سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ تحقیرآمیز به ” سیاست منهای مردم”...

پاسخ تحقیرآمیز به ” سیاست منهای مردم”

چکیده :جریانی که می توانست به آرامی و در اعتراض به مهندسی انتخابات که از بیت رهبری شروع و با نظارت استصوابی پیش رفته و سوار بر عملکرد فاجعه آمیز روحانی ـجهانگیری شکل گرفته بود از بازی در این میدان از پیش تعیین شده خودداری کند در دامی افتاد که حتی در رقابت با آرای باطله هم ناکام ماند. آرایی که بخش عمده ای از آنها می تواند اعتراضی...


مجتبی نجفی

صحنه مدتها برای پیروزی رئیسی آماده شده بود. برخی احزاب سیاسی نمی خواستند باور کنند و با سیاست “علم کردن چوب خشک” به امید پیروزی در دور نخست وارد بازی شدند که مختصات آنرا نظام دیکتاتوری تعیین کرده بود. آنها نخواستند بفهمند که چهارصد، نه نود و دو است نه نود وشش. بسیاری از منظر عدم شرکت و نه تحریم، هشدار دادند ورود به این میدان ، بازی باخت ـ باخت است. بحث عدد مشارکت نیست، چهل درصد باشد یا شصت مساله این است به خاطر خرج سرمایه اجتماعی، چکهای پاس نشده تان از دور قبل پرنده اقبال به روی شانه هایتان نمی نشیند. هدیه شورای نگهبان را با ردصلاحیت بسیاری چهره های مهم پس زدند، گمان کردند که می توانند از کاه کوه بسازند. برخی در این توهمند هر وقت اراده کنند از شهروند یک برگه رای به نفع خود خواهند ساخت در نتیجه به سیاست تهییج روی آوردند. پشت کاندیدایی جمع شدند که قبل از این انتخابات یک خط سیاسی در کارنامه اش نداشت و او را هم متوهم کردند بدون هویت سیاسی با چند حرف تند می تواند رای سازی کند. اما این عده روی شعور مردم کم حساب می کنند. چهره شدن هم هویت می خواهد. اینطور نیست مردم دیگر به هر چوب خشکی هم رای بدهند آن هم بعد از تجربه تلخ نود و شش.

جریانی که می توانست به آرامی و در اعتراض به مهندسی انتخابات که از بیت رهبری شروع و با نظارت استصوابی پیش رفته و سوار بر عملکرد فاجعه آمیز روحانی ـجهانگیری شکل گرفته بود از بازی در این میدان از پیش تعیین شده خودداری کند در دامی افتاد که حتی در رقابت با آرای باطله هم ناکام ماند. آرایی که بخش عمده ای از آنها می تواند اعتراضی باشد.

گروههایی که نتوانستند به رغم هشدارها مختصات این بازی را تشخیص و با شعارهای موهومی مانند “زیر میز زدن” و…وارد یک سازکار تحقیر آمیز شده شوند باید در تمام پیش فرضهای خود تجدید نظر جدی کنند. اگر گمان می کنند با رویکرد شعاری مانند ” نترسیدیم و باختیم” می توانند ضعف های تحلیلی، عدم شناخت از جامعه و نگاه منسکی به انتخابات را جبران کنند سخت در اشتباهند. حالا بیایند پاسخ دهند در حالی که بسیاری نظرسنجی ها رای رئیسی را بیش از شصت و رای همتی را زیر چهار درصد نشان می داد چگونه با یک نظرسنجی کذایی مدعی شدند کاندیدایشان به دور دوم صعود می کند؟ مسئول این نظرسنجی در خوش بینانه ترین حالت اشتباه فاحش و در بدبینانه ترین حالت نظرسازی کیست؟

انتخابات نود و هشت و چهارصد، برای برخی گروههای اصلاح طلب شاید درس آمیز نباشد اما برای بسیاری تحلیلگران مشخص شده که پاسخ “سیاست منهای مردم” همین شکستهای تحقیرآمیزی است که شهروند را به مثابه تعرفه رای می بیند و متوجه نیست بعد از عدم تحقق بسیاری از مطالبات، فقدان استراتژی پاسخگویی به آنها، تحقیر شدگان هم به سختی پاسخ می دهند.
حالا گروهها، افراد و شخصیتها دو راه دارند: یا می خواهند پشت عبارات حماسی، این شکست تحقیر آمیز را توجیه کنند یا در پیش فرضهایشان در شناخت جامعه ایران و شیوه سیاست ورزیشان تجدیدنظر کنند. تداوم رویکرد نخست، حذف قطعی از سیاست را رقم خواهد زد چرا که کسی برای “بازنده های مداوم تحقیرشده” تره هم خرد نمی کند . اتخاذ رویکرد دوم می تواند آنها را به سوی گونه های جدیدی از سیاست ورزی با رویکرد مردمی سوق دهد. انتخاب با بازنده هاست. اینها اگر باز هم گمان کنند به تحریمی ها یا مردمی باخته اند که به دلایل مختلف شرکت نکردند یا با رای باطله اعتراض کردند سخت در اشتباهند. اینها پیش از همه به خود باخته اند.

بارها هشدار داده شد بسیاری گروههای اصلاح طلب تشکیلاتی گفتمانی ورشکسته شده اند و برای احیا نیازمند اتخاد رویکردهای شجاعانه هستند. اولین قدم این است که بپذیرید اشتباه کردید، پیش فرضهای غلط داشتید و جامعه را به خوبی نشناختید. تا این خودانتقادی را نکنید ذهنتان برای راه حلهای خلاقانه باز نخواهد نشد.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.