سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بلاهت در حکمرانی و، تشنگی در خوزستان …...

بلاهت در حکمرانی و، تشنگی در خوزستان …

چکیده :مهم آن است که مردم در فلاکت به سر می‌برند چه آنجا نفت و گاز داشته باشد چه نداشته باشد، مردم مهم‌اند که حالا غرق در بحران‌ها و بدبختی‌ها فریاد می‌کشند و مقصر بی‌هیچ اما و اگری، حکومتی است که مردم برایش مهم نیست چرا که اساسش بر این بنا شده که حفظ نظام اوجب واجبات...


سپند آرند

خوزستان در تشنگی به اعتراض نشسته و خون مردم نیز بر زمین ریخته است. می‌گویند زیر پای‌شان ثروت است و نفت و گاز را از سرزمین‌شان می‌برند و فقر و بیکاری و بی‌آبی را برایشان بر جای می‌گذارند. اما چه فرقی می‌کند که بر زمینی غنی نشسته باشی یا مثل سیستان و بلوچستان در محرومیتِ تمام، آب را تمنا کنی.

مهم آن است که مردم در فلاکت به سر می‌برند چه آنجا نفت و گاز داشته باشد چه نداشته باشد، مردم مهم‌اند که حالا غرق در بحران‌ها و بدبختی‌ها فریاد می‌کشند و مقصر بی‌هیچ اما و اگری، حکومتی است که مردم برایش مهم نیست چرا که اساسش بر این بنا شده که حفظ نظام اوجب واجبات است.

حالا نظام حفظ شده است، چهل و چند سال است که بر دروازه کشور نوشته‌اند نظام مقدس جمهوری اسلامی که شعارش استقلال‌، آزادی و جمهوری اسلامی است. از جمهوریت که جز نمایش صندوق‌های رأی چیزی برایش نمانده؛ از آزادی هم فقط دو سه میدان و استادیوم به این نام، در کشور ثبت شده، اما استقلال را با بلاهت اشتباه گرفتند و بر طبل تو خالیِ خودکفایی کوبیدند که حالا سرزمینی بی‌حاصل، سرشار از ویرانه و اندوه بر جای بماند.

بی‌آبی‌های‌مان هم میراث همین بلاهت حکمرانی است که آنقدر از سر دشمنی با دنیا بر‌آمد تا هر روز نگران باشد مبادا فلان مایحتاج را از ما دریغ کنند، پس برویم خودکفا شویم، در گندم خودکفا شویم و سرزمینی بی‌آب را بی‌آب‌تر کنیم، در هندوانه خودکفا شویم و حتی صادرکننده باشیم، در هر چه فکرش را بکنید باید خودکفا باشیم و یادمان می‌رود که مزیت‌های سرزمینیِ ما چیست.

مگر نمی‌شد بی‌هیچ دشمن‌سازی با دنیا، جاذبه‌های تاریخی و گردشگری و طبیعی این سرزمین را محلی برای درآمدهای ارزی کرد که با قسمتی از آن، بسیاری از احتیاجات کشور را بی‌نیاز از خشکاندن اندک منابع آبی، به مردم رساند؟ همانطور که می‌شد بی‌هیچ حماقت و عداوت و رانتی، به جای چندین رونمایی بی‌ثمر از واکسن داخلی، حالا بخش مهمی از مردم را واکسینه کرد.

اما وضعیت فعلی بر حماقت ایدئولوژیک بخشی از حاکمان و سودجویی و رانت‌خواری و فساد بخشی دیگر، در را بر همان پاشنه می‌چرخاند تا امروز شاهد بر جای ماندن ویرانه‌ای باشیم که مردم زیر آوار آن مانده‌اند و حاکمان بر این ویرانه حکم می‌رانند.

آیا راهی برای رهایی هست؟ حتما هست. یا حاکمان باید سر عقل بیایند یا مردم خرد جمعی خود را به کار ببندند و راهی برای نجات پیدا کنند.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.