سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخی به چه باید کرد: تقویت کانون های مقاومت مدنی...

پاسخی به چه باید کرد: تقویت کانون های مقاومت مدنی

چکیده :رشد شبکه های اجتماعی امکان همیاری مردمی را بیشتر فراهم کرده و مرزها و فاصله های جغرافیایی را از بین برده، در نتیجه روشهای نوینی از جامعه پذیری را در اختیار ایرانی ها در خارج و داخل مرهای ایران قرار داده. پس طبیعی است پاسخ کنشگران مدنی به " چه باید کرد" در عین حال که ساده است پیچیده نیز...


مجتبی نجفی

” چه باید کرد؟” پرسشی نیست که از زیر بار آن بتوان فرار کرد، همه گروهها، افراد و شخصیتها باید پاسخ دهند در شرایطی که قدرت یکدست شده برنامه فردایتان چیست؟ طبیعتا پاسخ به این پرسشِ سخت نه تک خطی است و نه می تواند برآمده از گزاره تک عاملی باشد. اما آنانکه سیاست را به مثابه حضور فعال در عرصه عمومی و نقد مستمر تمام وجوه سلطه و قدرت می دانند برنامه یشان مشخص است، مهم تداوم و تقویت آن است. وقتی دموکراسی نمایندگی به بحران می خورد و نهادهای انتخابی عقیم، بی اثر یا تحت تسلط قرار می گیرند، نوبت بیشتر به دموکراسی رادیکال می رسد که حلقه های همبسته مردمی را فرا می خواند. این حلقه ها همه کانون های غیر رسمی را در بر می گیرد، از حلقه های خانوادگی تا دوستان تا همکاران،…دموکراسی رادیکال تکیه گاه اصلی مقاومت در برابر استبداد می شود.

رشد شبکه های اجتماعی امکان همیاری مردمی را بیشتر فراهم کرده و مرزها و فاصله های جغرافیایی را از بین برده، در نتیجه روشهای نوینی از جامعه پذیری را در اختیار ایرانی ها در خارج و داخل مرهای ایران قرار داده. پس طبیعی است پاسخ کنشگران مدنی به ” چه باید کرد” در عین حال که ساده است پیچیده نیز هست. قدرت ما درتقویت شبکه ها و نهادهای غیررسمی است برای تولید ایده، تداوم آموزش،کمک به حاشیه نشینها با نگاه به نقد مستمر قدرت است. بارها گفته اند برنامه یتان چیست؟ برنامه ها به انتخابات محدود نبوده. آغاز شده تدوام خواهد داشت و تقویت خواهند شد.

مقاومت مدنی یعنی استقرار وتداوم این کانونها برای تولید معنای مشترک در برابر استبداد. کانون های متکثر و گسترده در بزنگاههای حساس خود را بازخواهند یافت و حول محور یک نه بزرگ دیگر گرد هم خواهند آمد. خواندن و تفسیرکردن، استفاده از قدرت هنر ، تقویت تخیل و بازاندیشی آنچه را که به نام پذیرش واقعیت در یک نگاه کاملا غلط به ما خورانده اند ما را به زمین اصلی سیاست در عرصه عمومی وصل خواهد کرد. اجتماع جمع های همبسته در سایه تداوم کار و جان سختی و امید رخ خواهد داد و معمولا این احزاب و سیاسیون هستند که در تاریخ ما در برابر شکل گیری اجتماعاتی از این دست انگشت به دهان مانده اند.

امروز ایران برای ساختن از دیروزش مهیا تر است. پس مخالفت با مناسبات حاکم استبدادی در ایران نه صرفا در نفی آنچه که بر ما می گذرد که بر پایه ساختن آنچه که باید باشد و اکنون نیست صورت عملی به خواهد گرفت. شبکه ها و نهادهای غیر رسمی می توانند کانونهای اصلی مقاومت مدنی در برابر استبداد باشند و وقتی از مقاومت مدنی حرف می زنیم از مدارا، گفتگو، سرسختی در برابر انکار واقعیت تحقیرشدگان و تلاش برای به رسمیت شناختن “دیگری” حرف می زنیم. در مقاومت مدنی آنچه که مهم است ورود سوژه به شناسایی مسائل عمومی، صورت بندی آنها و اقدام برای حل آنهاست. پس طبیعی است در مقاومت مدنی نقطه نقطه ایران می شود کانون کنش هدفمند برای ارتقای وضعیت همه آنها که قربانی سیاست های برآمده از حکمرانی نامطوب هستند.

” بایست و مقاومت ” کن امروز صرفا ماندن بر سر موضع تعریف نمی شود، در ساختن نهاد و جمع با هدایت کنش های کوچکی است که در یک معنای واحد جمع می شوند. پس برای تقویت گفتمان ” ایران مدنی” می توان ایستاد و مقاومت کرد و به تعریفی از ایران رسید که هیچ رنجی در آن انکار نشود ، منش در برابر بی پرنسیپی تقویت و آزادی یک اصل به دور از هر گونه شیئی گشتگی شود. کنش های کوچک به هم پیوسته کار خیریه ای نیستند کنش های راهبردی تولید معنا در برابر وضعیتی هستند که ما را به روزمرگی فرا می خواند. ایستادن در برابر استبداد هم از مسیر رانتی نمی گذرد، از جیب ملت برداری و خرج ملت کنی نمی شود، برای خلق ایده های نو باید راههای عاری از رانت را جست و این اگر چه در یک نظام رانتیر دشوار است اما غیر ممکن نیست. نقطه ثقل کنشگران مدنی می تواند متنوع باشد اما حاشیه نشینها و مناطقی که از فقر رنج می برند می توانند اولویت باشند که چرا که آموزش و کارآفرینی در این مناطق تنها توانمند کردن جامعه نیست خارج کردن ابزارهای پوپولیسیم هم هست که یکی از موانع جدی روند دموکراتیزاسیون در ایران است.

بر خلاف کسانی که می خواهند جامعه را با یک شکست انتخاباتی ناامید نشان دهند جامعه ایران توانایی لازم برای مقابله با وضعیت جدید را دارد. از ضررهای نگاههای صرف انتخاباتی همینجاست که با یک پیروزی انتخاباتی به دلیل بالا بردن توقعات کار را تمام شده و با یک شکست انتخاباتی وضعیت را آخرالزمانی می کنند. زندگی که با مقاومت مدنی پیوند بخورد فراتر از انتخابات هاست .
میدان های کنش مقاومت مدنی متفاوت و بازیگرانش گوناگون هستند. پس سرفصل برنامه پیش روی همه آنهایی است که میدان بازیشان را عرصه عمومی تعریف کنند: تقویت کانونهای مقاومت مدنی در برابر استبداد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.