سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » از مشی اصلاح‌طلبی تا اصلاح‌طلبان...

از مشی اصلاح‌طلبی تا اصلاح‌طلبان

چکیده :شرکت معترضانه مردم با رأی سفید و رأی مخالف به نامزد تعیین شده حاکمیت و عدم شرکت در انتخابات، از نگاه من «مشی اصلاح‌طلبانه» است. یعنی اعتراضی نرم و هشدار دهنده به هسته سخت قدرت تا به خود آیند و حقوق مردم را پایمال...


محمدجواد مظفر

(لطفاً تا انتهای متن را بخوانید)

از فردای جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ و پایان انتخابات ریاست‌جمهوری، جریان اصلاح‌طلبی مورد هجوم و تخریب بی‌وقفه منتقدان، معترضان، مخالفان و معاندان داخل و خارج قرار گرفت.

در این راستا به نظر می‌رسد توضیحات زیر ضروری است:

۱- می‌بایست تفاوت قائل شویم بین «مشی اصلاح‌طلبی» و «اصلاح‌طلبان» با نام و صاحب شناسنامه، چه در کسوت احزاب و گروه‌ها و چه در چهره اشخاص.

۲- به قاطعیت می‌گویم که «مشی اصلاح‌طلبی» نه تنها قابل دفاع، بلکه مدعای ما این است که به گفتمان غالب بدل شده است. اصلاح‌طلبی راهی است میان انفعال و انقلاب. این مشی نه تنها از سوی طرفداران صاحب نام آن، بلکه به جرأت می‌توان گفت از سوی قاطبه مردم ایران پذیرفته و عمل می‌شود. سال‌هاست گفته‌ام براندازان بدانند که تا اطلاع ثانوی طبقه متوسط ایران در هیچ حرکت براندازانه و خشونت‌بار مشارکت نمی‌کند. تجربه‌های ۱۳۸۸، ۹۶ و ۹۸ نشان داد آن هنگام که اعتراض‌ها به سرکوب و رویارویی خشونت‌بار بدل شود، طبقه متوسط پا پس می‌کشد و همراهی نمی‌کند. شرایط سال ۱۳۵۷ نیست که ۱۷ شهریور بی‌وقفه ادامه می‌یابد تا به ۲۲ بهمن می‌انجامد.

۳- شرکت معترضانه مردم با رأی سفید و رأی مخالف به نامزد تعیین شده حاکمیت و عدم شرکت در انتخابات، از نگاه من «مشی اصلاح‌طلبانه» است. یعنی اعتراضی نرم و هشدار دهنده به هسته سخت قدرت تا به خود آیند و حقوق مردم را پایمال نکنند.

۴- مدت‌هاست حتی جریان‌های وابسته به قدرت از برج عاج غرور و این است و جز این نیست پایین آمده و به جبر شرایط، گفتمان‌شان سرشار از پیشنهادات اصلاح‌طلبانه و رفع خطاها و اشتباهات و خرابکاری‌هاست؛ هرچند که در تحقق آن‌ها به خاطر بنیان‌های فکری‌شان ناتوان باشند. اما «مشی اصلاح‌طلبی» چنان به گفتمان غالب بدل شده که راه گریزی از آن ندارند و ناچار باید در آن چارچوب سخن گویند. هر چند برای امتناع از بیان عنوان «اصلاح‌طلبی» به کلید واژه‌هایی نظیر «تحول‌خواهی» پناه ببرند.

۵- از سال‌ها قبل به بسیاری از اصلاح‌طلبان صاحب‌نام و حتی بزرگ این جریان به صراحت گفته‌ام تفاوت است بین اصلاح‌طلبی و سازش‌کاری(حتی کلامی تندتر که از نوشتن آن پرهیز می‌کنم.) معنای اصلاح‌طلبی به هیچ‌وجه مترادف با خودشیرینی، مجیزگویی و همراهی با قدرت نیست. بلکه ایستادگی و مطالبه مبانی آزادی، حقوق مردم، توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از راه‌های گوناگون قانونی است.

۶- در نوشتار قبلی تحت عنوان «در امتداد دیروز، در مسیر فردا» نوشتم که جبهه اصلاحات در جریان انتخابات نشان داد که نیاز به بازنگری اساسی و بنیادین در رویکرد و عملکرد خود دارد. در غیر این‌صورت انشقاق کمترین هزینه‌ای است که خواهد پرداخت.

نیاز مبرم و اساسی ایران امروز
«اصلاحات ساختاری و بنیادین»
در همه عرصه‌ها است.
معتقدیم و تردید نداریم که این
«خواسته‌ای است شدنی».


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.