سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مردم ایران آگاهند و جهل را پس می‌زنند؛ شما در مورد استبداد و ظلم حاکم آگاه هستید؟...

مردم ایران آگاهند و جهل را پس می‌زنند؛ شما در مورد استبداد و ظلم حاکم آگاه هستید؟

چکیده :چقدر تلخ است که ما مردم ایران، در شرایط «فضای بسته» کنونی ایران، باید اعتراض کنیم، گلوله بخوریم، کشته شویم، تا آقای اصغر فرهادی و دوستان سینماگرش بتوانند، فردا روز، در «فضای باز»، زمانی که شرایطش فراهم شد ما را، فلاکت ما را، تحقیرشدن ما را، بدبختی ما را، شکنجه ما را، گلوله خوردن ما را، موشک خوردن ما را، مرگ ما را، سوژه فیلم‌شان کنند! با کادربندی‌ها، تکنیک‌ها و چرخش‌های حرفه‌ای و اصولی دوربین و نوشتن فیلم‌نامه از زندگی نکبت‌بار ما، فیلم بسازند، و جایزه...


حسین رونقی

عصبانیم؟ بله عصبانی و غمگینم، برای آن‌که آن‌زمان که اصغر فرهادی بر روی پله‌های ساختمان جشنواره کن قدم بر‌می‌داشت تا در جهان آزاد (جهانی که حجاب اجباری نیست، آزادی بیان وجود دارد، جان و کرامت انسان ارزش دارد، مردم برای اعتراض با گلوله کشته نمی‌شوند و…) جایزه خود را پس از اعلام افتخارات‌شان دریافت کنند و با نگاهی فلسفی بگویند: «راه نجات کشورم آگاهی‌بخشی است»، مردم در خیابان‌های استان خوزستان (یکی از استان‌های جنوبی ایران، خیلی دورتر از کن فرانسه) به‌خاطر تشنگی و بی‌آبی با وجود گرمای کشنده، اعتراض می‌کردند و داد می‌خواستند، گلوله می‌خورند و کشته می‌شدند.

پس از آن‌که خبرنگار ایران اینترنشنال، از اصغر فرهادی سوالی درباره امکان فیلم ساختن درباره کشته‌شدگان اعتراضات خوزستان می‌پرسد با لبخند، از ناراحتی‌تان موقع شنیدن اخبار اعتراضات اهواز می‌گوید و پاسخ می‌دهد: «ساخته شدن فیلم درباره این موضوع نیاز به فضای باز دارد. در شرایط فعلی امکان ندارد اما قطعا روزی ساخته خواهد شد.» قبل از آنکه برویم سراغ آگاهی بخشی، باید بپرسم چرا مردم ایران را چون یک انسان نمی‌بینید؟ ‏چرا فکر می‌کنید مردم در خوزستان کشته می‌شوند تا «سوژه» فیلم‌های شما در فضای باز باشند! چرا از تشنگی، اعتراض و جان‌های به‌لب رسیده آنها سخن نمی‌گویید، به‌جای آن مردم معترض و کشته‌شده را سوژه برای فیلم‌های آینده در فضای باز می‌بینید؟ حتی اگر سوال پرسیده شده از شما نادرست باشد، پاسخ شما باید نآگاهانه و غیرانسانی باشد؟ رنج آنها برای شما مهم نبود؟ آنها ارزش و کرامت انسانی نداشتند؟ چگونه چشم می‌بندید بر واقعیت‌ها و دردهای جامعه و لب به سخن می‌گشایید و آن را به آینده و فضای باز موکول می‌کنید؟

چقدر تلخ است که ما مردم ایران، در شرایط «فضای بسته» کنونی ایران، باید اعتراض کنیم، گلوله بخوریم، کشته شویم، تا آقای اصغر فرهادی و دوستان سینماگرش بتوانند، فردا روز، در «فضای باز»، زمانی که شرایطش فراهم شد ما را، فلاکت ما را، تحقیرشدن ما را، بدبختی ما را، شکنجه ما را، گلوله خوردن ما را، موشک خوردن ما را، مرگ ما را، سوژه فیلم‌شان کنند! با کادربندی‌ها، تکنیک‌ها و چرخش‌های حرفه‌ای و اصولی دوربین و نوشتن فیلم‌نامه از زندگی نکبت‌بار ما، فیلم بسازند، و جایزه بگیرند! اما کاش قبل از آن و پخش صدای استاد شجریان، مرام و منش او را می‌فهمیدید، شجریانی که به ممنوعیت صدای زنان اعتراض می‌کرد و در حمایت از همین مردمی که شما آنها را نادیده می‌گیرید، می‌گفت: « من صدای خس‌وخاشاکم. اما این خس‌وخاشاک اگر طوفان راه بیفتد، چشم آدم‌ها را کور می‌کنند.»

سوال من اینجاست، واقعا با این مواضع و صحبت‌ها چه کسی را می‌خواهید آگاه کنید و در مورد چه موضوعی می‌خواهید آگاهی‌ببخشید؟ اگر مرادتان مردم ایران است، که شما بهتر از هر کسی می‌دانید مردم ایران ناآگاه نیستند، تحت ظلم و ستم سیستماتیک هستند، همین اعتراضات، اعتصابات، دادخواهی‌ها، فریاد‌ها را ببینید و بشنوید، تا متوجه بشوید که مردم ایران چگونه جهل، ظلم و ستم و استبداد را پس‌زده‌اند؛ اگر جامعه جهانی را می‌خواهید آگاه کنید، با عافیت‌طلبی و محافظه‌کاری و استعاره نمی‌توانید کاری از پیش ببرید، آن‌گونه که آقای محمد رسول‌اف گفتند: «زبان استعاره، زبان پذیرش ظلم است!» مردم مقصر ناآگاهی حاصل از عدم آموزش و عدم فرهنگ‌سازی غیرایدئولوژیک نیستند، آموزش و فرهنگی که امروز تحت سیطره یک ایدولوژی مخرب است.

صریح بگویید، از سانسور و خودسانسوری وحشتناکی بگویید که شما را چنان وحشت‌زده می‌کند که کلمه‌ها را مزه‌مزه می‌کنید و سپس می‌گویید، تا مبادا سخنی یا واژه‌ای برخلاف میل حاکمیت از زبانتان بیرون بیاید، تریبون جهانی دارید و به‌جای صحبت از مردم و دردشان، به‌جهای گفتن واقعیت سکوت می‌کنید. اگر حاکمیت ایدئولوژیک بداند که فیلم‌سازی شما قرار است، فرهنگ و آموزش ایدئولوژیک او را تحت تاثیر یا تغییر قرار دهد یا آگاهی بدهد، اصلا اجازه فیلم ساختن به شما نمی‌دهد که هیچ، اجازه صحبت کردن هم به شما نمی‌دهد، برای شروع آگاهی باید بدانید ۶۰ درصد بدن را آب تشکیل می‌دهد، آب آشامیدنی که امروز برای شهروندان ایران بحران جدی است، بی‌اعتنایی شما به رنج و درد جامعه و مردم، آگاهی‌بخشی به همراه نخواهد آورد، این سیل ویران‌گری که پیش‌روست را سهمگین‌تر می‌کند! به دوستان و هوادارانتان بگویید، ما دشمن نیستیم، ما مزدور نیستیم، ما نخبه‌کش نیستیم، ما کسانی هستیم که روزی به درست یا اشتباه، آثار شما را دوست داشتیم و امروز از این رفتارها، گفتارها و واکنش‌های شما بشدت رنجیده و آزرده شدیم، چرا که فکر می‌کردیم اصغر فرهادی قرار نیست با دست و زبان خودش، خودش را سانسور و سرکوب کند و به تحمیل یک حکومت ایدئولوژیک تن دهد. و چشم بر درد مردم ببندد و واقعیت‌ها را نگوید و پنهان کند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.