سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آقای روحانی، دیگر دیر شده است

چکیده :کاش یک بار سوار تاکسی می‌شدی، کاش یک بار سوار اتوبوس و مترو می‌شدی، کاش یک بار به مراکز تزریق واکسن می‌رفتی، کاش یک بار به داروخانه‌های دولتی، به بیمارستان‌ها سری می‌زدی، به روستاها، به جنوب شهرها، به کارگران بیکار شده، و می‌دیدی این‌ها را مردم، همه می‌دانند، خیلی وقت است...


رحیم قمیشی

رئیس جمهور امروز در جلسه هیأت دولت گفته:
“فرصت دستیابی به توافق را از دولت گرفتند… ای کاش همه ما روی اصل ۶۰ قانون اساسی می‌رفتیم (اختیارات قانونی رئیس جمهور و وزرا) و همه به اصول ۶۰ و ۱۱۳ قانون اساسی احترام می‌گذاشتیم، در این صورت شرایط ما شرایط دیگری بود.
اگر اصل ۶۰ قانون اساسی ما حاکم بود و یازدهم آذر لطمه نمی‌خورد، اسفند ماه تحریم مردم برداشته می‌شد و امروز مردم می‌دیدند که چه شرایطی بر کشور حاکم بود و فروردین، اردیبهشت، خرداد و تیر دیگری را می‌دیدند.”

با خودم گفته بودم مدتی مطالب سیاسی ننویسم، وقتی همه می‌دانند مشکل چیست و منشأ آن کجاست.
دلم نیامد این را نگویم؛

آقای روحانی!
لابد حالا سه هفته مانده به پایان کار دولت متوجه شده‌ای، چرا برای ما هیچ فرقی نمی‌کند رئیس جمهور چه کسی باشد.
لابد حالا فهمیده‌ای چرا ما از تو، از وزرایت، از لبخند مصنوعی‌ات، از لباست، از حرف‌های اضافه‌ات، که هر آنچه ما می‌خواستیم را نمی‌گفت، بدمان می‌آید.

آقای روحانی!
آنچه امروز می‌گویی ما سال‌هاست می‌دانیم، تصور کرده‌ای شجاعت به خرج داده و چیز جدیدی گفته‌ای!
کاش یک بار سوار تاکسی می‌شدی، کاش یک بار سوار اتوبوس و مترو می‌شدی، کاش یک بار به مراکز تزریق واکسن می‌رفتی، کاش یک بار به داروخانه‌های دولتی، به بیمارستان‌ها سری می‌زدی، به روستاها، به جنوب شهرها، به کارگران بیکار شده، و می‌دیدی این‌ها را مردم، همه می‌دانند، خیلی وقت است می‌دانند…
شاید تو و وزرایت اخرین کسانی باشید که پی می‌برید و اعتراف می‌کنید “هیچ کاره‌اید!”
نه اینکه طبق قانون هیچ کاره‌اید؛
چون شجاعت دفاع از حق را ندارید، حتی حق خودتان را.
چون شجاعت دفاع از مردمی که به شما رأی دادند را ندارید
چون برای شما پرستیژتان، آینده سیاسی‌تان، روابط‌تان در قدرت، از جان شهروندان مهمتر است.
چون شما نمی‌دانید در برابر هر بیمار کرونایی امروز مقصرید، شما باور نکرده‌اید در مرگ هر بیمار کرونایی امروز مقصرید، شما در زندگی‌هایی که بخاطر فشارهای اقتصادی از هم پاشیده مقصرید، شما در گدا شدن مردم عزتمند ایران، در درماندگی همه مردم، در مهاجرت تک تک جوانان مظلوم، مقصرید.

شما هنوز هم جرأت ندارید بگویید اصل شصت قانون اساسی را چه کسی از یازده آذر نگذاشت عمل شود. شما هنوز هم جرأت ندارید بگویید قبل از یازده آذر آیا همه اختیارات قانونی را داشته‌اید!؟

آقای روحانی!
به نظرم از امروز تا مدت‌ها پس از پایان ریاست جمهوری‌تان هیچ نگویید…
داغ ما را تازه نکنید.
ما چیزهایی می‌دانیم که شما بعدها می‌فهمید!
ما می‌دانیم همه تحریم‌ها، نه از اذر ماه، از ده سال پیش و بیست سال پیش همه‌اش بازی بوده… مرگ ما بازی بوده، زندگی ما…

ما می‌دانیم قدرت چه سریع انسان‌ها را می‌بلعد، انسانیت را می‌بلعد، صداقت را.
ما می‌دانیم چه غصه‌ای دارید که از قدرت می‌روید…
ما می‌دانیم چرا خیلی وقت‌ها لال بودید.
ما می‌دانیم چرا برخی وزرایتان نوکر قدرت شدند.

آقای روحانی!
صادقانه می‌گویم
ما می‌دانیم تا وقتی که تصور می‌کنید مردم نمی‌فهمند، تا وقتی تصور می‌کنند مردم نمی‌فهمند، آش همین است و کاسه همین.
وقتی هم می‌فهمید مردم صبور و سختی کشیده همه چیز را می‌فهمیدند
که دیگر دیر شده
و دیگر دیر شده.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.