سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کوک ساز آواز سمفونی مردگان با اجرای رقص سلاخی و مرگ جمهوریت...

کوک ساز آواز سمفونی مردگان با اجرای رقص سلاخی و مرگ جمهوریت

چکیده :بر روحانی انتقادات زیاد و بجایی وارد است که خلاصه اش عدم تعهد شایسته به رای آن ۲۴میلیون نفر سال ۹۶ می باشد که نارضایتی اقشار مختلف مردمی همچون کارمندان ، کارگران، روشنفکران، هنرمندان، اقوام و اقلیت ها ،ورزشکاران و... را به همراه داشت و البته دولت روحانی تنها مقصر و بانی شرایط فعلی نبوده است و هر که با ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران اندک آشنایی هم داشته باشد میداند مشکل اصلی در...


محمد شفیعی

آخرین سخنرانی سید محمد خاتمی در سال۱۳۸۳ به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه تهران را همگی به یاد دارند.واقعا سخنرانی به یادماندنی ای بود.همگان از او بازخواست می کردند، علیه اش شعارهای تند و تیزی سر می دادند و البته برخی تشویقش هم می کردند.مخالفت و حمایت خیلی مهم نبود.آنچه اهمیت داشت حضور “همه ” بود و جنبش دانشجویی درانواع روایتش سرزنده بود و مطالبه گری میکرد.در آنروز خاتمی که همچنان با حرارت از آرمانها به خصوص از آزادی سخن می گفت ،عده ای شعار دادند “باز هم حرف”؟ که خاتمی نیز در پاسخ به آنها این جمله آینده نگرانه بیمناک را بر زبان آورد که ” انشاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که عمل می کنند و شما هم عمل آنها را خواهید دید” و در ادامه افزود” خدا نکند آدم هایی که تحمل دیگران را ندارند به قدرت برسند”.

و شد آنچه که در سال ۸۴ رخ داد و با به قدرت رساندن احمدی نژاد که قبلا استارتش با هنرنمایی شورای نگهبان در مجلس هفتم زده شد، دانشجویان به چشم خود دیدند که دیگرانی غیر از خاتمی چگونه عمل کردند و نتیجه آن هم زوال و به کما رفتن جنبش دانشجویی بوده است که تا به امروز، دیگر نتوانسته( گذشته از سایر عوامل) آن صلابت و سرزندگی سابقش را دوباره بدست آورد و به نوعی،گرفتار فقدان گفتمان هویتی مشخص و سردرگمی عملی گردید که تبیین و پرداختن به آن مجال دیگری می طلبد.

بر روحانی انتقادات زیاد و بجایی وارد است که خلاصه اش عدم تعهد شایسته به رای آن ۲۴میلیون نفر سال ۹۶ می باشد که نارضایتی اقشار مختلف مردمی همچون کارمندان ، کارگران، روشنفکران، هنرمندان، اقوام و اقلیت ها ،ورزشکاران و… را به همراه داشت و البته دولت روحانی تنها مقصر و بانی شرایط فعلی نبوده است و هر که با ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران اندک آشنایی هم داشته باشد میداند مشکل اصلی در کجاست.

با حضور روحانی، شکافی بین جناح های حاکمیتی بروز کرد که امکان و فضای حداقلی اعتراض را البته با هزینه زیاد فراهم نمود .ماهیت اعتراضات نیز در این دوران متنوع و گسترده بوده و تقریبا به استثنای طبقه اشراف سیاسی،تمامی طبقات اجتماعی درگیر آن شدند. مساله اینجاست که این اعتراضات تا جایی که متوجه روحانی می شد،امری مشروع و بلکه واجب شمرده میشد که دستگاه قضا موظف به رسیدگی بود، اما اگر فراتر از آن می رفت، اغتشاش،فتنه و توهین به مقامات تلقی میشد که در اسرع وقت بایستی در نطفه خاموش می شد. دوره روحانی می گذرد و تا زمانی که مقصران اصلی،این سلاخ کنندگان جمهوریت بر اریکه قدرت اند و به حقوق مردم می تازند، اعتراضات به حق مردم همچنان باقی می ماند و اوباشان هم همانطور که بر زبان آوردند به کف خیابان می آیند تا به زعم شان شاهد اغتشاش (و شما بگوئید اعتراض) نباشیم.در همایش رییسی در اصفهان که سخنرانش سعید محمد بود، با سر دادن شعار “مرگ بر روحانی” ، در حقیقت غزل خداحافظی “زنده باد زندگی ” که در همه جا و از جمله خیابان ها غالبا با زبان اعتراض جاریست خوانده شد و به جایش، سمفونی مردگان نواخته شد. ساز آوازش را هم شورای نگهبان از مجلس یازدهم کوک کرد و اینک تنها منتظر خواننده اش هستند تا فردای پس از پیروزی شان با اجرای رقص مرگ جمهوریت بخواندنش.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.