سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کاش لختی بیندیشید و لحظه‌ای خدای و خلق خدای را در نظر آورید...

کاش لختی بیندیشید و لحظه‌ای خدای و خلق خدای را در نظر آورید

چکیده :آه که چه بر ما و روح و روان و روزگار ما رفت و رفته است که فقط تصویری از این چنین پلیس جوانمرد و مهربان چه حسرت ها بر دل اندوهگین و قلب شکسته هموطنان...


کلمه – گروه اجتماعی:

به این تصویر که نگاه میکنم تمام وجودم را رعشه ای حسرت بار و محزون فرا می‌گیرد.
آن آغوش،
آن مهر
آن مسئولیت شناسی
آن فداکاری را
همه اش را و بیش از این را در چشمان سرهنگ فرهمند ببینید که به نقطه‌ای دور خیره شده و این جوان را در آستانه خودکشی در آغوش خود گرفته است.
آن دست‌ها پر از مهر و عشق هستند. عشق به یک انسان که تو باید بمانی و زندگی ات باارزش است.
می دانید در این سالیان سیاه در این سالیان بی رحم و بی عاطفه که خشکی مقام و پست و عنوان و رتبه، تمام راه‌های نفس این جامعه و جوانان ش را خفه کرده بود، چقدر به این دستها و آن آغوش و آن چشم‌های دوخته به افق های دور محتاج بودیم؟
می دانید در لحظه های آتش ریختن بر سر مردم مال باخته، در لحظه باتوم کوفتن بر بازنشستگان خسته و پژمرده، در آن لحظه‌ها که نگاه توام با تنفر پلیس، جوانان معترض و عاصی و جان به لب رسیده آبان خونین ۹۸ را نشانه می‌رفت و انگشتشان بر آن ماشه‌های حرام می‌چکید، چقدر جای این نگاه فداکار و صمیمی و صاف و صادق خالی بود و خالی بودن جایش را گلوله پر کرد؟!
آه که چه بر ما و روح و روان و روزگار ما رفت و رفته است که فقط تصویری از این چنین پلیس جوانمرد و مهربان چه حسرت ها بر دل اندوهگین و قلب شکسته هموطنان می‌گذارد؟
کاش لختی بیندیشید و لحظه‌ای خدای و خلق خدای را در نظر آورید که رهاورد آن لباس و آن نشان و آن مراتب و مناصب، بر چشم و قلب و دست‌های ما جز عشق و مهر و انصاف نباید باشد.
آنگاه ستایش ملت و شکرانه مردمان جای آه و نفرین و تنفر را پر خواهد کرد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.