سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

این فریب شوم!!

چکیده :چنانچه به این عدم مشروعیت در اذهان مردم و در سطح جامعه توجه نشود و همچنان در پندار و اوهام و خیالات بمانند و تصور کنند مردم باز هم به آنان توجه خواهند نمود و گوش به داستانسرایی ها خواهند داد راه خطا پیموده اند، راه؛ فقط بازگشت به مردم است نه فریب آنان....


علیرضا کفایی

انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به شکلی طراحی شده است تا یک سلیقه سیاسی خاص و با توجیه حفظ نظام برکشیده شود و آشکارا محرومیت بخش عظیمی از جامعه و دیگر سلایق سیاسی را نادیده انگاشته است.

نزاع همیشگی شورای نگهبان با آنچه به زعم خود، غیرخودی می خواند و اصرار و استمرار در حذف رقیب سیاسی و توقع داشتن بر اینکه به هر ترفندی شده آنان را که معزول نموده؛ به بهانه “حفظ نظام اوجب واجبات است” ولو با شکست و خفت و تحقیر در صحنه حاضر نماید، خطا و گناهی است که همچنان تکرار می شود و ظلمی است که بر نظام و مردم و جناحهای سیاسی می رود، فریب است! و انتظار دارند باز از نو مردم با سلایق سیاسی متفاوت به نظامی که اینان دانسته یا نادانسته تبر بر پی آن می زنند و نفرت می پراکنند حضور یابند.

این فریب شوم نه فقط از ناحیه آن کارگزاران و نهادها است که با تاسف باید گفت برخی از سیاسیون و اصلاحگران نیز در کار فریب مردمند، هم خود را می فریبند و هم تلاش می کنند مردم را فریب دهند، اصلاحطلبانی که دعوت به رای می کنند و هزاران قصه می بافند که اگر نیائیم چنین و چنان می شود، آیا می اندیشند که چگونه تیشه به ریشه اندیشه می زنند؟

هیچ چیز مهمتر از اندیشه اصلاحی نیست، هیچ فرد و گروهی در هر سطحی که باشند از اندیشه برتر نیستند و اگر عزتی دارند یا مورد اقبال و توجه مردمند به واسطه همین اندیشه است لذا نه خود بفریبند نه به فریب مردم آیند، چنانچه ادعای اندیشه ورزی دارند حتماً که لزومی بر حضور در قدرت وقتی که آنها را می رانند و اجازه حضور حداقلی هم نمی دهند؛ نیست، باید توجه داشته باشند که بنیان مشروعیت آسیب دیده است، مردم در حالتی از انزجار از جناح سیاسی و سیاسی بازی هستند.

چنانچه به این عدم مشروعیت در اذهان مردم و در سطح جامعه توجه نشود و همچنان در پندار و اوهام و خیالات بمانند و تصور کنند مردم باز هم به آنان توجه خواهند نمود و گوش به داستانسرایی ها خواهند داد راه خطا پیموده اند، راه؛ فقط بازگشت به مردم است نه فریب آنان.

مدعیان صادق اصلاحطلبی می بایست هر چه زودتر صف خود را از کذابان و منفعت طلبان جدا کنند و برای ترمیم مشروعیت از دست رفته و پویای اندیشه اصلاحی اقدام کنند، به مردم بازگردند و خردمندی پیشه کنند به پشتوانه مردمی فکر کنند که دیگر خسته از دروغ و فریب است و با بیماری و فقر و فلاکت در انتظار گشایشی است و هر روز ناامید تر از دیروز میشود.

این فریب شوم هم از ناحیه حاکمیت و هم از ناحیه جریان سیاسی و هم از ناحیه تاثیرگذارن سیاسی، اجتماعی؛ چون پتک بر سر مردم فرود می آید، بخود آئید که “آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر انتظار مددی از کرم باران نیست.”

دست از این فریب شوم بردارید، جان شیفته این مردم که اکنون خسته تر از همیشه است و دل رنجور این ملت را بیش از این نیازارید، ما مرغ مرگ اندیش نیستیم، به امید زنده ایم اما کنون چشمه خورشید فسرده است و شما هم “نداونید در رگ شب؛ خون فسرده این فریب شوم را”


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.