خار چشم استبدادند و هر یک مکمل دیگری.

پس در گفتمان ایران مدنی ما نه به دنبال تکه تکه کردن و جنگ داخلی و افزودن مساله بر مساله های حل نشده هستیم نه دنبال توجیه استبداد با عنوان خطر موهومی به نام تجزیه هستیم. این آخری را حاکمیت برجسته میکند تا با القای احتیاط از پیوستن نیروهای مدنی به یکدیگر جلوگیری کند. قلب این ” ایران مدنی” همان به رسمیت شناخته شدن شهروند معترض است و این یعنی اینکه مناسبات استبدای پاسخگوی امروزمان نیست و نیازمند ساختن سطح جدیدی از روابط هستیم تا با به رسمیت شناختن ” دیگری” هم افزایی کند و با نگاه مساله محور به تخفیف و تحدید بحرانها بپردازد. این مهم جز از راه فشار اجتماعی به حاکمیتی که تنها زبان زور می فهمد میسر است؟

برای رسیدن به این شرایط باید به قاعده ” زور در برابر زور ” بیشتر اندیشید. زور اجتماعی از طریق تولید ایده و نیرو و همفکری و همیاری و توسعه گفتمان مقاومت مدنی با مشی مسالمت آمیز امکان پذیر است. جامعه ای که نشان داده در طول تاریخ خود از جنبش و انقلاب و فشار و صندوق و گفتگو، مذاکره برای احقاق حقوقش استفاده کرده نه می تواند کره شمالی شود نه سوریه . اینجا ایران است با انباشتی از سرمایه آزادیخواهی ، نسلهای مطالبه گر، با بنیانهای نمادین قوی ملی که در فاجعه ها به دادش رسیده ، با مدنیت قابل توجه در منطقه ، با انبوه متخصصان و کارشناسان و شهروندان شجاع…پس طبیعی است برای توسعه گفتمان ” ایران مدنی” باید تلاش کرد. این گفتمان نباید تسلیم استبداد شود و نه تسلیم آنانکه از نام ایران نفرت دارند و دنبال جنگ داخلی هستند. راه این تلاش نقد قدرت مستقر بدون هیچ اما و اگری و دفاع از حق شهروندان معترض چه در خوزستان و چه در جای جای ایران است. این یعنی” خوزستان همان ایران است و ایران همان خوزستان است”.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.