سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

استدلالی در تحریم انتخابات

چکیده :اگر اهمیت شکاف مذکور را بپذیریم، به نظر می‌رسد وظیفه ما این است که به سهم خود گامی در راه پُر کردن این شکاف و روشن کردن حدود اختیارات و دامنه مسئولیت‌ها برداریم. قدرت حقیقی ما شهروندان در کیفیت انتخاب ما ظهور پیدا میکند؛ در اینکه بتوانیم آزادانه هر کسی را که صلاح دانستیم برای اداره کشور انتخاب کنیم و شخص منتخب هم بتواند سیاست‌های مورد نظرش را فارغ از کارشکنی نهادهای غیر پاسخگو اجرا کند....


شهروند/اسیر

یکی از بنیادی‌ترین مشکلات ساختار سیاسی ما وجود شکافی عظیم میان قدرت (اختیار) و مسئولیت افراد و نهادهای مختلف کشور است ؛ به این معنا که در این ساختار کسانی هستند که اختیارات گسترده‌ای دارند اما مسئولیتی در قبال وضعیت کشور نمی‌پذیرند و کسانی هم که به عنوان مسئول وضعیت موجود معرفی می‌شوند عموما فاقد اختیارات کافی می‌باشند. اصلی‌ترین کارکرد ساختار انتخاباتی جمهوری اسلامی هم پنهان و کتمان کردن همین واقعیت تعیین کننده و جلوگیری از عیان شدن این شکاف عمیق است. در واقع در حالی که به انتخابات به عنوان مکانیزمی جهت انتقال دموکراتیک قدرت استناد می‌شود، اما این مکانیزم عملا کارکردی نداشته و کمکی به جابجایی حقیقی و تعیین کننده قدرت نمی‌کند، چون قدرت فائقه این ساختار در نهادهای غیر انتخابی و گاها مدام العمر مستقر است.

شکاف مذکور -عدم تناسب قدرت و مسئولیت- ، در اداره کشور، هنگامی پُر می‌شود که یا کلا انتخاباتی برگزار نشده یا انتخاباتی واقعی مطابق با معیارهای دموکراتیک برگزار شود. فقط در چنین شرایطی است که لااقل مشخص می‌شود مسئولیت وضع کشور با چه کسی است. اما در حالت فعلی که انتخابات برگزار شده اما شورای نگهبان دامنه انتخاب ملت را به چند نفر از گماشتگان نظام محدود می‌کند و در ادامه هم نهادهای قدرتمندی مانند سپاه مانع اجرایی شدن سیاست‌های مورد نظر دولتِ شِبه منتخب می‌شوند، حالتی بینابین و ساختاری اصطلاحا شتر گاو پلنگ ایجاد شده که نتیجه‌اش پنهان ماندن حدود اختیارات و مسئولیت افراد و نهادهای مختلف است. حاصل اینکه کشور در سراشیبی سقوط قرار گرفته، کسی هم مسئولیت این وضعیت را بر عهده نمی‌گیرد.

اما وظیفه ما شهروندان به عنوان بازندگان اصلی این ساختار و این نحوه اداره کشور چیست؟

اگر اهمیت شکاف مذکور را بپذیریم، به نظر می‌رسد وظیفه ما این است که به سهم خود گامی در راه پُر کردن این شکاف و روشن کردن حدود اختیارات و دامنه مسئولیت‌ها برداریم. قدرت حقیقی ما شهروندان در کیفیت انتخاب ما ظهور پیدا میکند؛ در اینکه بتوانیم آزادانه هر کسی را که صلاح دانستیم برای اداره کشور انتخاب کنیم و شخص منتخب هم بتواند سیاست‌های مورد نظرش را فارغ از کارشکنی نهادهای غیر پاسخگو اجرا کند. در شرایطی که تا اطلاع ثانوی ما فاقد چنین امکانی برای افزایش قدرت و توسعه دامنه انتخاب خودمان هستیم، به نظر میرسد یگانه امکان پیش روی ما برای پر کردن شکاف مذکور این است که ناچارا مسئولیت خودمان را کاهش دهیم!

حال که بنا نیست کشور مطابق اراده ما و توسط افراد مورد نظر ما و در جهت منافع ملت اداره شود، چرا با شرکت در انتخابات و رای دادن به یکی از معتمدین نظام، مسئولیت اداره کشور را بر عهده بگیریم تا امثال دکتر ظریف بتوانند در مجامع جهانی ادعا کنند که ما خودمان انتخاب کردیم اینگونه زندگی کنیم! ما خودمان انتخاب کردیم واکسن نزنیم. ما خودمان انتخاب کردیم منابع ملت را صرف حمایت از شبه نظامیان و تروریست‌های لبنان و فلسطین و یمن و حکومت جنایتکار بشار اسد در سوریه کنیم. ما خودمان انتخاب کردیم که عمری سرمایه‌های کشور را صرف جدال بی‌ثمر با آمریکا و غرب کنیم. ما خودمان حجاب اجباری را انتخاب کرده‌ایم. تمام این ادعاهای صریح یا ضمنی را هم با استناد به شرکت مردم در انتخابات مطرح و توجیه می‌شود.

چه دلیلی دارد در شرایطی که به تجربه و مکرر ثابت شده که با شرکت ما در انتخابات قرار نیست هیچ تغییری اساسی در روند اداره کشور ایجاد شود، اَدای شهروندانِ آزادِ کشورهای دموکراتیک را در آورده و با شرکت در انتخابات مسئولیت اداره کشور و سیاست های جاری را بر عهده بگیریم و به این ترتیب برای جمهوری اسلامی و سیاست های داخلی و منطقه‌ای و بین المللی ویرانگر و ساختار انتخاباتی مخربش مشروعیت دموکراتیک بخریم؟

نگاهی اجمالی به خروجی این ساختار، یعنی دولت‌مردان جمهوری اسلامی از ابتدا تا به حال، از بازرگان و بنی صدر تا جلیلی و زاکانی، نشان می‌دهد که انتخابات در جمهوری اسلامی نه شیوه‌ای برای اداره دموکراتیک کشور بلکه شعبده‌ای برای باز تولید دموکراتیک (خود خواسته) استبداد و مشروعیت‌دهی به این ساختار و این تباهی بوده و همچنان هست. برگزاری انتخابات در چهارچوب جمهوری اسلامی، نه راهی برای حل مشکلات بلکه صرفا تلاشی است برای این که مردم حتی متوجه نشوند مسئولیت دردشان با کیست. بیاید مسئولیت آنچه اختیارش با ما نیست را نپذیریم و حال که گویا نمی‌توانیم قدرتمان را افزایش دهیم، لااقل مسئولیت‌مان را کاهش دهیم.

منبع: مجمع دیوانگان


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.