سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

رییسی چه دارد که دیگران ندارند؟

چکیده :در این ۱۲سال که یک جناح حاکمیت پویایی استراتژیک داشته، جناح اصلاح‌طلب نظام بر مبنای ایده هراس از دیگری، جلو رفته است. البته در این دوره تلاش کردند که با خواندن دست جناح اصولگرا، ایده خود را به روزکنند و به جای نه به شخص، نه به مفهوم را پیگیری کنند و در همین راستا کمپین نه به رییس‌جمهور نظامی را راه انداختند، اما وقتی نتیجه تایید صلاحیت‌ها آمد، دست رو شده خود را دیدند و دچار فروپاشی استراتژیک...


مهرداد محمدی

۱- بررسی انتخابات‌های پسا ۸۸ نشان می‌دهد که تصمیم‎سازان سیاست در ایران از هر انتخاباتی یک درس حیاتی می‌گیرند و در دور بعد اجرا می‌کنند؛ از ۸۸ یاد گرفتند که مهندسی آرا کار طاقت‌فرسایی است و بهتر است هزینه محدودتری با رد صلاحیت بدهند. بنابر این شد هر کسی که احتمال دارد زیر میز بازی بزند، تایید صلاحیت نشود ولو اکبر هاشمی رفسنجانی استوانه دو دهه اول انقلاب باشد، کاری که در انتخابات سال ۹۲ و در میان حیرت عمومی که «مگر رفسنجانی را می‌شود رد صلاحیت کرد؟» کردند. احتمالا خود اکبر هاشمی با توجه به سوابق خود، بهتر از همه می‌دانست که چطور می‌شود. از انتخابات سال۹۲ آموختند که باید تکثر در کاندیداهای مطلوب‌ را کاهش دهند و بر روی یک نفر سرمایه‌گذاری کنند. اتفاقی که در سال۹۶ با اجماعی دستوری بر روی ابراهیم رییسی به وقوع پیوست؛ به طوری که حتی محمدباقر قالیباف کنار کشانده شد. از ماه‌ها پیش از انتخابات امسال می‌شد حدس زد که جناح اصلی حاکمیت، از انتخابات سال۹۶ این درس را گرفته که انتخابات نباید دوقطبی شود ولو مشارکت پایین باشد. مهم این است که گزینه مطلوب باید با رقبا و رفقایی وارد صحنه شود که امکان دوقطبی‌سازی منتفی شود؛ ایده‌ای که ابراهیم رییسی به صراحت در پاسخ به همتی و مهرعلیزاده گفت: «با شما که انتخابات دوقطبی نمی‌شود». یعنی اگر قرار بود انتخابات دو قطبی شود لاریجانی که ۱۲سال رییس مجلس بود تایید می‌شد نه شما یا علیرضا زاکانی، رییس پیشین بسیج دانشجویی!

۲- در این ۱۲سال که یک جناح حاکمیت پویایی استراتژیک داشته، جناح اصلاح‌طلب نظام بر مبنای ایده هراس از دیگری، جلو رفته است. البته در این دوره تلاش کردند که با خواندن دست جناح اصولگرا، ایده خود را به روزکنند و به جای نه به شخص، نه به مفهوم را پیگیری کنند و در همین راستا کمپین نه به رییس‌جمهور نظامی را راه انداختند، اما وقتی نتیجه تایید صلاحیت‌ها آمد، دست رو شده خود را دیدند و دچار فروپاشی استراتژیک شدند. بعد از کمی تقلا و رودربایستی دیدند چاره‌ای جز توسل به همان ایده انتخاب شخص بد در مقابل بدتر و رییسی‌هراسی نیست. البته این سوال ایجاد شد که اگر در منطق بد و بدتر، چرا نباید کارگزاران دولت روحانی که عاملان مستقیم اتفاقات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و در نهایت بزرگترین کشتار خیابانی بودند گزینه «بدتر» به حساب آیند؟ یا اصلاح‌طلبانی که حتی احساس وظیفه نکردند که راجع به هشت سال عملکرد دولت، چهار سال مجلس و چهار سال شورای شهر و شهرداری شهرهای بزرگ کوچکترین توضیحی بدهند!

۳- به نظر می‌رسد جناح اصلی حاکمیت علاوه بر تغییر استراتژی فرمی انتخابات، تغییری در گزینه مطلوب هم ایجاد کرده است. اصلاح‌طلبان را در همان دهه هفتاد به دلیل عدم صداقتی که هم با حاکمیت و هم مردم داشتند، قابل اطمینان ندانستند و از صحنه اصلی کنار گذاشتند. تجربه محمود احمدی‌نژاد، حسن روحانی و حتی رقبای او در سال۹۲ به آن‌ها این نکته را نشان داد، ویژگی مهم رییس‌جمهور این است که ویژگی نداشته باشد. نه شبیه محمود احمدی‌نژاد باشد نه روحانی نه حتی قالیباف. گزینه مطلوب کسی است که نه جمله عجیبی راجع به حجاب گفته باشد، نه برجام، نه رابطه با آمریکا و سیاست خارجی، نه مسایل سیاسی داخلی و نه هیچ چیز دیگر. باید کاملاً لحن و جملات کنترل شده داشته باشد. همین نکته برتری ابراهیم رییسی بر دیگران است. اگر جست‌وجویی کنیم هیچ جمله خاصی از رییسی پیدا نمی‌کنیم که موضع عجیبی گرفته باشد و همه جا به کلیات بسنده کرده است. مثلاً وقتی راجع به برجام صحبت می‌کند می‌گوید باید اجرا بشود اما با این شروط، راجع به فیلترینگ می‌گوید فضای مجازی خوب است اما باید بهتر شود، راجع به آزادی‎های اجتماعی، زنان و باقی محل‌های نزاع هم به همین منطق که فلان چیز خوب است یا بد است، اکتفا می‌کند. کسانی بودند که بعد از دیدن مناظرات از ابراهیم رییسی انتقاد کردند که در پاسخ به سوال‌‎ها صرفاً تکرارشان می‌کند و یک تبصره معمولی می‌زند که مهم است انجام بشود یا نشود و بعد توضیحاتی کلی می‌دهد. این افراد با استفهام انکاری می‌پرسیدند که رییسی چه دارد که باید رییس‌جمهور شود؟ که یعنی هیچی ندارد حتی یک جمله چالشی؛ اما دقیقاً پاسخ همین است که هیچی ندارد حتی یک جمله چالشی و در مقابل عملکردی دارد کاملاً مقبول حاکمیت در همه بزنگاه‌‍‌های بعد از انقلاب.

منبع: مجمع دیوانگان


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.